فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۹۸۱ تا ۴۶٬۰۰۰ مورد از کل ۸۳٬۶۱۷ مورد.
قابل های عرفانی عطار
کوشیار (ابوالحسن الگیلی)
حوزههای تخصصی:
تطوّر اندیشه ارجاء از مرجئه نخستین تا مرجئه خالص
حوزههای تخصصی:
اندیشه ارجاءدر نیمه دوم سده نخست هجری از سوی برخی تابعان آشکار شد. این اندیشه که واکنشی در برابر تکفیر خوارج و دیگر جریان های فکری و سیاسی جامعه مسلمانان بود، به تدریج تطور یافت و از مرجئه نخستین به ارجاء فقها و سپس مرجئه خالص و در نتیجه تضعیف شریعت و ترویج اباحی گری رسید. در حالی که سخن مرجیان نخستین، ترک قضاوت در باره صحابه و واگذاری آن به قیامت بود، به تدریج این اندیشه تطور یافته و به جدایی ایمان از عمل و در اصطلاح به ارجاء فقها منتهی گردید. پس از آن برخی مرجیان راه افراط پیموده و ارجاء غالیانه را طرح کردند؛ که پیامد آن تضعیف شریعت بود.این جریان فکری به دلیل نداشتن مرامنامه منسجم به عنوان یک تشکل مستقل از میان رفت و در میان فرق اسلامی هضم گردید. بررسی مراحل و چرائی تطور این جریان فکری و هضم آن در میان اکثریت جامعه، با رویکرد تحلیلی و جامعه شناسی تاریخی، مسأله این پژوهش است.
تعامل خاندان نوبختی با خلافت عباسی و گسترش تشیع
حوزههای تخصصی:
با وجود کاهش قدرت خلفا در دوره دوم عباسی، سخت گیری و فشار بر شیعیان که مخالفان حکومت شمرده می شدند، همچنان ادامه داشت. با این حال، برخی از خاندان های مهم و با نفوذ دستگاه خلافت عباسی، گرایش های شیعی داشتند؛ خاندان نوبختی که برخی از اعضای آن از بزرگان امامیه و اصحاب ائمه (ع) بودند و پایگاه علمی و اجتماعی بالایی داشتند، از آن جمله اند. در این پژوهش تلاش شده با واکاوی متون کهن تاریخی و اتخاذ شیوه توصیفی- تحلیلی، ضمن شناسایی چهره های شاخص خاندان نوبختی، عملکرد آنان و نوع تعاملشان با دستگاه عباسی و رجال درباری از یک سو و ارتباطشان با رهبران شیعه و عموم شیعیان از سوی دیگر بررسی شود. نوبختیان به کمک خاندان فرات و با حفظ مقام و موقعیت دینی- اجتماعی خود، به دربار راه یافتند و عهده دار مناصبی مهم شدند و همواره مترصد بودند که از طریق نفوذ به بدنه حکومت و با بهره برداری از امکانات به دست آمده به مبارزه با مخالفان و بدعت گذاران مبادرت ورزند. آنان توانستند با تدبیر و کاردانی و رعایت احتیاط و تقیه و با کسب اعتماد خلیفه، برای تثبیت و گسترش تشیع تلاش کنند ودر آن مقطع زمانی موجب کاهش فشار بر شیعیان شوند. شناسایی اهداف و نتایج ایجاد این مناسبات دوگانه، مساله اصلی این پژوهش است.
رویکرد کلامی فلسفی به مسأله عینیت صفات و بررسی دیدگاه ملاصدرا و ابن سینا در خصوص آن
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی صفات و اسماء خدا
مسأله صفات در حوزه کلام و فلسفه و در بحث مربوط به خدا از جدی ترین مسائل حوزه الهیات است. این مسأله در دو حوزه ""ربط صفات با ذات خداوندی"" و ""ربط صفات با یکدیگر"" قابل طرح است. یک بار می توان سؤال کرد که آیا اساساً خداوند را می تواند وصفی باشد یا نه؟ و یک بار هم می توان سؤال کرد که اوصاف چه نسبتی با ذات و با یکدیگر دارند؟ تلاشهای کلامی و فلسفی عمدتاً در دو نگاه تعطیل و تشبیه سامان پذیرفته است، بعضی به دلایلی قائل به تعطیل بحث صفات شده و بعضی نیز در مرز تعطیل و تشبیه همچنان گرفتارند. وآنها هم که قائل به تشبیه اند گرفتاری شان کم نیست.
در این مقاله سعی بر آن است تا نشان داده شود چگونه حکیمان ما در تبیین مسأله صفات به زحمت افتاده اند و از این میان ملاصدرا و ابن سینا دو حکیمی هستند که بیش از دیگران به مسأله صفات عنایت داشته اند. ملاصدرا به عینیت مصداقی صفات با ذات و با یکدیگر معتقد است و ابن سینا به چیزی فراتر از عینیت مصداقی اندیشیده است. او در صفات خدا به عینیت مفهومی قائل است. هر یک از این دو نگاه لوازم و توابعی دارد که این نوشتار در راستای آن نگارش یافته است و در پایان به این نتیجه رسیده است که نه تنها عینیت مفهومی توجیه خرسند کننده ای از صفات به دست نمی دهد بلکه عینیت مصداقی هم در جای خود، معذوراتی دارد.
رابطه قضا و قدر با علم پیشین الهی و جبر و اختیار از دیدگاه صدرالمتالهین
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
یکی از مسائلی که در ادیان آسمانی و بخصوص دین مقدس اسلام در زمینه خداشناسی مطرح شده و متکلمین و فلاسفه الهی به تبیین عقلانی و فلسفی آن پرداخته اند، مسأله «قضا و قدر» است که یکی از پیچیده ترین مسائل الهیات به شمار می رود و محور اصلی غموض آن را رابطه آن با اختیار انسان در فعالیت های اختیاریش تشکیل می دهد؛ یعنی، چگونه می توان از یک سوی به قضا و قدر الهی معتقد شد و از سوی دیگر اراده آزاد انسان و نقش آن را در تعیین سرنوشت خودش پذیرفت؟ دراینجاست که بعضی شمول قضا و قدر الهی را نسبت به افعال اختیاری انسان پذیرفته اند، ولی اختیار حقیقی انسان را نفی کرده اند، و برخی دیگر دایره قضا و قدر را به امور غیر اختیاری محدود کرده اند و افعال اختیاری انسان را خارج از محدوده قضا و قدر شمرده اند. و گروه سومی در مقام جمع بین شمول قضا و قدر نسبت به افعال اختیاری انسان و اثبات اختیار و انتخاب وی در تعیین سرنوشت خویش برآمده اند.
بدیهی است که علم یا اراده الهی (خواه علم در مقام و مرتبه ذات و یا علم در مرتبه فعل آن چنان که حکما معتقدند) از آن جهت قضای الهی نامیده می شود که مؤثر در وجود و ایجاد اشیاء است و حکم به وجود اشیاء است و اشیاء به موجب آن ضرورت و حتمیت پیدا می کنند، و همچنین علم الهی (و یا مرتبه ای از علم الهی) از آن جهت قدر نامیده می شود که حدود اشیاء و اندازه آنها بدان منتسب است.
بنابراین «قضای علمی» عبارت است از علمی الهی که منشأ حتمیت و ضرورت اشیاء است، و «قدر علمی» عبارت است از علمی که منشأ حدود و اندازه اشیاء است.
با توجه به مطالب بالا، یکی از معانی که برای قضا و قدر لحاظ شده عبارت است از علم ازلی و پیشین الهی به تمامی اشیاء و حوادث. بر اساس این معنی از قضا و قدر، خداوند به تمامی حوادث و رویدادها از روز ازل عالم و آگاه بوده است و علم الهی نیز واقع نما بوده و قابل تغییر ویا تخلف نمی باشد، لذا وقوع حوادث مطابق با علم ازلی حتمی بوده و امکان تغییر و یا خلاف آن وجود ندارد، که به این معنا از قضا و قدر، قضا و قدر علمی گفته اند.
نگاهی در آیینه از منظر فقه شیعه (از سلسله موضوعات تروک احرام حج)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی قاعده «بلا کیف» اشاعره در آیات تشبیهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشروعیت ملکیت موقت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید مالکیت و چگونگی نقل و انتقال آن منشا تحقق بسیاری از قراردادهاست به گونه ای که با گسترش معاملات و همراه با تنوع آنها، امروزه شکلهای پیچیده تری به خود گرفته و قراردادهای نوپیدایی را که پیش تر سابقه فقهی ـ حقوقی نداشته اند، به وجود آورده است. در این میان تبیین ویژگیهای مالکیت بر اساس مبانی فقهی ـ حقوقی پذیرفته شده، می تواند ملاک و شاخص تعیین کننده در تصحیح یا بطلان معاملات نوظهور باشد. در فقه اسلامی و به ویژه فقه امامیه در اینکه دوام یکی از ویژگیهای ملکیت قلمداد گردد، اختلاف نظر وجود دارد. اما با پذیرش ملکیت موقت و تقویت نظریه ای که منکر دائمی بودن مالکیت است، می توان به مشروعیت قراردادهایی چون بیع زمانی رای داد.
این جستار نیز با همین فرضیه و با واکاوی نظر امام خمینی، از یک سو ادله بطلان آن را مورد نقد و بررسی قرار داده است و از دیگر سو علاوه بر تبیین مصادیق مالکیت موقت در فقه اسلامی، به عمومات و اطلاقات ادله به منظور اثبات مشروعیت آن استناد شده است.
طبیعت اختلاف ، حکمت اتفاق
امام خمینى و خروش علیه سلطه بیگانه
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی روایات طبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جغجغه تمدن غرب
تأثیر عیوب و بیماری در فسخ نکاح از دیدگاه قانون مدنی و فقها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله اسباب اثبات¬کنندة حق فسخ نکاح برای هر یک از زوجین در قانون مدنی به پیروی از فقه امامیه, وجود پارهای از عیوب در یکی از آنها است. مطالعه تطبیقی مواد مذکور با آرای فقها, راهی است تا علاوه بر جلوگیری از فروپاشی کانون خانواده، استفاده صحیح هر یک از زوجین از این حق و رفع ضرر از خود را موجب شود. با ارزیابی تطبیقیِ مسائلی مانند: اتفاق نظر فقیهان در فسخ نکاح به سبب عیوب, برابری حق زوجین در این خصوص, نوع عیوب موجب حق فسخ نکاح, میزان محدودیت عیوب معرفی¬شده در قانون و فتاوای فقهی, و زمان اعتبار این عیوب, به این نتیجه دست¬ می¬یابیم که بیشتر فقها حق مذکور و ثبوت آن را برای هر یک از زوجین, قائل هستند. در مورد انواع عیوب نیز, هر چند بیشتر مذاهب و قانون مدنی آنها را محصور کرده¬اند، ولی باید گفت: هر عیبی که سبب اخلال در مقاصد نکاح باشد می¬تواند موجب حق فسخ قرار گیرد. البته زمان حادث شدن این عیوب نیز معتبر و قابل توجه است.
نسبت میان عشق انسانی و عشق ربانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق انسانی که در آموزه¬های صوفیه و نیز منتقدان آنها غالباً با تعبیر "عشق مجازی" ظاهر میشود، یکی از مواضع غامض و دشوار در عرفان اسلامی است. اهمیت روزبهان در این عرصه، از آنجاست که وی نه تنها از به کاربردن اصطلاح رایج "عشق مجازی" تعمداً امتناع و به¬جای آن از تعبیر "عشق انسانی" استفاده می¬کند، بلکه تجربة عشق انسانی را برای تحقق عشق ربانی اجتنابناپذیر میداند. آموزة روزبهان، بالطبع این پرسش را پیش میکشد که حیثیت معرفتشناختی عشق انسانی چیست که بدون تجربة آن، عشق ربانی رخ نمینماید. در این پژوهش، به منظور یافتن پاسخ، نخست نشان داده میشود که تحسین عشق انسانی در اندیشة عرفا در قالب پارادایم¬های گوناگون رخ داده است؛ سپس جایگاه عشق انسانی در منظومة عرفانی روزبهان مورد کاوش قرار گرفته و با شرح واژة کلیدی "تجلی" و تبیین فرایند "تأویل"، نوآوریهای روزبهان در این باب طرح و تحلیل گشته و وجوه تمایز اندیشة وی با عارفان دیگری که عشق مجازی را مقبول میداشته¬اند، تقریر شده است.
رویکردهای نوین تفسیری در شبه قاره هند؛ نقد و بررسی تفسیر «ترجمان القرآن»
حوزههای تخصصی:
رویکردهای نوین تفسیری در شبه قارة هند، حاصل تماس مستقیم یا غیرمستقیم با قدرت های استعماری غرب، در اواسط قرن نوزده است. سِر سید احمدخان (1898-1817م.) جزء اولین مفسرینی است که تلاش کرد مفاهیم اساسی قرآن را با کمک یافته های علوم جدید در شبه قاره ارائه نماید. تفسیر ایشان در حلقة علمای سنتی نه تنها با استقبال جدی مواجه نشد، بلکه عکس العمل هایی را نیز به همراه داشت. در این میان، محی الدین احمد، معروف به مولانا ابوالکلام آزاد 1958-1888م.)، ادیب، عالم و فعال سیاسی مشهور، با وجود این که زندگی پرفراز و نشیبی در عرصه سیاست داشت، موفق به ارائة ترجمه و تفسیری از قرآن کریم با نام «ترجمان القرآن» به زبان اردو شد. تفسیر وی مورد استقبال در محافل تجددگرایان و همچنین علمای سنتی قرار گرفته است. البته ناگفته نماند که آزاد در رویکرد نوین به مسایل، از افکار احمدخان بسیار متأثر بوده است. تفسیر وی اگرچه رویکردی نوین نسبت به مسایل معاصر را به ذهن متبادر می سازد، در عین حال، خالی از نگاه سنتی به مسایل طرح شده در آیات نیست. وی در این تفسیر تلاش فراوانی کرده واژه ها و مفاهیم را به همان نحوی که در زمان پیامبر(ص) فهمیده می شد، تفسیر نماید. آزاد بر این مطلب تأکید فراوان دارد که قرآن یا اسلام نیامده تا دینی جدید ارائه کند؛ بلکه پیروان سایر ادیان را دعوت می کند به تعالیم اصیل خویش عمل کنند.