زبان فارسی در طول حیات خود فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشته است. یکی از آنها رویارویی با زبان عربی است. استفادة نویسندگان از این زبان در آثار فارسی، به سبب گسترش نفوذ آن، نوعی برجستگی ادبی به شمار می آمد و حتی برخی شاعران به تازی سرایی می بالیدند. خاقانی شروانی ازجملة این شاعران است. او به دو زبان فارسی و تازی شعر سروده است و چنان که خود بیان می کند دیوانی به زبان تازی داشته است. برخلاف سخنان برخی پژوهشگران امروزی، تازی سرایی خاقانی در بعضی منابع تاریخی و تذکره ها آمده است؛ تاریخ گزیدهمستوفی، نفحات الانسجامی و مجالس النفائسامیرعلی شیر نوایی از این جمله است. این جستار برخی از ویژگی ها و شگردهای تصویرگری اشعار خاقانی را بررسی می کند که ناآشنایی بعضی محققان با آنها به ترجمه، شرح و تفسیر نادرست اشعار عربی وی انجامیده است. خاقانی در اشعار عربی خود از صنعت های بلاغی بسیاری استفاده کرده است. بیشترین صنعت های کاربردی در اشعار عربی خاقانی عبارت است از: جناس، اغراق، تلمیح و حروف گرایی. کاربرد صنعت های متعدد بلاغی، تصاویر گاه پیچیده و اصطلاحات علوم مختلف، اشعار عربی او را نیز همانند قصایدش جزو اشعار فنی قرار داده است.
دین، یکی از مهم ترین حوزه های روابط ایران و چین در دوره باستان است که تاکنون به صورت مستقل بررسی نشده است. مطابق منابع چینی، همه ادیان و آیین های مهم چین به غیر از دین تائویی و آیین کنفوسیوسی، مذاهب غیربومی چین اند و ادیان و آیین های دیگر ازجمله بودایی، زرتشتی، نسطوری، مانوی و اسلام همه از خارج از چین و توسط ایرانیان وارد چین شده اند؛ ازاین رو، نخبگان ایرانی علاوه بر ترویج دین های ایرانی در چین، نقش مهمی در ترویج دین های غیربومی ایران ازجمله مسیحیت در چین داشتند. با توجه به اینکه تاکنون مطالعه ای مستقل درباره میزان تأثیرگذاری این ادیان در چین باستان و براساس متون چینی صورت نگرفته، در نوشتار حاضر سعی شده است با روش مطالعه تطبیقی داده های تاریخی و باستان شناختی، با واکاوی متون چینی و دیگر مواد باستان شناسی مکشوفه در چین، نحوه ورود این دین ها به چین و میزان تأثیرگذاری آنها بر فرهنگ چین بررسی شود.
علامه طباطبائی در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به بررسی قانون اول نیوتن از منظر فلسفی پرداخته و در کتاب نهایة الحکمة به مسئلة انرژی و قانون بقای ماده و انرژی توجه کرده است. استاد مطهری نیز در آثار مختلف خود به این دو مسئلة فیزیکی پرداخته آن ها را از منظر فلسفی مورد بررسی قرار داده است. از آنجا که در وحلة نخست، به نظر می رسد که قانون اول نیوتن با این قاعدة فلسفی که هر حرکتی نیازمند به محرک است در تضاد است، این دو فیلسوف معاصر کوشیده اند تا به این اشکال پاسخ دهند و تفسیری سازگار با قواعد فلسفی از آن ارائه نمایند. همچنین با طرح مسئلة انرژی و بررسی قانون بقای ماده و انرژی کوشیده اند تا جایگاه انرژی را در میان مقولات ارسطویی و در سلسله اجناس جواهر مشخص نمایند. تبدیل ماده به انرژی این سئوال را نیز مطرح می کند که آیا ماده در هنگام تبدیل به انرژی، صورت جسمیه خود را رها می کند و این قاعدة فلسفی که ماده هیچگاه از صورت جدا نمی شود را باطل می نماید یا خیر؟ در این مقاله نگرش فلسفی علامه طباطبائی و استاد مطهری نسبت به این دو قانون فیزیکی مورد بررسی قرار گرفته است.
در این مقاله، دستورات بندیکت قدیس راهب مسیحى و خواجه عبداللّه انصارى درباره زهد و دورى از دنیا و ترک گناه مقایسه شده است. این تحقیق با روش توصیفى تحلیلى به هدف آشکار کردن شباهت ها و تفاوت هاى دیدگاه هاى دو شخصیت، به منظور افزایش آگاهى از ادیان ابراهیمى انجام شده است. این مقایسه با توجه به کتاب «منازل السائرین» خواجه و کتاب «قواعد» بندیکت انجام شده است. از مجموع مباحث نتیجه مى شود که آراء بندیکت و خواجه در موارد بسیارى یکسان یا شبیه هستند. ریشه مشابهت دستورات سلوکى بندیکت و خواجه این است که خاستگاه معرفتى آن دو، ادیان آسمانى مسیحیت و اسلام است که بر اساس فطرت مشترک انسانى است. بازگشت تفاوت مکتب خواجه و بندیکت به این است که مکتب عرفانى خواجه نسبت به مکتب بندیکت پیشرفته تر است.
خداوند براى هدایت بشر کتابى به نام قرآن را نازل فرمود. در این کتاب، اصول کلى اعتقادات اسلامى آمده است اما جزئیات بسیارى از مسائل ذکر نشده است. خداوند آن جزئیات را به صورت مفضل براى پیامبر (ص) شرح فرمود و پیامبر هم به على (ع) دستور دادند تا همه را بنویسند. در این مقاله اثبات شده است که قرآن کریم بدون آن جزئیات نمى تواند مورد استفادهء کامل قرار گیرد زمانى مى توان قرآن را فهمیدکه آن شرح ها و جزئیات هم که حدیث نامیده مى شوند مورد استفاده واقع شوند.
قرآن کریم به عنوان رهاورد نبوت پیامبر اسلام (ص)، متنی و حیانی است که در قالب ادبیات بشری تجلی یافته است. این متن بر اساس مبانی کلامی، معجزه ی قولی و برخوردار از دو ویژگیِ "حکمت" و "بلاغت" است. ویژگی نخست ناظر بر محتوی و ویژگی دوم حاکم بر قالب است. هریک از دو ویژگی یاد شده شرایط و مقتضیات خاص خود را دارد از جمله به اقتضاء بلاغت مستلزم اسلوبی شکوهمند و متنی سرشار از عناصر زیبایی شناختی است از این رو تاریخ قرآن پژوهی آکنده از پژوهشهای بلاغی جهت تبیین اعجاز لفظی قرآن کریم می باشد. مقاله پیش رو با عنوان «بررسی جلوه های بلاغت و زیبایی در سوره ی مبارکه اخلاص» پژوهشی نظری است که به روش تحلیلی – توصیفی سوره ی اخلاص را با معیارهای علوم بلاغی و ملاکهای زیبایی شناسی مورد بررسی قرار داده است. پژوهشگر از رهگذر پردازش داده ها تکنیک حصر، فصل و وصل، ایجاز، سجع و ترکیب اسلوب علمی و ادبی از مهمترین مصادیق زیبایی سوره ی اخلاص یافته است، ضمن آنکه معتقد است با توجه به رسالت سوره ی اخلاص، علم بیان در این سوره کارکردی ندارد.
رابطه لطف و فیض با تکلیف، از مباحث قابل تأمل در دو مذهب امامیه و مسیحیت کاتولیک است. هرچند دو اصل «لطف» در امامیه، و «فیض» در مسیحیت کاتولیک، در جهت دستیابى انسان ها به سعادت و رستگارى مطرح شده اند، اما در ارتباط با تکلیف، نتایج یکسانى نداشته و راه متفاوتى را طى کردند. مقاله حاضر به روش تطبیقى و با رویکرد اسنادى، درصدد است نشان دهد در کلام امامیه، عمل به تکلیف و شریعت، تحقق بخش موضوع قاعده لطف است، اما در الهیات کاتولیک، محوریت با اصلِ فیض است، و عمل به شریعت، بسیار کم رنگ است. در واقع، اصل ثابت موردنظر در قاعده لطف، مسئله تکلیف است و تحقق لطف الهى براى هدایت و راهنمایى به تکلیف است، اما رکن ثابتِ موردنظر در آموزه فیض، خود فیض مسیح است که ظهور آن، الغاى تکلیف و شریعت انبیا را به همراه داشت. اعمال، احکام اخلاقى و آیین هاى صادرشده از سوى مسیح و کلیساى کاتولیک در واقع براى کسب فیض الهى مقرر شده اند.