هر ارتباطی لزوماً بر اصولی استوار است. از این میان، روابط همسران به اولویت، چنین است. قرآن به عنوان کتاب جامع زندگی، در این باره به همسران پیشنهادهایی دارد که از دلالت یابی آیات به دست می آید.کشف مدالیل و مقاصد آیات و ارائه راهکار قرآنی در سطح خانواده و اجتماع، بدون بهره گیری از کلام معصومان (علیهم السلام) ناقص و کم فایده است. از این رو، نوشتار حاضر اهمّ اصول مورد نظر را مطابق با روایات تفسیری و غیرتفسیری امام رضا (علیه السلام) تبیین و تفسیر کرده است. بنابراین، منابع مهمّ مقاله را تفسیرهای روایی و منابع حدیثی تشکیل می دهد؛ متونی که دیدگاه امام رضا (علیه السلام) را ذیل آیات یا فارغ از آن، بازتاب داده است. سوره نساء حاوی اصول روابط همسران است. این سوره مهم ترین اصول روابط همسران را به طور کلی بر محور تساوی خَلقی بین زن و مرد و بر اساس خویشاوندی تکوینی تعریف کرده و بر دوطرفه بودن رابطه حق و تکلیف بین همسران تأکید دارد. همچنین، مسئولیت مالی و مدیریتی میان همسران را به مقتضای شرایط فردی و اجتماع خانوادگی به رسمیت می شناسد به گونه ای که با درنظرگرفتن تمام این امور، مطابق مصالح فردی و اجتماعی قانون گذاری کرده است. شیوه تحقیق،کتابخانه ای و توصیفی تحلیلی است و محدوده پژوهش تنها آیات حاویِ اصولی است که روابط همسران را در سوره نساء سامان می بخشد.
حق و آزادی دغدغة عظیم و خطیر فرد انسانی است. حمایت از این دو گوهر گرانبها و مصون داشتن آنها از افراط و تفریط تکلیف مهمی است. سوء استفاده از حق و آزادی به اندازة اهمال و بیاعتنایی به حق و آزادی جدی و خطرناک است. در مطلق نبودن عمدة حقوق و آزادیها نمیتوان تردید کرد. حتی بنیادی بودن حق با اطلاق آن ملازمه ندارد. در نظام بینالملل حقوق بشر دو تأسیس شناخته شده وجود دارد. یکی از آن دو حقوق و آزادیهای انسانها را در وضعیت عادی محدود میسازد و دیگری حقوق و آزادیها را در وضعیت اضطراری به حالت تعلیق در میآورد. اعمال هر یک از آن دو متوقف بر شرایطی است. نگارنده در این مقاله، از تحدید حقوق و آزادیها در شرایط عادی سخن گفته، اصل مشروعیت و شرایط آن را مورد بررسی قرار داده و آنگاه رویّة قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر را مورد توجه قرار داده است
وجود انحرافات فرهنگی و بدعت های دینی در عصر امویان، لزوم بازنگری در فرهنگ اسلامی به ویژه فرهنگ مذهب تشیع را فزونی بخشیده بود. مناسب ترین شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مختص عصر امامین صادقین‘ بود که فرصتی مناسب برای انجام فعالیت های فرهنگی را فراهم آورد. امام صادق(ع) از بسترها و زمینه های موجود عصر خویش بهره جست و توانست با انجام فعالیت های فرهنگی گسترده، نظام فرهنگی جامعه شیعه را طراحی و مدیریت نماید. هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که مهم ترین پیامدها و نتایج مهندسی فرهنگی امام صادق(ع) چه بود؟ با بررسی منابع و گردآوری و پردازش اطلاعات به شیوه توصیفی ـ تحلیلی نتایج ذیل حاصل شد:
مهم ترین دستاوردهای تلاش و فعالیت امام صادق(ع)، توسعه تشیع، نظام مند شدن عقاید و باورها، شکل گیری تشکیلات سیاسی، پویایی فقه شیعی و شکل گیری نظام آموزشی منسجم می باشد. در واقع مهندسی فرهنگی امام صادق(ع) از طرفی موجبات شکل گیری ساختار فرهنگی شیعه و از طرف دیگر زمینه های پویایی فرهنگ و تمدن اسلامی را فراهم آورد.
تلقّی مشهور از علل ناقصه همان علل چهارگانه ارسطویی است. اما برخی متفکّران افزون بر علل چهارگانه، علل دیگری چون «معد»، «شرط» و «عدم مانع» را از زمره علل ناقصه بر شمرده اند. برخی بر علّیّت «معد»، «شرط» و «عدم مانع» به عنوان علّت ناقصه، دلایلی را ذکر می کنند. مقاله می کوشد نشان دهد از آنجا که «معد» قابل انفکاک از معلول است نمی توان آن را به عنوان علّت در نظر گرفت؛ چرا که علّت و معلول بدون یکدیگر قابل فرض نیستند. از سوی دیگر قائلان به حصر عقلی علل اربعه، «شرط» و «عدم مانع» را بازگشت به علّت فاعلی یا علّت مادی می دهند؛ چراکه یا متمم فاعل اند و یا قابل، و نمی توان آنها را به عنوان علل مستقل در کنار علل اربعه در نظر داشت. اما از آنجا که اساساً استقلال علّی در علل ناقصه امکان پذیر نیست؛ نمی توان این مبنا را پذیرفت. در ثانی علّت غائی به عنوان یکی از علل اربعه، نقشی جزء متمّمیت فاعل ندارد و بر این اساس نمی توان آن را به عنوان قسمی از علل ناقصه دانست. اشکال دیگر بر علّیّت «عدم مانع» آن است که امر عدمی نمی تواند بر امر وجودی تاثیر گذار باشد؛ اما از آنجا که «عدم مانع» بازگشت به امر وجودی دارد، می توان آن را در کنار «شرط» به عنوان یکی از اقسام علل ناقصه برشمرد.
در این نوشته تلاش می کنیم تا ضمن بررسی جایگاه و حجّیّت عقل و توجه به عقل عملی در اندیشهٔ سیاسی، نقش آن را در دگرگونی فقه سیاسی با تأکید بر دورهٔ معاصر بررسی کنیم. سؤال اصلی آن است که نقش عقل در تحوّل فقه سیاسی شیعه چیست؟ و پاسخ آن است که عقل در تحوّل فقه سیاسی شیعه با توجه به روش خردورزانهٔ اجتهاد و حجّیّت عقل در عرض دیگر منابع استنباط و کارکردهای آن در داوری نسبت به متون، گذر از ظواهر، کشف و تفسیر روزآمد از نصوص، فهم برخی از مصالح و مفاسد و فهم مستقلات و استلزامات عقلی، نقشی اساسی ایفا می کند. همچنین می توان جلوه های تحوّل آفرینی آن را در فقه سیاسی شیعه، در مواردی مانند چگونگی تعامل با قدرت، قدرت مقیّد و مشروط، نظریه ولایت فقیه، احتکار و فروش یا عدم فروش سلاح به دشمن ردّیابی کرد.
این پژوهش با هدف آسیب شناسی تربیت اخلاقی دا نشجویان دانشگاه کاشان از منظر برنامه درسی پنهان صورت پذیرفت. روش پژوهش ترکیبی و جامعه آماری آن دانشجویان دانشگاه کاشان در سال 93-1392 می باشدکه تعداد 330 نفر از دانشجویان به شیوه تصادفی طبقه ای ا نتخاب گردیدند. داده های این پژوهش از طریق اجرای یک پرسش نامه محقق ساخته و 3 سؤال باز پاسخ به شیوه مصاحبه جمع آوری گردید که آسیب های تربیت اخلاقی براساس مؤلفه های فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. روایی پرسشنامه به صورت محتوایی و سازه تأیید گردید. پایایی پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرانباخ 94/0 برآورد گردید. تحلیل داده های کمی در سطح استنباطی (t مستقل، تحلیل واریانس و مدل معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos گرافیک انجام گرفت و در تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل ساختاری استفاده گردید. نتایج یافته های کیفی حاصل از این پژوهش نشان داد که رشد و پرورش فضائل اخلاقی و یا آسیب های اخلاقی و روی آوردن دانشجویان به ضد ارزش ها غالباً نتیجه برنامه درسی پنهان و غیر رسمی بوده است تا برنامه درسی رسمی و آشکار. در عین حال، نتایج کمی این پژوهش نشان داد میانگین کلیه مؤلفه های فردی و اجتماعی تربیت اخلاقی بالاتر از حد متوسط (3) است.
این پژوهش به هدف بررسی فلسفه شخصی اساتید در زمینه تربیت دینی، با رویکرد کیفی و نمودنگارانه انجام شد. شرکت کنندگان در تحقیق 11 نفر از اساتید دانشگاه کردستان بودند که با نمونه گیری هدفمند به روش گلوله برفی تا اشباع نظریِ داده ها انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه پیمایشی با روش هدایت کلیات، و جهت تحلیل داده ها از روش نمودنگاری تکاملی استفاده شد. یافته ها در سه دسته پیش فرض ها و اصول و روش ها طبقه بندی گردید. به باور استادان، تربیت دینی در شرایط فعلی از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. از این رو، به اساتیدی نیاز دارد که در آنها تربیت و تربیت دینی نهادینه شده باشد و با گفتار و عمل خود، آشکارا و نهان برای کمال دانشجویان تلاش کنند. آنان با اهمیت دادن به زیرساخت های اخلاقی و دینی و با توجه به اصل آزادی فکر و عمل و در کنار آن با الگومحوری خود، باید چهره ای از دین را برای دانشجو به تصویر بکشند که دغدغه اوست. برای این، استاد لازم است دانشجو و زمینه های خانوادگی و فرهنگی او را شناخته، وی را به سوی کردار راستین دینی به دور از ریا کشانده و خود در این کار پیشگام باشد ولی هر گاه لازم شد، دوستانه و مشاوره گونه دانشجو را راهنمایی کند.
در متون دینی و ارتباط آن با استعاره و « ید » مقاله حاضر به بررسی چند معناییِ واژه مجازشناختی پرداخته است. بدین منظور عبارات استعاری موجود در زبان قرآن و ادعیه، بویژه صحیفه سجادیه که بر این واژه و کنش های آن دلالت داشتند، جمع آوری و بررسی شده است تا مشخص شود که چگونه می توان با اتکا به نظریه استعاره مفهومی و مجاز مفهومی، استعاره های را تبیین کرد، و نیز اینکه تحلیل شناختیِ « دست » زبانی مذکور و روابط موجود در معانی واژه چندمعنایی در زبان دینی، چه کمکی به درک مفاهیم متون دینی می کند. برای تحلیل داده های مذکور، از اصول نظریه لیکاف و جانسون استفاده شد و مشخص گردید که معانی واژه دست، ارتباطی مجازی، استعاری (جهتی و ساختاری) دارند و معنای اصلی، به دلیل کاربردهای استعاری و مجاز مفهومی، دچار توسیع های معنایی، و در نتیجه چندمعنایی شده است. هرچند تاکنون تحلیل های مختلفی در مورد چندمعنایی و فرایند چگونگی ایجاد آن ارائه شده است، اما به نظر می رسد تحلیل شناختی، منسجم تر از تحلیل های پیشین می تواند به ارتباط معانی یک کلمه چند معنا بپردازد و باعث درک بهتر و شفاف تر معانی انتزاعی دینی خواهد شد.