در دیدگاه کلاسیک اصولی، رکن اصلی حجیت سیره عقلا، برخورداری از امضای معصوم است. بدین مناسبت کثیری از اصولیان موضوع معاصرت سیره عقلا با عصر معصومان را مطرح کرده اند. در این پژوهش پس از تبیین دیدگاه های سه گانه اصولیان دایر بر لزوم امضا، احراز عدم ردع، و کفایت عدم ثبوت ردع با ارائه راه حل های شش گانه کوشش شده است با تردید افکنی در شرط لزوم معاصرت سیره راهی به سوی تعمیم حجیت سیره عقلا به سیره های حادث در ادوار پس از معصومان گشوده و گامی به سوی حل معضل سیره های نوپیدا و بسط کارایی سیره در استنباط فقهی بر اساس نیازهای معاصر به پیش نهاده شود.
نویسنده در این مقاله، سلسله مقالات «توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه» را ـ که در شماره هاى 4 و 5 و 6 سفینه منتشر شد ـ بررسى و واکاوى کرده است.
امکان معرفت خدا، عدم سنخیّت خالق و مخلوق، اشتراک لفظى و قرابت برخى از دیدگاههاى نویسنده مقالات یاد شده با فلاسفه، محورهاى اصلى نوشتار حاضر است.
موضوع امامت نزد متفکران اسلامی، اعم از متکلمان و فلاسفه، از دغدغه ها و مسایل اساسی و ذهنی آنها بوده است. نزد فلاسفه اسلامی از آن جهت محل توجه بوده که امام (ع)، هدایت کننده جامعه فاضله به سوی کمالات و سعادت بوده و از آن جهت مورد توجه اساسی متکلمان واقع شده که امام (ع) با پذیرش ریاست دینی و دنیایی جامعه، پس از رسول خدا (ص) حافظ هویت دینی می شد. در مقاله حاضر، این مساله از جهت روشی که متکلمان و فلاسفه در بررسی امامت به کار می گیرند و از حیث ماهیت و نقش و هدفی که برای امامت و وجود امام قایل اند، بررسی شده و ضمن اعتقاد نویسنده به وجود موارد افتراق و اشتراک، این موارد به اجمال مورد بحث واقع شده اند.
بیگمان «وجود» از مفاهیم اساسی در فلسفه افلاطون است. در اینباره، سه گفتگوی جمهوری، پارمنیدس و سوفیست از اهمیت خاصی برخوردارند. در جمهوری، از وجود در رابطه با خیر برین، در پارمنیدس در پیوند با «یک» یا «احد» و بالأخره در سوفیست در ارتباط با «سوفسطایی» یا دقیقتر بگوییم، با «لاوجود» سخن بمیان میابد.
در جمهوری خیر برین که روشنترین پارة وجود، نامیده میشود، به مُثُل هم «وجود» میبخشد و هم «ذات»؛ در پارمنیدس، یک باشنده که حاصل مشارکت «یک» در وجود است سرآغاز شمار بینهایت «باشندگان» است، و در سوفیست، «وجود» لازمه تعریف «لا وجود» و در نتیجه لازمه تعریف سوفیست تلقی میشود.
در این مقاله به بررسی معانی «وجود» در این سه گفتگو میپردازیم.
دورنمای کلی این مقاله جستجو از ثمرات نظریه اصالت وجود است؛ اما در عمل با تبین نقش این نظریه در حل یکی از مسائل بنیادین کلام اسلامی تلویحاً نظریه لفظی بودن نزاع اصالت وجود و اصالت ماهیت را نیز رد میکند. این مقاله تأثیر نظریه اصالت ماهیت را بر پیدایش نظریات متناقض در قلمرو تبیین معناشناسی صفات الهی و نقش نظریه اصالت وجود را در تعارض زدایی از آنها مورد بررسی قرار داده است. بدین منظور پس از تعیین محل نزاع، خاستگاه نظریه اصالت وجود و مبانی آن در تاریخ اندیشه اسلامی مورد بررسی و پژوهش واقع شده است و به این نتیجه رسیده است که بن بستهای برخاسته از اصالت ماهیتی اندیشیدن، در مسائل فلسفی و کلامی، ملاصدرا را به تأمل و کنکاش برای کشف یک راه حل واداشت و سرانجام او را به نظریه اصالت وجود بعنوان پایه یک نظام فلسفی رسانید. سپس معناشناسی صفات الهی با توجه به دو نظریه اصالت وجود و اصالت ماهیت مورد تحلیل واقع شده، نحوه تعارض زدایی از دیدگاهها بوسیله اصالت وجود تبیین شده است.
وضعیت فتنه به شرایط سیاسی و اجتماعی، با مجموعه ویژگیهای مشخص اشاره دارد که در آن فضا، تشخیص حق از باطل با مشکل مواجه شده و لازم است راه های برون رفت از آن مورد توجه قرار گیرد. از آنجایی که دوره زمام داری امام علی علیه السلام یکی از دوران های مثال زدنی و عبرت آموز تاریخ سیاسی اسلام برای مواجه شدن جامعه اسلامی با فتنه های سنگین و شکننده است. مقاله حاضر با بهره گیری از روش تاریخی ـ تحلیلی به بررسی راه های برون رفت از فتنه در جامعه اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام میپردازد.
هدف اصلی این پژوهش، تبیین راه های خروج از فتنه با رویکرد گذار شرایط امروز جامعه اسلامی از فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری میباشد. بر این اساس، رعایت تقوای الهی، تقویت بصیرت، شناخت مراکز فتنه و افشای ماهیت آنها، ثبات قدم و پرهیز از احساسات به هنگام پیدایش فتنه، تکیه بر اصول و معیارها به جای سوابق افراد و شخصیت ها، پرهیز از تفرقه و اختلاف و رجوع به امام حق و رهبری صالح به هنگام پیدایش فتنه، به عنوان یافته های پژوهش معرفی و مورد تجزیه و تحلیل واقع شدند.
در اسلام، از سویی استقلال مالی و کسب و کار زن پذیرفته شده و از سوی دیگر ریاست زوج بر خانواده و حق تمکین او محدویتی برای زوجه در اشتغال ایجاد کرده است؛ به گونه ای که زوجه بدون اذن زوج نمی تواند از خانه خارج شود یا به مشاغلی پردازد که با مصالح خانواده یا حیثیت خود و همسرش منافات داشته باشد. این تناقض ظاهری که در قوانین ایران هم دیده می شود، مسأله پژوهشی مقاله حاضر است که نویسنده طی آن با استناد به متون اسلامی و نصوص قانونی نشان می دهد که در حقیقت، تناقضی میان حق زوجه بر اشتغال و حق زوج بر تمکین وجود ندارد و هر یک از این حقوق ناظر به جنبه هایی از زندگی و تأمین کننده مصلحت هایی بر روابط خانوادگی است و البته راه حل های شرعی و قانونی هم وجود دارد که نمی گذارد زوج از حق خود بر تمکین سوء استفاده کند و حقوق انسانی زوجه را در اشتغال از وی سلب نماید. شرط ضمن عقد نکاح یکی از این راه هاست
یکی از دغدغه های فیلسوفان در مباحث علم النفس فلسفی سعادت انسان است. فارابی در آثار خود مباحث گوناگون فلسفی را با محوریت سعادت انسان مطرح کرده است. از نظر فارابی، نفس ناطقه انسان با ادراک معقولات به مرتبه عقل بالفعل و سپس عقل مستفاد می رسد و از این طریق موجودی مجرد می شود که بدون بدن مادی نیز می تواند باقی و زنده بماند. سعادت انسان همین مجرد شدن از ماده و پیوستن به معقولات (عقول مجرد) است. از آن جا که عموم انسان ها نه می توانند حقیقت این نحوه از وجود را دریابند و نه می دانند که راه رسیدن به آن چگونه است،لازم است به وسیله کسانی که با کمک وحی الاهی و با دیده حکمت به درک این حقایق نائل آمده اند، یعنی به مدد انبیاء ارشاد و هدایت شوند. در این مقاله به بررسی نقش دین در سعادت انسان از دیدگاه فارابی پرداخته شده است.
قانون گرایی رسول اکرم(ص) از اموری است که در سیره آن بنیانگذار تئوری حکومت اسلامی، به روشنی جلوه گر می باشد. روایت مشهوری که از طرق خاصه و عامه نقل شده، اشاره به واقعه ای ناموسی دارد که در زمان حکومت نبوی در مدینه النبی به وقوع پیوسته و رسول الله در آن، ضمن ممانعت از انتقام گیری فردی، بر التزام شهروندان جامعه اسلامی نسبت به رعایت قوانین تاکید ورزیده اند. فقیهان با قرار دادن این روایت در کنار دو دسته روایت دیگر که آن ها را بر معنایی جز این حمل کرده اند، و از جمع میان آن ها به نظری رسیده اند که زیبایی قانون محوری حکومت نبوی را بی فروغ نموده است. در این مقاله، با مناقشه در این نحوه جمع حدیثی، توانسته ایم نحوه جمعی را پیشنهاد نماییم که روح قانون گرایی سیره رسول الله متلالئ گردد.