فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۱۰۱ تا ۲۵٬۱۲۰ مورد از کل ۸۳٬۰۲۲ مورد.
بررسی مقایسه ای لوگوس مسیحیت با کلمه در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لوگوس(λογος) یکی از مفاهیم مهم در اکثر مکاتب فلسفی و دینی است. این مفهوم در فلسفه ی یونان باستان، عهدعتیق، در نزد فیلون یهودی و مسیحیت به چشم می خورد. در مسیحیت عیسی _علیه السلام_ با لوگوس یکی گرفته شده است؛ از طرفی در قرآن هم وی «کلمه ی»(لوگوس) خداوند نامیده شده است. با توجه به این نکته خواه ناخواه در وهله ی اول بین دو دین مسیحیت و اسلام در زمینه ی لوگوس/کلمه تشابهی به چشم می خورد. اما مفسران مسلمان در آیاتی که از عیسی _علیه السلام_ با عنوان«کلمه» نام برده شده، آن را به معنای«کن» تفسیر و هر گونه صفت الوهی و ازلی را از وی سلب کرده اند. درحالی که در مسیحیت«لوگوس» همواره ازلی و الوهی پنداشته شده است و این یکی از تفاوت های اصلی و بنیادی در مسیحیت و اسلام درباب«لوگوس/کلمه» به حساب می آید.
مؤلفه های کاربردشناختی انذار در داستان حضرت شعیب علیه السّلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کاربردشناسی علاوه بر ساختار زبانی،بافت پیرامونی و عناصر و اطلاعات غیر ملفوظ (غیر مکتوب)را نیز باید در نظر گرفت. بافت پیرامونی انذار در یک مخاطبه نیز دارای مؤلفه هایی است که باعث تمایز این کار گفت از دیگر کارگفت ها می شود. خداوند در آیات زیادی در قرآن به انسان ها وعید به عذاب می دهد و از طرف دیگر به منظور پیشگیری از دچار شدن به عذاب وعده داده شده، فعل انذار و هشدار را کاربری می کند. به دنبال انذار، گروهی از انسان ها خائف گشته و با انجام اوامر و دوری از نواهی خداوند خود را از ابتلا به عذاب دور می کنند. بر مبنای تحلیل کاربردشناختی، انذار الهی بیان شده توسط شعیب (علیه السّلام) دارای ساختار دقیق و منظمی است که با دقت و ظرافت خاصی از جانب منذِر کاربری می شود. براین اساس حضرت شعیب در ابلاغ و اعلان انذار با اشاره به امری مخوف و ترسناک همراه با دلسوزی و محبت قوم خود را به روشنی و وضوح، بیم می دهد و با تکیه بر عقلانیت و دانایی و بدور از هرگونه اجبار و تحمیل عقیده و با بهره گیری از مکانیزم بازدارندگی انذار و بدون ایجاد رعب و وحشت و رعایت مرز انزجار و نفرت مخاطبان خود را آگاهی می دهد.
بررسی فقهی قاعده «تبعیت نماء از اصل» و رفع مانعیت آن در شکل گیری شرکت های تعاونی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال بیست و چهارم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۹۰)
7 - 38
حوزههای تخصصی:
تولید محصول در برخی فعالیت های اقتصادی با اشتراک نیروی کار ازطرفِ عامل، و سرمایه ازسوی صاحب آن انجام می شود. مطابق با قاعده «تبعیت نماء از اصل»، محصول تولیدشده در مِلک صاحب سرمایه قرار می گیرد و نیروی کار فقط باید به دستمزد اکتفا نماید. بر همین اساس، برخی در عقودی مانند مضاربه اشکال می کنند. این اشکال در تعاونی های مصطلح آشکارتر است. به عبارت دیگر، در تعاونی ها با این پرسش روبه رو هستیم که باوجود قاعده پیش گفته آیا فعالیت اقتصادی در قالب تعاونی ها صحیح است؟ براساس پرسش مطرح شده، فرضیه این پژوهش چنین است: درصورتی که تعدادی از نیروهای کار در یک فعالیت اقتصادی، سرمایه آن را به صورت مشاع تأمین کنند، به لحاظ موازین شرعی حق دارند با توافقِ هم سود متناسب و محدودی برای سرمایه تعیین کنند تا مابقی محصول و نماء به نیروهای کار، براساس میزان کار و نقشی که در تولید محصول و نماء دارند، توزیع شود. بنابراین، تأسیس شرکت هایی مانند شرکت های تعاونی متداول، ازنظرِ ضوابط فقهی مشکلی ندارد. این پژوهش برای پاسخ به پرسش پیش گفته و نیز بررسی فرضیه ذکرشده انجام شده و از روش تحلیل متن و مطالعه کتابخانه ای بهره برده است. دستاورد این پژوهش گویای آن است که اصل قاعده مربوط به نمائات طبیعی است و در عقود تجاری چنین قاعده ای جاری نیست. به فرض ثبوت این قاعده، اگر فعالان اقتصادی با هم توافق کنند، حق دارند براساس توافق عمل نمایند. بنابراین شرکت های تعاونی به مفهوم مصطلح، از ناحیه این قاعده با مشکل فقهی روبه رو نیستند.
سلب «حق» و تحدید «حکم اباحه» در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر مشهور در بین حقوق دانان آن است که قابلیت اسقاط از حدود حق بوده و هر ذی حقی قادر به سلب حق از خویش است. به همین دلیل نیز از واژه «به طورکلی» در ماده 959 قانون مدنی اخذ مفهوم مخالف کرده و معتقدند حقوق مربوط به تمتع یا استیفاء را می توان به طور جزئی سلب نمود. در مثال های ایشان اما خلط مفهومی بین حق و حکم به اباحه صورت گرفته است؛ برای مثال حق فروش خودروی شخصی با حق خرید خودرو توسط آن شخص از یک جنس نبوده؛ مورد اول از عوارض مالکیت ایشان و مورد دوم حکم به اباحه می باشد. در فلسفه اسلامی، انسان نمی تواند مرجع اسقاط و سلب احکام باشد و طبق نظر مشهور فقها، تنها می تواند استفاده از مباحات را به طور جزئی محدود نماید. بدیهی است ضمانت اجرای سرپیچی شخص مسلوب الحق با شخصی که مباحات را بر خود محدود نموده، متفاوت خواهد بود. در این مقاله، نخست، بررسی خواهیم کرد که واژه حق در ماده 959 قانون مدنی آینه دار حکم به اباحه بوده یا حق در معنای خاص. نگارنده معتقد است منظور ماده 959 حکم به اباحه بوده و این حکم کلاً یا جزئاً غیرقابل سلب است. در ادامه با فرض صحت این نظر به بررسی آثار و ضمانت اجراهای تمییز این دو مفهوم از یکدیگر خواهیم پرداخت.
نقد مقدماتی فرضیه های حسی
اسلام و سرمایه داری(2)
حوزههای تخصصی:
تازه های آثار مهدویت
بررسی تربیت مدنی از دیدگاه امام علی علیه السلام با تأکید بر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش محورهای تربیت مدنی از دیدگاه امام علی علیه السلام، به همراه عوامل و زمینه های مصداقی آنها با تأکید بر نهج البلاغه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش تحلیل محتوا و طی آن تمام خطبه ها، نامه ها و حکمتهای منتسب به امام علی علیه-السلام در نهج البلاغه بود که همه آنها مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار پژوهش، فهرست وارسی بود که روایی آن به وسیله صاحبنظران و پایایی آن نیز با محاسبه ضریب همبستگی تأیید شد. داده های حاصل از تحلیل اولیه با تحلیل مجرای دیگر برابر با 84/0 بوده و داده ها مورد تجزیه و تحلیل کیفی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که در تربیت مدنی از دیدگاه امام علی علیه السلام عوامل مطرح در قالب چهار محور تحکیم ایمان و عقیده، ترویج اخلاقیات در جامعه، عدالت و حقوق شهروندی است.
کتاب مقدس و پلورالیزم دینی
حوزههای تخصصی:
وضعیت فعلی مطالعات تفسیری
پژوهشی در وجوه بیانی امثال قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امثال و حکم در هر ملّت و زبانی نشانه غنای فرهنگی آن هاست و عبارتند از جملاتی حکیمانه، ساده و پرمحتوا که مردم، آن ها را در محاورات خود به کار می برند . می توان گفت امثال، خلاصه ای از تجارب و افکار بعضی مردم و یا حکماست که تأثیراتی بس شگرف در اذهان بشر به جای می گذارند. قرآن کریم نیز که برای هدایت و ارشاد انسان ها نازل شده، به قصد تقریب امور ذهنی و غیبی و عقلی به اذهان مردم، از امثال بهره برده است، زیرا استفاده و بکارگیری امثال فهم مسائل مشکل را برای همگان میسر می گرداند. همچنین خاطر را لذّت و طبع را مسرّت می بخشند. در این مقاله تلاش شده تا به طور اخص، وجوه بیانی امثال قرآنی بررسی گردد. از جمله نتایج این بررسی، کثرت وجوه بیانی تشبیه و کنایه در امثال مکی نسبت به امثال مدنی است، همانگونه که دیگر وجوه بیانی همانند استعاره در امثال مدنی بیشتر از امثال مکی می باشد . این موارد، معلول علل متعددی می باشند که در مقاله حاضر بدان پرداخته خواهد شد.
پژوهشی در قرائت صحیح قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قرائت صحیح قرآن یکی از مباحث مهم فقهی در حوزه قرآن و فقه است، زیرا افزون بر استحباب مؤکد قرائت قرآن به طور کلی، قرائت حمد و سوره در نماز واجب است. بیشتر آیات قرآن از زمان نزول تا کنون، جز با قرائت مطابق با اعراب کنونی آیات قرائت نشده اند و در قرائت صحیح آنها اختلافی نیست، اما در بخشی از آیات، قرائت های دیگری غیر از قرائت مطابق با اعراب آنها گزارش شده و در قرائت صحیح این دسته از آیات، دیدگاه های مختلفی پدید آمده است؛ برخی بر اساس متواتر دانستن قرائت های هفت گانه یا ده گانه، به صحت همة آن قرائت ها قائل شده اند، و برخی تواتر آنها را ثابت ندانسته و بر اساس حجت دانستن آن قرائت ها، به صحت آنها فتوا داده اند، و برخی قرائت صحیح را در قرائت مطابق با اعراب کنونی آیات متعین دانسته اند. در این مقاله دلایل این دیدگاه ها بررسی و نقد، و بر تعیین صحت قرائت مطابق با اعراب جز در برخی آیات استدلال و تأکید می شود.