اعتیاد اینترنتی مورد توجه روزافزون است و دسترسی به ابزاری معتبر براساس ملاکهای تشخیصی DSM به منظور افتراق افراد مبتلا به اعتیاد اینترنتی از کاربران عادی، بسیار محدود است. یکی از پرسشنامههای معتبر موجود، پرسشنامه اعتیاد اینترنتی ی ا نگ است . این مطالعه با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی این پرسشنامه انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی مقطعی است که در سال 1387 روی 233 نفر از دانشجویان شهر اصفهان که به روش نمونهگیری سهمیهای از دانشگاههای شهر اصفهان انتخاب شدند، انجام شد. واحدهای پژوهش پرسشنامه اعتیاد اینترنتی یانگ، پرسش نامه تشخیصی یانگ و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیکرا تکمیل نمودند. تمامی افراد توسط روان پزشکو براساس ملاکتشخیصی اعتیاد اینترنتی مبتنی بر DSM-IV-TR مورد مصاحبه قرار گرفتند. پس از جمعآوری و نمرهگذاری پرسشنامهها، ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه از روشهای تحلیل عاملی، روایی همزمان، همسانی درونی، تنصیف، بازآزمایی، آلفای کرونباخ و استفاده از منحنی راکبا نرمافزار SPSS 12 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: تحلیل عاملی به روش تحلیل مولفههای اصلی با چرخش واریماکس، برای پرسشنامه 5 عامل مشکلات اجتماعی، تاثیر بر عملکرد، فقدان کنترل، استفاده مرضی از چتروم و بیتوجهی به وظایف شغلی و تحصیلی را استخراج کرد. روایی محتوایی و همگرا، بازآزمایی (82/0= r )، همسانی درونی (88/0= α ) و تنصیف (72/0= r ) محاسبه شد که با توجه به نتایج قابل قبول بود. بهترین نقطه برش بالینی این پرسشنامه 46 بود.
نتیجهگیری: پرسشنامه اعتیاد اینترنتی یانگ در جامعه ایرانی خصوصیات روانسنجی مطلوبی دارد و از آن میتوان در تحقیقات روانشناسی و روان پزشکی برای غربالگری کاربران اینترنتی عادی از معتاد استفاده کرد.
هدف این پژوهش توانمندسازی (فردی، اجتماعی و اقتصادی) شهروندان زن باسواد، فاقد مهارت و شغل ساکن در حوزه تحت پوشش شهرداری است. پژوهش حاضر در حیطه تحقیقات شبه آزمایشی جای میگیرد. جامعه آماری پژوهش عبارتند از تمامی زنان دیپلم، فوق دیپلم، لیسانس و بالاتر فاقد مهارت و شغل ساکن در منطقه ی چهار شهرداری تهران که در دامنه سنی 20 تا 55 سال قرار دارند. تعداد 150 نفر به عنوان گروه نمونه تحقیق در نظر گرفته شدند که 100 نفر به عنوان گروه آزمایش تحت آموزش قرار گرفتند و 50 نفر دیگر که از تواناییهای فوق الذکر نیز برخوردار نبودند، تحت آموزش قرار نگرفتند و به عنوان گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. برای پاسخ به سؤالات پژوهش، از 5 پرسشنامه تحت عناوین: اطلاعات فردی، آماده سازی شغلی، مهارت های زندگی، اجتماعی و کسب و کار (کارآفرینی) و توانمندسازی استفاده شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها، مدل آماری ANCOVA نیز به کار گرفته شد. یافته ها نشان می دهند که آموزش های آماده سازی شغلی، مهارت های زندگی، اجتماعی وکسب وکار (کارآفرینی) بر توانمندسازی شهروندان زن مؤثر است.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سبک های مقابله ای و حمایت اجتماعی در تمیز دانشجویان دارای اضطراب امتحان بالا و پایین بود. 387 نفر از دانشجویان دانشگاه به روش خوشه ای انتخاب و مقیاس های سبک مقابله ای دانشجویی، ادراک حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان را تکمیل نمودند. برای بررسی داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل ممیز استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مقابله هیجان مدار (514/0=r) و مسأله مدار (418/0-=r) و ادراک حمایت اجتماعی (334/0-=r) با اضطراب امتحان رابطه معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل ممیز نشان داد که سبک مقابله هیجان مدار، مسأله مدار و حمایت اجتماعی خانواده به طور معنی داری دانشجویان دارای اضطراب امتحان بالا و پایین را متمایز نموده است (05/0>p). اما حمایت دوستان و دیگر افراد مهم، دانشجویان دارای اضطراب امتحان بالا و پایین را متمایز نکرده است.
هدف: مقایسه توانایی شناسایی واج آغازین، به عنوان بخشی از مهارت آگاهی از واج در کلمه ها و ناکلمه ها (کلمه های بی معنا) و اثر بعضی متغیرها (شیوه تولید و واک-داری یا بی واکی واج هدف و موقعیت واج) بر این مهارت در کودکان پنج تا شش ساله فارسی زبان.
روش: در این مطالعه که از نوع توصیفی- تحلیلی بود، 100 کودک طبیعی(50 دختر و 50 پسر) پنج تا شش ساله فارسی زبان مهدکودک های شهر تهران مقایسه شدند. ابزار پ ژوهش 24 کلمه و 24 ناکلمه بود که تمامی آنها در موقعیت آغازین کلمه یا ناکلمه بودند. پایایی و روایی تکالیف با استفاده از روش های شاخص روایی محتوایی، تکرارپذیری نسبی و خطای معیار اندازه گیری بررسی شد. برای مقایسه توانایی کودکان در شناسایی واج آغازین کلمه ها و ناکلمه ها و بررسی سایر متغیرها از روش آماری t گروه های وابسته استفاده شد و دخترها و پسرها با آزمون t در نمونه های مستقل مقایسه شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که تکالیف طراحی شده از پایایی و روایی خوبی برخوردار است. در هر دو گروه پسر و دختر توانایی شناسایی واج آغازین کلمه بیشتر از ناکلمه (05/0p<) و شناسایی واج های سایشی، بی واک و آغازکننده هجای اول آسان تر بود (05/0p<). دو گروه دختر و پسر در هیچ کدام از تکالیف تفاوت معناداری نشان ندادند (78/0p=).
نتیجه گیری: توانایی شناسایی واج در کودکان سنین پیش از دبستان متاثر از متغیرهای مختلفی است. شناسایی واج آغازین کلمه های معنادار راحت تر از ناکلمه ها بود. امتیاز دختران در تکالیف طراحی شده کمی بیشتر از پسران بود، ولی این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. تکالیف طراحی شده معیار مناسبی برای ارزیابی شناسایی واج آغازین در کودکان طبیعی است.
هدف: مقایسه کارکردهای اجرایی خودتنظیمی هیجان و انگیزش در زیرمجموعه های اختلال کمبود توجه- بیش فعالی بر اساس مدل بارکلی
روش: در این مطالعه علی- مقایسه ای است، 50 دانش آموز پسر9 تا 11 ساله مبتلا به اختلال کمبود-توجه- بیش فعالی با استفاده از پرسشنامه علایم مرضی کودکان-4 (CSI-4)، مصاحبه تشخیصی بالینی و آزمون هوش ریون انتخاب شدند. آزمودنی ها به دو گروه 25 نفره مبتلا به نوع بیش فعالی- تکانشگری غالب (ADHD-PHI) و نوع بی توجهی غالب (ADHD-PI) تقسیم و سپس با آزمون بندر گشتالت، آزمون زمان واکنش تشخیصی و تکالیف محقق ساخته ارزیابی شدند. داده ها به کمک آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد.
یافته ها: دو گروه در بازداری رفتاری (001/0p=) و خودتنظیمی هیجان و انگیزش (01/0p= و 001/0p=) تفاوت معنادار داشتند. به عبارتی، عملکرد دانش آموزان مبتلا به کمبود توجه، در بازداری رفتاری و خودتنظیمی هیجان و انگیزش بهتر از گروه بیش فعال بود.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که دو گروه از نظر سبب شناسی از یکدیگر متمایزند. به علاوه، مشخص شد که به دلیل وجود نقص اولیه در بازداری رفتاری، مشکلات و نارسایی های گروه مبتلا به نوع بیش فعالی- تکانشگری غالب در کارکردهای اجرایی بیشتر از گروه مبتلا به نوع بی توجهی غالب است. از این رو، نظریه بارکلی در زمینه اختلال کمبود توجه- بیش فعالی تایید شد.
در این پژوهش، رابطه کمال گرایی پدران و مادران با سبک های فرزندپروری آنان مورد بررسی قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی خودمحور، دیگرمحور و جامعه محور با سبک های فرزندپروری شامل سبک های اقتداری، آمرانه و سهل گیر در نمونه ای از خانواده های ایرانی بود. تعداد 800 آزمودنی (400 پدر، 400 مادر) در این پژوهش شرکت کردند. از این افراد خواسته شد مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران TMPS)؛ بشارت، 1386) و پرسشنامه اقتدار والدینPAQ) ؛ بوری، 1991) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد کمال گرایی با سبک های فرزندپروری رابطه دارد. از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که ابعاد کمال گرایی والدین، ویژگی های مربوط به سبک های فرزندپروری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد.