فرهنگ جهادی یک فرهنگ پیشرو و غیرایستا در جامعة اسلامی است و در صورت تحقق، می تواند موانع مقابل انقلاب، نظام و جامعة اسلامی را از میان بردارد. برای تحقق این مهم، باید شاخص های مطلوب آن را ارزیابی کرد و بعد از شناسایی، به عرصة اجرا درآورد. از مهم ترین شاخص های فرهنگ جهادی، می توان به بصیرت، عمل بهنگام، اخلاص، استقامت، تکلیف مداری و اطاعت از رهبری اشاره کرد. این نوشتار کوشیده است تا با تأکید بر فرمایش های مقام معظم رهبری و با روش «توصیفی تحلیلی»، این شاخص ها را بررسی کند. هدف این پژوهش استخراج شاخص های «فرهنگ جهادی» از فرمایش های رهبر انقلاب است تا الگویی برای رفتارهای اجتماعی در نظام اسلامی، به ویژه در بخش سیاسی، قرار گیرد. برای نمونه، اگر الگوی فرهنگ جهادی وارد حوزة فرهنگ سیاسی ما شود شاخص های فرهنگ سیاسی و مشارکت عمومی به گونه ای چشمگیر رشد خواهد داشت. نتیجه اینکه شاخص های گفته شده، که از مهم ترین شاخص های فرهنگ جهادی در نگاه مقام معظم رهبری است می تواند نظام و جامعة اسلامی را برای رسیدن به سطح مطلوب یاری رساند.
"در ترجمه و تفسیر قرآن کریم، مهمتر از همه چیز، اطمینان یافتن از نقل درست و بىکم و کاست آیات وحى است.اهمیت این موضوع تا جایى است که از دیرباز، مفسیرین و دانشمندان علوم قرآنى کوشیدهاند تا اختلاف قرائتها را ضبط کنند و راه را بر هر گونه دخل و تصرف نابجا در آیات وحى فروبندند.
در تفسیر کشف الاسرار میبدى که به سال 1331، با همت و پشتکار مرحوم على اصغر حکمت تصحیح گردیده، برغم همه کوششهاى ستودنى آن زنده یاد و همکارى وى اشتباهات چشمگیرى دیده مىشود.با اینکه این اثر، طى سالیان گذشته بارها تجدید چاپ شده است، متأسفانه غبار لغزشها بر چهره گرانبهاى این تفسیر فرو مانده است.
نگارنده در این مختصر، تنها نمونههایى از اشتباهات و لغزشها را با عناوین زیر بر شمرده و سپس با استفاده از معجم الفاظ قرآنى و نص صریح قرآن کریم، صورت صحیح آنها را با ذکر آیه و سوره بیان داشته است.
1.در هم ریختگى آیات 2.افزودن کلمات به نص آیه و یا کاستن از آن 3.لغزشهاى اعرابى و چاپى."
نوشتار حاضر در صدد تبیین اجمالی شناخت های لازم در سلوک عملی و شرایط، مبانی و مقدمات آن،بر محور آرای علامه جوادی آملی است. نیز کوشش شده است تا گامی در نظام سازی سلوکِ وحیانی در بُعد ایجابی برداشته و راهبردها و کاربردهای آن را نشان دهد و از این رهگذر عرفان های بشری، شبه عرفان ها یا عرفان های مونتاژ را برمی رسد. گفتمان حاکم بر سلوک عملی در آرای علامه جوادی آملی، توحید و عبودیت بر صراط مستقیم شریعت حقه محمّدیهB است که عنصر معرفتِ نفس شهودی و مؤلفه ولایت انسان کامل معصومA اُسّ و اساس آن است.
یکی از پربسامدترین موضوعاتی که در حکایت پردازی متون صوفیه دیده می شود، حکایاتی است که درباره کرامات عرفا نوشته شده است. نخستین گام برای مطالعه این حکایت ها ارائه طبقه بندی موضوعی بسامدی حکایات با حداکثر میزان شمول آن هاست. در متون صوفیانه ای که به زبان فارسی نوشته شده اند، مطلبی تحت عنوان طبقه بندی کرامات به صورت جامع و علمی وجود ندارد و تنها هنگام بیانِ کراماتِ اولیا، انواعی از آن بر شمرده شده است. حاصل پژوهش های مؤلف در این زمینه، این است که حکایات حاوی کرامات عرفا در متون منثور صوفیانه تا قرن هفت در 21 دسته کلی و 15 شاخه فرعی جای می گیرند. پربسامدترین موضوع در حکایات کرامات به «اطلاع بر غیب» و کم بسامدترین موضوع به «بر هوا رفتن جنازه» اختصاص دارد.
معیار ارزیابی خسارت و غرامت، نقش مهمی در ارزیابی خسارت ها و غرامت ها در قراردادهای سرمایه گذاری بین المللی بازی می کند. سٶال اساسی در مواردی که نقض تعهدات بین المللی یا قراردادی از سوی کشور میزبان سرمایه مطرح می شود، این است که آیا دولت میزبان مکلف به پرداخت «غرامت کامل» است یا «غرامت جزئی»؟ به دیگر سخن، پرداخت خسارت آیا باید به گونه ای باشد که سرمایه گذار خارجی در موقعیتی قرار گیرد که اگر نقض تعهد صورت نمی گرفت، در آن موقعیت قرار می گرفت یا اینکه تکلیف دولت صرفاً جبران خساراتی است که واقعاً و بالفعل بر سرمایه گذار وارد شده است. دیوان های داوری تا کنون معیار یکسانی را برای ارزیابی خسارت ها اتخاذ نکرده اند و بسیاری از آن ها همان معیار پرداخت غرامت در موارد سلب مالکیت را ملاک عمل قرار می دهند. یعنی در موارد نقض تعهدات سرمایه گذاری، از غرامت کامل و در موارد نقض قرارداد سرمایه گذاری، از معیار غرامت جزئی تبعیت می کنند. به نظر می رسد در فقه اسلامی همین معیار دوم یعنی غرامت جزئی بیشتر مورد توجه فقهای معاصر قرار گرفته باشد.
میزان اتکا و اطمینان به ظواهر قرآن و نقش روایات در این مهم، از مبانی زبان شناختی قرآن کریم است و همواره حجم درخوری از مباحث اصولی و هرمنوتیکی را به خود اختصاص داده و می دهد. در این مقاله در صدد هستیم موضوع مذکور را نه صرفاً با رویکرد اصولی یا هرمنوتیکی، بلکه در پرتو آموزه های نهج البلاغه بررسی کنیم. در آموزه های امیرمومنان علی علیه السلام با دو دسته از بیانات مواجه هستیم. دسته اول شواهدی که ممکن است از آنها حجیت ظواهر قرآن و استقلال آنها در فهم و استنباط برداشت شود و دسته دوم شواهدی که در آنها ذو وجوه بودن قرآن یا نیازمندی به اهل بیت علیهم السلام در فهم مطرح و ممکن است از آنها عدم حجیت ظواهر قرآن و عدم استقلال آیات در فهم و تفسیر برداشت شود. با بررسی هر دو دسته از شواهد و ارائه تقریرات و نقدهای مطروحه، چنین به نظر می رسد نه از شواهد دسته اول که ناظر به استقلال و معیاریت قرآن در فهم و حجیت آنند، می توان به پذیرش حجیت ظواهر قرآن رأی داد و نه از شواهد دسته دوم که ناظر به ذو وجوه بودن قرآن و نیازمندی فهم آن به اهل بیت علیهم السلام و قیومیت آنان است، می توان نفی حجیت ظواهر قرآن را نتیجه گرفت. هر چند دست کم می توان گفت که شواهد دسته اول ناظر به حجیت فهم در نصوص و محکمات و شواهد دسته دوم ناظر به ضرورت رجوع به روایات درباره مجملات و متشابهات هستند. نویسنده بر این باور است که ظواهر قرآن پس از فحص و یاس از قرائن ( نه الزاماً قرائن روایی) حجیت دارند و می توان به آن معنا اتکا کرد که تفصیل آن در این تحقیق خواهد آمد.
فقیهان امامیه از گذشته تا کنون در مورد اشتراط عدالت وصی در وصیت عهدی، با هم اختلاف نظر داشته و دارند. برخی آن را شرط صحت وصیت دانسته اند و برخی در صحت یا عدم صحت وصیت،آن را بی تأثیر می دانند. در این میان نظر های دیگری نیز مطرح شده است که بررسی آنها در بسیاری از موارد راهگشا خواهد بود. با توجه به اینکه این مسئله، ثمرات علمی و عملی بسیار دارد و در صورت پذیرش هر یک از این دو دیدگاه، تلقی ما از وصی و شرایط لازم برای او، متفاوت خواهد بود؛ آنچه ضروری به نظر می رسد این است که نظرات و ادله مطرح شده از طرف فقهای موافق و مخالف بررسی و منشأ اختلافات از میان نوشته های ایشان استخراج شود و بعد از مقایسه ادله و مبانی اقوال، نظریه ای که به صحت و درستی نزدیک تر است، برگزیده شود و به این وسیله نظر جامع،بدون اشکال و دقیق در مورد شرطیت عدالت وصی،حاصل آید.