یقوم هذا البحث بدراسه تشکیل اللغه وبناء الأسلوب فی شعر جمّاع،وخلص إلى أن دراسته فی کلیه دار العلوم واطلاعه على حرکات التجدید الشعری(أبوللو- المهجر)قد قاده إلى الابتعاد عن التعبیرات الجاهزه والأکلیشیهات التقلیدیه،فی مقابل اصطناع علاقات لغویه جدیده تعبر عن روحه وروح عصره.
تنوعت تقنیّاته الأسلوبیه وأدواته اللغویه فی تبلیغ خطابه الشعری،فکان التکرار أداته فی التأکید على المعانی والإلحاح علیها،والضمائر فی تضخیم الذات،فضلا عن الجمله الاعتراضیه والتنکیر والمونولوج الداخلی.کذلک لم تخلُ لغته من الألفاظ القاموسیه،فضلاً عن بعض الفجاجه النثریه.
برهن معجمه الشعری على ولعه الشدید بالأصوات،قویه ومهموسه،وبیَّنَ تمرکز شعوره ووجدانه حول بؤر الوطن(السجن والحریه)والطبیعه والخلود.
همه انسانها تجاربی از رنج در زندگی خود دارند به همین دلیل رنج همواره یکی از دغدغههای پژوهشگران حوزه انسانی بوده است. مسئله مقاله حاضر این است که بر اساس دلایل قرآنی، عقلی و وجدانی آیا میتوان گفت انسانها اغلب یا همواره در رنج هستند. آیه چهارم سوره بلد - لقد خلقنا الانسان فی کبد - نظریه غلبه رنج در زندگی را بهظاهر تأیید میکند. این مضمون - رنج طبیعی و مستمر انسان در زندگی - توسط آیات دیگری نیز تأیید میشود. از سوی دیگر آیاتی که دائماً نعمتهای گوناگون و وسعت رحمت الهی را متذکر میشود - باتوجهبه اینکه بهرهمندی از هر نعمتی لذتی را به دنبال دارد - چهره دیگری از زندگی پیشرو میگذارد. برای جمع بین این دو دسته آیات بر اساس دلایل عقلی و نقلی، سه راهبرد پیشنهاد شده است. تفکیک بین رنجمندی و احاطه رنجها در زندگی، غلبه نعمتها بر رنجها و اصل ذومراتب بودن لذت و رنج، راهبردهای این مقاله هستند، در نتیجه نشان داده شد، بر اساس آموزههای قرآنی، دلایل عقلی و فلسفی و شواهد وجدانی، لذتها حتی در زمان ابتلا به رنجها غلبه دارند.
ویلیام لئونارد راو، فیلسوف دین معاصر (1931-)، با تأکید بر وجود برخی شرور بی وجه در جهان، کوشید تا روایت تازه ای از مسئله قرینه ای شر ارائه دهد. در این مقاله سعی ما بر آن است که نخست توصیف دقیق و مستندی از آرای راو ارائه دهیم و سپس به بررسی و نقد دیدگاه او بپردازیم. در مقام توصیف، کوشیده ایم سیر تحول آرای راو با توجه به اشکالات منتقدان و اصلاحات و جرح وتعدیل های او به خوبی نشان داده شود. پس از مواجهه با اشکالات منتقدانی چون ریشنباخ، لویز، ویکسترا، و پلنتینگا، راو به بازسازی برهان قرینه ای خود برمبنای شر بی وجه پرداخت. در این مقاله علاوه بر توصیف دقیق دیدگاه راو، نشان داده شده است که تلاش او برای انتقال از وجود شرور ظاهراً بی وجه به باور معقول به وجود شرور بی وجه نادرست و ناتمام بوده و از نیافتن توجیه برای برخی شرور نمی توان به واقعاً بی وجه بودن آن دست یافت.