فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۸۱ تا ۷٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری و درمان نگهدارنده با متادون در تغییر باورهای مرتبط با مواد و پیشگیری از عود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسهی اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری و درمان نگهدارنده با متادون در تغییر باورهای مرتبط با مواد در افراد مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد انجام شده است. روش: پژوهش حاضر یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود که در آن 30 نفر از افراد سوءمصرف کننده مراجعه کننده به مراکز درمانی ترک اعتیاد انتخاب و در سه گروه درمان شناختی-رفتاری، درمان نگهدارنده با متادون و گروه گواه گمارده شدند. شرکت کنندگان هر سه گروه قبل و پس از پایان مداخله پرسشنامه باورهای مرتبط با مواد را تکمیل کردند. یافته ها: نتیجهی پژوهش حاضر نشان داد که شرکت در هر دو گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه باعث تغییر معنادار باورها نسبت به مواد شد. نتیجه گیری: درمان شناختی-رفتاری با ایجاد تغییر در متغیرهای شناختی میانجی مصرف مواد مانند باورهای مرتبط با مواد خطر بازگشت به مصرف مواد را کاهش میدهد. بنابراین با توجه به این یافته ها برنامه های درمان سوءمصرف مواد باید این نوع متغیرهای میانجی را هدف قرار دهند.
خانواده درمانگری شناختی ـ رفتاری در درمان بیماران مبتلا به دردهای عضلانی استخوانی
حوزههای تخصصی:
"
کارایی خانواده درمانگری شناختی ـ رفتاری در درمان اختلالهای روانتنی از نوع عضلانی، با استفاده از یک طرح تک آزمودنی از نوع A-B مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 3 نفر (2 مرد و 1 زن) مبتلا به اختلال روان ـ تنی عضلانی استخوانی (کمردرد و گردن درد) که به یک کلینیک خصوصی روان درمانگری ارجاع شده بودند، به عنوان گروه نمونة این پژوهش انتخاب شدند. پس از مصاحبة بالینی روان درمانگر، آزمودنیها به آزمونهای MMPI و SCL-90-R پاسخ دادند و سپس روش خانوادهدرمانگری شناختی ـ رفتاری در مورد آنها اجرا شد. نتایج آزمودنیها در پس آزمون کارایی بالای این روش درمانگری در حل تعارضها و مشکلات بین فردی از طریق آموزش مهارتهایی مانند حل مسأله، برقراری ارتباط مؤثر، مقابلة کارآمد و جرأتورزی را نشان داد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی کارآیی سایر روشهای درمانگری از جمله دارودرمانگری، رفتاردرمانگری و شناختدرمانگری فردی و گروهی بررسی و با یکدیگر مقایسه شود.
"
بررسی تاثیر مداخلات شناختی در کاهش شدت درد، پریشانی و بهبود کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی استفاده توام از مداخلات شناختی آماده سازی کودک و والد و انحراف مسیر توجه کودک، روی شدت درد گزارش شده، میزان پریشانی ناشی از نمونه گیری یا تزریق به مایع مغزی- نخاعی و سطح کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان صورت گرفت.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد بود. جامعه شامل تمام کودکان مبتلا به انواع سرطان بود که به بیمارستان محک و مفید در شهر تهران مراجعه کرده بودند. 41 زوج کودک و والد، انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. کودکان دوبار ملاقات شدند. در ملاقات اول، هر دو گروه تحت مراقبت معمول قرار گرفتند و در ملاقات دوم، گروه آزمایش مداخلات شناختی و گروه شاهد مراقبت معمول دریافت کردند. داده ها، از طریق پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس های اوچر، چئوپس و کیفیت زندگی قیاسی- دیداری عملکرد کنونی در طب اطفال گرد آوری شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که مداخلات شناختی آماده سازی کودک و والد و انحراف مسیر توجه کودک توانست شدت درد و سطح پریشانی را کاهش دهد و کیفیت زندگی موقعیتی کودکان را بهبود بخشد. بین شدت درد گزارش شده و میزان پریشانی همبستگی معنادار مثبت، بین کیفیت زندگی موقعیتی و شدت درد همبستگی معنادار منفی و بین کیفیت زندگی موقعیتی و پریشانی، همبستگی معنادار منفی یافت شد.
نتیجه گیری: مداخلات شناختی در کاهش شدت درد گزارش شده، پریشانی و بهبود کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان که تحت نمونه گیری از مایع مغزی- نخاعی قرار دارند، مؤثر است. پیشنهاد می شود در این اقدام دردناک، جهت مدیریت درد و پریشانی کودک از مداخلات شناختی استفاده شود.
ماهیت احساس تنهایی و راههای مقابله و ارزیابی آن
منبع:
تربیت ۱۳۷۴ شماره ۱۰۴
حوزههای تخصصی:
مقایسه بازخورد ورزشکاران دانشآموز و دانشجو و مربیان نسبت به روانشناسی ورزش
حوزههای تخصصی:
"
این پژوهش به منظور مقایسه بازخورد ورزشکاران دانشآموز و دانشجو و مربیان نسبت به روانشناسی ورزش اجرا شد. 100 مربی، 100 ورزشکار دانشجو و 100 ورزشکار دانشآموز با روش نمونهگیری تصادفی و به نسبت مساوی از هر دو جنس انتخاب شدند. همه آزمودنیها پرسشنامه بازخورد نسبت به روانشناسی ورزش مارتین و دیگران (1997) را تکمیل کردند. تحلیل نتایج با آزمون t و تحلیل واریانس یکراهه نشان داد که بازخورد مربیان و دانشجویان هر دو جنس در مقایسه با دانشآموزان نسبت به روانشناسی ورزش مثبتتر بود و زنان و مردان با سابقه ورزشی کمتر بازخورد منفیتری نسبت به روانشناس ورزشی داشتند. بر مبنای نتایج حاصل پیشنهادهای کاربردی ارائه شدند.
"
بررسی خصوصیات روانسنجی مقیاس نقش جنسی بم فرم کوتاه با تأکید بر تحلیل عاملی در جمعیت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی خصوصیات روانسنجی مقیاس عاملهای مردانگی و زنانگی مقیاس نقش جنسی بم فرم کوتاه با تأکید بر تحلیل عاملی در جمعیت ایرانی انجام شد. روش اجرا: 1000 زن و مرد شاغل در شرکتها، ادارات و سازمانهای دولتی شهر تهران به روش خوشه ای چند مرحلهای از جامعه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس نقش جنسی بم فرم کوتاه استفاده شد. جهت بررسی پایایی مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ و جهت بررسی روایی مقیاس از روش تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ضرایب آلفای کرونباخ به دست آمده حاکی از پایایی بالای مقیاس در دو عامل مردانگی و زنانگی بود و نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشاندهنده برازش ضعیف مدل در تعیین عاملها به شکل اولیه بیان شده توسط بم بود، در حالی که نتایج تحلیل عاملی اکتشافی در 30 گویه بیانگر سه عامل مردانگی، زنانگی و خنثی با تغییراتی در برخی از گویه های اصلی بود. نتیجهگیری: نتایج به دست آمده بیانگر آن است که نه تنها برخی از صفات زنانگی و مردانگی تحت تأثیر فرهنگ و ارزشهای حاکم بر جامعه ایرانی تغییر کرده است، بلکه اهمیت صفات مردانه یا زنانه نیز تحت تأثیر فرهنگ حاکم بر جامعه است.
رابطه تشابه ویژگی های شخصیتی زوجین و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشابهات یا تفاوت های ویژگی های شخصیتی زوجین یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند ثبات و رضایت زناشویی زوجین را پیش بینی کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تشابه ویژگی های شخصیتی زوجین و رضایت زناشویی آنها انجام شد. نمونه مورد بررسی شامل۱۰۰ زوج متاهل بودند که حداقل یک سال از زندگی مشترک آنها می گذشت. شرکت کنندگان، فرم کوتاه مقیاس شخصیتی پنج عاملی (NEO-FFI) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که شباهت زوجین در ویژگی برون گرایی، پیش بینی کننده افزایش رضایت زناشویی زنان بود. زوجینی که هر دو در ویژگی نورزگرایی نمرات بالا داشتند در مقایسه با زوجینی که هر دو در این ویژگی نمرات پایین داشتند، به طور معنا دار رضایت کمتری از زندگی زناشویی گزارش کردند. زوجینی که هر دو در ویژگی های همسازی و وظیفه شناسی نیز نمرات بالایی داشتند، در مقایسه با زوجینی که هر دو در این ویژگی ها نمرات پایین کسب کرده بودند، به طور معنادار رضایت بیشتری از زندگی زناشویی داشتند. زوجینی که هر دو در ویژگی های همسازی و وظیفه شناسی، نمرات بالا داشتند در مقایسه با زوجینی که هر دو در این ویژگی ها نمرات پایین کسب کردند، به طور معنا دار رضایت بیشتری از زندگی زناشویی گزارش کردند. بر اساس یافته های این پژوهش، تشابه ویژگی های شخصیتی به تنهایی باعث افزایش رضایت زناشویی نمی شود.
تأثیر آموزش تربیت سازنده فرزندان به والدین در کاهش مشکلات رفتاری کودکان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
" توهم یا واقعیت؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نظریه خودگرایی اخلاقی براساس معیار عقلانیت: بحثی در فلسفه آموزش و پرورش اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه اخلاق با عقلانیت برای دست اندرکاران آموزش و پرورش و بخصوص آموزش و پرورش اخلاقی حائز اهمیت ویژه است. بر همین اساس لازم است نظریه های اخلاقی با رجوع به معیار عقلانیت مورد ارزیابی قرار گیرند، زیر فقط آن دسته از نظریه های اخلاقی می توانند مبنایی برای آموزش و پرورش اخلاقی دانسته شوند که اخلاق را امری عقلانی دانسته و گزاره های اخلاقی را واجد بار شناختی بدانند. در این نوشتار نظریه خودگرایی اخلاقی براساس معیار عقلانیت بررسی شده و با توضیح و تبیین تردیدها و ایرادهایی که در مورد عقلانی دانستن نظریه های خودگرا مطرح هستند، با بیان توجیهاتی منطقی درخصوص دفاع از عقلانیت این نظریه پیشنهادهایی برای رفع مشکلات و تردیدهای مطرح شده ارائه می گردد و نهایتابا طرح قرائتی از خودگرایی اخلاقی که نه در مقابل نوع گرایی بلکه مصداقی از آن است از عقلانیت نظریه خودگرایی اخلاقی حمایت می شود. بر این اساس، این نظریه اخلاقی می تواند مبنایی برای ساخت نظریه ها در باب آموزش و پرورش اخلاقی به حساب آید.
مقابله با استرس و درد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران و کسانی که تأثیران فشار روانی را بر سلامت بدنی بررسی کرده اند بر این باورند که شادمانی ‘ شوخ طبعی خوش بینانه و خوش خلقی تأثیر منفی بر سلامت بدنی و طول عمر دارند . تحقیقات فریدمن و همکارانش نشان داده است که گرچه شادمانی و احساس خوش بینانه و خوش خلقی در کوتاه مدت ممکن است سودمند باشد ‘ ولی در طولانی مدت می تواند طول زندگی افراد را کاهش دهد . یافته های این محققان حاکی از آن است که خوش بینی و خوش مشربی می تواند به عنوان یکی از مکانیزمهای مقابله ای نقش مؤثری در درمان و بهبود بسیاری از مشکلات مثل جراحی ها ‘ جراحتها ‘ و بیماریها داشته باشد ‘ اما موجب پیامدها و باورهای غیر واقعی شده ‘ فعالیتهای مخاطره آمیز مانند کشیدن سیگار و رانندگی به هنگام نوشیدن الکل را افزایش دهد . برعکس با وجدان بودن به صورت دور اندیشی ‘ راستی ‘ اعتماد پذیری و ناخودخواهی می تواند موجب افزایش طول عمر شود . عوامل دیگری مانند ازدواج ‘ حمایت اجتماعی و احساس کنترل شخصی تاثیر عمده ای بر توانایی شخص در مقابله با فشار روانی وافزایش طول عمر دارند.
بازی درمانی
منبع:
تربیت ۱۳۷۲ شماره ۸۰
حوزههای تخصصی:
"تاثیر آموزش آرمیدگی عضلانی در کاهش علایم سندرم پیش از قاعدگی "(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
" هنر معماری و بهداشت روانی "
حوزههای تخصصی:
ارتباط تیپ شخصیتی D، خود - دلسوزی و حمایت اجتماعی با رفتارهای بهداشتی در بیماران کرونر قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نظر به اهمیت و تأثیر روزافزون عوامل روانی – اجتماعی در سلامت جسمی و تأثیر سبک زندگی نادرست در بروز بیماریهای قلبی- عروقی، هدف پژوهش حاضر ارتباط تیپ شخصیتی D، خود- دلسوزی و حمایت اجتماعی با رفتارهای بهداشتی بیماران کرونرقلبی میباشد.
روش: در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل پژوهش 84 بیمار کرونر قلبی مراجعه کننده به بیمارستان تخصصی شهید مدرس تهران در سال 1389 بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس تیپ شخصیتی D، مقیاس خود- دلسوزی، مقیاس حمایت اجتماعی و پرسشنامه وضعیت بهداشتی استفاده شد. دادههای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چند متغیری و تحلیل واریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تیپ شخصیتیD (52/0-=r)، خود- دلسوزی (22/0=r) و حمایت اجتماعی (19/0=r) با رفتارهای بهداشتی همبستگی معنیداری دارند (05/0 >P). نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که 30 درصد از واریانس رفتارهای بهداشتی این بیماران توسط متغیرهای تیپ شخصیتی D، حمایت اجتماعی و خود دلسوزی تبیین میشود.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهند که تیپ شخصیتی D، خود- دلسوزی و حمایت اجتماعی از متغیرهای تقریباً تأثیرگذار بر رفتارهای بهداشتی بیماران کرونر قلبی هستند. این نتایج، تلویحات مهمی در زمینه آموزش خود- دلسوزی و مداخلات درمانی برای ارتقای کیفیت زندگی بیماران کرونر قلبی دارد که در مقاله مورد توجه قرار گرفتهاند.