فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۰۱ تا ۸٬۳۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
بررسی بازشناسی هیجان در چهره و مشکلات بین فردی در افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی در مقایسه با افراد سالم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :بی نظمی هیجانی به عنوان یکی از علایم اصلی در اختلال شخصیت مرزی (Borderline personality disorder یا BPD)، تأثیرات قابل توجهی بر ادراک هیجانی در این گروه از بیماران دارد و با توجه به اهمیت بازشناسی هیجان در چهره در تعاملات اجتماعی و نتایج ضد و نقیض پژوهش هایی که در گذشته بازشناسی هیجان را در این گروه مورد ارزیابی قرار داده است، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی بازشناسی هیجان در افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی و ارتباط این علایم بر تعاملات میان فردی در این گروه از افراد بود. مواد و روش ها:حجم نمونه پژوهش 30 نفر بود که 15 نفر از افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی و 15 نفر آزمودنی سالم به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. آزمودنی ها به شیوه نمونه گیری در دسترس از بین جامعه آماری مربوط انتخاب شدند. پرسش نامه شخصیت مرزی (Borderline personality inventory یا BPI) و پرسش نامه مشکلات بین فردی (Inventory of interpersonal problems یا IIP) و آزمون بازشناسی هیجان در چهره (Facial affect recognition task) بر روی دو گروه اجرا گردید. یافته ها:افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی نسبت به همتایان بهنجار در بازشناسی هیجان در چهره عملکرد ضعیف تری داشتند (001/ < P، 5/1 = F). از طرف دیگر، این افراد در بازشناسی همه هیجان های منفی دچار اشکال نبودند، بلکه به طور خاص در بازشناسی هیجان تنفر (010/0 < P، 5/2 =F ) و خشم (020/0 > P، 05/4 = F) نقص داشتند. همچنین، آن ها مشکلات بین فردی بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان دادند (001/ > P، 01/0 = F). نتیجه گیری:نقص در بازشناسی هیجان در چهره می تواند زمینه ساز مشکلات میان فردی در این گروه از افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی باشد. بنابراین، توجه به بازشناسی هیجان در چهره به عنوان یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در تعاملات اجتماعی می تواند به فهم بهتر از بدکارکردی اجتماعی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند.
پیش بینی تغییرات ناگویی خلقی بر اساس هوش معنوی در بین معتادان شهر اردبیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تغییرات ناگویی خلقی بر اساس هوش معنوی در بین معتادان شهر اردبیل انجام گرفت.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش توصیفی-همبستگی تمام مردان دارای سوءمصرف مواد بودند که در آذر 1390 به مراکز ترک اعتیاد در شهر اردبیل مراجعه می کردند. نمونه ای به حجم 100 نفر (80 نفر معتاد به تریاک، 20 نفرمعتاد به هروئین) با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. آزمودنی ها، پرسش نامه های ناگویی خلقی تورنتو و هوش معنوی کینگ را تکمیل کردند. سپس داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون هم زمان و گام به گام، تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج بررسی ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که هوش معنوی کل و سه زیرمقیاس آن (معناسازی شخصی، هوشیاری متعالی و بسط حالت هوشیاری) رابطه ی منفی معنی داری (05/0>P) با ناگویی خلقی دارند. در ادامه در بخش استنباطی، تجزیه وتحلیل داده ها با روش رگرسیون هم زمان نشان داد که هوش معنوی کل 18 درصد از نمرات ناگویی خلقی را پیش بینی می کند (001/0>P). تحلیل با روش رگرسیون گام به گام نشان داد که از چهار زیرمقیاس هوش معنوی، دو زیرمقیاس (بسط حالت هوشیاری و معناسازی شخصی) ناگویی خلقی را به طور معنی داری (001/0>P) پیش بینی می کنند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان از پرورش توانایی های هوش معنوی به عنوان تسریع بخش تنظیم هیجانی و یک سپر دفاعی در برابر اعتیاد بهره جست و هم چنین می توان با پرورش چنین ویژگی هایی در رهایی افراد معتاد، مدد رساند.
ساخت و هنجاریابی مقیاس سنجش آزار رسانی- آزار پذیری، پایایی و روایی همزمان آن با ابراز وجود و حیطه ها آزمون وودورث در دانش آموزان مقطع راهنمایی مدارس پسرانه و دخترانه شهرستان اهواز
حوزههای تخصصی:
رابطه بین خشونت خانگی و عملکرد های شناختی در زنان قربانی همسر آزاری: نقش واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی توجهی به سلامت زنان و اعمال خشونت خانگی علیه آنان می تواند سبب پیدایش انواع بیماری های روانی و حتی جسمانی گردد که این امر تهدیدی برای سلامت اعضای خانواده است. زنان نسبت به اعضای دیگر خانواده بیش تر در معرض خشونت، به خصوص خشونت مردان هستند. مهم ترین آسیبی که خشونت خانگی به همراه دارد ایجاد اختلال در عملکرد شناختی زنان قربانی خشونت است. خشونت خانگی به عنوان یک عامل استرس زای محیطی می تواند عملکردهای شناختی را تحت تاثیر قرار دهد، بنابراین بررسی عملکردهای شناختی در زنان آسیب دیده از خشونت های خانگی دارای اهمیت است. تاثیر خشونت بر عملکردهای شناختی از طریق سایر متغیرهای روانشناختی ممکن است رخ دهد. رهایی از موقعیت خشونت پذیری برای زنان قربانی خشونت خانگی به کیفیت عملکرد شناختی آنها وابسته است. از این رو در پژوهش حاضر، نقش واسطه ای خودتنظیمی و پریشانی روانشناختی در رابطه بین تجربه خشونت خانگی و عملکردهای شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش در یک نمونه از زنان قربانی خشونت خانگی، روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که رابطه بین متغیرها بر حسب اهداف پژوهش تحلیل گردیدند . جامعه تحقیق شامل زنان قربانی خشونت مراجعه کننده به واحدهای مختلف پزشکی قانونی شهر تهران در سال 1397 بودند . نمونه پژوهش ۲۰۰ نفر از مراجعه کنندگان زن به این مراکز بوده اند که به شیوه هدفمند با توجه به معیارهای ورود و خروج و پس از اخذ رضایت از آن ها انتخاب شده اند. ابزار سنجش متغیرهای پژوهش عبارت است از فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی میلر و براون (۱۹۹۹) (SSRQ) ، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس داس (۱۹۹۵) (DASS-21) ، پرسشنامه خشونت خانوادگی پور نقاش تهرانی (۱۳۸۳) و مقیاس ارزیابی شناختی مونترال (MONTREAL) (۲۰۰۵). نتایج به دست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شده اند. مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش با انجام تحلیل های مختلف آماری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که خشونت خانگی بر عملکردهای شناختی توسط متغیرهای واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی تاثیرگذار است. با توجه به مقادیر شاخصهای برازش از قبیل RMSEA ، RMR ، GFI و ... مدل مفهومی پیشنهادی برازش یافت. پژوهش پیش رو بیانگر آن است که تجربه خشونت های خانگی در زنان به واسطه کاهش توانایی خود تنظیمی، و ایجاد پریشانی روانشناختی باعث کاهش عملکرد های شناختی در آنها می گردد. با توجه به یافته های این پژوهش، می توان با توجه دادن خانواده ها و همچنین سازمان ها و مراکز مرتبط با نگهداری و کمک به زنان قربانی خشونت به اهمیت نقش کاهش توانایی های شناختی و عوامل واسطه ای موثر بر آنها بر ادامه خشونت پذیری، با مداخلات آموزشی و درمانی، از وقوع مجدد این گونه خشونت ها پیشگیری کرد.
"ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش مهارتهای حرفه ای مدیران دوره متوسطه استان خوزستان "
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل عمده عدم گرایش دبیران به تهیه و استفاده از طرح درس در دبیرستان های استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور شناسایی علل عمده ی عدم گرایش دبیران آموزش و پرورش متوسطه در استان خوزستان به تهیه ی طرح درس است. پرسشنامه ی محقق ساخته 66 ماده ای بر اساس مقیاس 5 درجه ای لیکرت، دربردارندهی بیش ترین عوامل گرایش نداشتن به تهیهی طرح درس با ضریب اعتبار آلفای کرونباخ (97/0a =) بین 500 نفر از دبیران دورهی متوسطه استان توزیع شد. تحلیل عوامل داده ها با روش مؤلفه های اصلی پس از ده چرخش آزمایشی، به بهترین ترکیب ماده ای و ساختار عاملی خود دست یافت. این عوامل به ترتیب واریانس قابل توجیه عبارتند از: 1- مسائل شناختی و حرفه ای طرح درس نویسی 2- مسائل ناشی از مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و درسی 3- مشکلات نگرشی دبیران 4- مسائل اقتصادی و اجتماعی دبیران 5- مسائل فرهنگی و انگیزه ی پایین دبیران. دبیران مرد، دبیران با سابقه بالای تدریس و دبیران با ساعات تدریس هفتگی بیش تر بر عوامل پنج گانه ی عدم گرایش به طرح درس نویسی (به جز عامل سوم یعنی مسائل نگرشی)، به گونه ای معنی داری تاکید بیشتری داشته اند. هم چنین دبیرانی که هرگز از طرح درس کلی و روزانه در تدریس بهره نبرده اند، بیش تر از عامل سوم متاثر بوده اند. تقویت و توسعه ی سطح دانش و مهارت های تخصصی دبیران، بازنگری در ساختار مدیریتی آموزش و پرورش، تجدیدنظر در حجم و محتوای کتب درسی، تغییر و اصلاح نگرش دبیران و ... از جمله پیشنهادهای پژوهشگران این تحقیق برای گسترش فرهنگ طرح درس نویسی در نظام آموزش و پرورش است.
اثربخشی مداخله التقاطی (رویکردهای بازسازی شناختی، مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری) برابر از وجود و خود کارامدی بین فردی در دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افراد دارای ابراز وجود پایین در موقعیت های اجتماعی خودکارامدی بین فردی لازم را نشان نمی دهند. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان التقاطی (با رویکردهای بازساخت دهی شناختی و مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری) بر ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی دانشجویان انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی(طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. نمونه هدف 32 نفر از دانشجویان بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین 278 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان انتخاب شدند. ابتدا دو پرسش نامه خودکارامدی بین فردی و ابراز وجود بین دانشجویان توزیع شد سپس از بین آن هادانشجویانی که دارای خودکارامدی بین فردی و ابراز وجود پایین بودند به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. درمان التقاطی در بهار 1390 طی ده جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا شد. پرسش نامه ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه تکمیل شدند. برای تحلیل داده ها از شیوه تحلیل کواریانس تکراری استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تکراری بیانگرتفاوت معنی دار میزان ابراز وجود و نیز خودکارامدی بین فردی در دو گروه آزمایش و کنترل و تفاوت معنی دار بین ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) بود. نتایج آزمون LSD (کمترین تفاوت معنی دار) تفاوت معنی داری را بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون، و نیزبین پیش آزمون و پیگیری نشان داد. هم چنین این نتایج بیانگر ثبات تغییرات در مرحله پیگیری بود.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که درمان التقاطی (بازساخت دهی شناختی و مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری) برای افزایش ابراز وجود و خودکارامدی بین فردی دانشجویان مؤثر است.
ساخت و هنجاریابی پرسشنامه بی موبایل هراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: همگام با رشد روزافزون تکنولوژی در دومین دهه ی قرن بیست و یکم با اختلالی مواجه هستیم که به آن هراس از نداشتن و یا در دسترس نبودن موبایل گفته می شود. هدف: هدف از تحقیق حاضر ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی بی موبایل هراسی است. روش: دانشجویان رشته های علوم انسانی دانشگاه های دولتی تهران جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند که از بین آن ها 363 نفر زن و مرد در مقاطع مختلف کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری به شیوه ی تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه محقق ساخته از سه عامل تشکیل شده و از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نیز مدل سه عاملی را تأیید کرد. این پرسشنامه به همراه مقیاس افتراق معنایی معنا و مفهوم موبایل اجرا شد که با 47 آیتم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار بود. بحث و نتیجه گیری: از پرسشنامه محقق ساخته بی موبایل هراسی می توان برای تشخیص افراد به اختلال بی موبایل هراسی استفاده کرد. واژگان کلیدی: اعتباریابی، بی موبایل هراسی، ساخت
تأثیر آموزش شیوه های مقابله ای بر کاهش استرس کارمندان مرکز تحقیقات و تکنولوژی هسته ای
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، تاثیر آموزش شیوه های مقابله ای بر کاهش افسردگی، اضطراب، آمادگی ابتلا به سرطان و آمادگی ابتلا به عارضه کرونری قلبی کارمندان مرکز تحقیقات و تکنولوژی هسته ای ایران را بررسی می کند. بدین صورت که، 63 نفر از کارمندان مرکز به صورت خوشه ای و تصادفی انتخاب و به وسیله آزمون های اضطراب بک، افسردگی بک و استرس شخصیت گروسارت- ماتیسک ارزیابی شدند. سپس برای تعیین افراد دو گروه آزمایش و کنترل، از شیوه تصادفی با فواصل منظم استفاده گردید. برای گروه آزمایشی، آموزش شیوه های مقابله ای انجام شد. میزان افسردگی گروه آموزش دیده (آزمایش) نسبت به گروه آموزش ندیده (کنترل) به طور معناداری کاهش یافته بود، ولی در مورد اضطراب و ویژگی های آمادگی ابتلا به سرطان و آمادگی ابتلا به بیماری کرونر قلب تفاوت ها معنی دار نبود.
فرا تحلیل تحقیقات انحام شده پیرامون میزان سلامت روانی خانواده های شاهد و ایثارگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"بررسی تأثیر ارزشیابی تکوینی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال دوم راهنمایی در درس علوم تجربی "
حوزههای تخصصی:
رابطه آشنایی با فن آوری اطلاعات و توانمند سازی دبیران متوسطه شهرستان بجنورد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش، بررسی رابطه آشنایی با فن آوری اطلاعات و توانمند سازی دبیران می باشد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مورد بررسی، شامل: کلیه دبیران شهرستان بجنورد به حجم 1100 نفر می باشد که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 287 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، شامل پرسش نامه توانمند سازی اسپریتزر که پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 82/0 و پرسش نامه محقق ساخته در زمینه فن آوری اطلاعات می باشد که پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 71/0 محاسبه شد. برای بررسی فرضیه های تحقیق، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. هم چنین برای تعیین متغیرهای تأثیرگذار و نشان دادن تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر وابسته از رگرسیون چند متغیره استفاده گردید. یافته ها نشان داد که بین کاربرد اینترنت، استفاده از دوره های آموزشی، توانایی انتقال اطلاعات دبیران، توانایی مدیریت بانک های اطلاعاتی، توانایی اشتراک اطلاعات و در کل آشنایی با فن آوری اطلاعات؛ با توانمندسازی شغلی دبیران رابطه وجود دارد. هم چنین استفاده از دوره های آموزشی، توانایی انتقال اطلاعات، نگرش به انتقال و مبادله اطلاعات نقش تعیین کننده ای در توانمندسازی دبیران دارند.
بررسی تأثیر نوع سؤال و سطح پردازش سؤالات در آزمون های بازشناسی و یادآوری بر عملکرد حافظه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی های آزمون، در کنار ویژگی های شخصیتی پاسخ گویان می تواند باعث بهبود بازیابی مطالب باشد. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر سطح پردازش سؤالات در آزمون های بازشناسی و یادآوری بر عملکرد حافظه دانشجویان است. روش تحقیق آزمایشی با دو عامل (نوع سؤال و سطح پردازش سؤال) است. تعداد 128 نفر به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شده و به صورت تصادفی ساده به چهار گروه آزمایشی منتسب شدند. گروه ها از نظر تست حافظه بالینی وکسلر تفاوتی با هم نداشتند. ابزار تحقیق شامل محتوای آموزشی درباره فیزیک کوانتومی بود. هر یک از گروه ها به تناسب یکی از سؤالات (بازشناسی- سطحی، بازشناسی - عمقی، یادآوری - سطحی، یادآوری - عمقی ) را دریافت کردند. روایی و پایایی متن و آزمون ها تأیید شد. نتایج نشان داد که تأثیر عامل پردازش سؤال بر عملکرد حافظه معنادار است (05/0P<& 344/3f=). عملکرد حافظه در سؤالات با پردازش عمیق بهتر از عملکرد در سؤالات با پردازش سطحی بود. پیشنهاد می شود طراحان آزمون از سؤالات با پردازش عمقی تر مخصوصاً در آزمون های بازشناسی استفاده نمایند.