امام غایب را تعبیر متناقض نما گفته اند؛ زیرا امام هدایت گری را بر عهده دارد و ناپیدایی و ناشناختگی امکان هدایت گری را از بین می برد. این شبهه، از غفلت از نقش امام در عصر غیبت برمی خیزد. امام در عصر غیبت، همه شئون و مسئولیت های امامت را بر عهده دارد و تفاوت او در شیوه ای است که به سبب حفظ ناشناختگی باید به کار گیرد. این نوشتار بر آن است که تخمینی از این شیوه ارائه کند. این تخمین می تواند بر پایه درک نقش و وظایف امام و شرایط خاص غیبت استوار شود. راه دوم، رجوع به روایات است؛ روایاتی که به تصریح یا اشاره از شیوه مدیریتی امام در عصر غیبت خبر می دهد.
مهم ترین یافته این پژوهش، درک شیوه ای است که ناشناختگی امام را از یک تهدید به فرصت بدل کرده است. همچنین فهم چگونگی حراست از حرکت دینی در برابر مشکلات و دشمنان بدون ایجاد اختلال در سامانه خودبسنده ای که امامان شیعه پایه گذار آن بوده اند.
آنچه از معنای علیّت مرتکز در ذهن است، علیّت خارجی است و، به دنبال آن، معمولاً شناخت از علیّتِ حد وسط در برهان لمّ به گونه علیت خارجی است. از این رو، برخی همچون علامه طباطبایی بر این باورند که در فلسفه اولی به دلیل اینکه موضوع آن «موجود بما هو موجود» است و، بنابراین، چیزی بیرون از این موضوع نیست تا علت آن باشد، برهان لمّ که حد وسط در آن علت خارجی نتیجه است راه ندارد. این نوشتار بر آن است که در نقد این دیدگاه، افزون بر اشاره به پاسخ های دیگر، بر این پاسخ تمرکز کند که علیّت، اعم از خارجی و تحلیلی است تکیه کلام بر سخنان برخی اندیشمندان است که ماهیت علیّت تحلیلی را آشکار کرده، نشان می دهد که علیّت حد وسط در برهان لمّ می تواند به گونه تحلیلی باشد و براهین لمِّ به کاررفته در فلسفه اولی این گونه اند.
بازتاب مقتل الحسین(ع) در کامل بهایی با وجود مشابهت هایی که با دیگر گزارش های عاشورایی دارد، دارای تفاوت هایی با دیگر مقتل ها است که واکاوی و بازخوانی آن را ضروری می سازد. از آنجا که کامل بهایى جنبه ای ردّیه نویسى دارد، مؤلف مطالب زیادى از خود بیان کرده و مطالب منقول از دیگران را هم چندان مستند نکرده است. برخی روایات این کتاب نیز بن مایه ای قابل توجه را در شخصیت سازی یا داستان پردازی ایفا کرده است که در عصر حاضر همواره جزء روایات مشهور و قابل اتکا به شمار می رود. اخبار منفرد این کتاب درباره عاشورا، در برخی موارد با وقایع حتمی و گزارش های تاریخی ناسازگار است و در مواردی دیگر، گزارش هایی خدشه پذیر درباره شأن امام معصوم(ع)و خاندان ایشان در آن وجود دارد که اساسی برای سخن علمای شیعی و یا سنّی در قرن های بعد شده است. در این مقاله تلاش می شود با روش کتا ب خانه ای و رویکردی تحلیلی انتقادی، پس از ارزیابی شخصیت نویسنده و توضیحاتی درباره کتاب وی، گزارش هایی که نخستین بار در این کتاب آمده است، واکاوی شوند.
این نوشته کوشیده است بر اساس منابع تفسیری اهل سنت،دیدگاه مفسران این طائفه را دربارە شخصیت امام حسن مجتبی(ع) در حوزە مباحث تفسیری، گزارش، بررسی و تحلیل نماید.صلح امام مجتبی(ع)،دیدگاه آن حضرت دربارە قرآن و چگونگی تفسیر آن،و سرانجام نوع تفسیر ایشان از آیات قرآن کریم،سه محور این نوشته است. کلید واژه ها:امام حسن،صلح امام حسن،قرآن،تفسیر قرآن،نکته های تفسیری امام حسن و روش شناسی تفسیر.
هم زمان با حکم فرمایی فن آوری بر مغز و اراده بشر، گوهر ارزش مند عفت و اخلاق نیز از بسیاری جوامع، رخت بربست.
امروز فاجعه بی عفتی و فرهنگ برهنگی دیوآسا، ارزش ها را میبلعد و سعادت ها را به کام میگیرد. فرهنگ برهنگی و بیعفتی بر حوزه ادبی، حوزه هنر، حوزه ورزش و حوزه معماری سایه گسترده است. پس از رنساس و گسترش رمان نویسی، رمان های جنسی که بی پروایی قلمی و ادبی نویسندگان یاوه گستر را نشان میداد، به بازار کتاب راه یافت و پی درپی ترجمه شد.
هنرهای نمایشی و غیرنمایشی، تجسمی و غیرتجسمی با عریان گرایی، قرین گشت و شگفت این که تصویر حضرت مریم(س) را نیز با سینه ناپوشیده نقاشی کردند. از سوی دیگر به برخی از ورزش ها، که عریان نمایی و بی عفتی در آن بارز است، اهمیت داده شد. گستره عفاف به گستردگی فعل و انفعالات جوارح و جوانح انسان است. لذا گاه موضوع کلی عفاف در امور اجتماعی است که عفاف در لباس، نگاه، صدا، گفتار، مقام، مال، خوراک، خندیدن، زینت، کار و ... را دربر می گیرد و گاه در خانه و خانواده است؛ مثل حفظ حریم ها، شنیدن، نیت، تفکر، رعایت حقوق متقابل. گاهی هم یک حکم در هر سه عرصه اجتماعی، خانوادگی و فردی، زمینه ساز باروری عفت است. پس دایره عفت در زندگی بشر، به وسعت دایره زندگی فردی، اجتماعی و کلیه تعاملات فکری و رفتاری انسان است. پس بجاست عفاف به عنوان یک پدیده ارزشی و ملکه درونی سیرت ساز و صورت آفرین اخلاقی و اجتماعی و عنصر مؤثر در زندگی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.