اتیسم نوعی اختلال عصبی رشدی دوران کودکی است. کودک دارای اتیسم در مهارت های اجتماعی، مهارت های ارتباطی با مشکلات گوناگونی مواجه است و رفتارهای تکراری و کلیشه ای بسیاری دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان با استفاده از اسب بر بهبود مهارت های اجتماعی کودک دارای اتیسم انجام شد. نمونه پژوهش پسر نه ساله دارای اتیسم بود که با نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و در یک پژوهش آزمایشی باطرح تک آزمودنی شرکت کرد. مهارت های اجتماعی کودک با استفاده از فهرست ارزیابی درمان اتیسم و مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی که طی مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری توسط مادر کودک تکمیل شد، ارزیابی شد و برنامه مداخله طی 12 هفته با تأکید بر بازی با اسب و سواری با اسب اجرا شد. سپس داده-های حاصل از ارزیابی ها با استفاده از از روش محاسبه شاخص اندازه اثر تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از افزایش مهارت های اجتماعی کودک مورد پژوهش بود. به طور کلی می توان گفت اسب سواری درمانی منجر به بهبود مهارت های اجتماعی کودکان دارای اتیسم می شود.
"
مقدمه: این مطالعه با هدف برآورد شیوع اعتیاد و مصرف سیگار و برخی عوامل مرتبط در دانش آموزان سال اول و دوم دبیرستان شهر کرمان انجام شد.روش کار: در این پژوهش مقطعی860 دانش آموز (514 دختر، 346 پسر) در سال 1381 از طریق خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و توسط پرسش نامه ای که علاوه بر سئوالات دموگرافیک شامل سئوالات مربوط به مصرف و هم چنین آزمون بررسی اعتیاد به نیکوتین فاجراستروم بود، مورد بررسی قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از آزمون تی، مجذور خی و آزمون دقیق فیشر و نرم افزار10-SPSS تحلیل شدند. یافته ها: در مجموع 1/6% پسرها و 6/6% دخترها (4/6%) حداقل یک بار سیگار کشیدن را تجربه کرده بودند. 7/1% پسرها و 3/2% دخترها (1/2%) گاهی اوقات سیگار می کشیدند و 3/2% پسرها و 4/0% دخترها (2/1%) سیگاری بودند، به عبارت دیگر 1/10% پسران و 7/9%
دختران سیگار را تجربه یا مصرف کرده و یا به آن اعتیاد داشتند. 3/2% پسرها و 2/1% دخترها تمایل به ترک سیگار داشتند. با توجه به نتایج تست فاجر استروم، 9 نفر سیگاری شدید بودند که 5 نفر آن ها پسر (5/1%) و 4 نفر دختر (8/0%) بودند و 27 نفر سیگاری خفیف تا متوسط که 15 نفر پسر (4/4%) و 12 نفر دختر (3/3%) بودند.نتیجه گیری: سوء مصرف سیگار در سنین نوجوانی به طور قابل توجهی بالا است و لذا خدمات پیشگیرانه و آموزش مهارت های زندگی باید در نظر گرفته شود. شیوع مصرف سیگار در پسران بالاتر از دختران بوده اما شیوع تفریحی مصرف در دختران بالاتر از پسران است.
"
اهداف: نظام آموزش عالی هر کشور، نقش اصلی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر عهده دارد. هدف از انجام این پژوهش، تعیین امتیاز خودارزیابی عملکرد در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم براساس مدل تعالی سازمانی EFQM بود.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 207 نفر از مدیران، کارشناسان و اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در سال 1390 با روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. از پرسش نامه تعالی سازمانی EFQM تعدیل شده برای جمع آوری داده ها استفاده شد. پردازش و تحلیل داده ها از نرمافزار SPSS 16 و آزمون T استودنت استفاده شد.
یافته ها: میانگین امتیاز خودارزیابی دانشگاه در حوزه توانمندسازها 229 و در حوزه نتایج 233 بود. بیشترین امتیاز کسب شده در حوزه توانمندسازها مربوط به معیار رهبری (22/2±80/4) و کمترین امتیاز مربوط به معیار خط مشی و استراتژی (18/2±41/4) بود. معیارهای نتایج جامعه بیشترین (28/2±08/5) و نتایج کارکنان کمترین (18/2±10/4) امتیاز حوزه نتایج را کسب کردند.
نتیجه گیری: از نظر مدیران، اعضای هیات علمی و کارشناسان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم 462 از 1000 امتیاز ممکن مدل تعالی سازمانی EFQM را به دست می آورد و از نظر تعالی سازمانی در وضعیت متوسط ولی مطلوب قرار دارد.
" مقدمه: احساس بودن در یک مکان، احساس حضور نامیده میشود. هدف این پژوهش بررسی اعتبار و روایی نسخه فارسی پرسشنامه احساس حضور ایگروپ (IPQ) در محیط مجازی بود.
روش: 118 داوطلب مذکر پس از مواجهه با محیط مجازی از نوع رانندگی در بازی رایانهای، در شرایط مختلف (رانندگی در گیمنت، بهعنوان مسافر و رانندگی در شرایط ساده، دشوار و دلخواه) به این پرسشنامه پاسخ دادند.
یافتهها: تحلیل عاملی IPQ ، به استخراج سه عامل انجامید که 64% واریانس مشترک را تبیین میکرد: واقعی بودن، حضور در مکان و مشارکت. مقیاسهای ""حضور در مکان"" و ""واقعی بودن"" و نمره کل حضور هنگامیکه آزمودنیها در تعامل با محیط مجازی بودند (رانندگی)، بهگونهای معنیدار بیشتر از هنگامی بود که بهعنوان مسافر در کنار راننده بودند. ضرایب اعتبار همسانی درونی، تنصیفی و دوبارهسنجی این پرسشنامه بهترتیب 87/0، 85/0 و 74/0 بود. همبستگی سه مقیاس با یکدیگر و با نمره کل احساس حضور معنیدار بود.
نتیجهگیری: نسخه فارسی پرسشنامه احساس حضور ایگروپ (IPQ) مقیاسی روا و معتبر برای ارزیابی احساس حضور در محیطهای مجازی است. "
مقدمه: برای رسیدن به سطح مطلوب سلامت روان در جامعه به داده ها و اطلاعات آماری مناسب از وضعیت موجود نیاز می باشد که این پژوهش نیز به همین منظور و با هدف بررسی میزان شیوع اختلالات هیجانی-رفتاری در دانش آموزان دبستانی شهر مشهد انجام گردیده است.
روش کار: در این پژوهش توصیفی-مقطعی 500 دانش آموز دختر و پسر از پایه های اول تا پنجم دبستان های دولتی شهر مشهد در سال تحصیلی 90-1389 به روش ترکیبی (طبقه ای-چندمرحله ای) انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، سیاهه ی رفتاری کودک آخنباخ (فرم گزارش معلم) بوده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیل واریانس تک عاملی ANOVA استفاده شده است.
یافته ها: به میزان15 درصد از کل دانش آموزان مقطع دبستان دچار مشکلات بالینی و 5 درصد در محدوده ی مرزی می باشند که بیشترین میزان شیوع مشکلات رفتاری مربوط به پایه ی پنجم وکمترین میزان شیوع مربوط به پایه ی سوم دبستان می باشد.
نتیجه گیری: این یافته ها توجه بیشتر به فضای روانی مدارس و ایجاد محیطی سالم و ایمن را توسط اولیای مدرسه می طلبد و همچنین می تواند هشداری برای مسئولین آموزش و پرورش، معلمان و والدین باشد تا توجه بیشتری به وضعیت سلامت روان و رشد هیجانی و اجتماعی کودکان نمایند.
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی درمان فراتشخیصی یکپارچه در کاهش نشانه های آسیب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود.
مواد و روش ها: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهمزمان استفاده شد. سه نفر زن مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از طریق مصاحبه تشخیصی و مصاحبه بالینی ساختاریافته براساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی DSM-IV برای محور یک به روش نمونه گیری هدفمند در سال 1390 از بین بیماران دو مرکز خدمات مشاوره ای و روان پزشکی شهر تبریز انتخاب شدند. بیماران پس از احراز شرایط درمان، وارد فرایند درمان شدند. کارآیی پروتکل درمان فراتشخیصی یکپارچه در طی در سه مرحله مداخله (خط پایه، درمان 12 جلسه ای و پیگیری 6 هفته ای) با استفاده از پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا PSWQ ، نسخه چهارم پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر GADQ-V و مقیاس کلی شدت و آسیب اضطراب (OASIS) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا(RCI) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان دادند که تأثیر درمان فراتشخیصی یکپارچه در کاهش شدت آماج های درمان )نگرانی، نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و شدت اضطراب و آسیب عملکرد) در زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هم از نظر آماری در سطح (05/0 >p) و هم از نظر بالینی معنی دار است.
نتیجه گیری: روش درمان فراتشخیصی یکپارچه در کاهش نشانه ها و بهبود علایم بالینی اختلال اضطراب فراگیر از کارآیی لازم برخوردار است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه عملکرد خانواده، تمایز یافتگی خود و تاب آوری با استرس، اضطراب و افسردگی در زنان متاهل شهر کرمانشاه انجام گرفت. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متاهل شهر کرمانشاه بود که حداقل دارای یک فرزند دانش آموز ابتدایی بودند، نمونه ای به حجم 250 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های عملکرد خانواده، تمایزیافتگی خود (DSI-R)مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD- RISC) بود. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که بین عملکرد خانواده، خرده مقیاس های (ارتباط، آمیزش عاطفی، ایفای نقش و حل مشکل) و تاب آوری با استرس رابطه منفی و معنادار و بین خرده مقیاس های تمایز یافتگی واکنش هیجانی و آمیختگی با دیگران رابطه مثبت و با خرده مقیاس جایگاه من رابطه منفی و معناداری بدست آمد. همچنین نتایج نشان داد که بین خرده مقیاس های عملکرد خانواده و تاب آوری با اضطراب رابطه منفی و بین خرده مقیاس های تمایز یافتگی واکنش هیجانی و آمیختگی با دیگران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین مقیاس های عملکرد خانواده و تاب آوری با افسردگی رابطه منفی و با خرده مقیاس های واکنش هیجانی، گریز عاطفی و آمیختگی با دیگران رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که عملکرد خانواده ، تمایز یافتگی خود و تاب آوری در استرس، اضطراب و افسردگی نقش بسزایی دارد.
اهداف: ارزیابی درونی نوعی خودارزیابی است که برای پی بردن به کمیت و کیفیت وضعیت آموزشی و پژوهشی گروه توسط واحد آموزشی انجام می شود. هدف این تحقیق، ارزیابی درونی کیفیت آموزشی گروه تکنولوژی آموزشی دانشگاه تربیت معلم در ارتباط با هدفها و انتظارات و سپس ارایه پیشنهادات لازم برای بهبود کیفیت وضعیت موجود بود.
روشها: این تحقیق توصیفی- کاربردی در سال 1387 و 1388 انجام شد. به دلیل محدود بودن جامعه آماری مورد مطالعه به تمام شماری اعضای هیات علمی، دانشجویان، مدیر گروه و مسئولان کتابخانه پرداخته شد و از روش نمونهگیری در دسترس برای ارزیابی دانش آموختگان و کارفرمایان آنها استفاده شد. در انجام ارزیابی درونی ابتدا اهداف گروه در سه حیطه دروندادی، فرایندی و بروندادی تصریح و تدوین شده و سپس با توجه به تجربیات ملی و بینالمللی برای سه عامل اصلی درونداد، فرایند و برونداد تعداد 7 عامل، 40 ملاک و 124 نشانگر به همراه معیارهای قضاوت تدوین شد. سپس ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه و چک لیست تهیه و در اختیار نمونههای پژوهش قرار گرفت. دادهها با استفاده از روشهای آماری توصیفی بهکمک نرمافزار SPSS 16 تحلیل شد.
یافتهها: وضعیت موجود دروندادها، فرایندها، و بروندادهای گروه تکنولوژی آموزشی دانشگاه تربیت معلم نسبتاً مطلوب بود و گروه به طور کلی در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار گرفت.
نتیجهگیری: گروه تکنولوژی آموزشی دانشگاه تربیتمعلم برای عوامل دروندادی، فرآیندی و بروندادی دارای وضعیت نسبتاً مطلوب است. این ارزیابی درونی باعث شناخت اعضای هیات علمی گروه و دانشگاه از کیفیت وضعیت موجود شده و مبنایی برای تصمیمگیریهای آتی گروه خواهد شد.
مقدمه: در مورد سبب شناسی اعتیاد اخیرا به زیربناهای شناختی توجه ویژه ای شده است با توجه به این زیربناها پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناخت با استعداد اعتیاد انجام گرفت.
روش کار: برای این پژوهش توصیفی مقطعی از بین دانش آموزان دبیرستان های شهر کرمانشاه که در سال تحصیلی 92-1391 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای نمونه ای به حجم300 نفر انتخاب شدند (180 دختر و 120 پسر). برای گردآوری داده های پژوهش از پرسش نامه های باورهای فراشناخت ولز، طرحواره های اولیه ی یانگ و مقیاس استعداد اعتیاد استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با نرم افزار آماریSPSS نسخه ی 19 استفاده شد.
یافته ها: بین خرده مقیاس های خودآگاهی شناختی، باورهای منفی در مورد کنترل ناپذیری افکار، باورهایی در مورد نیاز به افکارکنترل و اعتماد شناختی با استعداد اعتیاد، رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد (001/0=P) اما بین خرده مقیاس باورهای مثبت در مورد نگرانی واستعداد اعتیاد، رابطه ی معنی داری وجود ندارد. هم چنین بین طرحواره های ناسازگار اولیه و استعداد اعتیاد، رابطه ی مثبت معنی داری به دست آمد (001/0=P).
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط مثبت بین باورهای فراشناخت و طرحواره های ناسازگار اولیه در افزایش استعداد اعتیاد، مشاوران و روان شناسان می توانند این مطلب را مد نظر قرار دهند.
روان شناسی دین از جمله حوزه های دین پژوهی است که به دنبال بررسی روان شناختی دین و دینداران است. این پژوهش با مطالعهی جریانات، رویکردها، روش ها و ابزارهای موجود در روان شناسی دین در پی تطبیق نگرش امروزینِ روان شناسی دین با نگرش سنتی روان شناختی غزالی نسبت به دین و دینداران بود. شیوه ی ما در این پژوهش مقایسه و تطبیق روش شناسی غزالی با روش شناسی های موجود در روان شناسی بود. روش های غزالی قابل تطبیق و مقایسه با روش های کیفی روان شناسی دین است. انواع روش غزالی در گستره روان شناسی دین عبارت بودند از: درون نگری های شخصی، تحلیل رفتارهای دینداران، تاثیر مفاهیم و اندیشه های دینی بر دینداران، توصیفات شناخت شناسانه از دین و پدیده های دینی، پدیدارشناسی تفسیری و تاویل در مواجهه با متون مقدس
زمینه و هدف: از دیدگاه نظریه های شناختی اجتماعی، توان کنترل شخصی موجب ارتقای سلامت رفتاری می گردد. برجسته ترین نظریه های سلامت رفتاری در برگیرنده مفهوم خودکارامدی می باشد. هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر آموزش حل مسأله بر خودکارامدی و خودکارامدی ادراک شده در نوجوانان بود.
مواد و روش ها: در کارآزمایی بالینی حاضر، 160 نفر از نوجوانان در مقطع راهنمایی به صورت تصادفی ساده چند مرحله ای انتخاب شدند و سپس در سه گروه: مداخله شامل 64 نفر، شاهد با دارونما شامل 62 نفر و شاهد بدون دارونما شامل 34 نفر به طور تصادفی تخصیص داده شدند. آموزش مهارت حل مسأله، به طور اختصاصی برای گروه مداخله در طی 15 جلسه ارایه گردید. در گروه شاهد با دارونما در طی 15 جلسه، تنها به بحث راجع به مسایل بلوغ و نوجوانی پرداخته شد. گروه شاهد بدون دارونما هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزار جمع آوری اطلاعات 3 مقیاس، پرسش نامه خودکارامدی عمومی ادراک شده Schwarzer و Jerusalem، خودکارامدی در روابط با همسالان Wheelerو Ladd و خودکارامدی ادراک شده در روابط با همسالان Oalandik بود. داده ها با استفاده از آزمون ANCOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: آموزش مهارت حل مسأله باعث تفاوت معنی دار نمرات خودکارامدی عمومی ادراک شده در سه گروه (010/0 > P و 704/4 = F)، خودکارامدی در روابط با همسالان در سه گروه (001/0 > P و 64/9 = F) و خودکارامدی ادراک شده در روابط با همسالان در سه گروه (010/0 > P و 2/4 = F) گردید.
نتیجه گیری: آموزش حل مسأله، راهبردی مناسب جهت افزایش خودکارامدی و ابزاری برای شناسایی، حل و یا سازگاری جهت بررسی چالش های نوجوانان و در نهایت سلامت رفتاری آن ها در طول زندگی می باشد.
"
به منظور بررسی ارزشهای ازدواج در بین جوانان ایرانی 2680 دانشجو و دانشآموز زن و مرد ایرانی با استفاده از مقیاس مؤلف ساخته ارزشهای ازدواج (MVS) که براساس چهارچوب مفهومی ارزشهای فرهنگی با ابعاد فرضی محاطشدگی، خودپیروی عاطفی، خودپیروی عقلی، سلسله مراتب، برابرنگری (شوارتز و راس، 1995) تدوین شده بود، ارزشیابی شدند. رویآورد آماری پژوهش حاضر برای تحلیل ساختاری و محتوای ارزشهای ازدواج، فن تحلیل کوچکترین فضا (SSA) بود. یافتههای پژوهش نشان دادند که محتوا و ساختار ارزشهای ازدواج جوانان ایرانی، با 5 بُعد الگوی نظری ارزشهای شوارتز و راس (1995) در زمینه ازدواج تبیینپذیر است. این الگو برحسب سن، جنس و قومهای فرهنگی تغییر نمیکند و ثابت است.
"
"هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه دیدگاه آگاهی و اثر منابع اطلاع رسانی در مورد اعتیاد با تمایل به مصرف مواد مخدر در دانشجویان بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه آماری شامل 200 دانشجو است که به شیوه طبقه ای تصادفی از بین کلیه دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال 1387 انتخاب شدند. ابزار تحقیق عبارت بود از پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی دیدگاه فرد نسبت به اعتیاد که براساس داده های حاصل در مرحله تدوین با روش تحلیل عاملی واریماکس به 4 بخش تقسیم شد و اعتبار آن به روش آلفای کرونباخ در بخش اول؛ آگاهی و شناخت مواد مخدر (72/0= )، دوم؛ اثر منابع اطلاعاتی (71/0= )، سوم؛ دیدگاه به اعتیاد به عنوان یک مشکل خوش خیم و قابل درمان (80/0= ) و چهارم؛ تمایل به مصرف مواد (76/0= ) محاسبه گردید. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش در راستای هدف تحقیق با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون همزمان تحلیل گردید و نتایج نشان داد که بین تمایل به اعتیاد به عنوان یک مشکل خوش خیم و قابل درمان و احساس خطر نکردن از آن با میزان تمایل به مصرف مواد مخدر در دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد (05/0 P<).
"
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل خطر و پیش بینی کننده خودکشی در سوءمصرف کنندگان مواد مخدر انجام شد. روش: این مطالعه علی-مقایسه ای روی 91 نفر سوءمصرف کننده مواد مخدر انجام شد که شامل 42 مرد و زن اقدام کننده به خودکشی و 49 مرد و زن همتا بدون سابقه اقدام به خودکشی بود. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های شخصیتی میلون، داس-42 و راهبردهای مقابله ای استفاده شد. یافته ها: بیشترین میزان اقدام به خودکشی در سوءمصرف کنندگان مرد، در رده سنی جوان، مجرد، با تحصیلات سیکل، بیکار و با سابقه خودکشی های قبلی، سوءاستفاده شده ی جنسی و جسمی در کودکی، دارای مشکلات قانونی، مشاهده خودکشی و خودزنی دیگران، خشونت و خودکشی در خانواده می باشد. اقدام کنندگان به خودکشی در اختلالات شخصیت افسرده، وسواسی، ماژوخیسم، مرزی و در نشانگان بالینی جسمانی شکل، سوءمصرف الکل علاوه بر مصرف مواد، اختلال افسردگی اساسی و میزان استرس نمره بالاتری به دست آوردند. راهبرد تکلیف مدار و اجتنابی کمتر استفاده شده و بیشتر راهبرد هیجان مدار را در مقابله با تنیدگی زاها به کار می بردند. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق می تواند در شناسایی و پیشگیری از خودکشی در سوءمصرف کنندگان مواد مخدر کمک کننده باشد.