یکی از اموری که به شناخت درست و دقیق قرآن و ترجیح آرای برتر و مردود ساختن اقوال دیگر کمک می کند، تاریخ گذاری سوره ها و آیه های قرآن کریم است. در تعیین تاریخ نزول سوره ها و آیه های قرآن کریم دو مبنای نقلی و اجتهادی وجود دارد. مبانی نقلی شامل روایات ترتیب نزول، اسباب نزول و مکی و مدنی و مبانی اجتهادی شامل وجود ضوابط و ویژگی های سور مکی و مدنی و توجه به سبک و اسلوب و مضمون سوره هاست. در این میان، بازرگان بدون توجه به مبانی فوق و با روش آماری، تاریخ نزول سوره های قرآن کریم را مشخص نموده است. در این گفتار ضمن معرفی روش بازرگان، به بیان اشکال های کلی و موردی (مصداقی) این روش پرداخته می شود و با مقایسه ترتیب نزول سوره های ارائه شده توسط وی با ترتیب های روایی، اثبات می گردد که این روش به تنهایی نمی تواند روشی جامع در تاریخ گذاری سوره های قرآن کریم باشد.
در سنت اسلامی، کمتر از هنر سخن به میان آمده است؛ به جز مواردی که در سنت فقهی از هنر یاد شده است، در فلسفه، بحثی درباره ماهیت و تعریف هنر وجود ندارد. بحث از فلسفه هنر به گونه ای که در فلسفه غرب به ویژه پس از قرن هجدهم مطرح شده است به هیچ روی در کتاب های فلسفی، عرفانی و حکمی دانشمندان مسلمان نیامده است. در کتاب های عرفانی فقط در موارد اندکی در پی بحث فتوت نامه ها یا بحث از نور، اشاراتی به هنر شده است.
اما در همین کتاب ها به طور مفصل به زیبایی اشاره شده است. زیبایی به عنوان بحث پیرو وجود، مورد اشاره بیشتر عارفان واقع شده است. برخی از عارفان، در ادامه بحث از زیبایی حضرت حق به بحث نفس زیبایی حسی پرداخته اند و اصطلاحاتی چون زیبایی، جمال، حسن و ملاحت را شرح کرده اند.
بنابراین باید با نظامی متفاوت از آنچه هست و بدون اینکه فلسفه غربی را سنجه ای برای فلسفه اسلامی قرار دهیم، به بررسی زیبایی و هنر در سنت اسلامی بپردازیم. آنچه در سنت اسلامی با آن روبه رو هستیم، زیبایی شناسی است؛ البته از نوع غیرحسی آن. همچنین نباید با تحمیل متون غربی بر متون حِکمی سنت اسلامی به دنبال فلسفه اسلامی هنر باشیم. با جستجوی واژگان مشترک نمی توانیم یک نظام فلسفی مطابق با فلسفه غرب برای هنری که در دامن فرهنگ و تمدن اسلامی رشد کرده، بیابیم
در تمام سال های پس از انقلاب اسلامی، اسلامی سازی علوم انسانی و از جمله علوم امنیتی، یکی از دغدغه ها بوده است. حکمت متعالیه از ظرفیت خوبی برای ورود به عرصه علوم انسانی و امنیتی برخوردار می باشد. علوم و مطالعات امنیتی در سال های اخیر در کشور ما از رونق خوبی بهره مند شده است، اما تلاش قابل توجهی برای تبیین مباحث امنیتی، با تکیه بر مبانی فلسفه اسلامی، به ویژه حکمت متعالیه، صورت نگرفته است. هدف مکتوب حاضر، ارائهٴ دلالت ها و وجوه امنیتی انسان شناسی فقیه و حکیم متأله حکمت متعالیه، آیت الله جوادی آملی است. مدعای مقالهٴ حاضر این است که براساس مبانی حکمت متعالیه و به ویژه مبانی انسان شناختی، که در این مقاله محور بحث و بررسی است، باید از «علوم امنیتی» به جای «علم امنیت» سخن بگوییم. چون بر اساس هر مبنای انسان شناختی، علم امنیتی ویژه ای تولید می شود که می توان آنها در یک تقسیم بندی کلان، متعالی، متعارف و متدانی نامید.
یولیوس ولهاوزن با تکیه بر یافته های پژوهشگران پیشین فرضیه اسناد، نخست به بازشناسی و تفکیک اسناد تشکیل دهنده اسفار سته در قالب یک فرایند پویا پرداخت، سپس بر پایه نتایج این رویکرد انتقادی مدعی شد تاریخ اسرائیل بیانگر تطور دین اسرائیلیان است. به باور او، دین اسرائیل در دوران پادشاهی شمال (مرحله اول) ماهیت طبیعی داشت، از دل زندگی روزانه مردم سر بر آورد و پیوندی استوار با آن داشت. با فروپاشی پادشاهی شمال و ظهور انبیای بعدی و اصلاحات سیاسی عبادی پادشاه یوشیا (مرحله دوم) دین آن ها به توحید اخلاقی رسید. با فروپاشی پادشاهی جنوب و آغاز تبعید بابلی پیوند آن قوم با تاریخ و سنت منقطع شد و زمینه برای بازسازی اسرائیل جدید تحت رهبری عزرا و نحمیا فراهم شد (مرحله سوم). کاهن سالاری موسایی با لوازم و ویژگی های آن محصول این دوران است. قوم تاریخی اسرائیل اکنون قومی مقدس محسوب می شد و قداست در تمام لایه های حیات مردم ریشه دوانید. همیشه و همه جا یک دستور الاهی هست که یهودی اصیل مکلف به انجام آن باشد. تکلیف جایگزین تجربه شد. صورت گرایی بر اصالت غلبه یافت. دین ساده اسرائیلیان باستان در قالب ساختارگرایی خشک کهانتی مستحیل گشت و رنگ و نگاه این دیانت جدید، یهودیت، در ویراست نهایی بر کل اسفار سته فرافکنی شد.
نوشتار حاضر یکی از صحابیان شرکت کننده در لشکر امام حسین(ع) را مورد بررسی قرار داده است. انَس بنٍ حارث کاهلی در روز عاشورا حضور داشت و به این ندای امام حسین(ع) پاسخ داده است. از پیامبر(ص) در حالی که امام حسین(ع) در دامن رسول خدا6 نشسته بود، شنیده بود: «این فرزندم در سرزمین عراق به شهادت خواهد رسید. آگاه باشید هرکه او را دید باید او را یاری کند» وی که در کوفه زندگی می کرد، به گفته برخی در مکه و به گفته برخی دیگر شبانه در کربلا به امام(ع) پیوست. امام حسین(ع) به وی نوید هدایت و امنیت داد. او را با خود همراه ساخت و در رکاب امام حسین(ع) کشته شد. پس از کارزاری سخت و کشتن چهارده یا هجده تن از سپاهیان دشمن به درجه رفیع شهادت نایل آمد و مقبره وی در بارگاه دسته جمعی شهدا پایین پای امام حسین(ع) واقع است.