واژه «پلورال» (plural) به معنای کثرت و تعدّد، و واژه «پلورالیسم» (pluralism) به معنای کثرتگرایی یا گرایش به کثرت به کار میرود. پلورالیسم دارای انواعی از قبیل معرفتی، دینی، اخلاقی، نجات، فرهنگی و سیاسی است. از بین این انواع، موضوع این نوشتار «پلورالیسم نجات» است.
در این بحث، مسئله آن است که آیا سعادت و نجات اخروی و بهرهمندی انسانها از مواهب آن و ورود به بهشت، ویژه پیروان دین خاصی است یا پیروان ادیان متفاوت، از سعادت و نجات اخروی بهرهمندند؟ قایلان به پلورالیسم نجات، از عقیده دوم، که همان نجات پیروان ادیان متعدد و متکثّر است، دفاع میکنند.
درس «تفسیر موضوعی قرآن کریم» یکی از دروس معارف اسلامی است که دانشجویان دوره کارشناسی همه رشته های تحصیلی می گذرانند. طراحی سرفصل مناسب برای این درس نقش موثری در تحقق هدف آن دارد و باید با نیازها و ویژگی های دانشجویان تناسب داشته باشد. این پژوهش به دنبال طراحی سرفصل درس تفسیر موضوعی قرآن متناسب با دانشجویان رشته های هنری است. دانشجویان این رشته دارای ویژگی های اختصاصی هستند که آنها را از سایر دانشجویان متمایز می سازد. این پژوهش با استفاده از نرم افزار spss داده های جمع آوری شده از دانشجویان و استادان مورد تجزیه و تحلیل و توصیف قرار گرفته است. موضوعات قرآنی دارای اولویت براساس جمع بندی دیدگاه استادان و دانشجویان برای سرفصل درس «تفسیر موضوعی قرآن کریم» عبارت است از: عشق و محبت، رابطه انسان با دیگران، معنای زندگی، هنر و زیبایی شناسی در قرآن، زیبایی های قرآن، آیاتی از قرآن با بیان تصویری و مباحث فقهی هنر.
از دیدگاه کارل گوستاو یونگ، انسان ها علاوه بر ضمیر ناخودآگاه شخصی یا فردی، بخش مشترک دیگری به نام ناخودآگاه جمعی یا فرافردی دارند. محتویات این بخش از روح و ذهن را کهن الگو ها تشکیل می دهند. یکی از این کهن الگو ها که نزدیک ترین چهره به ناخودآگاه شخصی و خودآگاهی ست، «سایه» نام دارد. کهن الگوی سایه، قسمت منفی و حیوانی، غریزی، زشت، نفرت انگیز و ناپسند آدمی ست. چیزی است که همه انسان ها مایل اند آن را از دیگران مخفی کنند. در این مقاله، پس از نگاهی کوتاه به مکتب روانکاوی یونگ، به تحلیل و تشریح کهن الگوی سایه پرداخته شده است و با در نظر گرفتن دو نقش مثبت و منفی برای سایه، چنانکه یونگ در نظریاتش تحلیل کرده است، در آغاز واژگان و در مرحله بعد مفاهیم و مفردات مربوط به این شاخصه در زبان مولانا و سرانجام، رمزهایی که در غزلیّات شمس آمده و با این کهن الگو قابل تطبیق است، بررسی شده است. با توجه به شواهد و نتایج حاضر در متن، جنبه منفی سایه با واژگانی چون گرگ، روح حیوانی و... ، مفاهیمی مانند «وجود نداشتن جان بی سایه»، «جان کژ اندیشه و یا بد اندیشه» و رمزهایی همچون نفس، دزد، فرعون، سگ، اشتر کین دار و غول نمایان شده است. در پایان، بخش کوتاهی به وجه مثبتی که شناخت این کهن الگو به دنبال دارد، در غزلیّات، اختصاص داده شده است. بارزترین ویژگی سایه در این مورد، خودشناسی و خداشناسی است.
امام علی(ع) بر لزوم مرگ آگاهی و توجه به مرگ تأکید می ورزد و می کوشد تا انسان ها را از طریق شناخت درست حقیقت مرگ به شناخت خود و به تبع آن، به فهم معنای زندگی رهنمون سازد. به تعبیری، مرگ بخشی از زندگی انسان است و هرگونه فهم نادرست از آن، فهم انسان از خویشتن را تحت تأثیر قرار می دهد؛ در چنین حالتی فرد نمی تواند تلقی درستی از زندگی داشته باشد تا به معناداری یا بی معنایی آن پی ببرد. بنابراین یاد مرگ و توجه مستمر به آن و الهام از سیره و گفتار اهل ذکر، طریقی است که عمل به مقتضای آن انسان را قبل از مواجهه با مرگ، با مرگ و حیات جاوید پس از آن آشنا می سازد. این دریافت درست از مرگ به فهم معناداری زندگی می انجامد.