این پژوهش، با هدف «ساخت پرسش نامه قدردانی مبتنی بر آموزه های اسلامی» صورت گرفته است. بدین منظور، از دو روش توصیفی و پیمایشی استفاده شده است. در روش توصیفی، آموزه های اسلامی در ارتباط با شکر و قدردانی جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفت و پس از استخراج مؤلفه های شناختی، رفتاری و عاطفی، قدردانی در دو حیطه قدردانی از خالق و مخلوق، پرسش نامه اولیه تدوین گردید. در روش پیمایشی نیز ارزیابی روایی و اعتبار مقیاس در نمونه 104 نفری از جامعه آماری دانش پژوهان مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی مورد بررسی قرار گرفت. برای به دست آوردن روایی همگرا و ملاکی، به ترتیب از مقیاس رضایت از زندگی و پرسش نامه قدردانی استفاده شده است. میانگین نمرات کارشناسان، برای بررسی روایی محتوایی، 87/0 و ضریب تطابق کندال 159/0 به دست آمد. برای به دست آوردن روایی سازه، همبستگی خرده مقیاس ها با یکدیگر و با نمره کل مقیاس، همبستگی مؤلفه های هر خرده مقیاس با نمره کل و همچنین همبستگی هر گویه با نمره کل محاسبه گردید و نتایج حاکی از روایی مطلوب بود. در بررسی اعتبار مقیاس نیز ضریب آلفای کرونباخ 9/0 و نتایج دونیمه سازی اسپیرمن 81/0 و دو نیمه سازی گاتمن 78/0 به دست آمده است.
طرز تلقی همانندی انسان و حیوان در غریزة جنسی و فقدان بینش وحیانی در نظام تربیتی در جوامع بشری امروز، ازمهمترین عواملی است که بنیان خانواده را متزلزل کرده واخلاق اجتماعی را آسیب زده وسلامت روانی بشررا با مشکل جدّی روبه رو ساخته است. آگاهی از مبانی و اصول تربیتی در روابط زن و شوهر از دیدگاه وحیانی زمینه ساز تصحیح نگرش ها، رشد تربیت اخلاق اجتماعی و ارتقای سلامت روانی خانواده ها خواهد بود. میل جنسی، زیبادوستی، تمایل به معنویت و فضیلت، گرایش به محبت و انس ازجملة این مبانی است که از هریک تعدادی اصول تربیتی استتنباط می گردد.
هدف این مقاله تبیین این مبانی فطری و اصول کشف شده از آنهاست که در قرآن و حدیث به آن پرداخته شده است.
روش این مقاله نیز روش هرمونتیک و تفسیر و تحلیل متون آیات و احادیث معصومان(ع) است.
یافته های این تحقیق شامل دوازده اصل تربیتی است که در نظام تربیت جنسی از دیدگاه اسلام، محور است و لازم است در آموزش و پرورش دختران و پسران نوجوان و جوان مورد توجه قرار گیرند و شناخت و باور و عواطف و احساسات و اخلاق و رفتار مربی و متربی براساس آنها سامان پذیرد.
ائمه شیعه(ع) به علت دارا بودن منصب امامت و نیز به سبب خویشاوندی با پیامبر گرامی(ص) همواره جایگاه قابل احترامی نزد شیعه داشته اند. به رغم تصور عمومی که تنها منبع درآمدی ائمه(ع)، وجوهات و بیت المال بوده، ایشان منابع مالی دیگری نیز داشته اند که از جمله این منابع، هدایا بوده است.
بسیاری از افراد، هم از سوی جامعه شیعه و هم از ارادتمندان اهل سنت به اهل بیت(ع)، صله هایی برای ائمه(ع) می فرستادند که عموماً شامل هدایا، وصیت ها و نذرها می شد. ائمه(ع) عموماً این اموال را می پذیرفتند و از آنجا که پذیرفتن آنها از نظر حکومت ها نیز بلا مانع بود، در پذیرش آنها با مشکلی روبه رو نمی شدند. این اموال، به خصوص در دوران امامان پیش از امام جواد(ع) که گرفتن خمس هنوز عمومیت نداشت، از اهمیت فراوانی بهره مند بود.
البته حکومت ها نیز گاه علاوه بر مقرری های ائمه(ع) از بیت المال، صله ها و جوایزی نیز به ایشان می دادند و ائمه(ع) نیز این هدایا را پذیرفته و با آنها به مشکلات مالی خود و شیعیان رسیدگی می کردند.
شاخصه های شفافیت و مبارزه با فساد بعنوان راهکاری برای مقابله با فسادهای موجود در طبقات دولتی و حاکمیتی پیشنهاد شدهاند و دارای دسته بندیهای مختلفی از منابع گوناگون هستند. فساد در پیشبرد اهداف و توسعه ی کشورها موانع بزرگی ایجاد کرده است. با وجود تلاش های مؤثر در زمینه ی تدوین شاخصه های شفافیت و مبارزه با فساد به نظر میرسد پاسخ های رضایت بخشی در قبال این مسئله وجود ندارد و بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، همچنان از فساد در تمامی سطوح رنج میبرند. مهمترین تقسیم بندی شاخصه های شفافیت و مبارزه با فساد به دو شکل نظرسنجی و ارزیابی مطرح شده اند که شاخصههای مبتنی بر نظرسنجی سازمان شفافیت بینالملل در قالب ادراک فساد هستند و شاخص های مبتنی بر کارشناسی بر اساس گزارش هستند. شیوه های مبارزه با فاسد با توجه به بروز شدن فساد نیازمند بروزرسانی هستند. رویکرد بانک جهانی دارای معیار جامعی برای سنجش شفافیت و میزان ارتباط آن با مقولهی فساد است. یکی از راهکارهای اساس ی مب ارزه با فساد، محدود ساختن فعالیتهای اق تص ادی دول ت و تش ویق بخ ش خصوص ی ب ه مش ارکت در فعالیتهای اق تصادی اس ت. در حوزه بودجه بندی، خط مشی گ ذاری و تنظیم رویهها، براثربخشی استفاده از منابع و ک اهش ف ساد و اتلاف من ابع ت أثیر ش ایان ت وجهی دارد. بروز بودن دادهها، ایدهها و چشم اندازهای نهادهای مالی مسیر تازهای از شفافیت سازمانی را فرا روی آنها قرار می دهد و نویدبخش کاهش فساد و بهبود عملکرد آنهاست. فقدان معیاری جامع برای سنجش فساد، چارچوب تحلیلی نامناسب، شناسایی نامناسب اهداف و عدم توجه کافی به منابع قانونی و موازین بین المللی و توجه به مسائل سیاسی جزو محدودیتها و عوامل تاثیرگذار بر عدم توفیق در مسیر مبارزه با فساد است.
هنگام بحث درباره ماهیت ایمان، اغلب تفکیکی برپایه متعلَق ایمان ارائه میشود که براساس آن، ایمان بهگونه کلی یا گزارهای است و یا غیر گزارهای؛ یعنی اگر ایمان به یک یا چند گزاره تعلق گیرد، ماهیتش نیز گزارهای و از سنخ معرفت خواهد بود؛ اما اگر متعلَق ایمان شخص یا موجودی خارجی باشد، ماهیت ایمان از سنخ اموری همچون دلبستگی و وفاداری است. این مقاله با بررسی لوازم این تفکیک نشان می دهد که اولاً این دسته بندی بهلحاظ صوری و منطقی دچار مشکل است و ثانیاً چنان قوت و صلاحیتی ندارد که ماهیت ایمان را روشن کند. بخش دوم مقاله، ایمان را براساس اینکه کدام یک از ساحات سه گانه نفس آدمی بیشتر در آن مؤثر باشند، به ایمان عقل گروانه، اراده گروانه و احساس گروانه تقسیم و شواهدی از نظریات فیلسوفان و متکلمان مسیحی و مسلمان برای هریک از انواع ایمان ارائه میکند.
آدمی به عنوان موجودی فهیم، مدام با موضوع فهم سر و کار دارد و هر کُنش و واکنشش همراه با فهم است. این هماره گی و اهمیّتِ فهم، باعث شده که اندیشمندان، از دیر باز در پی شناختِ ساختار و راه های نیل به فهمِ درست باشند. آگوستین به عنوان یک قدّیسِ اثرگذار مسیحی در طلیعه قرون وسطی و مولانا به عنوان عارف و اندیشمندِ مسلمانِ اواخرِ این دوران، چنین اند. یکی از قواعدِ هرمنوتیکِ ایشان اعتقاد به تأثیرِ عواملِ وجودی در فهم است؛ این دو اندیشمندِ زمانه اتحادِ عاقل و معقول، ظروف مرتبطه حیطه فهم را جدای از حیطه های عاطفی و ارادی نمی دانند. پرچمِ این اندیشه مشترک، مزیّن است به آموزه آگوستینیِ «ایمان می آورم تا بفهمم» که با «ایمآن همان تمییز و ادراک استِ» مولانا، همنوایی دارد. در تأیید این آموزه، نخست به بنیان های مشترکِ فلسفیِ آن می پردازیم، سپس به دیدگاه مولانا مبنی بر لزوم هم سنخی شناسنده با موضوع فهم. نهایتاً برآنیم که تفاوتِ فهم یا بدفهمیِ گهگاه این آموزه، محصولِ عواملی چون اختلافِ منظر و ندیدنِ مراتبِ ایمان و فهم در دو شکلِ درون دینی و برون دینی آن است. بنابراین ضمن معرّفیِ سه مرتبه ایمان و دو ساحتِ فهم، با دیالکتیکی دانستنِ رابطه آن دو، به تبیین و رفعِ این بدفهمی ها می پردازیم.