نگاه امام خمینى(قدس سره)بنیانگذار جمهرورى اسلامىبهجمهوریت همواره موردتوجه صاحبنظران,نویسندگان و تحلیل گراناندیشه سیاسى ایشانبوده است. مجله به منظورانعکاس دیدگاه هاى مختلفمقالاتى را در همین شمارهبا نگاه هاى گوناگون منتشرمى کند.
نیاز به یادآورى نداردکه دیدگته هاى مطرح شدهدر مصاحبه ها و مقالاتلزوما دیدگاه مجله نیست.
به جای آوردن نماز حاجت چونان یکی از مناسک رایج در فرهنگ اسلامی، از دیرباز تداول داشته، و مورد توجه بوده است. برای اقامه آن در روایات مختلف، آداب متنوع و اعمال متفاوتی دیده می شود. گرچه حتیٰ برخی از این آداب و اعمال تنها در متونی بس متاخر آمده، ترویج عمده آنها به بزرگان دین همچون پیامبر(ص) و ائمه(ع) منتسب گردیده است. این مطالعه بنا دارد با شناسایی این گونه های متنوع و کوشش برای دسته بندی آنها، راهی فراروی تاریخ گزاری آیینهای نماز حاجت و روایاتشان بیابد.
عالم عین از منظر افلاطون به دو دسته تقسیم می شود:?. عالم مثل، ?. عالم محسوسات. ارائه نظریه مثل از سوی افلاطون مبتنی بر همین مبنا بوده است. به طور قطع می توان گفت افلاطون با ارائه این نظریه درصدد بود که به گمان خود بتواند پیدایی عالم محسوسات را با نظر به ناپایداری آن و قابل شناخت نبودن یقینی آن توجیه کند.
نقادی های ارائه شده علیه نظریه مثل عمدتا از سوی فلاسفه مشاست. ارسطو شاگرد و هم عصر افلاطون در مواجهه با این نظریه معتقد است: «قائل شدن به این نظریه نتایج غیرمنطقی در پی خواهد داشت.»
ابن سینا نیز با ارائه ارزیابی منفی از این نظریه، «آن را محصول دوره خامی اندیشه یونانی دانسته است و برای آن پشتوانه ای برهانی قائل نیست». نگارنده درصدد است که با توجه به جایگاه نظریه مثل در اندیشه افلاطون، ضمن تقریر و ترسیم ناکارآمدی آن نزد ارسطو و ابن سینا در تبیین نظام پیدایی عالم، با گریز به براهین موید دیدگاه مثل، نشان دهد که نقدهای ارسطو و به ویژه ابن سینا تا چه اندازه موجه اند
مسئله مسخ انسان ازجمله موضوعاتی است که در قرآن کریم به آن اشاره رفته است. البته مسخ مطرحشده در قرآن، تفاوتی ماهوی با تناسخ در سایر ادیان و مکاتب دارد. درخصوص تبیین چیستی مسخ و بیان چگونگی دگرگونی و تبدل - که آیا ظاهری و در صورت یا باطنی و در سیرت است - دیدگاههای متفاوتی ابراز گردیده است. مقاله حاضر با تبیین و تحلیل دادهها و یافته های مطالعاتی در این موضوع، با رویکردی توصیفی - تحلیلی پس از تبیین مسئله مسخ و انواع و چگونگی آن از نگاه قرآن و روایات، به تبیین دیدگاهها دراینخصوص میپردازد و امکان جمع میان این نظرات یا تقابل آنها را بررسی مینماید؛ همچنین زوایای مهمی از این مسئله را آشکار کرده و مجهولاتی چند در این حوزه را پاسخ گفته و به این نتیجه رسیده که مسخی که قرآن بیانگر آن است، گونهای خاص از دگرگونی است و تعارضی میان آن و مبانی عقلی و نقلی نیست و تحقق تجلی تام و کامل آن در عالم آخرت خواهد بود.
از شاخه های فلسفه عرفان، فلسفه عرفان نظری است و از مسائل فلسفه عرفان نظری، منطق و میزان عرفان نظری است. اساس این منطق نیز بر سنجش پذیری گزاره های عرفانی است که بر پایه «لکل علم میزان» و «لکل حکم معیار» تکیه دارد تا راه نقد و سنجش گزاره ها را برای شناخت صدق و خطایشان هموار سازد. اما در برابر نظریه سنجش پذیری، سه نظریه رقیب خطاناپذیری، معیارناپذیری و توصیف ناپذیری وجود دارند. در نظریه خطاناپذیری، بر خطاناپذیری وجدانیات عرفانی؛ در نظریه معیارناپذیری، بر فهم ناپذیری؛ و در نظریه توصیف ناپذیری، بر معنادار، منطق ناپذیری و عدم واقع نمایی و بی معنایی گزاره های عرفانی تأکید شده است. این سه نظریه، راه سنجش گزاره های عرفانی را منسد، و بنیان منطق عرفان نظری را سست و اعتبار سنجش را برای یافتن صدق و خطای گزاره های عرفانی، از بین می برند. بر این اساس، تحقیق حاضر در صدد تبیین سنجش پذیری و نقد سه نظریه رقیب است تا بنیان منطق عرفان نظری را استوار سازد
یکی از مکاتب مهم و پرطرفدار اخلاقی، مکتب قراردادگرایی است. به طور کلی، دو تقریر از قراردادگرایی ارائه شده است: قراردادگرایی هابزی و قراردادگرایی کانتی. مقاله قراردادگرایی ان کود در دائره المعارف استنفورد به طور مختصر قراردادگرایی را با اشاره به انواع آن تبیین نموده است. مزیت این مقاله بر سایر مقالات در این حوزه این است که نویسنده با نگاهی انتقادی به قراردادگرایی نگریسته و یک جانبه داوری نکرده است. در این نوشتار، نخست مقاله قراردادگرایی ترجمه و در پایان، به نکاتی در توضیح نقد آن اشاره شده است.
از آنجا که علم فقه الحدیث به دنبال ارائه خوانش و فهمی صحیح و کامل از احادیث به عنوان بخش مهمی از منابع متون دینی است، تلاش برای تجزیه و تحلیل دقیق و روش مند آن ها نیازمند آشنایی با روش های تحقیق متعدد در حوزه متن پژوهی می باشد. حدیث پژوهان نیز با تأکید بر این مسئله که فهم احادیث، نیازمند منطق خاص خود بوده و از قواعد مشخصی تبعیت می کند، با پرداختن به موضوع «قواعد فهم حدیث» از این فرایند و روش های آن یاد کرده اند. با این حال به دلیل غلبه نگاه سنتی، کمتر به روش های تحقیق میان رشته ای توجه داشته و همچنان زمینه های استفاده از روش های متن پژوهی در حوزه نصوص دینی فراهم نشده است. به همین دلیل در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از برخی روش های تحقیق میان رشته ای و پُرکاربرد در حوزه متن پژوهی، به ارائه الگویی برای فرایند فهم حدیث پرداخته و گامی در راستای بومی سازی کاربست این روش ها در علوم اسلامی برداریم. مثال های بیان شده، مستخرج از دیگر آثار پژوهشی مؤلف با استفاده از روش های معرفی شده است.