یکی از عوامل مهم و بسیار تأثیر گذار در مهندسی فرهنگی کشور، روشن سازی جایگاه دین در مهندسی فرهنگی است. بر این اساس در این نوشتار نسبت دین و فرهنگ به بحث و بررسی گذاشته شده است. نویسنده تعیین معنای دین و فرهنگ، قلمرو دین و فرهنگ و خاستگاه این دو را از مهمترین مباحثی می شناسد که به کشف رابطه دین و فرهنگ کمک می کند. او در بحث تعریف دین و فرهنگ از میان چند رویکرد مطرح تنها رویکرد مصداق گرایانه و کارکرد گرایانه را گزارش نموده و بر اساس این دو رویکرد نسبت دین و فرهنگ را تبیین می کند. در بحث قلمرو نیز از دو نظریه دین حداکثری و حداقلی سخن می گوید، قلمرو فرهنگ را بسیار گسترده می خواند و آن گاه نسبت دین و فرهنگ را بررسی می کند و در پایان خاستگاه دین و فرهنگ را به بحث گرفته و نسبت آن دو را می گوید.
نظریه ولایت فقیه از مهمترین دستاوردهاى اندیشه سیاسى مکتب تشیع است و اگر چه اصل آن از سابقهاى بسیار طولانى در بین فقها برخوردار بوده و کسى منکر ولایت فقیه نشده است، اما حدود اختیارات ولى فقیه در عصر غیبت همواره مورد بحثبوده و سؤالات و شبهاتى را برانگیخته است. با پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى به رهبرى امام خمینى رحمه الله و تثبیت اصل ولایت فقیه در قانون اساسى و عینیتیافتن آن در جامعه، بحث پیرامون اختیارات از اهمیت ویژهاى برخوردار شده و در محافل مختلف نیز مطرح مىباشد. این مقاله با تبیین دیدگاه فقها و قانون اساسى در رابطه با اختیارات ولى فقیه به دفاع از ولایت مطلقه فقیه در مفهوم مورد نظر فقها مىپردازد.
نماز مهمترین عملی است که معیار قبول و ردّ سایر عبادات و اعمال آدمی قرار میگیرد و در آن انسان به مناجات و خضوع پروردگار مشغول میشود. نماز در هر زمان و مکانی ارزشی ویژه دارد، اما در ماه مبارک رمضان که فصل عبادت و بندگی است، دارای ارزشی مضاعف است.یکی از نمازهایی که مسلمانان در ماه مبارک رمضان میخوانند «نماز تراویح» است، هر چند اصل این نماز مورد پذیرش همه مسلمانان قرار گرفته، اما اختلافات و مناقشاتی در موضوعات فرعی آن از قبیل؛ به جماعت خواندن و تعداد رکعات، وجود دارد. این مقاله ضمن بررسی مشروعیت نماز تراویح، ارائه دیدگاههای مذاهب اسلامی و تاریخچه آن، به نقد و بررسی موارد اختلافی نیز میپردازد.
چکیده
مقالهای را که پیش روی دارید در صدد اثبات حجیت علم قاضی در فیصله دادن به دعاوی است. اگر چه در برخی از روایات، اعتبار علم قاضی نفی شده است، امّا عمده فقها در این مورد بر یکی از دو نظر ذیلاند:
1. علم قاضی هم در حقوق اللّه و هم در حقوق الناس اعتبار دارد.
2. علم قاضی تنها در حقوق الناس اعتبار دارد نه در حقوق اللّه.
در این میان، دو قول: عدم اعتبار علم قاضی به طور مطلق و اعتبار آن در خصوص حقوق اللّه، از اقوال نادر به شمار میآید.
نویسنده محترم با استناد به عموم و اطلاق ادلّه باب قضا و نیز روایات ویژه این موضوع، به نتیجهای که نظر مشهور فقهای امامیّه محسوب میشود رسیدهاند و آن اینکه علم قاضی به طور مطلق حجّت است و میان حقوق اللّه با حقوق الناس تفاوتی وجود ندارد.