جریان های فکری، سیاسی دهة اول انقلاب، به دو مقطع قابل تقسیم است: جریان های فعّال در سه سال اول پیروزی انقلاب، که به نوعی ادامة همان جریان های مبارز قبل از انقلاب میباشند، عبارتند از: «اسلامی»، «ملی»، «چپ»، «التقاطی» و «منتقد مدرنیته»؛ و از سال 1360 به بعد، به جز جریان «اسلامی»، سایر جریان ها به تدریج به انحلال یا انزوا رفتند. قدرت تأثیرگذاری خود را در صحنة سیاسی از دست داده، یا تأثیرشان کم شد. در این دوره، عرصة سیاسی عمدتاً در اختیار جریان اسلامی قرار گرفت. علت این فراز و فرود، و بقاء یا انزوا نسبتی بود که هر یک از جریان ها با عناصر هویت ملی ایرانی برقرار کرده بودند. «ایرانیت» (با مؤلفه هایی چون زبان فارسی، آداب و رسوم ایرانی و ... به ویژه استقلال سیاسی) در کنار «تشیع»، دو عنصر اساسی و درهم تنیدة هویت ایرانی پس از دورة صفویه بوده اند. هر یک از جریان ها به میزان ارتباط و حساسیت نسبت به این عناصر هویتی، باقی یا حذف و منزوی شدند.
اگر این سخن پذیرفته شود که آزادى سیاسى ((مادر آزادى))هاست, مى بایست به بازاندیشى و بازکاوى این مفهوم در متون اسلامى و آثار متفکران مسلمان پرداخته و زوایاى نااندیشیده آن بازشناخته شود. مقاله حاضر به چیستى آزادى سیاسى از منظر متفکر مسلمان, آیه الله مطهرى, مى پردازد و آراى ایشان را در این زمینه مورد بازخوانى و تحلیل قرارمى دهد.
یکی از اقسام اخلاق هنجاری، اخلاق فضیلت محور است که ریشه در یونان باستان دارد. از نخستین کسانی که در محیط اسلامی مباحث اخلاق فضیلت محور را مطرح کرده، ابوعلی احمدبن محمد مسکویه رازی است. در این پژوهش کوشیده ایم نخست به بررسی آرای ایشان در باب فضیلت و سعادت بپردازیم و آن گاه تأثیرپذیری وی از فلاسفة یونان را بررسی کنیم. حاصل این پژوهش نشان می دهد که ابن مسکویه به رغم تأثیری که از متفکران یونانی پذیرفته، با توجه به فرهنگ اسلامی اخلاق فضیلت، شریعت مداری را پایه ریزی کرده که تا زمان ما نیز مورد استفاده پژوهشگران حوزة اخلاق است.
در این تحقیق، یکی از بهترین روش های تربیتی، یعنی روش الگویی مورد بررسی قرار گرفته است. این روش در رفتار انبیای اولوا العزم در برابر خداوند منان به هنگام گفت و گو، درخواست و دعا به پیشگاه حضرت حق مورد دقت قرار گرفته است تا همه بهترین سبک گفت و گو، بهترین نوع سخن در برابر خدا را از این الگوهای معصوم(ع) درس بگیرند. در ابتدا، ضمن بحث کوتاهی در باره الگو، به ادب حضرت نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و ادب حضرت محمد(ص) پرداخته ایم. با روش تحلیل محتوا، نوع خطاب، افعال قابل استناد به خدا، خواسته های اصلی و عناوین برگزیده برای هر دعا، در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.
فرآیند تحول ارزش های اجتماعی به جهت مدیریت تغییرهای اجتماعی همواره مورد توجه جامعه شناسان و رهبران جوامع بشری بوده است. جامعه شناسان بر این باورند که با پژوهش در فرآیند دگرگونی ارزش های اجتماعی جوامع، میتوان روند و چگونگی نسخ آن در گذشته و جایگزینی ارزش های اجتماعی جدید و چگونگی تغایر و تضاد آنها را بررسی کرد.
طرح ارزش های اجتماعی از محوریترین موضوع های نهج البلاغه است که امام علی× در بیان آن به چگونگی، زمینه ها، عوامل شکل گیری و علل شیوع و تحول آن، به ویژه در جامعة اسلامی، توجه میکند.
مراحل فرآیند دگرگونی ارزش های اجتماعی در نهج البلاغه، عبارت است از: پیدایش، فراگیری، تثبیت و جایگزینی. همچنین دلایل عمده تحول از نگاه نهج البلاغه را میتوان دین و شریعت، نظارت و مراقبت اجتماعی، حاکمان و فرمانروایان و هواهای نفسانی معرفی کرد.
"اعتقاد به عدم تغییر و تحریفناپذیری قرآن، از جمله باورهای دیرینه مسلمانان بویژه شیعه است که علیرغم وضوح و صراحت آن، از اتهام مخالفان نیز مصون نمانده است. مقاله حاضر، مجموعه عللی را که در پیدایش و گسترش روایات موسوم به روایات تحریف نقش داشتهاند، بازکاوی میکند و به نوعی آسیبشناسی در این حوزه میپردازد. و از این رهگذر میکوشد تا بر همراهی دیرینه شیعه با سایر فرق اسلامی بر سر عقیده تحریفناپذیری قرآن، پای فشرده و قدمی در مسیر انسجام مذاهب اسلامی بردارد. غالیگری، سطحینگری، اخباریگری، روایات منتقله، دشمنی با تشیع، تفسیر به رأی، شرایط زمانی، و تصحیف و تکرار روایت، از جمله عللی است که در این آسیب شناسی، مورد توجه و دقت قرار میگیرد.
"