فتنه در لغت به معنای آزمایش و وسیله ی آزمایش است و گاهی در معنای ملزوم آن، - یعنی چیزی که باعث آزمایش است- به کار می رود. جامعه ی اسلامی از آغاز پیدایش تا به امروز از این مسأله مستثنی نبوده و در تمامی اعصار و قرون، مقرون به فتنه بوده است. درآیات قرآن کریم و سخنان امیر مؤمنان حضرت علی7ریشه های فتنه، راه های دفع، و آثار فتنه بیان گردیده است.
برخی از ریشه های فتنه عبارتند از: پیروی از هوای نفس، بدعت گذاری، غلوّ در اعتقادات، اختلاف افکنی، حبّ ریاست، وسوسه های شیطانی و جریان نفاق. برخی از راه های دفع فتنه عبارتند از: تمسّک به قرآن، تمسّک به اهل بیت:، پرهیزگاری و اخلاص عمل، وحدت و همدلی، و عبرت پذیری از فتنه های تاریخ.
نگارنده بر آن است در نوشتار پیش رو به تعیین علمی و روش مند این موضوع در بیان امام علی 7بپردازد.
این نوشتار، به اجمال به بررسی تأثیرپذیری توماس آکوئیناس از اندیشمندان مسلمان، در یکی از اساسیترین دیدگاه های خود، یعنی ادلة اثبات وجود خدا پرداخته و وامداری او را به فیلسوفان مسلمان نشان داده است. اولاً، آکوئیناس اثبات وجود خدا با استدلال را امری ضروری میداند. ثانیاً ایشان پنج راه و استدلال در این زمینه ارائه کرده است که دستکم در چهار استدلال، وی از تلاش فیلسوفان مسلمان بهره برده است. استدلال پنجم وی نیز از استحکام چندانی برخوردار نیست.
تاریخ نشان می دهد که در فتح آناطولی عامل دین نقش مؤثری داشته است. البته باید ذکر کرد که هدف ترکان دستیابی به رهبری جهان اسلام نبود، بلکه هدف آنها در این برهه زمانی خدمت به اسلام بود که موجب شد تا ترکان در مقابله با دنیای مسیحیت، در واقع پیشگام مسلمانان شوند. ترکان مسلمان که آناطولی را فتح کردند و در قسمتهای مختلف آن استقرار یافته و موفق به تأسیس یک دولت مستقل شدند، با ساکنان بومی آناطولی درآمیخته و با گسترش اسلام در آناطولی به صورت یک ملت بزرگ درآمدند، همین ترکان تحت تأثیر مدنیت یونانی و رومی و مسیحیت قرار نگرفتند و حتی فرهنگ و تمدن مسیحیان مغلوب آناطولی را نازل تر از فرهنگ و تمدن اسلامی یافتند. این امر از آن جهت بود که ترکان عمیقاً متأثر از تمدن و فرهنگ اسلامی بوده و از این جهت نمی توانستند فارغ از تأثیر ژرف فرهنگ اسلامی زندگی کنند. نکته ای که قابل ذکر است مهاجرت دسته جمعی ترکان تازه مسلمان از آسیای مرکزی آن هم به خاطر کثرت جمعیت و جستجو برای چراگاه بود. تماس ترکان با اسلام و مسلمانان موجب شد خان بزرگ ترک ساتوق بغراخان، شمنزیم را که صدها و بلکه هزاران سال آیین اجدادی ترکان بود، ترک و ضمن قبول اسلام آن را در دولت خود رسمی نیز سازد. البته در پذیرش اسلام از سوی ترکان، منافع سیاسی و ملی نیز دخیل بوده است. از جنگ ملازگرد به بعد، ترکان ایده آل با آرمان جهاد در راه خدا به سوی غرب پیشروی کردند و مرزها و ممالک غیر اسلامی را گشودند. ترکان مسلمان علاوه بر امر مقدس جهاد در ممالکی که فتح کردند، اقدام به ساختن مسجد، مدرسه، حمام، بازار و کاروانسرا و غیره می کردند. این امر حاکی از علایق و دلبستگیهای دینی آنها بود. از نمونه مواردی که ذکر کردیم چنین دانسته می شود که ترکان مسلمان با هدف خدمت به اسلام دست به تلاش و تکاپو می زدند. بدین ترتیب ترکان علاوه بر جهاد در راه دین، با اقدامات خود به اشاعه و ترویج اسلام نیز پرداختند. در اینجا یک نکته مهم که باید بدان اشاره کرد، وجود گروههای طریقتی و متصوفه بود که در ادامه در قلمرو عثمانی قوت گرفت و نقش مهمی در اشاعه قدرت عثمانیها داشته است و عثمانیها به حق نهایت استفاده را از آنها کردند و بر سایر امیرنشینها سلطه و حکومت عظیم خود را بنیان نهادند.
در نظریه ی وحدت متعالی ادیان، تمایز ظاهر و باطن دین تمایزی اساسی به شمار می آید که هم با نگرش مابعدالطبیعی به مراتب هستی و تمایز مطلق و نسبی پیوند دارد و هم با تمایز معرفت شناختی شریعت و طریقت و نیز با تمایز سنخ شناختی اهل ظاهر و اهل باطن گره خورده است. شوان در بینش و نگرشی مابعدالطبیعی با تأکید بر منشأ الاهی دین و تمایزنهادن میان ظاهر و باطن دین و با توجه به تکثر و تنوع افراد و رعایت حاشیه ی بشری در نزول وحی، تنوع ادیان را ناشی از گوناگونی وحی ها متناسب با ظرفیّت ها و قابلیّت های بشری می داند. از نظر او، کثرت صوَر قدسی مانع وحدت حقیقی ادیان در مراتب بالای وجود نیست و هرچند بیشتر افراد یا همان اهل ظاهر نمی توانند این وحدت بَرین را فهم کنند، عارفان اهل باطن به دریافت وحدت درونی و متعالی ادیان نائل می شوند. نگرش همراه با احترام و مدارای اهل باطن به اهل ظاهر و برخلاف آن نگرش توأم با تردید و گهگاه خصمانه و خشونت آمیز اهل ظاهر به اهل باطن با توجه به تفاوت سنخ شناختی آنان قابل فهم و توجیه است. البته تمایز اهل ظاهر و اهل باطن در نظریه ی شوان و تأکید او بر توانایی معرفتی اهل باطن در فهم و دریافت وحدت متعالی ادیان منافاتی با زندگی دینی مؤمنان و سلوک معنوی پیروان ادیان ندارد که بیشترشان اهل ظاهر یا اهل شریعت هستند.
جهان آفرین دانا برای راهنمایی آدمیان به راه های آسمان، آیین های گوناگونی را در دوران های گوناگون فرو فرستاده است. پرسشی که از پس فرود آیین پسین در اندیشه ها رخ می نماید آن است که آیا می توان بر آیین پیشین بود یا این که از این پس باید به کیش نو گروید. به باور مسلمانان اسلام، واپسین آیین آسمانی، جهان شمول و زمان شمول است و پس از فرود، پیروی از آن بایسته و پیروی از آیین های پیشین ناروا است. بر بایستگی و ناروایی یاد شده سه دلیل مهم ارائه شده است: 1ـ دگرگونی (تحریف) کتاب های آسمانی؛ 2ـ نسخ ادیان پیشین؛ 3ـ خاتمیت و جهان شمولی اسلام. دلیل نخست در فرصتی دیگر باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد، ولی دلیل دوم و سوم هیچ تردیدی را بر بایستگی پیروی از اسلام بر جای نمی گذارد