فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۶۰۱ تا ۵٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین عوامل مؤثر درافزایش عزت نفس دانش آموزانی که از مشکل بینایی در رنج هستند،آموزش مهارت های زندگی می باشد.این مطالعه با هدف تعیین و تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان با مشکل بینایی در شهر سبزوار انجام گرفته است. این پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون می باشد، جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموز دختر و پسر (N=30) با مشکل بینایی مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهر سبزوار می باشد که 18 نفر از آنهابه شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.آزمودنیها ابتداپرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت را تکمیل و بعد از آن، آموزش مهارتهای زندگی صورت گرفت. بعد از آموزش، مجدداً پرسشنامه تکمیل گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS17 و آزمون T تجزیه و تحلیل شد. نتایج مطالعه بیانگر آن است که عزت نفس دانش آموزان با مشکل بینایی تحت تأثیر آموزش مهارت های زندگی افزایش می یابد(P
بررسی و مقایسه منبع کنترل و رضایت زناشویی در بین زنان شاغل(معلم) و خانه دار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در ارتباط با توانایی های شناختی افراد با آسیب شنوایی، حافظه همواره موردتوجه متخصصان بوده است. به خصوص نقش حافظه دیداری در به یادسپاری و یادآوری علائم نشانه ای مانند حرکات دست در گفتار نشانه دار و زبان اشاره به کرّات موردپژوهش قرارگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان پسر با آسیب شنوایی بود.
روش: طرح پژوهش آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بر این اساس از بین کل دانش آموزان با آسیب شنوایی پسر شهر تهران تعداد 36 نفر از دانش آموزان پسر 7 تا 10 سال مدرسه ناشنوایان باغچه بان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای دهی شدند. پس از 10 جلسه مداخله بر روی گروه آزمایشی، داده ها با استفاده از آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های ادراک دیداری باعث بهبود حافظه دیداری کوتاه مدت در کودکان پسر با آسیب شنوایی گردیده است.
نتیجه گیری: جهت تقویت حافظه دیداری در کودکان با آسیب شنوایی می توان از مهارت های ادراک دیداری استفاده نمود؛ زیرا این مهارت های ادراکی باعث فعال سازی مناطق مربوط به حافظه دیداری و درنتیجه باعث تقویت حافظه دیداری می گردد.
مطالعه تطبیقی ارزش های تربیت فرزند در آسیای میانه، خاورمیانه و شمال آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز با وجود شباهت های زیادی که در نتیجه پدیده جهانی شدن در ابعاد و سطوح مختلف زندگی اجتماعی روی داده، هنوز شاهد تفاوت های قابل توجهی در ابعاد و سطوح مختلف زندگی اجتماعی هستیم. مسئله اصلی این پژوهش ارزش های تربیت فرزند است که با توجه به تئوری های مختلف، 9 ویژگی مهم از سوی والدین در جریان جامعه پذیری کودکان مطمح نظر قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش پاسخ به این سؤال است که مهم ترین ارزش هایی که در کشورهای مورد بررسی در خصوص تربیت فرزندان وجود دارند چه هستند؟ آن گاه در مورد شباهت ها و تفاوت هایی که بین هر کدام از کشورها وجود دارند، بحث می شود. روش تحقیق به صورت تحلیل ثانویه می باشد. داده ها از پیمایش جهانی ارزش ها (WVS) و از موج چهارم آن به دست آمده است. نمونه تحقیق شامل 14 کشور از مناطق آسیای میانه، خاورمیانه و شمال آفریقا که داده های آن ها موجود بود، می باشند. نتایج نشان می دهند که با وجود برخی اشتراکات، الگوی ارزشی در خصوص تربیت فرزند در آسیای میانه با الگویی که در خاورمیانه و شمال آفریقا وجود دارد کمی متفاوت است. به علاوه یافته ها نشان می دهند که بین کشورهای مورد بررسی در خصوص اهمیت هر کدام از ارزش ها تفاوت معناداری وجود دارد.
انطباق و هنجاریابی سیاهه نشانه های مرضی کودک ویرایش چهارم (CSI-4)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق حاضر، انطباق و هنجاریابی سیاهه علایم مرضی کودکان (CSI-4) بود. روش: 1134 دانش آموز 12-6 ساله از مدارس ابتدایی و راهنمایی، و از چهار بیمارستان در شهر تهران (بیمارستانهای امام حسین، روزبه، نواب صفوی و درمانگاه شهید اسماعیلی شهر تهران) شامل 715 نفر کودک عادی و 419 کودک دارای اختلال به دو روش مرحله ای و انباشته ای انتخاب شدند و فرم والد و معلم سیاهه علایم مرضی کودکان را والدین (مادران) و معلمان آنان تکمیل کردند. یافته ها: پس از بررسی ویژگیهای روان سنجی سیاهه ها از جمله اعتبار به روشهای بازآزمایی، همبستگی درونی، همسانی درونی و روایی شامل: روایی محتوایی، روایی وابسته به ملاک و روایی تفکیکی، نتایج نشان داد که: ضرایب اعتبار فرم والد سیاهه به روش بازآزمایی با فاصله زمانی دو هفته برای 11 اختلال از 0.29 برای اختلال هراس اجتماعی تا 0.76 برای اختلال سلوک برآورد شد که به استثنای اختلال هراس اجتماعی همگی در سطح 0.01 معنادار بودند. ازسویی همسانی درونی نمرات شدت سیاهه علایم مرضی کودک، حاکی از همبستگی میان گویه ها و ساختار زیربنایی یکسان گویه های مقیاس بود. در بررسی محتوایی، وجود اظهار نظرها و داوریهای مثبت متخصصان در مورد همگونی و مناسبت محتوای CSI-4 با حیطه مورد سنجش، روایی محتوایی سیاهه را به مثابه ابزار شناسایی و غربال اختلال رفتاری و هیجانی در کودکان مورد تایید قرار داد و روایی وابسته به ملاک سیاهه مذکور، با مقایسه نمرات مقوله های سیاهه با تشخیصهای مبتنی بر روان پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفته و حساسیت و ویژگی بالای اکثر اختلالات موجود در سیاهه به ویژه سیاهه والدین حاکی از روایی ملاکی این ابزار است. تفاوت معنی دار نمره های گروههای عادی و بالینی در همه اختلالات، حاکی از روایی تفکیکی مناسب است. بعد از بررسی لازم در زمینه ویژگیهای روان سنجی و نتایج مطلوب، نمرات شدت نشانگان در هر مقوله به نمرات استاندارد (T مک کال) تبدیل و جداول هنجاری برای سیاهه های والد و معلم برای دخترها و پسرها به تفکیک عرضه شد. نتیجه گیری: ویرایش چهارم سیاهه علایم مرضی کودک ویژگی های روانسنجی مناسبی دارد که می توان از جداول هنجاری آن استفاده کرد.
اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش به تغذیه در نوجوانان دارای اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش به تغذیه در نوجوانان دارای اختلال خوردن بود. روش: تعداد 20 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی به صورت تصادفی هدفمند انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از یک طرح آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه، گروه آزمایشی طی 9 جلسه تحت آموزش مدیریت استرس و آرام سازی قرار گرفت در حالی که در این مدت گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش آزمون پس آزمون با استفاده از پرسشنامه Eat-26 مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کُوواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه در پیش آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد اما آموزش مدیریت استرس و آرام سازی در گروه آزمایش نمرات نگرش به اختلالات تغذیه را به طور معنا داری کاهش داد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش اختلالات تغذیه در نوجوانان بود.
بررسی تحولی هویت و رابطه آن با حرمت خود و حالت اضطراب در دانشجویان دوره کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحول منزلت های هویتی سردرگم ‘ دنباله رو‘ بحران زده و هویت یافته و نیز تغییرات هویت ملی و هویت مذهبی در دانشجویان سال اول تا چهارم دوره کارشناسی مورد بررسی قرار گرفت . همچنین میزان حرمت خودو حالت اضطراب در منزلت های هویتی چهارگانه و هویت ملی وهویت مذهبی مورد مقایسه قرار گرفت . پژوهش حاضر با هدف بررسی میران تغییرات هویت ((من)) ‘ هویت ملی و هویت مذهبی طی چهار سال در دانشگاه از یکسو و نیز مشخص کردن سطح حرمت خود و اضطراب در هر یک از زیرگروههای هویتی وتعیین سطح سلامت روانی در آنها انجام شد . پنج پرسشنامه پژوهش حاضر طی دو مرحله به صورت گروهی روی 427 دانشجوی دختر و پسر اجرا شد . یافته های حاصل از مقایسه منزلت های هویتی حاکی از کاهش معنی دار هویت دنباله رو بود .
تأثیر مداخله مبتنی بر نظریه گاردنر بر خودکارآمدی عمومی دانش آموزان ناشنوای هنرستانی شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر بر آن است که تأثیر آموزش مبتنی برنظریه هوش ها ی چندگانه گاردنر را بر خودکارآمدی عمومی دانش آموزان ناشنوای هنرستانی در مراکز آموزش ویژه شهر اصفهان بررسی کند. روش: به منظور این بررسی، تعداد 60 نفر از دانش آموزان دختر و پسر هنرستان ها ی ناشنوای شهر اصفهان به طور تصادفی انتخاب و با گمارش تصادفی به دو گروه 30 نفری(15 نفر پسر و 15 نفر دختر) آزمایشی و گواه تقسیم شدند. گروه نمونه با پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر(1986) به عنوان پیش آزمون ارزیابی قرار شدند. سپس گروه آزمایشی به مدت 3 هفته و هر هفته دو جلسه دو ساعته تحت آموزش مبتنی بر نظریه هوش ها ی چندگانه گاردنر قرار گرفتند. در ضمن، یک جلسه پی گیری به منظور میزان ماندگاری اثر این روش برای گروه نمونه انجام شد. گروه گواه هیچ مداخلهای را دریافت نکردند. پس از پایان دوره آموزش، گروه آزمایشی و گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری مجدداً ارزیابی شدند. یافته ها : داده ها ی پژوهش حاضر به کمک طرح اندازه گیری ها ی مکرر و مدل کواریانس بررسی شدند. نتایج: یافته ها تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان داد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که، آموزش مبتنی بر نظریه گاردنر خودکارآمدی عمومی دانش آموزان ناشنوای هنرستانی را افزایش می دهد.
آشنایی با خاموشی انتخابی
پیش بینی روابط فرازناشویی بر اساس هوش معنوی، هوش اخلاقی، رضایت زناشویی و استفاده از شبکه های مجازی اجتماعی با نقش تعدیل کنندگی جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط فرا زناشویی تأثرات ویرانگری بر خانواده می گذارد، پژوهشگران بهره گیری نابجا از شبکه های مجازی، هوش معنوی و اخلاقی پایین و نبود رضایت زناشویی را در گسترش آن برجسته می دانند. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی گر جنسیت در رابطه هوش معنوی، هوش اخلاقی، رضایت زناشویی و استفاده از شبکه های مجازی با روابط فرا زناشویی به انجام رسیده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری دربرگیرنده افراد متأهل 15 تا 55 ساله شهر بوشهر است. نمونه دربرگیرنده 250 نفر است که برای اقدام به خیانت به دادگاه یا مراکز روان شناختی و مشاوره مراجعه نموده اند؛ و به شیوه نمونه گیری در دسترس گزینش شده اند. داده ها با ابزارهای هوش معنوی، هوش اخلاقی و رضایت زناشویی گردآوری و با به کار بستن تحلیل رگرسیون چند گانه و میانجی گر تحلیل شده اند. برآمدهای رگرسیون چندگانه نشان داد که از میان متغیرهای پیش بین هوش معنوی و تراز استفاده از فضای مجازی می توانند رابطه فرا زناشویی را به گونه معنی داری (56/0=r) پیش بینی کنند. بررسی رگرسیون میانجی گر نشان داد جنسیت، رابطه میان هوش معنوی و اخلاقی با رابطه فرا زناشویی و هم چنین میان تراز استفاده از فضای مجازی و رابطه فرا زناشویی را میانجی گری می کند (10/28= (245//4) F,001/0>P). به نظر می رسد آموزش هوش معنوی و اخلاقی در مشاوره پیش از پیوند زناشویی و نیز در آموزش و درمان خانواده می تواند به سلامت خانواده کمک نماید.
عوامل خطر ساز و حفاظت کننده مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان کشور
حوزههای تخصصی:
مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در میان نوجوانان یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی جوامع است. پژوهش حاضر به منظور بررسی عوامل خطر ساز و حفاظت کننده مرتبط با مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان 18-13 کشور انجام شد. 2538 نفر از دانش آموزان راهنمایی و متوسطه و پیش دانشگاهی مشغول به تحصیل در (85-1384) از ده استان کشور (1255 دختر و 1283 پسر) با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و با استفاده از دو پرسشنامه بررسی وضعیت مصرف مواد و پرسشنامه عوامل خطر ساز و حفاظت کننده مصرف مواد (RAPI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل همبستگی و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که مجموعه ای از عوامل خطر ساز و حفاظت کننده در چند حیطه مختلف با مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان مرتبط است. در حیطه خانواده عوامل پیوند ضعیف با خانواده و تعارض های خانوادگی و در حیطه فردی عواملی مانند هیجان خواهی بالا، نگرش مثبت به مواد، سطح پایین جرأتمندی، خودپنداره منفی و خلق افسرده از مهمترین پیش بینی کننده های مصرف مواد در نوجوانان بودند. در حیطه اجتماعی و مدرسه داشتن همسالان مصرف کننده و دارای رفتارهای ضد اجتماعی و عدم تعهد به مدرسه و فضای روانی اجتماعی نامناسب مدرسه به طور معنی داری با مصرف مواد رابطه داشتند. با توجه به اینکه مصرف مواد در نوجوانان پدیده ای چندعاملی است، برنامه های پیشگیرانه باید چند سطحی بوده و عوامل خطر ساز و حفاظت کننده را در حیطه های مختلف هدف قرار دهند. طراحی مداخلات آموزشی برای والدین، کارکنان مدارس و نوجوانان باید بخش مهم برنامه های پیشگیرانه باشد. آموزش مهارت های زندگی برای ایجاد تغییر در دانش، نگرش و مهارت های فردی و اجتماعی نوجوانان می تواند در پیشگیری از مصرف مواد مؤثر واقع باشد.
نظریات جدیدی درباره نقش وراثت و محیط در هوش
منبع:
پیوند ۱۳۶۴ شماره ۷۱
حوزههای تخصصی:
کارکردهای تعارض بین فردی و مدیریت تعارض در پیوند میان استرس و فرسودگی با پرخاشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش مهم استرس شغلی و فرسودگی در محیط های کار، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین استرس و فرسودگی با پرخاشگری با توجه به نقش تعدیل کننده تعارض با سرپرست و همکاران و سبک های مدیریت تعارض (تسلیم شدن ، سازش و حل مساله، اعمال زور و اجتناب ) به مرحله اجرا درآمد. نمونه ای به حجم 283 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های تعارض بین فردی در محیط کار (ICWQ)، پرخاشگری در محیط کار (AWQ)، سبک های مدیریت تعارض (CMSQ)، استرس شغلی JSQ)) و فرسودگی هیجانی (EEQ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که استرس شغلی با تعارض با همکاران ، با تعارض با سرپرست، با فرسودگی هیجانی، با پرخاشگری و با اجتناب، تعارض با همکاران با تعارض با سرپرست، با فرسودگی هیجانی، با پرخاشگری، با اعمال زور و با اجتناب، تعارض با سرپرست با فرسودگی هیجانی، با پرخاشگری و با اجتناب و فرسودگی هیجانی با پرخاشگری، با تسلیم شدن، با اعمال زور و با اجتناب رابطه معنادار داشتند. بخش دیگر نتایج نشان داد که در تسلیم شدن بالا ، فرسودگی هیجانی با پرخاشگری، در سازش و حل مساله پایین، فرسودگی هیجانی با پرخاشگری، در اعمال زور و اجتناب بالا، فرسودگی هیجانی با پرخاشگری رابطه نیرومندتری نشان دادند.
بررسی اثربخشی بازی درمانی تحولی مبتنی بر دلبستگی بر علایم اختلال آسیب دیدگی تحولی کودکان 3 تا 9 سال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر کارایی بازیدرمانی تحولی مبتنی بر دلبستگی را در اختلال آسیبدیدگی تحولی کودکان سنجید.
روشکار: این مطالعهی از نوع نیمهآزمایشی با گروه شاهد بود که در سال 1388 در مشهد انجام گرفت. از مراجعهکنندگان به کلینیک فوقتخصصی اطفال بیمارستان ابنسینا و دکتر شیخ، 14 کودک 3 تا 9 ساله که مطابق معیارهای وندرکولک دچار اختلال آسیبدیدگی تحولی بوده و والدین ایشان رضایت به شرکت در مطالعه داشتند، به طور تصادفی به دو گروه شاهد و آزمون تقسیم شدند. مادران، پرسشنامههای یول جهت سنجش میزان تنش کودکان و تنش والدین-فرم کوتاه جهت بررسی تنش والدین را پاسخ گفتند. در پایان 10 جلسه بازیدرمانی، والدین دو گروه مجددا آزمونها را تکمیل نمودند. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای تی مستقل و زوجی و مجذور خی تحلیل شدند.
یافتهها: تفاوتی بین دو گروه در متغیرهای جنس، سن و تحصیلات کودکان و سن و تحصیلات مادران وجود نداشت (05/0<P). تفاوت نمرات مقیاس یول، پرسشنامهی تنش والدین-فرم کوتاه و زیرمقیاس پریشانی والد آن بین دو گروه پیش از انجام درمان، بدون معنی (به ترتیب 10/0=P، 34/0=P و 52/0=P) و پس از آن، معنیدار (به ترتیب 001/0>P، 01/0=P و 01/0=P) بود. تفاوت نمرات زیرمقیاس کودک مشکل بین دو گروه پیش و پس از انجام درمان، بدون معنی (به ترتیب 86/0=Pو 14/0=P) بود. نمرهی زیرمقیاس اختلال عملکرد در ارتباط کودک-والد در طی درمان در گروه آزمون تفاوت معنیدار یافت (01/0=P) ولی در گروه شاهد چنین نشد (52/0=P).
نتیجهگیری: بازیدرمانی تحولی مبتنی بر دلبستگی باعث کاهش تنش تجربه شده توسط کودکان و مادران ایشان میشود.
تأثیر انگیزش در پیشرفت تحصیلی
منبع:
تربیت ۱۳۷۱شماره ۷۴
حوزههای تخصصی:
عوامل موثر بر کیفیت آموزش بالینی؛ دیدگاه دانشجویان هوشبری و اتاق عمل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: یکی از راه های بهبود مستمر کیفیت آموزش بالینی، بررسی دیدگاه دانشجویان است. این مطالعه با هدف ارزیابی دیدگاه دانشجویان رشته های هوشبری و اتاق عمل در مورد مشکلات آموزش بالینی انجام شد.
روش ها: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال تحصیلی 91-1390 در 149 دانشجوی هوشبری و اتاق عمل دانشکده های پیراپزشکی و پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. داده ها در 5 حیطه اهداف و برنامه آموزشی، مربی، برخورد با دانشجو، محیط آموزشی و نظارت و ارزشیابی جمع آوری و با نرم افزار SPSS 18 به کمک آزمون T زوجی تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: از نظر دانشجویان رشته هوشبری مهم ترین عوامل موثر در وضعیت آموزش بالینی مربی (6/81%)، اهداف و برنامه آموزشی (8/67%) و محیط آموزش (4/57%) و از دیدگاه دانشجویان اتاق عمل مربی (1/87%)، برخورد با دانشجو (7/80%) و اهداف و برنامه آموزشی (4/77%) بودند. اختلاف نظرات دانشجویان هوشبری و اتاق عمل در حیطه برخورد با دانشجو و نظارت و ارزشیابی معنی دار بود.
نتیجه گیری: مربی بیشترین تاثیر را از نظر دانشجویان هوشبری و اتاق عمل در آموزش بالینی دارد. وضعیت آموزش بالینی در دو رشته هوشبری و اتاق عمل در دانشگاه علوم پزشکی تبریز در حد مطلوب است.