جهانی شدن به مثابه پدیده ای چند بعدی و در عین حال بسیار تأثیرگذار نه تنها در مرکز مطالعات همه جانبه قرار گرفته است بلکه واکنش های نظری و سیاسی به همراه داشته است. به همین سان در چند سال اخیر نیز مسأله جهانی شدن و تأثیرات آن بر جامعه و سیاست ایران از جهات گوناگون فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز به موضوع مطالعاتی مهمی تبدیل شده است و بحث های زیادی در این مورد میان محققان و پژوهشگران و حتی ناظران و فعالان سیاسی درگرفته است. در این مقاله تلاش شده تا ضمن طراحی مدلی برای بررسی تأثیرات جهانی شدن سیاسی بر دولت از طریق بررسی ماهیت و کارکردهای دولت به این سؤال مهم بپردازیم که دولت انقلاب اسلامی به عنوان دولتی که مبتنی بر پایه های ایدئولوژیک بوده چگونه در مقابل فرآیند جهانی شدن عکس العمل نشان داده و می دهد. برمبنای طراحی مدل نظری، یافته های تحقیق حاضر حاکی از این است که ماهیت دولت در ایران از شکل وستفالیایی و وبری به شکل پساوستفالیایی تغییر پیدا کرده است. چرا که اکنون در بعد حاکمیتی شاهد یک نوع حاکمیت متداخل مشترک نسبی بین نیروهای فراملی و فروملی هستیم. این در حالی است که به لحاظ کارکرد دولت همچنان خواستار اعمال کارکردهای وستفالیایی است. این ناهماهنگی موجب تنش و چالش در عرصه سیاستگذاری و تصمیم گیری دولت می شود.
با توجه به واقعیت پدیده نامطلوب وضع حدیث در تاریخ اسلام و آثار سوء و مخرب آن بر فکر و عمل مومنین که به نوعی هزینه دین و ایمان مردم به پای منافع مادی یا غیر مادی فردی یا گروهی نوشته می شود، هر یک از فرق اسلامی از دیرباز سعی کرده خود را از آن مبرا بداند و دیگران را بدان متهم سازد. متاسفانه در این میان از سوی برخی از فرق مسلمان، شیعیان بیشتر در مظان اتهام قرار گرفته اند. در این مقاله سعی شده تا با مراجعه به منابع معتبر و پیگیری ادله و شواهد موجود، آشکار گردد: آیا برای وضع حدیث آغازگرانی وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، این افراد چه کسانی می باشند. ماحصل آن است که نمی توان به آسانی از آغازگرانی خاص برای وضع حدیث در تاریخ اسلام سخن گفت، هر چند می توان گروه هایی را در دامن زدن و تشدید آن بر شمرد که به طور قطع، میان آنها شیعیان برخلاف نظر برخی از دانشمندان اهل سنت، حضور ندارند.
چالش عارف و فیلسوف یکی از اشکال مخالفت با فلسفه است. فلسفه در طول تاریخ از سه ناحیه متشرعان دین باور تجربه گرایان دین ستیز و عارفان عاشق با انگیزه های متفاوت مورد حمله قرار گرفته است . یکی از دلکش ترین بحثها در تاریخ تفکر بشری مناظره اندیشه و شهود عقل و عشق و دانش و بینش است. عارفان در درک مسائل ماورای طبیعت به قدرت عقل خوشبین نیستند و عقل ستیزی در آثار قریب به اتفاق آنان مشاهده می وشد. عقل در این آثار مقابل سه امر نهاده شده است دل عشق و حیرت . عقل فروشی و توصیه به عجز و حیرت محوری ترین عنصر اختلافات عرفان و فلسفه است. عارف شیفته حیرانی است اما فیلسوف حیرت زد است . حیرت در ابتدای امر با مقولاتی همچون معرفت هدایت و ایمان متناقض می نماید. چیستی حیرت و تبیین نسبت ان با مقلات مذکور مساله اصلی این پژوهش است.
از مهم ترین و پر کاربردترین قواعد فقهیه، قاعدة «لاضرر» است که با توجه به منشأ روایی آن، از دیرباز مورد توجه و استفادة فقهای عظام شیعه و سنی بوده است. اما نحوة استفاده و دایرة شمول این قاعده مورد اختلاف فقیهان است. امام راحل با دقت نظری بدیع و با نگرشی متفاوت با سایر فقیهان به روایت نبوی نگریسته و به استنباطی متفاوت دست یافته است که بر اساس آن، حدیث لا ضرر شامل خسارت های مادی و معنوی و بیانگر حکم اولیه ای در عرض سایر احکام اولیه است و در تعارض با هیچ حکمی جز حکم قاعدة سلطنت نیست. این استنباط شباهت کاملی با بیان حقوقدانان دربارة نظریة سوء استفاده از حق دارد که در مباحث مسئولیت مدنی ابراز شده و محدود کنندة دایره اِعمال حق است.
خانواده مهمترین عامل تعیین کننده در حمایت از کودک و والدین مهمترین اشخاص در زندگی وی هستند. اما این نقش و رابطه نباید عاملی در جهت اعطای حقوق و امتیازات ویژه به والدین و سایر مراقبان محسوب شود و در نتیجه، زمینه عدول از اصل جهانی منع تبعیض ضد کودکان را فراهم سازد. ایجاد توازن میان حقوق کودک و حقوق والدین در خانواده از چالش برانگیزترین حوزه های مربوط به حمایت از کودکان در برابر بزه دیدگی درون خانواده است. استناد به نسبیت گرایی فرهنگی در کشورهایی نظیر ایران که از یک سو به اجرای اسناد سازمان ملل متحد در این زمینه متعهدند و از سوی دیگر به رعایت احکام شرعی در قانون گذاری کیفری مکلفند، این توازن را بسیار دشوار می سازد. مقاله حاضر به بررسی این موضوع در پرتو نظام بین المللی حقوق بشر، و بررسی اسناد خاص و عام درباره کودکان در سطح جهانی و منطقه ای از یک سو و بازتاب آن در حقوق کیفری ایران از سوی دیگر می پردازد. سرانجام نیز راهکارهایی جهت همسویی حقوق کیفری ایران با استانداردهای جهانی ضمن حفظ ارزش های ملی و بومی ارائه می نماید.
نگارنده در نوشتار پیش رو بر آن است که قضایای دورة خلیفة سوم و بعد از آن خلافت امام علی (ع) و مسائل مربوط به آن را از منظر رمان تاریخی برجستة عذراء قریش نوشتة جرجی زیدان، نویسندة معاصر مسیحی لبنانی، بررسی کند. آن چه از تورّق و جست وجوی این داستان به دست می آید این است که امام علی (ع) شخصیت منحصر به فردی است که علاوه بر جای گاه ویژه اش در بین مذاهب مختلف اسلامی، در بین پیروان ادیان دیگر نیز جای گاه والایی دارد. نویسندة داستان مذکور با سه رویکرد عمومی نقش مروان بن حکم در حوادث دورة خلیفة سوم، ماجرای قتل عثمان و خلافت امام علی (ع)، و حوادث بعد از آن این رمان را نوشته است. بنابراین، در گفتار حاضر با محور قرار دادن این سه رویکرد حوادث از زبان شخصیت اصلی آن (اسماء) بررسی شده است.
یکی از مراتب عصمت پیامبران، عصمت از سحرشدن و تصرّف دیگران در نفس و عقل ایشان است. ظاهر برخی آیات قرآن کریم بر سحرشدن پیامبر الهی دلالت دارد؛ مانند آیه 66 طه: « قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعی ». ممکن است از ظاهر این آیه برداشت شود که حضرت موسی × به دلیل تصرّفی که در خیال او از سوی ساحران در أثر سحرشان شد، مسحور ایشان گشت. اگر این دلالت ثابت باشد، سندی بر عدم عصمت پیامبران از این مرتبه از عصمت خواهد بود و این امر، دارای لوازم فاسدی است که با اعتقادات کلامی تشیع در تعارض است. ازاین رو در این مقاله این مسأله از جهت تفسیری و دلالی و نیز از جهت کلامی و عقلی به دقت مورد بررسی قرار گرفته است و این مطلب اثبات شده است که آیه مورد بحث گرچه بر اثرپذیری سحر ساحران در چشم و خیال موسی × دلالت دارد اما به هیچ وجه بر مسحورشدن وی و تصرّف در عقل و نفس انسانی او دلالتی ندارد و همچنین از جهت عقلی لازم است که پیامبران از هرگونه تصرّفِ دیگران در نفس، عقل و باورشان مصون و معصوم باشند.
دین به عنوان مجموعه ای از باورها، بینش ها و رفتارها بر اساس نیازهای فطری انسان شکل می گیرد. این باورها و نگرش ها می توانند به مثابة اصلی ترین عامل در تأمین بهداشت روانی فرد نقش آفرینی می کنند که مهمترین آنها کسب آرامش روحی و روانی در ارتباط انسان با خداست. امر نزولی بودن آرامش، مسیر بودن آرامش برای نیل به هدف، و در مراتب بودن آرامش در دنیا و آخرت و اولویت بندی ارزشی آن به عنوان مشخصه هایی است که این مقاله برای آرامش بر می شمرد. توجه به تعالی ایمان از طریق جهان بینی ایمانی، یاد خدا، و انس با قرآن همچنین استفاده از ظرفیت اخلاق به ویژه صفاتی چون بخشش، خوش بینی، قناعت، صداقت، خوش خلقی، تنوع معقول در زندگی و بذله گویی از راهکارهای کسب آرامش است. توجه به رویدادهای طبیعی و استفاده صحیح از مواهب الهی مثل نعمت شب و روز، آسمان و زمین در این جهت موثر است.
زمانی که گوینده یا نویسنده، سخنانی را بر زبان یا صفحه کتاب، جاری می سازد و با کلام خودگروه خاصی را مخاطب قرار می دهد، بی گمان با گزینش واژگان ویژه در پی تحقق اغراض خاصی است و با توجه به این اغراض است که واژه ها، جمله ها، ساختارها و اسلوب های خود را تعیین می کند و در قالب آنها کلام خود را هدفمند ساخته و سامان می دهد.از جمله این ساختارها، اسلوب تهکم و استهزاء است که متکلم در بهره گیری از آن،اغراضی همچون توبیخ مخاطب، تحقیر، تعجیز و ... را دنبال می کند.
مقاله حاضر به بررسی اغراض بلاغی این اسلوب در قرآن کریم اختصاص یافته و نمونه هایی از آیات مربوط به این اسلوب را با تکیه بر منابع و مآخذ اصیل قرآنی- ادبی و بلاغی به بحث و گفتگو نهاده و نتایجی را به دست داده که برای تفسیرپژوهان در کشف مقاصد هدایتی قرآن کریم بسیار راه گشا است. برای این منظور پس از استخراج آیات مربوط به این اسلوب با مراجعه به کتب بلاغی و تفاسیر ادبی به بررسی اغراض بلاغی مورد نظرآنها پرداخته و در نتیجه روشن شد که اسلوب مورد نظر در بسیاری ازآیات قرآن وجود دارد و خداوند متعال از به کارگیری آن اهداف متعددی دارد که از مهمترین آنها می توان به تحقیر، تعجیز، توبیخ و ... نسبت به شنوندگان اشاره کرد.
سنت های الهیِ حاکم بر جامعه و تاریخ از عوامل محرک تاریخ به شمارمیآیند که بسیاری از عوامل روبنایی سیر تاریخ تحت حاکمیت آنان قرار دارند؛ یکی از عام ترین این سنت ها«آزمایش» است که آیات فراوانی از قرآن مجید بدان اختصاص یافته است. در این مقاله اهداف خرد و کلان سریان سنت ابتلا در تاریخ از منظر قرآن مجید بررسی شده است. در یک تحلیل عقلی، سنت آزمایش در قرآن دو هدف کلان «تمحیص و نمایاندن چهره مؤمنان واقعی» را تعقیب میکند و سایر اهداف، جزئی و زیرمجموعه این دو هدف محسوب میشوند؛ بدین سان تربیت بهترین انسان صالح، ساختن انسان مسئول و تاریخ ساز، رجوع به سوی خدا، قدرشناسی و بسترسازی هدایت، زیرمجموعه هدف کلان تمحیص قرار میگیرند و آشکار کردن مجاهدان، صابران و خائفان، تحت عنوان نمایاندن چهره مؤمنان واقعی مطرح میگردند.
کسب وجهه و اعتبار بین المللى و نفوذ در افکار عمومى جهانیان یا به تعبیر برخى اندیشمندان دستیابى به قدرت نَرم به موازات و حتى فراتر از کسب همین نتیجه در سطح ملى از جمله اهداف مهم و در عین حال تصریح نشده دیپلماسى کشورها در ارتباطات فیمابین است. این مهم به تناسب موقعیت و جایگاه و امکانات و فرصتهاى هر کشور در عرصه بین الملل به شیوههاى مختلف و از مجارى و کانالهاى متعدد، تعقیب مىشود.
دفاع از ارزشهاى مقبول همگانى، صدور اقلام و مصنوعات فرهنگى و مادى با کیفیت، اتخاذ مواضع منطقى و ظاهرپسند، تحرک جدى در عرصههاى دیپلماتیک، مشارکت فعّال در اقدامات بین المللى، میزبانى نشستها و مسابقات بین المللى، اعطاى کمکهاى بشردوستانه، جذب گردشگر، تبلیغات برون مرزى و ... بخشى از سیاستهاى رایج و تجربه شدهاى است که معمولاً هر کشور به فراخور حال، در جهت نیل به این مقصود از آن بهره مىگیرد. در این نوشتار، سیاستهاى اجرایى دو کشور ایران و امریکا در منطقه خاورمیانه، در راستاى تأمین این مهم به اجمال مورد بررسى قرار گرفته است.
قرآن کریم با رویکردی هنجارگرا به تربیت انسان ها پرداخته است و بر ضرورت اصلاح و تجدید نظر در رفتارها تأکید ورزیده است. در این راستا، برخی سازه ها از جایگاه بنیادینی برخوردارند. از آنجا که امروزه موضوعات با محوریّت خانواده به عنوان نهادی اثربخش در ارتقاء و بالندگی جامعه، کانون توجّه قرار گرفته است، واکاوی نظریّة کارآمد قرآن در این حوزه ضروری به نظر می رسد. پرسش اصلی این پژوهش آن است کهمطابق آموزه های قرآنی، افراد در کدام یک از رفتارهای خانوادگی به خویشتنداری فراخوانده شده اند؟ در این طرح، با گردآوری اطّلاعات به روش کتابخانه ای، به روش توصیفی و تحلیل محتوا، آیات مربوط به خانواده با محوریّت موضوع «خویشتنداری» رصد شده است. این نوشتار ضمن ارائه مفهوم خویشتنداری در روانشناسی و مفاهیم قرآنی، به تبیین جایگاه خویشتنداری در قالب رفتارهای خانوادگی می پردازد و در نهایت، به ثمرات اتّخاذ رویة خویشتندارانه در مناسبات خانوادگی اشاره می نماید. از رهگذر بررسی گزاره های قرآنی چنین به نظر می آید که «خویشتنداری» در طیف رفتارهای دینی، حقوقی و حریم خصوصی از جایگاه بنیادینی برخوردار می باشد. لذا می توان اذعان داشت که به موجب اتّخاذ رویة خویشتندارانه، حُسن معاشرت و تحکیم خانواده محقّق خواهد شد.