سبک های دلبستگی که در چارچوب رابطه کودک – مادر شکل گرفته و استقرار می یابند، روشهای مواجهه فرد با موقعیتهای تنیدگی زا را با به کار بستن مکانیسم های دفاعی متاثر می سازند. در این تحقیق، رابطه سبکهای دلبستگی و انواع مکانیسم های دفاعی بررسی شد. دویست و چهارده دانشجوی دانشگاه تهران با تکمیل مقیاس دلبستگی بزرگسال و پرسشنامه سبکهای دفاعی در این پژوهش شرکت کردند. نتایج تحقیق نشان داد که بین سبک دلبستگی شخص و سبک دفاعی وی رابطه معنی دار وجود دارد: آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ایمن بیش از آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) از مکانیسم های دفاعی رشد یافته استفاده کردند؛ آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ناایمن بیش از آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ایمن از مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نورتیک استفاده کردند و آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا بیش از آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی از مکانیسم های دفاعی رشد نایافته و نورتیک استفاده کردند. نتایج و استلزامهای پژوهش حاضر، که برای نخستین بار رابطه سبکهای دلبستگی و دفاعی را بررسی کرده است، در این مقاله تبیین و تشریح خواهند شد.
در این پژوهش به منظور آماده سازی، اجرای مقدماتی و اعتباریابی پرسشنامه مصاحبه ای دانش فراشناختی حل مساله، ابتدا سوال های مقیاس از متن انگلیسی ترجمه و پس از انجام اصلاحات لازم، برای بررسی قابل اجرا بودن، در مورد دو گروه از دانش آموزان دبیرستانی اجرا و با توجه به پاسخ های آنها، نسخه اولیه نمره گذاری آماده شد. آن گاه به منظور توجه به تغییرات رشدی در تدوین معیار نمره گذاری، در مطالعه ای مقطعی، 90 نفر از دانش آموزان پسر پایه های چهارم ابتدایی، دوم راهنمایی و سوم دبیرستان منطقه 16 آموزش و پرورش شهر تهران، به روش تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند و با آنها مصاحبه شد. پس از ضبط پاسخ ها روی نوار کاست و رونویسی مجموعه پاسخ ها در دو فرم، معیار نمره گذاری 6 مقوله ای تدوین گردید. سپس پاسخ های آزمودنی های سه گروه مجددا نمره گذاری و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مقیاس دانش فراشناختی حل مساله از روایی صوری، روایی محتوا و روایی سازه (همگرا، تفکیکی) برخوردار است. پایایی مقیاس با توجه به پایایی بین درجه بندی کنندگان بالا (r=0.99) و همسانی درونی مقیاس نیز رضایتبخش است (α = 0.87).
این پژوهش به بررسی رابطه سرسختی روانشناسی و روشهای مقابله با تنیدگی می پردازد. نمونه مورد بررسی شامل 104 نفر از دانشجویان (66 دختر و 38 پسر نفر) سال اول بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای بطور تصادفی از 12 گروه آزمایشی در 6 دانشکده دانشگاه اصفهان انتخاب گردیدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی اهواز و پرسشنامه روشهای مقابله با تنیدگی پارکر و اندلر (1990)، استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسن نشان داد رابطه سرسختی روان شناختی و روشهای مقابله مساله مدار (r<0.408) و هیجان مدار (r=-0.544) معنادار بود (P<0.01). همچنین نتایج تحلیل واریانس چند عاملی نشان داد دانشجویانی که در پرسشنامه سرسختی روان شناختی نمره بالا آورده بودند بطور معناداری بیشتر از روشهای مقابله ای مساله مدار استفاده می کردند (P=0.01) در حالیکه دانشجویانی که در پرسشنامه سرسختی روان شناختی نمره پایین آورده بودند به طوری معناداری بیشتر از روشهای مقابله ای هیجان مدار استفاده می کردند (P<0.01). ارتباط متغیرهای جنس، سن، تحصیلات والدین و وضعیت اجتماعی – اقتصادی خانواده با سرسختی روان شناختی و استفاده از روشهای مقابله ای مساله مدار، هیجان مدار و اجتناب مدار فقط ارتباط سن و روش مقابله ای هیجان مدار معنادار بود
اختلالات تصمیم گیری، هسته بسیاری از اختلالات روانپزشکی و شخصیتی است. در فرایند تصمیم گیری که یک پردازش شناختی به حساب می آید. مفاهیمی مانند کنترل تکانه، ریسک پذیری، دوری از گزند، وابستگی به پاداش، کیفیت انتخاب ها، نوجویی و... دخیل می باشند. در سال های اخیر گروه های مختلفی از دانشمندان علوم اعصاب سعی نموده اند آزمون هایی طراحی نمایند که به وسیله آنها بتوان این فرایند عالی شناختی را بررسی نمود. از معتبرترین این آزمون ها می توان به آزمون قمار (gambling task) یا GT اشاره کرد. این آزمون که در سال 1994 معرفی شده است. تاکنون برای ارزیابی اختلالات شناختی ناشی از ضایعات مختلف مغزی و بررسی مشکلات شناختی گروه های مختلف معتادان، قماربازان حرفه ای و مبتلایان به اختلالات وسواسی جبری، اسکیزوفرنیا، اختلالات خلقی، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS)، اختلالات هذیانی و... به کار رفته و نتایج جالبی نیز حاصل شده است.
مولفان این مقاله، نسخه جدیدی از این آزمون طراحی نموده اند که با امکاناتی فراتر از نسخه های قبلی، ارزیابی بهتر این فرایند را فراهم می آورد. استفاده از این نسخه و نسخه های قدیمی تر آزمون GT و بررسی نتایج آن در میان جامعه ایرانی نشانگر نوعی تفاوت فرهنگی در جامعه ماست (حساسیت به دفعات باخت نه میزان آن) که بررسی این تفاوت حایز اهمیت می باشد.
برای ارزیابی جنبه های دیگر اختلالات تصمیم گیری، آزمونهای دیگری نیز ابداع شده اند که از آن میان می توان به آزمون تصمیم گیری راجرز (Task Rogers'' Decision Making)، آزمون فرایند کاهش اهمیت معوق (Delayed Discounting Procedure، DDP)، آزمون چینش معوق نامتناسب با نمونه (Delayed Nonmatching to Sample، DNMS) و آزمون Gehring اشاره نمود. نتایج بسیاری از این آزمون ها نمایانگر عملکرد نواحی مغزی خاص، به ویژه بخش میانی تحتانی (Ventromedial) قشر پره فرونتال مغز، در فرایند تصمیم گیری می باشد.
" از زمانی که روان شناسی با عنوان پسیکولوژی (یاعلم روح) راه خود را از علم النفس جدا کرد، قریب 70 سال می گذرد. اگر رشد این موجود طبیعی بود، بایستی حالا درختی تنـومند و پربار می بود که نیست. بخشی از این سرنوست به شرایط زمانه باز می گردد و بخشی از آن به خصلت های شخصیتی روان شناسان و اشکال در شیوه ارتباط آنها با یکدیـگر مربـوط می شود. ایـن مقـاله تـلاش می کند تا با بررسی روان شناختی جامعه روان شناسی ایران، در طول 70 سال اخیر، تصویر روشنی از موانع رشد طبیعی روان شناسی ارایه دهد. بی شک نسل جدید روان شناسان برای اجتناب از تکرار اشتباه اسلاف خویش، نیاز به بازنگری راه پیموده شده دارد.
رویکرد تأویلی در دهه های گذشته احیا شده است و تأثیر آن بر علوم انسانی هویداست. در این مقاله، تأثیر آن بر تعلیم و تربیت توضیح داده خواهد شد. دو مفهوم مهم در دیدگاههای تأویلی، متن و فهم است که هر دو در تعلیم و تربیت جایگاه مهمی دارند. در این مقاله، دیدگاه گادامر مورد تأکید است. طبق نظر وی، تعلیم و تربیت معاصر بر مهار پای فشرده است که باید فهم را جایگزین آن نمود. تعلیم و تربیت، چون هدف خود، باید دانش آموزان را برای فهم دیگران آماده سازد که با فهم نسبت به خودشان ملازم است. در برنامه ریزی درسی، نه تنها باید فعالیت شاگردان را در نظر بگیرند، بلکه محتوای برنامه باید آنان را در فهم موقعیت خاص زندگی یاری نماید. مفهوم اساسی فهم برای فرایند تعلیم و تربیت نیز مدلولهای معینی دارد. بر اساس مفهوم کلید گادامر، یعنی «امتزاج افقها»، خواندن متون درسی، طی چهارگام انجام خواهد شد. در گام نخست، پیش فرضهای دانش آموزان در مورد این متون، در آغاز نمودن چرخه تأویل از اهمیت برخوردار است. در گام دوم، دانش آموزان باید معانی مورد نظر مؤلف را دریابند. در گام سوم، امتزاج افقها به منزله نتیجه دو گام پیشین باید رخ دهد. سرانجام، در گام چهارم، خواننده باید به ارتباط متن مورد نظر با موقعیت خاص خویش توجه داشته باشد.
هدف پژوهش حاضر تحلیل سؤالها و تحلیل عاملی پرسشنامه افسردگی یک (BDI-21) بوده است. 196 دانشجوی پسر دانشگاه شهید چمران (اهواز) به صورت تصادفی چند مرحله ای از بین دانشجویانی که در خوابگاههای دانشجویی ساکن بودند انتخاب شدند. بر اساس نتایج تحلیل سؤالهای پرسشنامه افسردگی بک (BDI-21) همه سؤالها با نمره کل همبستگی معنی داری داشتند. بر اساس تحلیل عاملی از طریق تحلیل مؤلفه های اصلی پنج عامل به دست آمد، که عامل یکم بیشترین سهم را در تبیین واریانس پرسشنامه فوق داشت. علاوه بر این، ضریب آلفای کرونباخ (همسانی درونی) برای کل پرسشنامه 0.87، ضریب پایایی تنصیف آن 0.83 و ضریب پایایی بازآزمایی به فاصله سه هفته 0.49 به دست آمد. همچنین، ضریب همبستگی بین پرسشنامه افسردگی بک و خرده مقیاس D از پرسشنامه MMPI 0.60 محاسبه گردید. از مجموع 196 دانشجو تعداد 21 (10.7 درصد) نفر از آنها دچار افسردگی بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه افسردگی بک را می توان در پژوهشهای روانشناختی و درمانی مورد استفاده قرار داد.