با تحلیل و بررسی دلالت معنایی واژگان مترادف و قریب المعنی در قرآن کریم، روشن می شود که میان کاربرد این واژگان و بافت معنایی آن ها هماهنگی و پیوند عمیقی نهفته است؛ بطوریکه در ساختار زبانی قرآن کریم، هر واژه ای بار معنایی خاص خود را داشته و معنا و مفهوم آن در مقایسه با سایر واژگان قریب المعنی متفاوت است، لذا با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا برای پی بردن به تفاوت های دلالی این الفاظ، معنای لغوی آن ها و نیز سیاق آیاتی که این الفاظ در آن به کار رفته اند، مورد بررسی قرار دهیم، سپس معنای لغوی آن ها را با معنای قرآنی ای که از این الفاظ است نباط می گردد، مقایسه کنیم.
در این نوشتار، مهم ترین مباحث معرفت شناختی را که دربارة حدسیات بیان شدنی است ارائه کرده، کاوش و بررسی می کنیم: پس از بیان پیشینة این اصطلاح، به تعریف آن می پردازیم. سپس، چیستی حدس، تمایز آن با تجربه، تمایز آن با الهام، استقلال آن از عقل، و فرق حدسیات و مجربات را از نگاه اندیشمندان مسلمان بحث و بررسی می کنیم. در ادامه، بداهت آنها را ارزیابی و نقدهایی که متوجه بداهت و یقینی بودن آنها شده است ارائه کرده، به داوری می نشینیم. در پایان، نگاهی گذرا به اعتبار معرفت شناختی حدسیات می افکنیم.
در همه نظام های حقوقی شناخت ماهیت عیب به منظور تعیین مسؤلیت فروشنده یا تولید کننده و امکان دریافت خسارت ناشی از آن ضروری است. در فقه اسلامی از مسؤلیت محض به ""ضمان"" تعبیر می شود. این ضمان افزون بر معاملات در اعلامیه های حقوقی نیز مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر ضمن درنگ در ماهیت عیب، به نقد برخی از مناطات عیب می پردازد و با ارائه معیاری روشن برای عیب، راه را برای تصحیح یا ابطال معامله و اجرای احکام خیار و دریافت خسارت (ارش) یا ردّ هموار می کند.
حوزه معرفت شناسی ابن سینا آبستن نظریات بدیعی است که اگرچه در تفکرات فلاسفه بعد از وی بروزی تام یافتند؛ اما می توان ظهور صریح یا ضمنی آنها را در آراء شیخ الرئیس رصد نمود. در این مقاله به واسطه وضع تفکیک تفکیک بین دو حوزه مشایی و مشرقی، تبیین شده است که ابن سینا به تبعیت از اسلاف مشایی خویش، ادراکات نفس را در قسم حصولی منحصر نموده و با اتکا به نظریه تجرید و تقشیر معرفتی به تشریح کیفیت تحصیل اینگونه ادراکات برای نفس پرداخته است. اما وی در تفکر مشرقی اش به واسطه روی آورد بدیعی که در قبال دو قوه حس مشترک و خیال در نمط پایانی اشارات یافته است؛ تحصیل و حفظ ادراکاتی شهودی و غیر حصولی را به این دو قوه انتساب می دهد که به معنای توسع ادراکات نفس در قسم شهودی و غیر حصولی در حکمت سینوی بوده و لاجرم نمی توان کیفیت تحصیلشان را به واسطه فرایند تجرید معرفتی تبیین نمود. ابن سینا به واسطه فهم اشتداد وجودی نفس و لحاظ آن به عنوان نردبان اشتداد معرفتی آن، واجد رویکردی در حوزه معرفت شناسی اسلامی می گردد که امکان تحصیل معرفت مطابق با واقع تا حدودی در آن تعبیه شده است.
خدای متعال در قرآن کریم موضوع زنده بودن شهدا را در دو آیه بازگو نموده است. مقصود از شهدا در این آیات تمام کسانی هستند که به مقام شهود حقیقت رسیده و با عمل خود درصدد اعتلای کلمه حق و ریشه کن کردن باطل می باشند؛ اگرچه در جهاد کشته نشوند و با مرگ طبیعی از دنیا بروند. مفسران درباره نوع این حیات دارای دو دیدگاه هستند؛ برخی حیات یادشده را حقیقی و برخی دیگر مجازی می دانند. معتقدان به حیات حقیقی نیز نظرات متفاوتی دارند؛ برخی این حیات را مربوط به جسم مادی در دنیا دانسته و برخی دیگر معتقد به زنده بودن روح در عالم ملکوت می باشند. این مقاله ضمن بررسی دیدگاه های فوق بیان می دارد حیات شهدا حیات حقیقی ویژه ای در برزخ است که انسان های عادی از آن محروم هستند. دیدگاه جامع در مورد مفهوم این حیات ویژه برزخی نیز عبارت از «احاطه نامحدود شهدا بر عوالم ملک و ملکوت از طریق علم و قدرت» است.
جستجو در منابع کهن روایی اهل سنت نشان می دهد که بخشی از آن ها با عنوان «کتاب الفضائل» به ذکر فضائل و مناقب افراد و گروه ها اشاره دارند. در نظر گرفتن فصلی جداگانه با این عنوان، در کنار دیگر ابواب و فصول حدیثی، از اهمیت این موضوع و اهتمام صاحبان جوامع حدیثی اهل سنت به گردآوری این دسته روایات، پرده برمی دارد. این گونه روایات را پس از گردآوری و بررسی می توان در هفت دسته (عرصه) جای داد: «فضائل برخاسته از رابطه فرد با پیامبر (ص)»، «دینی»، «قومی، قبیله ای و گروهی»، «نظامی ـ امنیتی»، «علمی»، «اخلاقی» و «روایات اختصاصی اهل بیت (ع)». روایات مناقب و فضائل افراد یا گروه ها با اثرپذیری از شرایط مختلف زمانی، مکانی و ...، از حد دلالت، ارزش و اعتبار متفاوتی برخوردار است که به هنگام استناد باید مورد توجه و دقت نظر قرار گیرد. فضائل و مناقب، یکی از حوزه های حدیثی است که از راه یافتن جعل و وضع در امان نبوده است، از این رو هنگام بهره گیری از این روایات و استناد به آن ها دقت نظر و احتیاط، ضروری به نظر می رسد.
مطالعه منافع ملى و راههاى تأمین آن در عصر فراصنعت و فرااطلاعات نیازمند نگاه ویژهاى به آن است. در دوران جدید و روند فزاینده جهانى شدن، مفهوم منافع ملى صرفاً در برگیرنده مرزهاى ملى نظم وستفالى نمىباشد، بلکه دولتها ناگزیرند بیش از گذشته به محیط عملیاتى و متغیرهاى مربوط به بستر جهانى شدن توجه نمایند. در شرایط جدید، چگونگى تأمین منافع ملى ایران تا حد زیادى نیازمند شناخت فرآیندهاى جهانى شدن و تعامل هدفمند با بازیگران روابط بین المللى است. در این راستا، سیاست گفتوگوى تمدنها و تنش زدایى مىتواند باعث تقویت قدرت ملى و منطقهاى ایران شده و زمینه را براى استفاده از امکانات و فرصتهاى بین المللى فراهم سازد.
ملّاصدرا درباره قضایای وجودی چهار نظریّه گوناگون عرضه کرده است که در بادی امر مغایر با یکدیگر به نظر میرسند. مدّعای این مقاله آن است که اگر این چهار نظریّه را از دو دیدگاه اصالت وجود و اصالت ماهیّت مورد تحقیق قرار دهیم، خواهیم دید که اوّلاً قابل تقلیل به دو نظریّه میباشند و دوم این که راه حل های ملّاصدرا درباره قضایای وجودی صرفاً منحصر در ممکنات است و اساساً درباره واجب مطرح نمیگردد.
ائمه اطهار(ع) پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، همواره سعی در زنده نگهداشتن اسلام و تبلیغ احکام دین و حفظ آن از هر گونه گزندی داشته اند. که این شیوه تبلیغی از سوی همه انبیاء و ائمه هدف مشترکی را دنبال می کرده، گرچه بر حسب شرایط، شیوه ها متنوع بوده است، و یکی از اشکال بارز آن مناظره و گفتگوی برهانی دور از مغالطه می باشد، که قرآن کریم از آن به عنوان «جدال احسن» یاد می کند. در این مقاله با گذری کوتاه از زندگی و اوضاع جامعه امام سوم به شیوه رفتاری ایشان بر حسب روایات و احادیث می پردازیم.
سخن گفتن از دانش یا نظام دانشی اخلاق، بدون غور و بررسی مبانی و زیرساخت های نظری اخلاق بی معنا است. این مهم در کنار نقشی که تأملات فلسفه اخلاق در نهادینه سازی اخلاق در بدنه علمی و فرهنگی، و حتی در میان آحاد جامعه ایفا میکند، توجه جدی و مؤثر به رشته مطالعاتی فلسفه اخلاق را ضروری میسازد. جذابیت بخشی به مطالعه و پژوهش در موضوعات فلسفه اخلاق هدفی است که در این مقاله آن را جستجو کرده ایم. نخستین راهکاری که اخلاق پژوهان کشور برای نیل به این هدف پیشنهاد کردند توجه به نتایج تربیتی نظریات مطرح در فلسفه اخلاق بود. این راهکار به دلیل مشکلاتی که در مقاله به آن ها اشاره کرده ایم تا کنون قرین توفیق نبوده است. پردازش و غنی سازی مباحث فلسفه اخلاقی با مباحث اخلاق کاربردی پیشنهاد بدیلی است که از امتیازات آن سخن گفته ایم و به اشکالات آن پاسخ داده ایم، و خلاصه بر این نظر تأکید کرده ایم که مطالعات اخلاق کاربردی می تواند نقش کاملاً مؤثری در جذابیت بخشی به مطالعات فلسفی در باب اخلاق داشته باشد.