فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن نظام سرمایه داری منجر به گسترش، نهادینه شدن و بازتولید ارزش های فرهنگی- اجتماعی این نظام در عرصه جهانی شده، که یکی از نتایج آن رسوخ و هنجار شدن مؤلفه های «زندگی روزمره» و «سبک زندگی»، براساس اصول و جامعه مطلوب نظام سرمایه داری است.به عبارت دیگر، نظام مذکور، صرفاً در یک مکانیسم تولید و شیوه مدیریت اقتصاد جامعه، تعریف و خلاصه نمی شود،بلکه به مثابه یک نظام فراگیر، شامل هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، اقتصاد، سیاست، امنیت و نیز فرهنگ خاص و مطلوب خود است،که در نتیجه حاکمیت آن، طبیعتاً و الزاماً، سبک زندگی خاصی را توصیه، تبلیغ، نهادینه و بازتولید می کند. به عبارت دیگر، نظام سرمایه داری، انسان سازی و جامعه سازی می کند. هر چند به تعبیر «اسپیواک»، در تلاش برای انکار و اختفای تار و پود بافته خود و عدم افشای ابعاد فرهنگی- اجتماعی خویش است. دغدغه کنونی کشور در لزوم طراحی و تدوین سبک زندگی بومی و اسلامی، ابتدا ضرورت شناخت مؤلفه های سبک زندگی هژمون (سرمایه داری) را نشان می دهد. لذا مقاله حاضر،در نظر دارد با طرح این پرسش اصلی که مؤلفه های سبک زندگی مطلوب نظام سرمایه داری کدامند و چه ارتباط معنادار و مفصل بندی با هم دارند؟ به دنبال فهم و کالبدشکافی این مؤلفه ها کنکاش کند. در پاسخ و فرضیه نیز نگارندگان بر این عقیده اند که، لزوم بیشینه سازی و اصالت سود و رفاه و انباشت سرمایه در این نظام، مؤلفه هایی را در حوزه فرهنگ عمومی، جامعه سازی، شهرسازی، معماری و نهایتاً سبک زندگی در جامعه سرمایه داری ایجاد و بازتولید می کند که از جمله آنها می توان به: «سرعت»، «مصرف زدگی»، «کالایی شدن»، «ماتریس زیبایی شناختی سرمایه داری»، «نظام نشانه شناسی معنایی سرمایه داری»، «آرایش تکنولوژیکی»، «اصالت سود» و ... اشاره نمود.برای فهم و ارزیابی این مؤلفه ها، نگارندگان از چارچوب تئوریک ترکیبی شامل: مکتب فرانکفورت، مکتب گرامشی و نظریات مطالعات فرهنگی بهره جسته اند.
بررسی اثر کوتاه مدت آموزش برنامه فرزندپروری مثبت (3P) بر تغییر شیوه های فرزندپروری مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله-ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر کوتاه مدت آموزش مدیریت والدین بر اساس برنامه فرزندپروری مثبت (3P) بر تغییر شیوه های فرزندپروری مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شده است. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است و جامعه مورد مطالعه آن دانش آموزان پسر 7 تا 10 ساله دبستان های پسرانه شهرستان نهاوند می باشند.
نمونه گیری در دو مرحله انجام شد، 30 نفر از مادران کودکانی که بر اساس سیاهه رفتاری کودک (CBCL) و فرم گزارش معلم (TRF)، مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای (ODD) تشخیص داده شده بودند، انتخاب و شیوه فرزندپروری آن ها با استفاده از پرسشنامه شیوه های فرزندپروری دیانا باوم-ریند مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت 22 نفر از مادرانی که دارای شیوه فرزندپروری ناکارآمد بودند انتخاب و به دو گروه آزمایش (12n=) و گواه (12n=) تقسیم شدند. سپس برنامه فرزندپروری مثبت به مدت 2 ماه در 8 جلسه آموزشی 120 دقیقه ای برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد. در طول دوره آموزش، 3 نفر از مادران گروه آزمایش از شرکت در جلسات خودداری کردند، ولی تعداد افراد گروه گواه ثابت ماند. شیوه های فرزندپروری مادران دو گروه، بلافاصله پس از پایان جلسات آموزشی، مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت نتایج بدست آمده توسط آزمون U من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مقایسه میانگین تفاضل نمرات پیش آزمون ـ پس آزمون شیوه های فرزندپروری در دو گروه آزمایش و گواه نشان داد که شیوه فرزندپروری مستبدانه و سهل-گیرانه مادران گروه آزمایشی پس از پایان جلسات آموزش برنامه فرزندپروری مثبت، با توجه به تغیرات پس آزمون نسبت به پیش آزمون، کاهش یافته (01/0P<)، در مقابل شیوه فرزندپروری مقتدرانه در گروه آزمایش نسبت به گواه افزایش یافته است (05/0P<). این نتایج نشان می دهند که آموزش برنامه فرزندپروری مثبت، شیوه های فرزندپروری ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای را تغییر می دهد. با توجه به این که روابط معناداری بین شیوه فرزندپروری مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای و بروز، شدت و تداوم بیماری کودکان وجود دارد، لذا با آموزش برنامه هایی که شیوه فرزندپروری والدین را مورد هدف قرار می دهند، می توان مشکلات رفتاری کودکان را کاهش داد.
بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی ارتباط بین ابعاد شخصیت و سلامت عمومی دانشجویان انجام گرفت. از 370 دانشجوی مقطع کارشناسی، خواسته شد تا پرسش نامه شخصیتی نئو(NEO-FFI) ، و پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ-28) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، انحراف معیار، t-test، ANOVA، ضرایب همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین ابعاد شخصیتی برون گرایی و با وجدان بودن، با سلامت عمومی دانشجویان رابطه مثبت و معنی دار، و بین روان نژندگرایی و سلامت عمومی آنان، رابطه متفی و معنی دار وجود دارد. همچنین بعد انعطاف پذیری با ابعاد اختلال جسمانی و اختلال در عملکرد اجتماعی ارتباط مثبت و معنی داری نشان داد، اما بعد دلپذیر بودن با هیچ یک از ابعاد سلامت عمومی، دارای رابطه معنی دار نبود. ننایج آزمون t، تفاوت معنی داری را در میزان ابعاد شخصیت، و سلامت عمومی دانشجویان دختر و پسر نشان نداد، اما نتایج تحلیل واریانس یک راهه(ANOVA) بیانگر وجود تفاوت بین میانگین های ابعاد شخصیت و سلامت عمومی در گروههای مختلف تحصیلی بود. نتایج حاصل از اجرای مدل رگرسیونی نشان داد که از پنج ویژگی شخصیتی فقط سه ویژگی روان نژندگرایی و برون گرایی و دلپذیری وارد مدل رگرسیونی شدند و این ویژگی های شخصیتی توانستند حدود 50 درصد از واریانس سلامت عمومی را تبیین کنند.
آسیب شناسی شغلی
حوزههای تخصصی:
مقایسه شیوه های فرزند پروری با سبکهای هویت و بررسی رابطه آنها در دانش آموزان دختر و پسر پیش دانشگاهی نواحی چهار گانه آموزش و پرورش شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه شیوه های فرزند پروری با سبک های هویت در دانش آموزان دختر و پسر پیش دانشگاهی نواحی چهار گانه شهر شیراز می باشد. نمونه این مطالعه 657 نفر از دانش آموزان دختر و پسر می باشند که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده جند مرحله ای از بین مدارس پیش دانشگاهی در نواحی چهار گانه آموزش و پرورش شیراز انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه هویت آدامز و بنیون (OMEIS-2) و پرسشنامه سبک های فرزند پروری شیفر می باشد بررسی نتایج با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه، تی تست مستقل، مجذور خی و همبستگی نشان داد که 1- بین شیوه های فرزند پروری با توجه به سبک های هویت تفاوت معنادار وجود دارد. 2- تنها در هویت زود هنگام بین دختران و پسران تفاوت معنادار وجود دارد. 3- بین شیوه های فرزند پروری و جنسیت رابطه معنادار وجود دارد. 4- بین سبک های هویت با توجه به طبقه اجتماعی تفاوت معنادار نیست. 5- بین شیوه های فرزند پروری و طبقه اجتماعی رابطه معنادار وجود دارد. 6- بین ابعاد شیوه های فرزند پروری و سبک های هویت رابطه معنادار وجود دارد.
دوستان ناباب و اعتیاد نوجوانان
حوزههای تخصصی:
مطالعات متعددی در زمینه سبب شناسی پدیده اعتیاد به عمل آمده و محققان عوامل مختلفی را در ارتباط با شیوع اعتیاد معرفی کرده اند. هدف این تحقیق شناخت تأثیر دوستان ناباب بر اعتیاد نوجوانان است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی است. دوره نوجوانی دوره ای آکنده از تعارض و نوسان است. یکی از ویژگی های دوره نوجوانی هویت یابی، سست شدن روابط نوجوان با خانواده خود، افزایش گرایش او به همسالان و دوستان و الگویابی است. یک دوست منحرف به راحتی قادر است که رفیق خود را اغفال کند. مهم ترین عوامل مؤثر در اعتیاد نوجوانان به مواد مخدر عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، روانی و طبیعی هستند. یکی از مهم ترین علل اجتماعی اعتیاد نوجوانان، داشتن دوست ناباب است.
رابطه هوش هیجانی و سبک های دلبستگی با احساس غربت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی، سبک های دلبستگی و احساس غربت طراحی شد.
روش: در یک روش مقطعی 280 نفر از دانشجویان غیر بومی دانشگاه رازی با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس دلبستگی هازن و شیور، مقیاس هوش هیجانی سیبریا شرینک و پرسشنامه احساس غربت آرچر و همکاران استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیری، آزمون t برای گروه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که دانشجویان دلبسته ایمن در مقایسه با دانشجویان دلبسته ناایمن احساس غربت کمتری تجربه می کنند. بین هوش هیجانی و احساس غربت رابطه منفی وجود داشت و دانشجویان دلبسته ایمن از هوش هیجانی بالاتری برخوردار بودند. بین سن و احساس غربت رابطه ای مشاهده نشد.
نتیجه گیری: سبک های دلبستگی و هوش هیجانی از طریق مختلفی ممکن است بر میزان احساس غربت تجربه شده توسط افراد تاثیر بگذارند.
فراتحلیل شیوع ناتوانی های یادگیری در دانش آموزان ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش برآورد میزان شیوع ناتوانی های یادگیری در دانش آموزان ابتدایی کشور بود. با توجه به اینکه چندین پژوهش با حجم نمونه بزرگ در کشور انجام گرفته بود، تحقیق حاضر قصد داشته است تا با استفاده از روش فراتحلیل نرخ شیوع ناتوانی های یادگیری را از مطالعات انجام شده برآورد کند. به این منظور با استفاده از بانک اطلاعاتی اسناد و مدارک علمی ایران و نیز فصلنامه ها و مجلات علمی - پژوهشی یا ترویجی هفت مطالعه شناسایی گردید که دسترسی به تعدادی از این مطالعات به علت جابجایی در مرکز منتشر کننده پژوهشهای مذکور در زمان انجام مطالعه حاضر میسر نشد. چهار مطالعه با حجم نمونه بزرگ بدست آمد که در فراتحلیل حاضر مورد استفاده قرار گرفته اند. از طرف دیگر نرخ شیوع با استفاده از اطلاعات بدست آمده از مراکز ناتوانی های یادگیری در سطح کشور نیز محاسبه گردید. به طور کلی نرخ شیوع ناتوانی های یادگیری با توجه به فراتحلیل حاضر و نیز تحلیل حساسیت عبارت بودند از: شیوع کلی 8.81 درصد در هر دو جنس در چهار مطالعه بدون تحلیل حساسیت، شیوع در خلال تحلیل حساسیت و پس از حذف مطالعه کردستان 6.02 درصد، شیوع در پسران 6 درصد و شیوع در دختران 4.56 درصد. برآوردهای نرخ شیوع حاصل از آمار مراکز ناتوانی های یادگیری برای شیوع ناتوانی های یادگیری در سال های 80-81 و 81-82 که توسط پژوهشگر مطالعه حاضر محاسبه و به دست آمده است به ترتیب 3.19 و 3.7 درصد بوده است. در تحلیل نهایی با احتساب نرخ شیوع بدست آمده از مراکز ناتوانی های یادگیری در فراتحلیل حاضر نرخ شیوع کلی 4.58 درصدی برای ناتوانی های یادگیری در دانش آموزان ابتدایی کشور بدست آمد. از طرف دیگر نتایج فراتحلیل حاضر نشان داد که پسران 1.1 تا 2.2 درصد بیش از دختران به ناتوانی های یادگیری مبتلا می شوند. با توجه به اینکه نرخ شیوع در استانهای کردستان و اردبیل بر اساس مطالعات انجام شده بالاتر از مطالعات تهران و رشت بوده است، احتمال نقش عامل دوزبانگی در ارزیابی های تشخیصی برای وجود ناتوانی های یادگیری می رود.
رابطه هوش هیجانی با خودکارآمدی و سلامت روان و مقایسه آنها در دانشآموزان ممتاز و عادی
حوزههای تخصصی:
"هدف این پژوهش بررسی رابطه هوش هیجانی با خودکارآمدی و سلامت روان و مقایسه آن در دانشآموزان ممتاز و عادی پسر دوره متوسطه شهرستان اشنویه است. بدین منظور 249 دانشآموز به عنوان نمونه (115 دانشآموز ممتاز و 134 دانشآموز عادی) به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای هوش هیجانی شاته و همکاران، خودکارآمدی شرر و همکاران و سلامت عمومی گلدنبرگ استفاده شد. نتایج نشان داد که هوش هیجانی با خودکارآمدی و سلامت روان در هر دو گروه از دانشآموزان رابطه معناداری دارد (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی، باورهای خودکارآمدی و سلامت روان دانشآموزان ممتاز و عادی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P).
"
رابطه انگیزه پیشرفت و سرسختی روانشناختی با هیجانخواهی و مسؤولیتپذیری
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش بهمنظور بررسی رابطه ساده و چندگانه انگیزه پیشرفت و سرسختی روانشناختی با هیجانخواهی و مسؤولیتپذیری در میان کارکنان شعبههای بانک مسکن شهر اصفهان در سال 1386 انجام شده است. نمونه مورد بررسی 132 نفر از کارکنان شعبههای بانک مسکن شهر اصفهان بودند که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. این کارکنان پرسشنامههای سنجش انگیزه پیشرفت (گرفته شده از پرسشنامه توصیف خود گیزلی، 1971)، سرسختی روانشناختی (پرسشنامه کیامرثی و همکاران، 1377)، هیجانخواهی (فرم کوتاه زاکرمن، 1979) و سنجش مسؤولیتپذیری (پرسشنامه گاف، 1987) را تکمیل کردند. در این پژوهش از آزمونهای آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. نتایج نشان داد که انگیزه پیشرفت با هیجانخواهی رابطه منفی و معنادار (05/0>P و 38/0-=r) ولی با مسؤولیتپذیری رابطه مثبت و معناداری دارد (01/0>P و 29/0=r)؛ همچنین سرسختی روانشناختی با هیجانخواهی رابطه مثبت و معناداری دارد (01/0>P و 59/0=r)، اما با مسؤولیتپذیری رابطه ندارد (05/0P و 62/0=R) از همبستگی ساده هر یک از آنها بیشتر بود. در نهایت همبستگی چندگانه انگیزه پیشرفت و سرسختی روانشناختی با مسؤولیتپذیری (05/0>P و 31/0=R) از همبستگی ساده هر یک از آنها بیشتر بود. بهطور کلی یافتههای این پژوهش بیانگر ارتباط دو متغیر شخصیتی انگیزه پیشرفت و سرسختی روانشناختی با دو متغیر مهم مسؤولیتپذیری و هیجانخواهی بوده است.
"
تأثیر روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه های دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام شده است. حجم نمونه مورد بررسی 80 نفر می باشد که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و آزمودنی ها به دو پرسش نامه، پرسش نامه شماره یک که صرفا یک پرسش نامه اطلاعاتی، جمعیت شناختی است و عدم رابطه یا وجود رابطه قبل از ازدواج را می سنجد و دیگری پرسش نامه MCQ پاسخ داده اند. روش آماری مورد استفاده شامل آزمون T برای مقایسه بین میانگین های دو گروه مستقل می باشد. نتایج نشان داد که 1- تعارضات زناشویی در دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه داشته نسبت به افرادی که رابطه نداشته اند کمتر است و تفاوت بین این دو گروه معنادار می باشد. 2- کاهش همکاری زوجین در دانشجویانی که رابطه داشته اند نسبت به افرادی که رابطه نداشته اند کمتر بوده و نتایج حاصله نشان داد بین این دو گروه نیز تفاوت معناداری وجود دارد. 3- با وجود این که کاهش رابطه جنسی زوجین در دانشجویانی که رابطه داشته اند نسبت به افرادی که رابطه نداشته اند کمتر است ولی این تفاوت معنادار نمی باشد. 4- میزان افزایش واکنش هیجانی نیز در دانشجویانی که رابطه داشته اند کمتر از گروه دیگر بوده است و این تفاوت نیز معنادار می باشد. 5- در دو مولفه کاهش رابطه با خانواده همسر و دوستان و افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود گرچه تفاوت به نفع دانشجویانی که رابطه داشته اند می باشد ولی این تفاوت معنادار نیست و در مجموع بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد و دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه داشته اند نسبت به دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه نداشته اند کمتر امور مالی را از یکدیگر جدا می کنند.
هیجان، شناخت و رفتار
حوزههای تخصصی:
هیجان، در کیفیت و گوناگونی تجربیات روزمره انسان نقش مهمی دارد. امروزه، مسایل مربوط به عصب زیستشناسی هیجان انسان، توجه روزافزون علم عصب پایه را به خود جلب کرده است؛ علمی که تا حد زیادی در اثر پیشرفت های روش های تصویربرداری عصب عملکردی به تکاپو افتاده است. نحوه تعامل و اثرگذاری هیجان روی سایر حوزه های شناخت، خصوصا توجه، حافظه و استنتاج، موضوع پژوهشی جدیدی است. این مقاله به نتایج روان شناختی و ساز و کارهای زمینه ای تنظیم هیجانی شناخت می پردازد.
میزان عود در اختلال دو قطبی نوع یک: پیگیری 17 ماهه بیماران مبتلا به اولین دوره مانیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به دانش ناکافی موجود در زمینه سیر و پیامد اختلال دوقطبی، و از طرفی عدم انجام ارزیابی طولی سیر این اختلال در ایران، این مطالعه مقدماتی بر روی بیماران مبتلا به اولین دوره مانیا انجام شد.
روش: در یک بررسی طولی و آینده نگر، 23 بیمار مبتلا به اولین دوره مانیا با تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک (BID) که در مرکز آموزشی - درمانی روانپزشکی ایران بستری شده بودند مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ابتدا از فهرست معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR، مقیاس 24 ماده ای اندازه گیری افسردگی هامیلتون (HDRS)، مقیاس اندازه گیری مانیای یانگ (YMRS) و مقیاس وسواسی - اجباری ییل - براون (YBOCS) استفاده شد. سه پرسشنامه اخیر هر دو تا چهار ماه و ارزیابی دوباره تشخیصی هر شش ماه انجام می شد. بیماران بین 8 تا 24 ماه (5.3 ±17.0) پیگیری شدند. سابقه ابتلا به اختلالات روانی در بستگان درجه یک بیمار به کمک شرح حال و مصاحبه تعیین گردید.
یافته ها: تنها تشخیص یکی از بیماران (3/4%) به اسکیزوفرنیا تغییر کرد. سایر بیماران شامل 11 زن و 11 مرد با میانگین سنی10.4 ±28.4 سال بودند. بیشتر بیماران مجرد و با تحصیلات کمتر از دبیرستان بودند. 8/31% سابقه اختلال افسردگی داشتند. سوء مصرف مواد (به جز نیکوتین) تنها در دو بیمار وجود داشت. 1/9% دچار همبودی اختلالات اضطرابی بودند. 22.7% دارای وابسته فامیلی مبتلا به BID و 6/13% دارای وابسته مبتلا به اختلال افسردگی ماژور بودند. 40.9 درصد بیماران دچار عود اپی زود خلقی شدند. دو سوم موارد عود در سال اول و یک سوم در سال دوم بروز کرد. 13.6 درصد بیماران در شش ماه اول (پس از بهبودی دوره اول مانیا) و 31.8 درصد در سال اول دچار عود شدند. هیچ موردی از اپی زود خلقی مختلط و یا تندچرخی بروز نکرد. آزمون خی دو تفاوت آماری معنی داری در سابقه اپی زود خلقی پیش از اولین دوره مانیا، بین بیماران دچار عود مانیا (4/71%) و بیماران بدون این عود (0/20%) نشان داد.
نتیجه گیری: میزان عود در اوایل سیر BID قابل توجه است و با توجه به بالاتر بودن عود در بیماران دارای سابقه ابتلا به اپی زودهای افسردگی، مداخله پیشگیرانه جدی، به ویژه در این گروه از بیماران توصیه می شود.
بررسی نقش حمایت اجتماعی در رضایتمندی از زندگی، سلامت عمومی و احساس تنهایی در بین سالمندان بالاتر از 60 سال
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به بررسی نقش حمایت اجتماعی بر اساس تنهایی، سلامت عمومی و رضایتمندی از زندگی در بین سالمندان می پردازد. علاوه بر آن با توجه به تفکیکی که در پیشینه پژوهشی نسبت به انواع حمایت اجتماعی، در دو شکل حمایت عاطفی و حمایت ابزاری شده است، تاثیر این دو نوع حمایت اجتماعی بر زنان و مردان سالمند نیز بررسی می شود. برای اجرای این مطالعه 200 نفر از سالمندان شهر شهرکرد (افراد بالاتر از 60 سال)، بطور تصادفی انتخاب و با توجه به هدف و فرضیات ارائه شده مورد آزمون قرار گرفتند. آزمونها عبارت بودند از: مقیاس رضایتمندی از زندگی از دینر و پاوت و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و ویلیامز، الگوی ایتاردورک. نتایج به دست آمده که با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسن و رگرسیون چندگانه نشان داد، اولا حمایت اجتماعی تاثیر معنی داری بر احساس تنهایی، سلامت عمومی و رضایتمندی سالمندان از زندگی دارد. ثانیا حمایت عاطفی نقش با اهمیت تری نسبت به حمایت ابزاری داشته و به ویژه نقش حمایت عاطفی بر احساس تنهایی، سلامت عمومی و رضایتمندی از زندگی به طور معنی داری بیش از حمایت ابزاری بر زنان سالمند موثر است.
تهیه و ساخت فرم فارسی آزمون عملکرد پیوسته
حوزههای تخصصی:
آزمون عملکرد پیوسته به عنوان متداولترین ابزار آزمایشگاهی در سنجش مراقبت شناخته می شود و در ارزیابی فزون کنشی همراه با نارسائی توجه کاربرد فراوان دارد. در حقیقت آزمون عملکرد پیوسته یک آزمون واحد نیست. تاکنون گونه های مختلفی از آن جهت اهداف درمانی یا پژوهشی تهیه شده است. فرم فارسی آزمون که از طریق رایانه اجرا می شود؛ دارای 150 عدد فارسی به عنوان محرک است. از این تعداد 30 محرک (20 درصد) به عنوان محرک هدف می باشد. فاصله بین ارائه دو محرک 500 میلی ثانیه و زمان ارائه هر محرک 150 میلی ثانیه است. ضرایب اعتبار (بازآزمایی) قسمتهای مختلف آزمون، با فاصله 20 روز روی 43 دانش آموز پسر دبستانی انجام شد؛ در دامنه ای بین 0.59 تا 0.93 قرار دارد. تمام ضرایب محاسبه شده در سطح 0.001 همبستگی معناداری دارند. روائی آزمون با شیوه روائی سازی ملاکی از طریق مقایسه گروه بهنجار (30 دانش آموز پسر دبستانی) و فزون کنش همراه با نارسائی توجه (25 دانش آموز پسر دبستانی) انجام گرفت. مقایسه آماری میانگین دو گروه در قسمت های مختلف آزمون، تفاوت معناداری را بین عملکرد این دو گروه نشان داد (p< 0.001).
اثربخشی درمان تعامل والد -کودک بر کاهش نشانه های اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطرابی افراطی و نامتناسب از لحاظ رشدی درباره جدایی فرد از خانه یا از افرادی که به آنها دلبستگی دارد، است. درمان تعامل والد- کودک، یک رویکرد درمانی است که تکنیک های رفتاری و سنتی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان یکپارچه می کند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر درمان تعامل والد- کودک روی مادران بر میزان کاهش علائم اضطراب جدایی در کودکان بوده است.
روش: این طرح پژوهشی به صورت نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با یک گروه مقایسه، انجام شد. نمونه گیری به شیوه نمونه گیری در دسترس صورت گرفت، چرا که افراد انتخاب شده فقط از داخل مهد کودک ها انتخاب شدند. در این روش ابتدا 3 منطقه (مناطق 1، 2 و 6) به طور تصادفی از میان مناطق 12 گانه شهر مشهد انتخاب شده و از این مناطق انتخابی، 11مهد کودک به صورت تصادفی انتخاب شدند. تعداد افراد شناسایی شده دارای ملاک های اضطراب جدایی طبق پرسشنامه CSI-4 در این مهد کودک ها، 83 نفر بودند که در نهایت، از این تعداد، دو گروه 12 نفری از کودکان دارای اضطراب جدایی به طور تصادفی انتخاب و مادران آنها نیز به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و مقایسه قرار گرفتند. 5 جلسه مداخله که بر اساس برنامه درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک تدوین شده بود، روی مادران گروه آزمایش انجام شد. گروه مقایسه در خصوص درمان تعامل والد- کودک هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان آموزش از هر دو گروه آزمایش و مقایسه پس آزمون گرفته شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که درمان تعامل والد- کودک، در شدت علائم اضطرابی در گروه آزمایش از نظر آماری کاهش معناداری پدید آورده است (001/0p<). میزان تاثیر 54 درصد بود که نشان می دهد 54 درصد کل واریانس یا تفاوت های فردی در نشانه های اضطرابی، مربوط به تفاوت های بین دو گروه آزمایش و مقایسه و ناشی از اعمال متغیر مستقل است.
نتیجه گیری: درمان تعامل والد- کودک روی مادران، می تواند علائم اضطراب جدایی کودک را کاهش دهد.