فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۹۰۱ تا ۵۴٬۹۲۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
مکان و خلأ در فلسفه سینوی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
57 - 72
حوزههای تخصصی:
یکی از گزاره های بسیار مورد توجه در فلسفه اسلامی، به ویژه در بحث طبیعیات، بحث مکان و به تبع آن بحث خلأ است؛ به طوری که همواره این پرسش، ذهن را مشغول می کند که: آیا خلأ و ملأ وجود دارند؟ و اگر وجود دارند، آنها غیر از مکان هستند یا منطوی در مکان شده اند؟ این مقاله درصدد است به این پرسش ها پاسخ دهد: اولاً، خصوصیات و ویژگی هریک چگونه است؟ ثانیاً، وجود و عدم وجود آنها، با کدام ادله عقلی قابل اثبات است؟ همواره دو تلقی از مکان وجود داشته است: یکی اینکه مکان، سطح خارجی جسم است و دیگر اینکه مکان، ابعاد سه گانه طول، عمق و عرض فضایی را داراست که جسم در آن واقع می شود. اما این پرسش مطرح است که: آیا جسم دارای ابعاد سه گانه است؟ اگر هست، مکانی که ابعاد سه گانه دارد، آیا جمیع ابعاد جسم را من جمیع الجهات دربرمی گیرد؟ به عبارت دیگر، آیا جسم من جمیع الجهات در مکان قرار دارد یا بعدی از ابعادش در بعدی از ابعاد مکان قرار می گیرد؟ اغلب فیلسوفان اسلامی، خلأ را انکار می کنند، ولی برخی دیگر درصدد اثبات آن هستند. این مقاله از نوع تحقیقات بنیادی بوده، روش پاسخ گویی به پرسش های آن، تحلیلی توصیفی است. همچنین شیوه گرد آوری اطلاعات به صورت اسنادی و گزارش های علمی بوده است. نتیجه این پژوهش آن است که ابن سینا مکان را سطح خارجی جسم محوی یا سطح داخلی جسم حاوی به شمار می آورد و در هر حال این مکان چیزی جز متمکن نیست که یا حاوی و یا محوی است. بنابراین، وی نمی تواند خلأ را به عنوان محیطی که از هرگونه ماده خالی باشد، بپذیرد. ابن سینا بطلان خلأ را بر سه اصل استوار ساخته است: 1. فاقد ابعاد بودن خلأ؛ 2. فرض بی نهایت بودن آن؛ 3. اثبات بطلان حرکت در محیط لایتناهی.
نهضتهای ملی ایران (105)
دروغگوئی از نظر کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
46 - 62
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دیدگاه کانت درباره حکم اخلاقی دروغگویی می پردازد. دروغگویی از نظر کانت رذیلتی بزرگ و کلید تمام شرور در عالم است. وی دروغ را چنین تعریف می کند: «به زبان چیزی گفتن و در دل چیزی داشتن». اغلب تصور می شود که دروغگویی به خاطر ضرر زدن به غیر نادرست است؛ ولی کانت معتقد است دروغ حتی اگر زیانی به کسی نداشته باشد و با نیت خیر نیز گفته شود، باز عملی نارواست. وی دروغ گویی را به خاطر نابود کردن ارزش انسانی خویش، نادرست می شمارد. او دروغ نگفتن را یک وظیفه کامل انسانی هم نسبت به دیگران و هم نسبت به خویشتن برمی شمارد. سئوال اصلی پژوهش این است که آیا دروغگویی از منظر کانت به طور مطلق ممنوع است یا وی آن را در برخی شرایط تجویز می کند؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که دیدگاه کانت در مورد مطلق یا نسبی بودن ممنوعیت دروغگویی در آثار مختلفش متفاوت است. کانت در آثار ابتدایی خود، مانند: درس های فلسفه اخلاق، دیدگاه سهل گیرانه تر و انعطاف پذیرتری نسبت به دروغگویی دارد و دروغگویی را به طور مطلق ممنوع نمی شمارد؛ بلکه دروغگویی برای نجات خود از سوء استفاده دیگران را تجویز می کند و به طور کلی، دروغگویی و فریب را از باب مقابله به مثل جایز می شمارد؛ اما در آثار متأخرش، مانند: مابعدالطبیعه اخلاق و مقاله «حق فرضی دروغگویی با انگیزه خیرخواهانه» معتقد به ممنوعیت مطلق دروغگویی شده است. وی در بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، دروغگویی را بر اساس اصل تعمیم پذیری و اصل غایات ممنوع می شمارد.
الوظائف الصرفیه والنحویه لقواعد الإملاء العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصدت هذه الدراسه الکشف عن الوظائف الصرفیه والنحویه لقواعد الإملاء العربی، وذلک، بتبیان الحاله التی کانت علیها الکتابه العربیه قبل التقعید الإملائی، والحاله التی آلت إلیها تلک الکتابه بعد التقعید، ومن ثم، الکشف عن محاولات الإملائیین فی تثبیت أشکال کتابیه محدده على حساب أشکال أخرى، على أن یؤدی الشکل المعیار والمقیس وظیفه صرفیه أو نحویه، أو أن یؤدی الوظیفتین کلیهما.
کما، وخلصت الدراسه إلى أن کثیراً من قواعد الإملاء قد وضعت فی ضوء تأثر الإملائیین بالقواعد الصرفیه والنحویه، وأتت على ذلک کله بشواهد نصیه.
تحلیلی بر دیدگاه حکیم سنایی غزنوی نسبت به امام حسن مجتبی علیه السلام و معاویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهل سنت در ایران، به ویژه اندیشمندان آنان، از قرون نخستین اسلامی تاکنون نسبت به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله عشق می ورزیده و در آثار و تألیفات خویش، به ذکر فضایل آنان می پرداخته و از دشمنانشان تبری می جسته اند. حکیم سنایی غزنوی یکی از شاعران متعهد و سنی مذهب ایرانی در قرن ششم هجری است که در آثار خویش، عشق و ارادت خود را به خاندان نبوت و امامان شیعه بی پرده ابراز داشته است. توجه و اختصاص بخشی از اشعار سنایی به بیان فضایل امام حسن مجتبی علیه السلام و دخالت معاویه در به شهادت رساندن آن امام همام و ابراز انزجار از خاندان اموی، ضرورت و اهمیت این تحقیق را بیان می دارد. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی به بیان دیدگاه سنایی دربارة گوشه ای از فضایل اخلاقی و راز شهادت امام حسن علیه السلام پرداخته است. عشق و ارادت سنایی به امام حسن علیه السلام و دخالت معاویه در شهادت ایشان، از جمله باورهایی است که در آثار این شاعر حکیم هویداست.
تاریخ و تطور واژه شاگرد در نظام اخلاق آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان در همه ی مراحل زندگی، از کودکی تا نوجوانی و بلوغ و حتی در سنین سالخوردگی، پیوسته از افکار و رفتار دیگران متأثر است.از شرایط محیط نقش می گیرد، و بر م حیط زی ست اثر می گذارد.آنچه فرهنگ انسانی را می سازد مجموعه ی این تأثیر و تأثرهاست؛ اعم از آنکه تغییر رفتارها نتیجه ی کوششهای عمدی و حسابشده و در قالب نظام آموزشی رسمی یا سنتی باشند، یا اینکه به صورت اثر محیط، به ویژگیهای فرد و ج امعه ش کل بدهند. درهرحال دگرگونیهای جامعه از تأثیر عوامل سنتی و نیز از کوششهای عمدی نظام آموزشی رسمی ناشی هستند. مصداق اولیه این نظام آموزشی در تاریخ ایران قبل از اسلام و نیز ایران بعد از اسلام، حداقل تا قرن معاصر در واژه ای به نام شاگرد موضوعیت داشت که اراده حاکمیت در ذهن شاگرد و یا شاگردان به صورت فردی ویا جمعی در مکانهایی خصوصی و یا عمومی و یا به مقتضای زمان و مکان و شرایط پیش آمده ،حک وتأثیرگذاربوده تا بتوانند سرمایه انسانی کشور را در امتداد تفکر واندیشه سیاسی خودحفط و هدایت ودر مواقع نیار بهره برداری نمایند.این پژوهش در صدد است تاچگونگی تغییر و تطور واژه شاگرد و تبدیل آن به دانش آموز و واژه های دیگر و علل و عوامل پیرامونی این موضوع را در گذرزمان حتی تا دوره حاضر بررسی تا غایت نهایی مقاله محقق شود. به نظر می رسد نقش دولتها، خصوصا نفوذ دانشمندان و فرهیختگان و «الیت» جامعه در بدنه حاکمیت، بی تأثیر در «آلترناتیو» واژه شاگرد در نظام آموزش سنتی ورسمی ایران نبوده و علاوه بر آن احتمال می رود همسویی با سیاست های آموزشی و تربیتی جوامع برون مرزی در تغییر کلمه شاگرد تأثیر گذار بوده است.این پژوهش به روش تاریخی و شیوه جمع آوری مطالب به روش کتابخانه ای و اسنادی و تطبیقی تهیه شده است
میثاق الوحده الإسلامیه واقع و تطلعات
حوزههای تخصصی:
شخصیّة الرّسول الأعظم (ص) فی شعر السیّد محمّد حسین فضل الله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
العلامة محمّد حسین فضل الله شاعر الفقهاء وفقیه الشعراء، هو الّذی تحدّث فی دواوینه عن موضوعاتٍ مختلفةٍ؛ ومنها هی شخصیة الرّسول الأعظم، إنّ الشاعر لم یعتقد أنّ الرّسول یکون عبد الله فحسب، بل رأی فیه الداعیة والمبلِّغ الّذی أراد ربط الأمّة بالله لا بالفرد. والأبعاد الّتی رآها الشاعر فی هذه الشخصیة الرسالیّة العظیمة هی: رسول السلام، رسول الأخلاق، الرّسول الرّحمة، الرّسول القدوة، الرّسول الإنسان، وهذا المقال یحاول تحلیل شخصیة الرّسول الأعظم فی أشعار السیّد وتأثیر القرآن الکریم فی أشعاره، ویتحدّث عن أثر الشخصیة العظیمة لرسول الله (ص) فی الواقع ال مُعاش. والشاعر یعتقد أنّ الأمّة والأجیال القادمة جدیراً بهم أن یختاروا الرّسول کقدوةٍ فی الکمال الإنسانی، والشاعر حاول من خلال أشعاره أن یدعو الجیل نحو التواصل مع الله تعالی ورسوله الأعظم، وهو یعتقد أنّ أخوة الأنبیاء تؤدّی إلی عقد الأخوّة بین أتباع الأنبیاء والشاعر یقول: لیس لخلق الرّسول حدوداً بل خلقه عظیم یُقتَدَی به وهو یشکّل منهاجاً یجب الرجوع إلیه فی کلِّ زمانٍ ومکانٍ. إنّنا نجد أنّ الشاعر قد لخّص کل الأبعاد الإنسانیّة فی حیاة الرّسول، الّذی عاش فی الصحراء، لکنّه بسیرته وأخلاقه وسموّه الإنسانی حوّل هذه الصحراء القاحلة إلی جَنّة ینعم الشاعر بفیئها، وآلائها الدائمة. فقد اعتمد الباحث فی دراسته على المنهج الوصفی وستسیر هذه المقالة على المنهج الوصفی والتحلیلی، حیث تقوم على استقراء الأبیات الّتی تدلّ علی شخصیة الرّسول الأعظم ومن ثم تحلیلها من الناحیة الأدبیة والبلاغیة ودراستها ومراجعتها فی القرآن الکریم.
بررسی عنصر زمان از منظر روایت شناسی در طرح قصص سوره کهف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده تعالیم و دستورات قرآنی که مجموعه ای است از اندرز ها، عبرت ها، محکمات و متشابهات، از رهگذر شگردهای ادبی و به ویژه فنون قصه سرایی و حکایت پردازی و به اص طلاح ، ادب یات داستانیِ روایی انتقال یافته است. برای شناخت و تحلیل قصص قرآنی، بهره گیری از نظریه های روایت شناسی و تئوری های آن مانند: سطوح روایی، طرح، داستان، زمان و اقسامش، متن روایی، شیوه روایی قصص، معانی و مبانی، که ابزاری برای تحلیل متن در اختیار می گذارند، از شیوه های کارآمد به حساب می آیند. فرضیه اصلی آن است که عنصر زمان روایی و اقسام آن از منظر روایت شناسی از جمله عناصر مهم در روایت های ق صص قرآنی به ویژه در قصص سوره کهف هستند. همچنین تلاش می شود به این سوالات پاسخ گفته شود که چگونه م ؤلفه زمان به بهترین نحو در شکل گیری طرح قصص سوره کهف بهره گرفته شده است؟ و چگونه در قصص سوره کهف، عناصرِ زمان روایی همچون نظم، تداوم، سرعت روایی و بسامد در نسبت با داستان تاریخی با چینشی هنرمندانه، قصه ها را به پیش می برند؟ زمان روایی در این مقاله بر اساس دیدگاه ها و نظریات ژرار ژنت بررسی خواهد شد. متون روایی با دو عنصر اصلی سر و کار دارند: داستان و طرح و در نتیجه گیری این پژوهش تصریح شده که عنصر زمان بیشترین کارایی را در داستان و طرحِ قصه های ملاقات موسی(ع) با خضر، اصحاب کهف و ذوالقرنین داشته است.
نقد و بررسی ابزارگرایی و رابطة آن با تفسیر کپنهاکی مکانیک کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریة «کوانتوم» با تفسیر کپنهاکی، نظریه ای نوپدید در قرن بیستم است که موضوع مطالعه خود را اشیای زیر اتمی قرارداده است. این تفسیر از مکانیک کوانتومی دارای مبانی معرفت شناختی خاصی است. ابزارگرایی در سه حوزة هستی شناختی، معناشناختی و معرفت شناختی از مبانی مهم این تفسیر است. در نقد و بررسی این مبنای معرفت شناختی در نظریة «کوانتوم»، می توان گفت: نگاه درونی و از جایگاه دانشمند تجربی به علم، ما را به واقع گرایی رهنمون می سازد. اما نگاه بیرونی و از پنجرة تاریخ، سیر پیشرفت علم ابزارگرایی را نظریه ای درست می نمایاند. شایان ذکر است مقاله با روش تحلیلی توصیفی، دیدگاه ابزارگرایانة طرف داران تفسیر کپنهاکی از سوی فیزیک دانانی همچون شرودینگر و آینشتین را به چالش کشیده است و حتی از برخی تعابیر هایزنبرگ می توان واقع گرایی را استفاده کرد.
فقه
حیات سیاسی شهید بزرگ آیت الله آقازاده خراسانی
حوزههای تخصصی:
سنت استخفاف
حوزههای تخصصی:
ارتباط انسان و خدا در آراء رویسبروک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، مفاهیم خدا، انسان و رابطه میان آن دو، در آراء «یان فان رویسبروک»، عارف برجسته کلیسای کاتولیک قرون وسطی، با روش تحلیلی بررسی شده است. رویسبروک، علی رغم باور به بساطت نفس، برای آن قوایی نیز در نظر می گیرد. به باور او، انسان بر صورت و شباهت خداوند خلق شده است و خداوند در وی، حقیقتی معنوی و جاودانه ودیعت نهاده است. رویسبروک در انسان شناسی خویش، می کوشد برای بازیابی شباهت از دست رفته انسان، طریقی عملی ارائه دهد. در باب خداشناسی، اگرچه او ذات ورای اقانیم را با اصطلاحاتی سلبی همچون: «غسق و برهوت» توصیف می کند؛ اما تصریح می کند که طبیعت الهی در مرحله اقانیم ثلاثه متشخص است؛ از این رو، معتقد به برقراری رابطه میان انسان و خدا است. در نگاه رویسبروک، آغازگر این رابطه، خداوند است و مواهب روح القدس و جنبه الوهی و انسانی مسیح، نقشی اساسی ایفا می کنند. ارتباط میان انسان و خدا درجات و مراتبی دارد: ارتباط از طریق مناسکِ ظاهری، مرتبه آغازین و اتحاد بی واسطه با خداوند در حیات مراقبه ای، حد اعلای این رابطه است. نتیجه این اتحاد، نفی تمایز میان خالق و مخلوق نیست؛ بلکه اتحاد در «محبت» است.
عینیت در عین غیریت حق و خلق از نگاه عرفان نظری
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم عرفان نظری، رابطه حق و خلق است. از نگاه عارفان، این رابطه به شکل عینیت در عین غیریت است؛ یعنی حق تعالی از جهتی عین مخلوقات، و از جهتی مغایر با آنهاست. از نگاه ایشان، تنها مصداق بالذات وجود، حق تعالی است و چنین وجودی به سبب نامتناهی بودن، تمام مواطن را پر کرده و هیچ موطنی از او خالی نیست و این سبب عینیت حق تعالی با تک تک تعینات می شود. از سوی دیگر، چنین وجودی به سبب مطلق بودن، فراتر از تمام تعینات و در نتیجه، غیر آنهاست. این رابطه، که یکی از نتایج وحدت شخصی وجود است، سبب به وجود آمدن سؤالات و ابهاماتی شده است. این نوشتار بر آن است تا با تبیین مدعای عارفان و واکاوی آموزه هایی که سبب این نگرش شده، درکی بهتر و مفهومی روشن تر از این رابطه ارائه دهد.
تبیین، بررسی و نقد اندیشه دینی کانت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال هجدهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
88 - 108
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث مطرح در طول تاریخ تفکر بشری، مقوله دین و یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان در تفکر غرب ایمانوئل کانت است. کانت در بسیاری از حوزه های دانش بشری، از جمله حوزه دین تأثیرگذار بوده است. پس از وی از آرای دینی او تفسیرهای گوناگونی شده است که برخی از این برداشت ها با سوء فهم هایی نیز همراه بوده است. نویسنده در این مقاله با بررسی دقیق نظام فکری- فلسفی کانت بر آن است که تفکر دینی وی در مجموع دارای دو مرحله سلبی و ایجابی است. او در نقد اول و تمهیدات که دیدگاه معرفت شناسانه خود را ارائه می دهد و در پی محدود کردن عقل است تا به زعم خویش جایی برای دین باز کرده باشد، دیدگاه سلبی خود را عرضه کرده و مفاهیم اساسی خدا، نفس و اراده را در حوزه عقل نظری اثبات ناپذیر می داند، اما در نقد دوم با گرایش به سمت اخلاق و اولویت بخشی به آن، با ارائه دیدگاه ایجابی خود، دین را تابع اخلاق قرار می دهد؛ اندیشه ای که راه را به سمت سکولاریسم گشوده و تعطیلی عقل و خردورزی را در پی داشته است. از این رو، نویسنده کوشیده است ضمن نشان دادن مبانی نادرست فکری که او را به نقد دین واداشته است، ضعف های نظریه دینی کانت را نیز بررسی کند.
وظائف الدّلاله المجازیّه لحقل الدّین فی شعر السّیّاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعدّ ""القرآن الکریم"" و""الکتاب المقدّس"" مصدرین رئیسین احتفى بهما الشّعراء المعاصرون للتّعبیرعن رؤاهم وتطلّعاتهم. ولعلّ السّیّاب من الرّوّاد الأوائل فی هذا المجال، فقد کان ثاقب النّظر فی استثمار المواقف الأصیله والقیم المتباینه والرّموز الموحیه؛ لتحمل معه عبء تجربته الشّخصیّه من جهه، وفی الوقت نفسه تحمل وجهها الشّمولیّ فی التّعبیر عن التّجربه الإنسانیّه العامّه من جهه أخرى. فبإسقاطه رموز العصیان والعدوان والفساد على شخصیّات وأماکن ومجموعات فی عالم الیوم، جسّد واقعاً تتّسع فیه ثغرات الخراب، ویخنقه القلق والتّبرّم والشّکوى. وبتوظیفه رمز المثل الرّائد، وتمثّله رمز المؤمن الصّابر، والبطل الفادی، رسم صوره الانبعاث الحضاریّ المنطلق من المغرب العربیّ ومشرقه، برؤیا أعمق استبصاراً وأکثر تأثیراً ممّا قد تقدّمه لنا القراءات الإیدیولوجیّه المختلفه.