فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۶۴۱ تا ۲۶٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
قضاوت اخلاقی در بیماران دچار آسیب قشر پیش پیشانی راست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات مربوط به حوزه اخلاق، نواحی مغزی مرتبط با قضاوت اخلاقی، و در حیطه عصب روان شناسی نیز رابطه علی میان آسیب مغزی و قضاوت اخلاقی بررسی شده اند، اما به نقش قشر پیش پیشانی در اخلاق اشاره ای نشده است. هدف این پژوهش بررسی آسیب قشر پیش پیشانی راست و تاثیر آن بر قضاوت های اخلاقی است.
روش: در این پژوهش، شش بیمار دچار آسیب قشر پیش پیشانی راست و شش فرد سالم همتاشده با گروه بیمار (از نظر سن و جنس) شرکت داشتند. بیماران دچار تخریب بافتی در اثر ضربه یا برداشتن تومور بودند. محل دقیق ضایعه بر اساس تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی (MRI) و نقشه برادمن تعیین شده است. آزمودنی ها به داستان های اخلاقی (شخصی و غیرشخصی) که برای اولین بار در ایران ترجمه شده است پاسخ دادند. داستان ها پس از بررسی های ابتدایی به صورت رایانه ای اجرا می شد.
یافته ها: از نظر زمان پاسخ به داستان ها، دو گروه بیمار و سالم تفاوتی نداشتند و از لحاظ محتوای پاسخ ها نیز هر چند گروه بیمار نسبت به گروه سالم، پاسخ های موافق کمتری داده است، اما از نظر آماری این تفاوت معنادار نیست.
نتیجه گیری: به نظر می رسد که آسیب قشر پیش-پیشانی راست، خصوصاً قشر فرونتوپولار، در قضاوت اخلاقی شخصی و غیرشخصی تغییری ایجاد نمی کند.
ساختار عاملی و ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه دشواریهای بین فردی نوجوانان در یک نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بـه منظور بررسی و روایی و اعتبار پرسشنامه دشواریهای بین فردی نوجـوانان (QIDA؛ انگلس، هیدالگو و مندز، 2005)، 276 دختر و 224 پسر 12 تا 18 سالـه ساکن تهران، QIDA و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA ؛ پاکلک، 1997) را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند که نسخه فارسی پرسشنامه همانند با سـاختار عاملی اصلی QIDA از پنج عامل جرئت ورزی، روابط با غیرهمجنس، صحبت کردن در جمع، روابط خانـوادگی و دوستیهای نزدیک ـ در نمونه ایرانی ـ تشکیل شده اند. ضرایب همبستگی مثبت و معنادار بین عاملهای QIDA و مجموع نمره های SASA در دامنه ای از 10/0 = r (دوستیهای نزدیک) تا 35/0=r (جرئت ورزی)، روایی همگرای QIDA را تایید کرد. ضرایب اعتبار بازآزمایی با فاصله دو هفته برای نمره کل QIDA برابر با 82/0 و برای عاملهای آن به تـرتیب برابر با 77/0، 84/0، 71/0، 62/0 و 51/0 بودند. نتایج روایی و اعتبار، نسخه فارسی QIDA را تایید کردند و سازه جهانی دشواریهای بین فردی براساس یافته های یکسان در بافتهای فرهنگی متفاوت بحث شد.
آزمون مدل علی رابطه بین سبک های فرزند پروری، سبک های هویت و تعهد هویت در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی رابطه بین متغیرهای سبک های فرزند پروری مادر، سبک های هویت و تعهد در اواسط نوجوانی و نیز ارزیابی مدل علی پیشنهادی بین این متغیرها (برزونسکی، 2004) بود. روش: 415 نفر (238 دختر، 187پسر) از دانش آموزان سال سوم دبیرستان منطقه 2 شهر تهران از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های سبک های فرزند پروری ادراک شده و پرسشنامه سبک های پردازش هویت برزونسکی جمع آوری و با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد سبک های فرزند پروری ادراک شده و سبک های هویت در مجموع 31 درصد از واریانس تعهد را پیش بینی می کنند. اما نتایج نشان داد که مدل علی پیشنهادی برزونسکی برازش خوبی در نوجوانان ایرانی نداشت و مدل پیشنهادی در پژوهش حاضر رد شد. بحث: احتمالاً به دلیل تفاوت های فرهنگی و قومی جامعه ایران با جوامع غربی و نیز نقش تفاوت سنی در الگوی رابطه بین متغیرهای این پژوهش، مدل علی برزونسکی در نوجوانان ایرانی تأیید نمی شود، اما در مجموع سبک های فرزند پروری مادر و سبک های پردازش هویت پیش بینی کننده های خوبی برای تعهد نوجوانان ایرانی هستند.
تأثیر دیانت بر شادی دانش آموزان مدارس دخترانه مقاطع راهنمایی و دبیرستان ناحیه 2 شهر کرمان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور شناسایی میزان تاثیر دیانت (دانش، نگرش و رفتار دینی) بر شادی دانش آموزان مدارس دخترانه مقاطع راهنمایی و دبیرستان ناحیه 2 شهر کرمان صورت گرفته است. روش تحقیق، توصیفی از نوع علّی ‐ مقایسه ای و ابزار جمع آوری اطلاعات، «پرسشنامه دانش، نگرش و رفتار دینی» و «پرسشنامه سنجش شادی» آکسفورد بود. با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 159 نفر از دانش آموزان دبیرستان و 104 نفر از دانش آموزان راهنمایی جهت پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه انتخاب گردیدند و تجزیه و تحلیل داده ها، به وسیله نرم افزار Spss انجام گرفت و نتایج زیر حاصل گردید:
1. «دانش دینی» دانش آموزان پایین، «نگرش دینی» دانش آموزان مثبت و «رفتار دینی» آنها تاحدی مناسب به دست آمد؛
2. میزان شادی دانش آموزان نسبتاً زیاد است؛
3. دانش دینی بر شادی دانش آموزان موثر نیست؛
4. نگرش و رفتار دینی دانش آموزان بر شادی آنها تاثیر دارد؛
5. «مقطع تحصیلی» بر «دانش دینی»، «معدل» بر «دانش دینی، رفتار دینی و شادی» «پایه تحصیلی و سن» بر «رفتار دینی» تأثیر دارد.
تأثیر برنامه مداخله ای – آموزشی جرأت ورزی، حل مشئله و حرمت خود بر هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثر بخشی برنامه مداخله ای – آموزشی جرأت ورزی، حل مسئله حرمت خود بر هوش هیجانی است تا زمینه تهیه یک برنامه مداخله ای برای افزایش هوش هیجانی فراهم آید.روش : روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی است. جامعه مورد مطالعه را دانش آموزان پسر دبیرستانی تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تهران تشکیل میدهند. از میان این افراد 15 نفر، که بهر هیجانی کمترین نمره را بین 120 نفر بدست آوردند، به عنوان نمونه انتخاب شدند و تحت کاربندی آزمایشی قرار گرفتند.گروه آزمایش در 15 جلسه 90 دقیقه ای برای مؤلفه های جرأت ورزی، حل مسئله و حرمت خود آموزش دیدند. یافته ها: تحلیل نتایج اندازه گیری مکرر همراه با انتقال اثر نشان داد که برنامه مداخله ای، هوش هیجانی را اقزایش می دهد.همچنین هر یک از سه قسمت برنامه آموزشی(جرأت ورزی، حل مسئله و حرمت خود) جداگانه باعث افزایش هوش هیجانی میشوند. نتیجه گیری: برخلاف هوش شناختی که پدیده ای نسبتاً ثابت و تغییر ناپذیر است، هوش هیجانی را میتوان با برنامه های آموزشی ارتقا داد و سازگاری فرد را بهبود بخشید.
رابطه سبک های شوخ طبی دانشجویان با سلامت عمومی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین سبک های شوخ طبعی و رابطه آن با سلامت عمومی دانشجویان انجام شده است. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی است 370 دانشجوبه شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه سبک های شوخ طبعی و پرسشنامه سلامت عمومی مورد آزمون قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل دادها از روش همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که سبک های شوخ طبعی با سلامت عمومی رابطه دارد و سبک های شوخ طبعی دانشجویان دختر با پسر متفاوت دارد. همچنین رابطه شوخ طبعی مثبت با سلامت عمومی مثبت و شوخ طبعی خود کاهنده و شوخ طبعی پرخاشگرانه با سلامت عمومی منفی است. نتیجه گیری: افرادی که از شوخ طبعی خودکاهنده و شوخ طبعی پرخاشگرانه در روابط میان فردی استفاده می کنند. از سلامت عمومی خوبی برخوردار نیستند. نوع شوخی های دانشجویان دختر بیشتر از نوع پرخاشگرانه است. بنابراین جنس بر سبک شوخ طبعی تاثیر گذار است.
تأثیر خدمات کاردرمانی روانی – اجتماعی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلالات روانی مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : ارتقاءء کیفیت زندگی هدفی مهم از مراقبتهای بهداشتی در روانپزشکی شناخته می شود. در تحقیق حاضر با انجام مداخلات کاردرمانی روانی- اجتماعی بر روی بیماران دچار اختلالات روانی مزمن، به بررسی کیفیت زندگی آنها پرداخته شد. روش بررسی: این مطالعه مداخله ای به صورت شبه تجربی می باشد و بر روی 24 بیمار مبتلا به اختلالات روانی مزمن مراجعه کننده به مرکز روزانه سینا به عنوان گروه مداخله و 50 بیمار دارای اختلالات روانی مزمن که خدمات کاردرمانی دریافت نمی کردند به عنوان گروه مقایسه انجام شد. نمونه ها از طریق نمونه گیری ساده و در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش «پرسشنامه کیفیت زندگی مُراجع ویسکانسین» بود که شامل ۸ خرده مقیاس میباشد. خدمات کاردرمانی که شامل گروه درمانی، فعالیت درمانی و هنردرمانی بود، طبق برنامه مرکز هفته ای 2 بار، به مدت ۹۰ دقیقه و به طول 3 ماه بر روی گروه مداخله انجام شد. در این مدت هر دو گروه تحت نظر روانپزشک و دارودرمانی قرار داشتند. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمونهای تی مستقل و تی زوجی استفاده شد. یافته ها: قبل از مداخله در هیچ یک از حیطه ها و کیفیت زندگی کل بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت، ولی بعد از مداخله میانگین نمره رضایت از زندگی، فعالیت اشتغالی، سلامت و آسایش روانی، سلامت جسمانی و کیفیت زندگی کل (۰/۰۰۱>P) و همچنین روابط اجتماعی (۰/۰۰۵=P) و وضعیت مالی (۰/۰۰۳=P) دو گروه تفاوت معناداری داشت. میانگین نمره علائم (۰/۲۲۷=P) و فعالیت روزمره زندگی (۰/۰۲۰=P) دو گروه بعد از مداخله نیز تفاوت معناداری نشان نداد. نتیجه گیری: خدمات کاردرمانی روانی- اجتماعی بر میزان رضایتمندی و کیفیت زندگی بیماران اختلالات روانی مزمن مؤثر است.
نظریه ذهن در کودک در خود مانده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بیماران مبتلا به اختلالات طیف در خود ماندگی (Disorder Spectrum Autism یا ASD)، نقصی را در رشد نظریه ذهن نشان می دهند. آن ها نه تنها قادر به درک ذهن دیگران نیستند، بلکه در درک این نکته نیز ناتوانند که ذهن دیگران متفاوت بوده، رفتار ریشه در حالت های روانی فرد دارد. ادعا شده است که افراد مبتلا به ASD به دلیل ناتوانی در همدلی کردن، در پاسخ متناسب به تجربیات هیجانی دیگران شکست می خورند. نتایج حاکی از آن است که اگر چه کودکان مبتلا به ASD به سادگی می توانند بین دو شخصیت تمیز بگذارند، ساز و کارهای سازشی رمزگردانی چهره ایی در آن ها به شدت به خطر افتاده است. این نکته توضیحی است بر ناتوانی آن ها در ادراک چهره های قبلی که منجر به نقص اجتماعی در تعاملات آن ها شده است. محققین پیشنهاد می دهند که ساز و کار تحریکی درونی همچون نظام اعصاب، آیینه ای برای رشد طبیعی مهارت های تقلید، بازشناسی، نظریه ذهن، همدلی و زبان ضروری است. علاوه بر این، ایشان به کژ کنشی ساز و کار تحریکی اشاره داشته، ذکر می کنند که ممکن است زیر بنای نقص های ارتباطی و اجتماعی در مبتلایان به اختلال طیف در خود ماندگی باشد.
کودک و نوجوان
بررسی رابطه باورهای مذهبی و هوش هیجانی در دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی روابط ساده و چندگانه باورهای مذهبی و هوش هیجانی دانش آموزان دبیرستانی میپردازد. نمونه شامل 110 دانش آموز پسر دبیرستانی شهرستان کرج است که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. آزمودنی ها «پرسشنامه عمل به باورهای مذهبی» و «آزمون هوش هیجانی (برادبِری و گریوز)» را تکمیل نمودند.
یافته ها ی پژوهش حاضر نشان داد که بین باورهای مذهبی و هوش هیجانی دانش آموزان رابطه مثبت معنادار وجود دارد (01/0> p )؛ همچنین بر اساس نتایج، مولفه های باور مذهبی میتوانند 3/23% از تغییرات هوش هیجانی دانش آموزان را پیش بینی نمایند (025/0> p ). نتیجه آنکه آموزش مسائل دینی و اخلاقی، دانش آموزان را در شناخت و مدیریت هیجان های خود و داشتن زندگی بهتر یاری خواهد کرد.
بررسی اثربخشی روش ارتباط محاوره ای در افزایش سازگاری زناشویی زوج های ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش تحلیل ارتباط محاوره ای در افزایش سازگاری زناشویی زوج های ناسازگار است. روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون و پس آزمون و نمونه گیری به شیوه در دسترس با جایگزینی تصادفی می باشد. بدین منظور از میان 54 زوجی که از طریق اطلاعیه ای داوطلب شرکت در این پژوهش بودند، 16 زوج (32 زن و شوهر) به روش تصادفی انتخاب و پس از ردیف کردن نمراتشان، همتا شدند و به طور تصادفی به دو گروه- آزمایش و گواه- تقسیم شدند. زوج های گروه آزمایش در 10 جلسه 2 ساعته هفتگی شرکت کردند. ابزار پژوهش مقیاس 32 سؤالی سازگاری دو عضوی اسپانیر (DAS) بـود که در مرحله قبل و بعد از درمانگری و دو ماه بعد از درمان در مرحله پیگیری به طور انفرادی در شرایط کنترل شده در مورد هر دو گروه اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر، آزمون t مستقل و رسم نمودار تحلیل شد. یافته ها نشان دادند روش تحلیل ارتباط محاوره ای، سازگاری زناشویی، رضایت دونفری، همبستگی دو نفری، توافق دو نفری و ابراز محبت زن و شوهرهای گروه آزمایش را نسبت به قبل از درمانگری و نسبت به گروه گواه افزایش داده است. نتیجه گیری تحلیل ارتباط محاوره ای با تاکید بر خودشناسی و با فعال کردن رفتارهای منبعث از «حالت من بالغ» روش مداخله ای مؤثری برای حل اختلاف های زناشویی و افزایش سازگاری در زوجین ناسازگار است.
مشاوره ی انتخاب رشته ی تحصیلی دانشگاهی
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب: فنون و روش های مشاوره؛ مؤلف: عبدالله شفیع آبادی
حوزههای تخصصی:
رابطه اهداف پیشرفت اجتماعی و مهارت های ارتباط میان فردی در دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه هدف پیشرفت اجتماعی و مهارت های ارتباط میان فردی دانشجویان با روش همبستگی انجام شد. نمونه پژوهش، 180 دانشجو(126 دانشجوی دختر و 54 دانشجوی پسر) بود که به وسیله نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز انتخاب شد. از آزمون مهارت های ارتباطی- نسخه تجدید نظر شده- و پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت اجتماعی، به منظور جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات روش های آماری تحلیل رگرسیون گام به گام به کار رفت. نتایج پژوهش نشان داد جهت گیری هدف تبحرگرایی اجتماعی و جهت گیری هدف عملکرد گرایی اجتماعی، مهمترین پیش بینی کننده های مهارت های ارتباط میان فردی دانشجویان هستند. این متغیرها 12% درصد از واریانس مهارت های ارتباطی دانشجویان را تبیین می کند. نتایج دیگر این پژوهش نشان داد جهت گیری هدف تبحرگرایی، رابطه مثبت و جهت گیری هدف عملکرد گرایی اجتماعی، با مهارت های ارتباطی دانشجویان رابطه منفی دارد.
مقایسه مفهوم خود، خودکارآمدی تحصیلی، هوش هیجانی، باورهای جنسیتی و رضایت ازجنس دختران و پسران دبیرستانی و سهم هر یک از این متغیرها درپیش بینی پیشرفت تحصیلی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر وضعیت دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی را در برخی متغیرهای روانشناختی مقایسه کرده و قدرت پیش بینی کنندگی هریک از متغیرها را در میزان پیشرفت تحصیلی آنها بررسی می کند. 5062 نفر از دانش آموزان دختر و پسر سال سوم دبیرستان از 6 استان کشور به شیوه نمونه گیری تصادفی مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسشنامه ها و مقیاس های مفهوم خود مارش(SDQ)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی MJSES مورگان و جینگ، پرسشنامه هوش هیجانی بار- ون، پرسشنامه محقق ساخته باورهای جنسیتی و پرسشنامه محقق ساخته رضایت از جنس بوده است. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیز براساس معدل آخرین نیمسال تحصیلی آنها اندازه گیری شده است. یافته ها نشان داد، دختران گروه نمونه، در مقایسه با پسران، مفهوم خود، خودکارآمدی تحصیلی، هوش هیجانی پایین تر ورضایت از جنس کمتری داشته اند. همچنین دختران گروه نمونه در مقایسه با پسران باورهای کلیشه ای جنسیتی کمتری داشته اند. نتایج بررسی نیز بیان کننده آن بود که، در گروه دختران تنها مفهوم خود و خودکارآمدی تحصیلی توانسته است پیشرفت تحصیلی آنها را پیش بینی کند، اما در گروه پسران به ترتیب متغیرهای مفهوم خود، خودکارآمدی تحصیلی، باورهای جنسیتی، رضایت از جنس و هوش هیجانی بخشی از واریانس پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کردند.
مقایسه بهداشت روانی دانشجویان دارای تجربه خشونت خانوادگی و بدون تجربه خشونت خانوادگی در دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات تجربه خشونت در دوران کودکی، بر سلامت روان در دوران بزرگسالی انجام شد. در این مطالعه که در میان 101 نفر از دانشجویان کارشناسی و پزشکی دانشگاه تهران، شامل 40 دختر و 61 پسر انجام شد، سلامت روان آزمودنی ها به وسیله پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) و تجربه خشونت با استفاده از پرسشنامه خشونت خانوادگی سنجیده شد. سپس داده های پژوهش از طریق روش مقایسه میانگین ها، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA)، با استفاده از نرم افزار SPSS، تجزیه و تحلیل شد. تجربه خشونت در دوران کودکی میزان اضطراب، افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی آزمودنی ها را افزایش و سلامت روان آزمودنی ها را کاهش می دهد. همچنین بین نوع خشونت تجربه شده، به لحاظ روانی یا جسمانی بودن، با میزان اضطراب، افسردگی، اختلال در عملکرد اجتماعی و سلامت روان رابطه وجود داشت. همچنین بین تجربه خشونت و نوع آن با نشانه های جسمانی رابطه ای مشاهده نشد. به جز نتایج به دست آمده درباره نشانه های جسمانی سایر یافته های پژوهش با یافته های حاصل از مطالعات انجام شده در سایر فرهنگ ها همخوانی داشت.