سنت های الهی، قوانین بنیادین، ثابت و فراگیری هستند که بر جهان آفرینش حاکم اند. شناخت این قواعد، ضمن کمک به هدایت مردم، زمینه تحلیل دقیق تر جوامع انسانی و تدبیر بهتر حرکت آن ها را فراهم می کند. حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) در بسیاری از مباحث تفسیری خود به این موضوع مهم پرداخته است لذا پژوهش حاضر درصدد است تا موضوع سنت های الهی را در آثار تفسیری ایشان بررسی کند. این پژوهش با روش تحلیل مضمونی صورت پذیرفته؛ لذا داده های پژوهش، پس از نمونه گیری هدفمند، طی سه مرحله، کدگذاری و تحلیل شده است. نهایتاً یافته های پژوهش ذیل سه کلان مقوله «ویژگی های سنت های الهی»، «مصادیقی از سنت های الهی» و «نتایج و ثمرات شناخت سنت های الهی» دسته بندی شده و شبکه مضامین سنت های الهی در دیدگاه تفسیری رهبر انقلاب ارائه شده است. ازجمله سنت های الهی استخراج شده در این پژوهش می توان به سنت های «پیروزی نهایی حق بر باطل»، «نصرت اهل ایمان»، «مجازات»، «آزمایش» و ... اشاره کرد.
دیدگاه ملاصدرا درباره ادراک غیر، حاصل مطالعه عمیق و نقد جدی آرای ابن سینااست و فهم دقیق آن توجه بیش تر به این نقدها را می طلبد. ابن سینا ادراک غیر را حصولی و انطباعی می داند. صدرا این نظریه را مورد انتقاد قرار داده رد می کند؛ زیرا آن را مبتنی بر اصولی چون ثبات جوهر جسمانی، انکار مثل افلاطونی و نفی اتحاد عاقل و معقول می داند که از نظر وی به هیچ وجه قابل قبول نیست. صدرا برخلاف ابن سینا تفسیر خود را از ادراک غیر، بر اعتقاد به حرکت جوهری جسم و نفس، مثل افلاطونی و اتحاد مدرِک با مدرَک استوار می سازد و از این رو ادراک غیر را منحصر در ادراک حضوری یعنی حضور صورت شیء نزد مدرک می داند. صحت و سقم یا برتری هر یک از این دو دیدگاه درباره ادراک غیر به صحت و سقم یا برتری مبانی و اصول آن بستگی دارد. از میان این چهار مبنا، اتحاد عاقل و معقول از اهمیت خاصی برخوردار است. نظریه ای که شالوده آن را وحدت و اصالت وجود تشکیل می دهد و نه تنها اندیشه ملاصدرا را از ابن سینا، بلکه از سهروردی هم متمایز می سازد.
عوامل متعدد سیاسی، اجتماعی، مذهبی و... در روند انحطاط اقتصادی بغداد در عصر دوم خلافت عباسی تأثیر داشته است. این پژوهش، دو متغیّر شرایط اقلیمی و سیاست گذاری های اقتصادی را به دلیل تأثیر مستقیم بر انحطاط اقتصادی بغداد بررسی کرده و با رویکردی تاریخی و با استفاده از داده های برگرفته از منابع تاریخی و جغرافیایی و با روش تحلیلی تبیینی، در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که شرایط اقلیمی و همچنین سیاست گذاری های اقتصادی بر انحطاط اقتصادی بغداد چه تأثیری داشت؟.
نتایج بررسی حاکی از آن است که شرایط اقلیمی بغداد، که در دوران ثبات سیاسی خلافت عباسی و تحت نظارت دقیق حاکمیت، از عوامل اصلی رونق اقتصادی دارالخلافه بود، در دوره های پرآشوب حضور امیرالامرایان، دیلمیان و سلجوقیان در بغداد، عامل نابسامانی کشاورزی و تجارت شد. شاخصه های اقلیمی چون طغیان و نقصان رودها، تغییرات آب وهوایی و... آسیب های جدی به زمین های کشاورزی زده یا موجب خشکسالی، قحطی، کمبود محصولات زراعی، گرانی نرخ اجناس و زمینه ساز انحطاط اقتصادی بغداد شد. از سوی دیگر، سیاست گذاری های ناکارآمد اقتصادی در زمینه اخذ خراج و مالیات، مصادره اموال، نبودِ نظارت بر بازار، بی توجهی به خطوط ارتباطی بغداد، که گذرگاه های اصلی واردات و صادرات بودند، موجب اختلال در امر تجارت و رکود اقتصادی بغداد شد.
یکی از ویژگی های حکمت متعالیه ملاصدرا اعتماد بر منطق عقل و استفاده از دستاوردهای شهودی عقلانی متکلمان و عارفان است، به همین سبب سلسله مباحث عمیقی در قضایای اخلاقی و فلسفه ی اخلاق از جانب متکلمان اسلامی پیرامون قضایای منطقی در گرفته است که اصلی ترین آنها در ارتباط با حسن و قبح عقلی یا شرعی است. شخصیت های اندیشمندی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی، ملاعلی قوشجی، عبدالرزاق لاهیجی و علامه حلی و ده ها متفکّر دیگر در جریان بوده اند که در ارتباط با این قضیه داد سخن داده اند. همچنین ملاصدرا در حکمت متعالیه بزرگ ترین نظریه پرداز حکیم قرن یازدهم سعی کرده است آن دسته از قضایای منطقی را که به نظر برخی متفکران پیشین موجب ابهام و تناقض در آنهاست حل نماید. او با بیان فرق میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی به این ابهامات خاتمه داد و توانست حوزه ی بحث های چندی و چگونگی و چسانی را که از مقوله ی «استی ها» است از حوزه ی شناخت فلسفه که از مقوله ی «هستی ها» است بیرون نماید. ما در این مقاله ضمن بیان نظرات منطقی متکلمان در بحث های قضایای اخلاقی، به تبیین نظر ملاصدرا پرداخته و بر این باوریم که صدر المتألهین با اشکال حمل قضایا به دو صورت ذاتی و شایع صناعی به بازسازی قضایای اخلاقی در حوزه ی فلسفه ی اخلاق پرداخته است.
توسعه فرهنگی به معنای ایجاد تحول و خلق ارزش ها، روابط اخلاقی و هنجارهای مناسب است که برای ارضای نیازهای آدمی، زمینه های لازم را در قالب اجتماع فراهم می کند. فهم و شناخت مفاهیمی چون توسعه، فرهنگ و توسعه فرهنگی، در سرنوشت ملت ها و نیز جامعه ایران حائز اهمیّت است. اولین طلیعه توسعه فرهنگی در انقلاب اسلامی و در روند پیروزی و تکامل این انقلاب به چشم می خورد و بیشترین شعارها و اهداف انقلاب متوجه توسعه فرهنگی بوده است. بر این اساس، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تبیین استراتژی جامعی در امر توسعه فرهنگی، به منزله یک ضرورت ملّی، مورد توجه مسئولان قرارداشته است. دیدگاه های امام خمینی درباه فرهنگ و توسعه فرهنگی و ابعاد و اهداف آن یکی از نیازهای اساسی جامعه و راه کارهای توسعه فرهنگی در کشوراست. دراین مقاله ابتدا تعاریف مختلفی از مفهوم توسعه و توسعه فرهنگی داده شده و سپس مهم ترین ابعاد، ویژگی ها و اهداف توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی بیان می شود.
رابطه «باید» و«هست»، همواره یکی از چالش برانگیزترین مسائل در حوزه فلسفه اخلاق بوده و حل این مسئله، گره گشای بسیاری مسائل دیگر از جمله رابطة اخلاق و علم خواهد بود. هدف این نوشتار، ارائه فروض مختلف مسئله باید و هست و بررسی امکان تحقق رابطه مزبور است. تحلیل و بررسی دقیق مسئله باید و هست، به این نتیجه منتهی می شود که ارزش اخلاقی امری واقعی و عینی است، اما الزام اخلاقی، امری اعتباری است که برای ایجاد انگیزه در مخاطب اعتبار می گردد، تا با تحریک فاعل به عمل اخلاقی، غایت و هدف اخلاق- که ارزش ذاتی دارد - به دست آید. با توجه به واقعیت داشتن ارزش های اخلاقی، می توان گفت: مفهوم «ارزش» با مفهوم «هست»، ارتباط معنایی دارد و جملات ارزشی نیز بیانگر نوعی واقعیت اند. از سوی دیگر، ارزش های اخلاقی به سبب واقعی بودن، قابلیت استنتاج از هست های غیراخلاقی را دارند. بنابراین، میان باید و هست رابطة منطقی و استنتاجی وجود دارد و با تکیه بر هست های غیراخلاقی، می توان ارزش های اخلاقی را نتیجه گرفت.
نقش همسران اهل بیت(ع) به دلیل جایگاه اجتماعی و پیوستگی آنان با امامان(ع)، یکی از نقش های کلیدی در تاریخ اهل بیت(ع) است. نقش سیاسی اجتماعی بانو حُدَیث، همسر امام هادی(ع)، به سبب شرایط ویژه عصر امامت امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام زمان(ع) (عج)، از جمله موضوعات مهمی است که بازشناخت آن، افزون بر گشودن صفحه هایی نو در تاریخ اسلام، موجب شناساندن بانوان ناشناخته، ولی تأثیرگذار خواهد بود. تحقیق حاضر، با رویکرد تاریخی در صدد تبیین نقش های سیاسی و اجتماعی همسر امام هادی(ع) با توجه به شرایط تاریخی زمانه حیات اوست که با استفاده از منابع تاریخ عمومی و تاریخ اهل بیت(ع) و بخش های مغفول مانده در منابع، سامان یافته است. بر اساس یافته های این تحقیق، تحمل دشواری های ناشی از فشارهای روانی و سیاسی دستگاه خلافت عباسی و نیز مدیریت بحران درون خانوادگی برآمده از تزاحم و تنوع آرای فرزندان امام هادی(ع)، از جمله نقش های بانو حُدَیث در عصر امام هادی(ع) بود. در عصر امام عسکری(ع) نیز با توجه به جدی ترشدن مسئله امامت دوازده امام، افزایش فعالیت های ضدّ شیعی خلفای عباسی و کارگزاران آنها، ایجاد محدویت برای اصحاب و سفیران امام و نیز تنگ شدن دایره ارتباطات امام و شیعیان، نقش بانوان در این دوره برجسته می شود. بارزترین نقش های سیاسی و اجتماعی بانو حُدَیث در این دوره را می توان همکاری برای رفع تحیر از جامعه شیعی و برنامه ریزی برای حفظ باورهای مکتب اهل بیت(ع) و حفظ جان امام زمان(ع) به شمار آورد
متون ادبی به واسطه ی چند لایه بودنش، با تأویل ها و تفاسیر مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همراه است. هدف اصلی خطیب، اقناع مشارکین است. به همین سبب، باید با عوامل بافت متنی(درون زبانی) و بافت موقعیتی(بیرون زبانی) نظیر بافت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آشنایی داشته باشد تا بتواند در اقناع مخاطبان از آن استفاده کند. خطبه ی نکوهش مردم بصره از مجموعه سخنرانی های زیبا و تأثیرگذار علی(ع) می باشد که بعد از پیروزی در جنگ جمل، در مسجد جامع بصره، ایراد فرمودند. فضای این خطبه آکنده از توبیخ مردم پیمان شکن بصره است که منافقانه و در پی اطاعت از خواص بی بصیرت، شورش کردند. در این مقاله، ضمن اثبات شناخت ویژگی های تأثیرگذار این خطبه در شناساندن مخاطبان، به تحلیل بافت متنی و موقعیتی آن می پردازیم. از نتایج مهم پژوهش، بیان زیبایی های ادبی این خطبه در حیطه ی تحلیل متن و اثبات وجود هماهنگی بین گفتمان این خطبه و موقعیت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در ورای ظاهر این خطبه می باشد.
سخن از امکان راه یابی به باطن قرآن، از مباحث بنیادی حوزه علوم قرآن، تفسیر و به ویژه عرفان است. روایاتی از معصومین (ع) در تأویل و تفسیر باطنی پاره ای از آیات وجود دارد اما آیاتی که بیان تأویلی و تفسیر باطنی درباره آنها از سوی معصوم (ع) رسیده است، اندک است. اینک پرسش این است که با توجه به روایات محدود، آن هم تنها درباره پاره ای آیات، آیا می توان در مواردی که نقل معتبر در کشف مدلول باطنی آیات قرآن وجود ندارد به تفسیر باطنی و تأویل آن پرداخت؟ پژوهش پیش رو کوشیده است، اثبات این امکان (امکان رهیافت عرفانی به قرآن) و چگونگی زبان گسترش پذیر قرآن را تبیین کند. برای رسیدن به این هدف ضمن اشاره به اهمیت این مسئله، به ویژه در روزگار کنونی، و نقشی که عرفان اصیل اسلامی می تواند در مواجهه با جنبش های نوپدید دینی و معنوی ایفا کند، مبانی عقلی و نقلی (قرآن و روایات) این مسئله ارائه شده است.