عاش الیهود إلى جانب العرب المسلمین فی الأندلس الإسلامیه فتره تجاوزت الثمانیه قرون من الزمن، تلقوا خلالها العلم فی المعاهد والجامعات الإسلامیه إلى جانب المسلمین، فکان لهذه الثقافه العربیه أثرها الهام فی الحیاه الفکریه الیهودیه. ویحاول هذا البحث إماطه اللثام عن تأثیر الفکر اللغوی العربی فی الفکر اللغوی لیهود الأندلس خلال تلک الفتره. وقد اتخذنا من کتاب "" اللُّمَع "" لمروان بن جناح أنموذجاً یلقی لنا الضوء على ما وصل إلیه هذا التأثیر، وبذلک نثبت بالدلیل والبرهان أنَّ علماء الیهود ومفکریهم فی الأندلس لم یکونوا أولی فکرٍ مبدعٍ وخلاَّق کما یدعی الیهود، بل کانوا مقلِّدین لعلماء المسلمین ومفکریهم، ومتأثرین بفکرهم إلى حد کبیر.
امامان شیعه بر اثر اوضاع اجتماعی حاکم بر جامعه شان، برنامه ای برای ارشاد و هدایت مردم روزگار خود و تمدن سازی پیش گرفتند و به فرهنگ سازی و تربیت شاگردان بسیار، همّت گماردند تا مدنیّت اسلامی ماندگار شود. امام جواد (ع) نیز در این میان برای دست یابی به چنین هدف هایی، شاگردانی تربیت کرد که برخی از آنان ایرانی تبار بودند. این گروه بیش تر، راوی حدیث و ناقل اندیشه های ناب تشیع به شمار می رفتند که آثار و روایات بسیاری در این زمینه از آنان بر جای مانده است. بسیاری از این روایات، فقهی اند و آنها را در کتاب های چهارگانه شیعیان می توان یافت. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی از طریق مطالعه کتاب خانه ای، به پرسش های زیر پاسخ می گوید: 1. چند تن از اصحاب ایرانی امام جواد (ع) در زمینه حدیث و روایت از دیگران فعال تر بوده اند؟ 2. آیا یاران ایرانی امام جواد (ع) در زمینه حدیث شیعه آثاری پدید آورده اند؟ 3. چند روایت (مستقیم یا به واسطه امام جواد (ع) و دیگر امامان) در چه موضوعی، از اصحاب ایرانی امام جواد (ع) در کُتب اربعه آمده است؟ 4. چند درصد از روایات کتب اربعه، از طریق یاران ایرانی امام جواد (ع) نقل شده است؟
ذیل آیه 59 سوره احزاب، پس از اعلان حکم حجاب برای زنان مؤمن، عبارت ﴿ذلِکَ أَدنى أَن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ﴾ آمده است که از آن برداشت های گوناگون صورت گرفته است. بسیاری از تفاسیر متأثر از پاره ای ش أن نزول ها، مقص ود از شناخته شدن را تمایز زنان آزاد از کنیزان دانسته اند و بعضی، از آن به عنوان علت حکم به حجاب یاد کرده اند و از منتفی بودن کنیزداری در عصر حاضر، به عدم لزوم حجاب رأی داده اند. نوشته پیش رو، با توجه با قرائن درون متنی و برون متنی، بر آن است که آیه مذکور، برخلاف برداشت بیشتر مفسران، هرگز در مقام بیان تمایز شأن طبقاتی و اخلاقی و اجتماعی کنیزان از زنان آزاد نیست. بلکه مراد، بازشناسی زنان عفیف است. این آیه مانند موارد مشابه، تنها به فلسفه حجاب پرداخته است. درنهایت می توان گفت: قرآن مجید، حق عفاف جنسی را برای تمامی زنان، ولو کنیزان به رسمیت شناخته است. شیوه پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی با متکی بر مبانی شناخته شده تفسیری است.
تطرّق العلماء قدیماً إلی قضایا هامة فی البلاغة العربیة ومن هذه القضایا مبحث اللفظ والمعنی حیث نتج عنه بحث الصورة أو کما عبّر عنها المحدثون الصورة الفنیة ودخل النقد الأدبی بمنهجه الفنی فی دراسة الصورة أو التصویر الفنی کما ودرس النقّادُ والبلاغیون الصورة أو التصویر الفنی کآلیة من آلیات النقد الفنی ودراسة هؤلاء النقّاد أتت بثمارها لمعرفة الآیة القرآنیة أو القصة القرآنیة من حیث الدراسة الأدبیة؛ فی هذه المقالة درستُ الصورة الفنیة القرآنیة وذلک فی قصة نبی الله سلیمان (ع) وتطرّقت إلی قوة العرض والإیحاء فی هذه القصة وتخییل العواطف والانفعالات لدی متلقی هذه القصة القرآنیة، ولَاحَظتُ أنّ موسیقاها الخارجیة هی المکوّنة للموسیقی الداخلیة للنص القرآنی کما تتناغم ونفسیةَ المتلقّی؛ هذا وقد شکّلت الصورة الفنیة ملمحاً هاماً، ودوراً فاعلاً فی بنیة القصة القرآنیة، وقد تحدثت عن نماذج مختلفة للصورة الفنیة فی آیات کثیرة ورکّزتُ علی تطبیق الصورة الفنیة فی هذه القصة وذلک بمنهج وصفی تحلیلی.
امروزه سازمان های حرفه ای برای بهبود عملکرد خود به مجموعه ای از اصول اخلاقی نیاز دارند که با توجه به حرفه و حوزه مأموریت کاری و فعالیت آن ها تدوین شده باشد. بنا بر باور پژوهشگران و صاحب نظران حوزه ارتباطات و رسانه، فقدان نظام نامه و مرام نامه اخلاق حرفه ای مدون از کاستی های قابل توجه در نظام رسانه ای جمهوری اسلامی ایران است. نوشتار پیش رو، به دنبال ارائه الگو و نظریه بومی در عرصه «اخلاق حرفه ای رسانه» و «هنجار رسانه» و غنی سازی ادبیات مرتبط در این حوزه است. روش این پژوهش، به منزله بخشی از روش های کیفی در چهارچوب تفسیرگرایی قرار می گیرد و از نظر شیوه های گردآوری داده ها از تجارب زیسته پژوهشگران، مصاحبه های گروهی، متمرکز و عمیق و نیز از پرسش نامه ها در سطوح مختلف ستاد و صف حوزه عملکردی رسانه (مدیران، برنامه سازان و کارشناسان) با نمونه گیری های هدف مند استفاده شده است. در این مقاله تلاش شده با استمداد از مبانی نظری و روشی پژوهش و با نقد و بررسی نظریه ها، الگوها، مبانی پنج گانه در اخلاق و نظریه های شش گانه هنجار رسانه و با ارجاع به مبانی و تعلیمات اسلامی، «اصول اخلاق حرفه ای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران» بررسی شود.
هرچند کثرت گرایی دینی از مباحث جدید است و ابن سینا مستقیم به آن نپرداخته است ؛اما این مقاله بر آن است تا بر اساس آرای کلامی وفلسفی ابن سینا مبانی کثرت گرایی دینی را مورد بررسی ونقد قرار دهد. ابن سینا از یک طرف با براهین متقن اثبات می کند تمام ادیان الهی حاصل صعود پیامبرانبه عالم عقول اند، بنابراین به نحوی معتبر وتا حدی از حقیقت بهره مندند.از طرف دیگر وی برای اختلاف مراتب پیامبران استدلال های عقلی متعددی می آورد که بیان گر آن است تمام ادیان در یک سطح نیستند و به یک میزان از حقانیت برخوردار نمی باشند. هم چنین وی بر این باور است که با پیشرفت فکری و سیر تکاملی انسان، ادیان هم متکامل تر میشوند. با لحاظ این سه اصل می توان نتیجه گرفت که کثرت گرایی دینی به معنای یکسان بودن همه ادیان در بهره مندی از حقیقت ونجات بخشی قابل دفاع نیست، اما تفسیری از شمول گرایی از آرای وی استنباط می شود؛ از آنجا که نجات بخشی ادیان رابطه مستقیم با میزان حقانیت آنها دارد، ادیان به هر میزان که حق باشند به همان اندازه نجات بخش خواهند بود.
مقاله حاضر در صدد بررسی مسأله نسبت اراده و فاعلیت الاهی، در آرای حکمای مسلمان است. ازاین رو، مقاله حاضر، پس از تبیین لغوی و مفهومی واژگان اراده و فاعلیت الاهی، نخست فاعلیت الاهی را از منظر ابونصر فارابی و ابن سینا ملاحظه کرده، استدلال های ایشان را بر ابداعی بودن فاعلیت الاهی بیان کرده است. سپس به بررسی دیدگاه شیخ اشراق و فاعلیت اشراقی از منظر او پرداخته شده است. در ادامه، با بررسی آرای صدرالمتألهین، ابعاد مختلف فاعلیت ایجادی، شرح و بسط داده شده است. در خاتمه، ادامه دیدگاه صدرالمتألهین نزد حکمای متألّه متأخر، تا روزگار معاصر، مد نظر قرار گرفته، ضمن بررسی و ارزیابی دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی در باب اراده الاهی، دیدگاه کلامی امامیه نیز در باب فاعلیت و اراده الاهی تبیین شده است. در نهایت، ضمن جمع بندی آرا، اختلاف نظرهای موجود، تبارشناسی و علت یابی شده است.
چندى است که در محافل سیاسى، سخن از لایحه «تبیین اختیارات ریاست جمهورى» در شمار یکى از بحث برانگیزترین مسائل داخلى قلمداد مىشود. مخالفین و موافقین در این زمینه به عرصههاى مختلف اطلاعرسانى از جمله «کتاب» گام نهادهاند. «منشور ملى ایرانیان و اختیارات رئیس جمهور» عنوان کتاب 117 صفحهاى مىباشد که در این باره به رشته تحریر در آمده است. مؤلف آن آقاى دکتر على ساروى بوده و انتشارات «بیان آزادى» نشر آن را به عهده گرفته و در پاییز 1381 مراحل مختلف آن را به اتمام رسانیده است. مؤلف، به بررسى لایحه یاد شده بویژه از دیدگاه حقوق و تطبیق آن با قانون اساسى و سایر قوانین مىپردازد. آنچه پیش روى دارید خلاصهاى از این کتاب است.
سبک زندگی ، زبان هویت فردی و اجتماعی محسوب می شود. افراد هویت خود را از طریق گزینش های معناداری که از میان کالاها و الگوهای رفتاری انجام می دهند، ابراز می کنند و همبستگی درون گروهی و تمایزهای بین گروهی خود را نیز به تصویر می کشند. سبک زندگی برخی افراد در شرایط خاص به عنوان الگو و نمادی برای این همبستگی ها و تمایزها عمل می کند. به ویژه در شرایط بحرانی، سبک زندگی رهبران انقلابی نقش مهمی در این تمایز بخشی ها ایفا می نماید. این پژوهش با بررسی سبک زندگی سه رهبر انقلابی معاصر - امام خمینی، گاندی و ماندلا - بر آن است تا نشان دهد که چه شباهت ها و تفاوت هایی بین سبک زندگی آن ها وجود داشته است. یافته های پژوهش با استفاده از روش کیفی و فن تحلیل مضمون، نشان داد که علی رغم برخی تفاوت ها که بعضاً مهم نیز هستند، هر سه این رهبران تقریباً سبک زندگی مشابهی داشته اند و در بیشتر مؤلفه ها و شاخص ها، مشابهت های آن ها بیشتر از تفاوت هایشان بوده است.
افلاطون در رساله <em>فایدون</em> برای اثبات جاودانگی نفس پس از مرگ سه برهان اقامه می کند. بیان دو برهان اول، بیانی اسطوره ای فلسفی است که بر چرخه های متوالی زایش مبتنی است. برهان سومی که افلاطون برای بقای نفس پس از مرگ اقامه می کند، برهان بساطت نفس است. او معتقد است چیزی که جزء ندارد فساد نمی پذیرد و از آنجا که نفس جزء ندارد با مرگ بدن جاودان خواهد بود و از بین نخواهد رفت. در فلسفه اسلامی یکی از مهم ترین مباحث درباره نفس، اثبات جاودانگی و بقای نفس پس از مرگ است. ابن سینا فیلسوف بزرگ مشائی برای اثبات جاودانگی نفس براهینی را اقامه کرده است. به نظر نگارنده مهم ترین این برهان ها، برهان اثبات جاودانگی نفس از طریق بساطت است که افلاطون، قبل از ابن سینا آن را اقامه کرده است. این مقاله در صدد آن است تا براهین بقای نفس از دیدگاه افلاطون و تأثیر آن در برهان بساطت ابن سینا را از لحاظ تاریخی بررسی و تحلیل کند. روش بحث در این مقاله یک سیر تاریخی و با استناد به عبارات خود فیلسوفان به ویژه ابن سینا خواهد بود. پاسخ اجمالی که این مقاله به این مسئله می دهد این است که اثبات جاودانگی نفس از راه بساطت در فلسفه ابن سینا از لحاظ تاریخی صبغه افلاطونی دارد.