فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۸۱ تا ۱۰٬۹۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۲۲ مورد.
آزاد اندیشی در تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و...]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
این پ ژ وهش به منظور بررسی دیدگاه شهید مطهری در زمینه ""آزاداندیشی در تعلیم و تربیت اسلامی"" صورت گرفته است. نوع تحقیق، بنیادی و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. روش جمع آوری اطلاعات اسنادی (کتابخانه ای) است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش کیفی استفاده شده است. تعقّل، نبود مانع در جلوی تفکر، تعبّدی و تقلیدی عمل نکردن از عوامل اساسی مفهوم آزاداندیشی است. عوامل زمینه ساز آزاداندیشی دینی را می توان در عوامل بیرونی از قبیل بنیانهای منطقی دینی و نبود حاکمیت مستبدانه جستجو کرد و یا در درون انسان عواملی از قبیل تربیت ربّانی، تقوا و زهدورزی را پرورش داد. متناسب با عواملی که بیان می شود، روشهای پرورش آزاداندیشی دینی را نیز می توان به دو دسته ""برون تربیتی"" از قبیل جدال احسنِ، تذکر، رفق و مدارا در تبیین مسائل دینی، تسامح دینی، هدایت افکار و ""خود تربیتی"" از قبیل جستجوگری، برخوردی استدلالی با جهان، تزکیه نفس، عادت به تفکر تقسیم کرد.
تأثیر قرآن و حدیث در دیوان مولانا حسن کاشی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعران ایرانی از آغاز پیدایش زبان فارسی، کم و بیش به قرآن کریم و احادیث توجّه داشته اند. این توجّه در سده های هفتم و هشتم با گسترش معارف اسلامی و اندیشه های عارفانه به اوج خود می رسد. مولانا حسن کاشی، شاعر پارسی گوی شیعی سده ی 7 - 8 ه . ق به اقتضای تربیت خانوادگی، علاقه ی شخصی، ذهنیّت مذهبی و سنّت انعکاس معارف اسلامی در شعر پارسی با این منابع معرفتی آشنایی عمیق داشته و در اشعار خود به ویژه در قصاید به مناسبت های مختلف از آن ها بهره گرفته است. موضوع پژوهش حاضر بررسی تأثیر قرآن و حدیث در شعر اوست و پس از اشاره ای به احوال شاعر، به شیوه های مختلف استفاده ی وی از قرآن و حدیث از جمله تلمیح، تصویر، اقتباس، ترجمه، تأویل و تفسیر و حلّ پرداخته شده است. هم چنین ترکیباتی که شاعر در به کارگیری آن ها وامدار قرآن و حدیث است، بررسی شده؛ در نهایت اهداف شاعر از کاربرد قرآن و حدیث از جمله استشهاد و استناد، تشبیه و تمثیل، تعلیل و توجیه، برهان و استدلال، تبرّک و تیمّن، توصیف و بررسی گردیده است. این پژوهش بیانگر تأثیرپذیری گسترده ی شاعر از قرآن کریم و به میزان کمتر از احادیث است. شیوه ی غالب اثرپذیری او تصویری و بیشتر با هدف توصیف به ویژه توصیف و منقبت حضرت علی (ع) است.
تأملی بر جایگاه «انسان دوستی» در فلسفه تربیتی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانلود مقاله
چکیده
در مقالة حاضر تلاش شده است که با بهره گیری از روش تحلیلی و با استناد به آیات و روایات مربوطه، دربارة موضوعاتی چون خاستگاه محبت در انسان، حدود و ثغور انسان دوستی در اسلام و انگیزه های حقیقی و غیر حقیقیِ انسان دوستی، به برخی نکات اصلی اشاره گردد تا بر اساس آن بتوان الگوی انسان دوستی اسلامی را به مثابه هدفی تربیتی مطرح نمود. در این نوشتار این نتیجه به دست آمد که در مقابل برخی دیدگاه های مادی گرا و سکولار که روابط انسانی را بر مبنای رقابتی ستیزه جویانه و نوع دوستی منفعت طلبانه مطرح می کنند، در الگوی انسان دوستی اسلامی، مبنای روابط انسانی، نوعی محبت با صبغه الهی است که بدون توقع عوض و پاداش به عموم بندگان خدا ارزانی میشود و نهایتاً تعالی نوع بشر را به دنبال خواهد داشت. در بخش پایانی نیز بیان شده است که نظام تربیت اسلامی با انعکاس انسان دوستی در اهداف، برنامه ها و روش های تربیتی خود، می تواند زمینة ایجاد روابط سالم، انسانی و مسالمت آمیز را بین افراد جامعه مهیا سازد.
واکاوی عوامل معنوی بارش باران از نگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر قرآن، آنچه بشر انجام می دهد (سیّئات و حسنات)، بر حوادث طبیعی و سرنوشت دنیایی او تأثیر دارد. یکی از این عوامل طبیعی، بارش باران است. از دیدگاه علوم تجربی، برای بارش باران باید شرایط آب و هوایی مهیّا باشد تا باران ببارد، امّا قرآنعوامل معنوی را نیز در به وجود آمدن باران سهیم می داند و این عوامل را به نوعی محرّک عوامل طبیعی محسوب می کند. این جستار درصدد است با توجّه به اهمیّت موضوع، با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی به بررسی نزول باران از دیدگاه قرآنپردازد و به این پرسش پاسخ گوید که از دیدگاه قرآن، چه عوامل معنوی می تواند موجب بارش باران گردد؟ به همین منظور، پس از بررسی واژة «باران» و کارکردهای آن از دیدگاه قرآنو با استفاده از آرای مفسّران، ارتباط بین عوامل معنوی با علل طبیعی نزول باران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و در پایان، این نتیجه به دست آمد که سه عامل استقامت در راه دین خدا، توبه، استغفار و قطع امید از اسباب ظاهری در بارش باران از عوامل معنوی نزول آن به شمار می آید.
بررسی و نقد مبانی معرفت شناختی اخلاق سکولار(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اخلاق سکولار از مبانی هستیشناختی و انسان شناختی و نیز از برخی اصول و مبانی معرفت شناختی بهره میبرد. اموری همچون شکگرایی، نسبیّت گرایی، عقل گرایی، علم باوری و کثرت گرایی معرفتی اموری هستند که به عنوان مبانی معرفت شناختی اخلاق سکولار مطرح هستند. ابتلا انسان معاصر غربی به شکاکیّت و نسبیّت در معرفت از یک سو، و گرایشات علم باورانه، عقل گرایانه، کثرت گرایی معرفتی و اخلاقی از سوی دیگر، موجب دور شدن وی از اخلاق دینی گردید و زمینه را برای طرح اخلاق سکولار فراهم ساخته است. اینها جملگی ناشی از ضعف های مفرط مسیحیّت موجود و عملکرد سوء کلیسا در برخورد با اندیشه های علمی و فلسفی بوده است. این مقاله به تشریح این مبانی و نقد و بررسی آنها پرداخته و سعی در اثبات کارآمدی اخلاق دینی نموده است.
بررسى تطبیقى شخصیت و آثار ابنقتیبه و ابوحنیفه دینورى-1(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رابطه علم و عمل از دیدگاه ابن عربی و امام خمینی (با تأکید بر تفاوت های علم حصولی و علم شهودی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم حصولی هرچند رابطه اعدادی و تمهیدی نسبت به عمل دارد و شرط لازم آن محسوب می شود، توانمندی کافی برای ضمانت قطعی عمل را ندارد. تبیین کارکرد علم حصولیِ حاصل از قوای مختلف نفس و تحلیل جایگاه آن در مبادی و فرایند عمل می تواند تا حدودی چرایی شکاف بین نظر و عمل را نشان دهد. در مقابل، معرفت شهودی نسبت به علم حصولی دارای تأثیر عمیق تری در ضمانت عمل است و هرچه درجات معرفت شهودی بالاتر رود، احتمال مخالفت عمل با این معرفت کمتر خواهد بود. در این مقاله، پس از تعریف علم و عمل و بیان اقسام آن از دیدگاه ابن عربی و امام خمینی، به مقایسه میزان تأثیر علم حصولی و شهودی بر عمل پرداخته می شود.
حقیقت مضاعف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حقیقت مضاعف را که در فرهنگ مسیحی از باری منفی برخوردار است به ابن رشد و پیروانش نسبت داده اند. گفته شده که آنان باور داشته اند قضایای دینی و قضایای فلسفی در عین ناسازگاری می توانند هر دو صادق و در عین تعارض، هر دو از حقیقت بهره مند باشند. بخش اول مقاله توصیفی است و چون به فارسی در این باره چیز چندانی وجود ندارد به ناچار در ابتدا تاریخچه مساله مرور شده و نظرات برجسته ترین ابن رشدیان را، چه مسیحی و چه یهودی، در این عرصه خواهیم کاوید. در نیمه دوم به بررسی معانی مختلفی که تعبیر حقیقت مضاعف می تواند داشت خواهیم پرداخت و در بخش پایانی صحت یا عدم صحت انتساب این تئوری به ابن رشدیان را در هر یک از این معانی محتمل بررسی قرار خواهیم کرد.
بازخوانی قاعده بلاغی «تقدیم ما حقه التأخیر یفید الحصر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین قاعده های بلاغت عربی، قاعده ای است که از آن با عنوان «تقدیم ما حقه التأخیر یفید الحصر» یاد می شود. بر پایه این قاعده، چنانچه واژه ای در یک جمله از مکان «ب» به مکان «الف» نقل داده شود، در سیاق حصر قرار گرفته و به اصطلاح، «مقصور علیه» به شمارمی آید. این قاعده بلاغی در دانش هایی چون تفسیر، فقه و کلام کاربرد دارد و نیز نقش مهمی در شکل گیری فهم خواننده از متن ایفا می کند. وجود این قاعده بلاغی گاه این تصور را به ذهن مخاطب القا می کند که هر گاه کلمه ای که در رتبه «ب» جای داشته باشد، به جایی پیشتر از جایگاه خود آورده شود، می توان بی درنگ معنی حصر از آن برداشت کرد؛ اما آیا به راستی چنین است؟ چرا که این روش قصر روشی مبتنی بر ذوق و وجود قراین کلام بوده و نیز با سبک و سیاق کلام درارتباط است؛ زیرا گاهی ممکن است ضرورت شعری یا حفظ موسیقی لفظی کلام، موجب تقدیم شود؛ بنابراین با در نظر گرفتن جایگاه قاعده یادشده در علوم اسلامی و تأثیر آن بر فهم درست از متن، شایسته است مطالعه دقیقی درباره مفاد و شرایط به کارگیری آن صورت گیرد.این مقاله برآن است تا با روش وصفی تحلیلی میزان اعتبار و صدق این قاعده را در امهات کتب نحو و بلاغت و تفسیر، مانند الکتاب، مغنی اللبیب، مفتاح العلوم، الإیضاح، الکشاف و ... بررسی کرده، شرایط به کار گیری آن را از دید منطق زبانی مطالعه کند. به نظر می رسد بر خلاف رویکرد قالب به قاعده تقدیم و با وجود کاربرد آن در علوم اسلامی، این قاعده در رساندن معنی حصر کلیت ندارد و نمی توان از آن به طور مطلق استفاده کرد.
استاد کریم بردی آخوند احمدی
حوزههای تخصصی:
مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی؛ بررسی موردی تأثیر آموزه های قرآنی بر دانش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد. مقالة حاضر با تکیه بر دیدگاه های فیلسوفان جدید علم مانند پوپر، لاکاتوش، کوهن و برت و با الهام از آرای سید حسین نصر درباره ابتنای علوم اسلامی بر اصول دین اسلام، در بررسی موردی دانش جغرافیا کوشیده است بخشی از این اصول را که ملهم از قرآن است، شناسایی کند. با توجه به فراوانی چشمگیر منابع جغرافیایی در گسترة تمدن اسلامی، در این مقاله سه کتاب صوره الأرض، معجم البلدان و تقویم البلدان واکاوی شده اند. افزون بر نگاه خاص قرآن به سودمندی علم که بر کارکردهای دینی و اجتماعی دانش جغرافیا اثر گذاشت، به نظر می رسد این آموزه ها نیز بر دانش جغرافیا تأثیرگذار بوده اند: سلسله مراتب هفت گانه هستی، پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن، اماکن مقدس مذکور در قرآن و مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن مانند آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها.
حل معمای شرّ در آثاراستاد آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هویت هستی شناختی و معرفت شناختی مقوله شرّ و پاسخ گویی به شبهات مربوط به آن در حوزه ذات، صفات و افعال الهی همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است.بدین رو فیلسوفان و متکلمان برای دفاع از اصل بنیادین عدل الهی، پیوسته در مقام پاسخ به ایرادات بوده اند.
استاد متأله، آیت الله جوادی آملی با نگاهی جامع و مبتنی بر قرآن، برهان و عرفان ، ضمن تبیین ماهیت شرّ و تفکیک میان راهکارها و فلسفه شرور ؛دو راهکار اساسی (عدمی بودن شرّ و دیگری نظام احسن) را برای حل مساله ارائه می دهند.جستار حاضر، به تبیین این امر در آثار استاد می پردازد.