اخلاق فضیلت، به عنوان شاخه ای از اخلاق هنجاری، بر رفتار فضیلت مندانه با دیدگاهی غایت اندیشانه و کمال طلبانه تأکید دارد که مبتنی بر سعادت محوری با توجه به خیر است. در این نظام اخلاقی، فعلیت یافتگی قوای طبیعی و نفسانی انسان مورد توجه است که خود به لحاظ معرفتی نیل به غایت طبیعی انسان و خیر و سعادت او را در بر دارد. در فضیلت گرایی، بر فاعل اخلاقی تأکید می شود که با رویکردی فضیلت مندانه به سوی خیر اخلاقی حرکت می کند. ولیکن باید دید آیا این فضیلتمندی اخلاقی، نسبتی با فضیلتمندی به معنای دینی دارد یا خیر. از این رو، در این مقاله سعی خواهد شد نسبت بین اخلاق فضیلت و دین را با توجه به آرای اخلاقی علامه طباطبایی بررسی کنیم. علامه معتقد است دین و اخلاق در مقام ثبوت و وجودشناختی از هم مستقل اند و اخلاق امری ذاتی و فطری در انسان است، لیکن به لحاظ اثباتی و معرفت شناختی، نظام اخلاقیِ مبتنی بر عقل به تنهایی قادر به ادراک حقیقت و نیل به سعادت حقیقی و کمال وجودی برای انسان نیست و دین، در مقام هدایتگر، دارای قوانینی است که اخلاق ناگزیر باید از آن ها تبعیت کند.
سازمان وکالت، مجموعه اى متشکل از امامان معصوم: و عده اى از پیروان نزدیک و وفادار آنان بود که با همکارى یکدیگر، تشکیلات هماهنگ و منسجمی را پدید آوردند تا با اتکاء بر آن پیشبرد اهداف دینی خود را محقق سازند. وظایف این سازمان به امور مالی منحصر نبود و وظایف سیاسی، دینی و ارشادی را نیز شامل میشد. این تشکیلات از نیمه دوم عصر امامت، یعنى از زمان امام صادق علیه السلام به بعد آغاز به کار نمود و رفته رفته داراى نظم و گستردگی و هماهنگی بیشترى شد و تا پایان عصر غیبت صغرا استمرار داشت. در عصر امام کاظم علیه السلام ، این سازمان با مشکلاتی همچون دستگیرى و شکنجه حضرت و برخی از وکلا مواجه شد، ولی نواحی زیر پوشش وکلا و محدوده اقتدار آنان با تشدید فعالیت ها گسترش می یافت. وکلاى آن حضرت در نقاطی مثل کوفه، بغداد، مدینه، مصر و برخی نقاط دیگر به فعالیت مشغول بودند. آن حضرت با وجود حبس و فشارهای موجود، توانستند تشکیلاتی را که پدرِ بزرگوارشان تأسیس کرده بودند، نهتنها حفظ کنند بلکه آن را گسترش دهند. در پژوهش حاضر، جایگاه و وضعیت این سازمان در عصر امام کاظم7و نیز نقش آن حضرت در حفظ و گسترش آن بررسی خواهد شد.
تلمیح استفاده از آیه، حدیث، داستان یا مَثَل معروفی در کلام است و موجب زیبایی کلام و تأکید و ترویج منبع مورد استفاده می گردد. عالمان فنّ بلاغت، تلمیح را در مجموعة صنایع معنوی بدیع قرار داده اند و برخی آن را مترادف و بعضی قِسمی از تضمین می دانند. جایگاه قرآن کریم و پس از آن، نهج البلاغه به عنوان دو منبع غنی معارف اسلامی همواره مورد نیاز انسان ها بوده است و خواهد بود. این مقاله با پرداختن به تلمیحات قرآنی، بخشی از کلام امیرالمؤمنین، یعنی اشاراتی که حضرت در خطبة اوّل نهج البلاغه نسبت به آیات نورانی قرآن داشته اند، نشان می دهد که چگونه تجلّی نور خدا در وجود معصومین(ع) سراسر زندگانی و سخنانشان را تحت تأثیر قرار داده است و در هر بخش از آن می توان بهره و استفاده ای از وحی الهی را به دست آورد. رئوس تلمیحات این خطبه در چند بخش مهم قابل دسته بندی است: تلمیح به آیات توحیدی و صفات پروردگار، تلمیح به آیات متضمّن آفرینش و عجایب آن، تلمیح به آیات مرتبط با فرشتگان، تلمیح به آفرینش آدم، تلمیح به سجدة ملائکه و هبوط، تلمیح به نبوّت عامه، ضرورت و اهداف، تلمیح به نبوّت خاصّه، قرآن و امامت.
سکولاریسم ایدهاى است که در جهان امروز به طور جد مورد توجه و التفات روشنفکران دینى و غیر دینى قرار گرفته است . آنچه در این میان بیشتر مجال بحث را فراهم کرده «نسبت و رابطه سکولاریسم با اسلام» است که در سالهاى اخیر دیدگاههاى کاملا متفاوتى درباره آن مطرح گشته است . از سوى دیگر ایدهها و اندیشههاى استاد شهید مرتضى مطهرى به عنوان یکى از شاخصترین احیاگران اندیشه دینى در عصر حاضر همواره مورد علاقه فرهیختگان بوده است . لذا بر آن شدیم که در این نوشتار مرورى بر آثار این متفکر دردآشنا و بصیر داشته باشیم و عقیده وى را در باب سکولاریسم جویا شویم . امید است این تلاش بتواند گوشهاى از ابهامات و شبهات این باب را بزداید .
بر خلاف بسیاری از ادیان، خداوند در قرآن کریم، دین اسلام را دینی جهانی و فراگیر معرفی می کند و وعده غلبه آن بر ادیان دیگر را می دهد. به جهت گسترش این دین، مسلمانان به تبلیغ و نشر آن تشویق شده اند. این موضوع زیربنای دیدگاه برخی فقها و مفسران قرار گرفته است تا آیات جهاد و قتال را بر جهاد ابتدایی، با هدف نشر دین، تطبیق دهند. این مقاله می کوشد در ابتدا چند اصل نظری را، که از محکمات قرآن هستند، به عنوان چارچوبی قرآنی برای برداشت درست از آیات جهاد و قتال تبیین کند. بر اساس ملاحظه این اصول معلوم می شود که آیات متعددی در قرآن کریم با گسترش دین و دعوت از راه قتال مخالفت دارند و در نتیجه، آیات جهاد فقط ناظر به «دفاع» هستند. بررسی مستقیم آیات جهاد، که در انتهای مقاله صورت گرفته است، همین مطلب را نشان می دهد.
با توجه به تکرار سوره حمد در نمازهای یومیه (اعم از نمازهای واجب و مستحب)، شناخت جایگاه آن برای نیایشگران مسلمان از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله با توجه به این که ثقل اصغر بیانگر راز و رمز قسمتهای باطنی قرآن است، با امعان نظر به روایات، در آغاز به وجه تسمیه و راز و رمز اسامی و القاب این سوره توجه شده است؛ شامل امّ الکتاب، فاتحة الکتاب، شفاء، اساس القرآن، الصلوة، الکافیه، الوافیه، سؤال و مسألت، دعا و شکر. در بخش دوم به امور زیر رهنمون میشویم: سوره حمد وابسته به عرشی الهی و سوره ویژه پیامبر و اسم اعظم الهی و عدل قرآن و شفاست. اثر وضعی برآورده شدن حاجات و دفع بلاها، و عمق گسترده معارف سوره حمد بخش پایانی این مقاله است.
«چکیده»
این مقاله در صدد تبیین دیدگاه خاص قاضى سعید درباره چگونگى و کیفیت اتصاف واجب تعالى به صفات است از آن جا که توضیح دقیق این مسئله، منوط به تبیین اصول فکرى و مبنایى قاضى سعید است، لذا در ابتدا به این مبانى اشاره شده و سپس چون به نظر نویسنده قول حق در مسئله قول صدرالمتالهین شیرازى است، مقایسهاى اجمالى بین این دو دیدگاه به عمل آمده است .
اخلاق و سیاست از شاخه های حکمت عملی و در پی تامین سعادت انسان هستند. سعادت مفهوم محوری اخلاق ارسطوست. او در اخلاق به دنبال مطلوبی است که فی نفسه مطلوب باشد، نه آنکه به دلیل چیز دیگر مطلوب باشد. به تعبیر دیگر، ارسطو در پی «خیر اعلا» است، که همان سعادت است. جامعه هم باید در پی خیر اعلا باشد، حصول سعادت های فردی از راه سعادت های اجتماع امکان پذیر است و نیز بالعکس. فلسفه اخلاق درباره خصال فردی انسان هاست به این اعتبار که در جامعه زندگی می کنند، فلسفه سیاست هم درباره زندگی، رفتار و کردار اجتماعی انسان هاست. در نوشتار حاضر، سعی بر آن است تا تبیینی برای نسبت میان اخلاق و سیاست بیابیم.
آیات 257-255 سوره بقره معروف به آیةالکرسی است که به علت کثرت قرائت و روایات متعدد در منابع فریقین، به یکی از پرکاربردترین و برجسته ترین آیات قرآن نزد مسمانان تبدیل شده و توجهی ویژه را می طلبد. این مقاله با رویکردی ریشه شناختی، به بررسی و نقد هشت ترجمه مشهور فارسی پس از انقلاب اسلامی از آیةالکرسی پرداخته است. بررسی و دقت در این ترجمه ها نگارنده را به این نتیجه می رساند که هیچ یک از مترجمان، ترجمه دقیقی برای این سه آیه ارائه نداده و هر یک از آنها در ترجمه فرازهایی لغزش داشته اند. بیشترین لغزش مترجمان در ترجمه واژه های «قیوم»، «کرسی» و «طاغوت» بوده است. رویکرد ریشه شناختی در تعیین معنای دقیق این واژگان، بسیار یاری رسان است و می تواند در نقد روشمند ترجمه های موجود کارآمد باشد و حتی اگر پاسخ قاطعی برای این گونه مسائل به دست ندهد، دست کم از ابهام ها و تاریکی های فراروی امر ترجمه می کاهد و ابزار نقد قابل توجهی برای آشکار کردن مرزهای قوت و ضعف کار مترجم به دست می دهد. در این نوشتار با استفاده از تفاسیر معتبر و نقد و بررسی ترجمه ها، در هر فراز از آیات، لغزش های مترجمان بیان و ترجمه دقیق تر آورده شده است.