ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۰۰۱ تا ۱۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۱۰۰۱.

پریشانی رابطه زناشویی : نقش پیش بین فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۴۰۰
این پژوهش با هدف بررسی نقش فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی در پیش بینی پریشانی رابطه زناشویی در افراد متأهل شهر رشت انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متأهلین شهر رشت در تابستان 1398 تشکیل دادند که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در این پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از سنجه خودگزارش دهی وضعیت زناشویی تاکسون ویزمن و همکاران (MTSRM) (2009)، مقیاس فراهیجان میتمنسگرابر و همکاران (MES) (2009) و فرم کوتاه مقیاس سه صفت تاریک شخصیت جانسون و وبستر (SDTPM) (2010) استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به وسیله نرم افزار23spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که فراهیجان مثبت با پریشانی رابطه زناشویی، رابطه منفی و ماکیاول گرایی با پریشانی رابطه زناشویی رابطه مثبت و معنی دار دارد (01/0>P). همچنین مجموع فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی 8/60 درصد واریانس پریشانی رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که عدم آگاهی زوجین نسبت به ویژگی های شخصیتی و هیجانی خود می توانند عامل خطری برای پریشانی زناشویی باشد، بنابراین با برگزاری کارگاه های آموزشی برای زوجین می توان از شدت پریشانی زناشویی کاست.
۱۱۰۰۲.

مقایسه باورهای غیرمنطقی و اختلال اضطراب بیماری در زنان مبتلا و غیر مبتلابه بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۴۰۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه باورهای غیرمنطقی و اختلال اضطراب بیماری (خود بیمارانگاری) در زنان مبتلا و غیر مبتلابه بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران زن مبتلابه لوپوس اریتماتوز سیستمیک شهر کرمانشاه در سال 1397 بود که به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 50 زن مبتلابه بیمار لوپوس و 50 زن غیر مبتلا انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل؛ پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز (IBT) و پرسشنامه خود بیمارانگاری ایوانز (EHQ) بود. برای تحلیل داده های پژوهش از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار 22SPSS_ استفاده شد. نتایج یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین زنان مبتلا و غیر مبتلابه لوپوس اریتماتوز و در چگونگی باورهای غیرمنطقی و علائم اختلال اضطراب بیماری و برخورداری از تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>P). بنابراین می توان گفت که اختلال اضطراب بیماری و برخورداری از باورهای غیرمنطقی، به عنوان یک ریسک فاکتور در تشدید بیماری لوپوس اریتماتوز سیستمیک در زنان مبتلا است.
۱۱۰۰۳.

مدل ساختاری وجدان تحصیلی بر اساس کفایت اجتماعی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۴۶۴
زمینه و هدف: وجدان تحصیلی یکی از پیش بینی کننده های شخصیت برای عملکرد شغلی، آموزشی، و تحصیلی است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری وجدان تحصیلی بر اساس کفایت اجتماعی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان دختر انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان بوکان در سال تحصیلی 99-1398 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 300 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه های وجدان تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002)، کفایت اجتماعی فلنر و همکاران (1990) و اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد و پاری (2004) برای جمع آوری داده ها استفاده شدند. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار 23 SPSS و 8/8 LISREL انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که مسیر مستقیم کفایت اجتماعی به وجدان تحصیلی (001/0, p<45/0β=)، اشتیاق تحصیلی به وجدان تحصیلی (001/0, p<60/0β=)، اشتیاق تحصیلی به کفایت اجتماعی (001/0, p<63/0β=)، و مسیر غیرمستقیم کفایت اجتماعی به وجدان تحصیلی با میانجی گری اشتیاق تحصیلی (001/0, p< 42/0β=) مثبت و معنادار بود. شاخص های برازش برابر با 97/0 CFI=، 95/0NFI= ، 93/0IFI= ، 90/0AGFI= ، 074/0RMSEA= ، 01/0p= به دست آمد که نشان می دهد مدل مفروض با داده ها برازش نسبتاً مطلوبی دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده کفایت اجتماعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم با میانجی گری اشتیاق تحصیلی با وجدان تحصیلی در ارتباط است. نتایج این پژوهش حاوی تلویحات کاربردی مهمی برای ارتقای وجدان تحصیلی دانش آموزان در مدارس است.
۱۱۰۰۴.

تبیین روابط علی بین شیوه های والدگری مادران و مشکلات هیجانی فرزندان دختر بر اساس نقش میانجی گر دشواری های بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۴۳۹
زمینه و هدف: والدگری به شیوه های اجتماعی سازی فرزندان از سوی مراقبان مربوط می شود که گاهی اوقات می تواند روابط والدین را به خصوص با فرزندان دختر به کشاکش بکشد؛ در نتیجه والدین و فرزندان با مشکلات عاطفی و اجتماعی مختلفی روبرو می شوند که لازم است برای حل آنها تصمیمات مناسبی اتخاذ کنند. پژوهش حاضر به بررسی و تبیین روابط علی بین شیوه های والدگری مادران و مشکلات هیجانی فرزندان دختر بر اساس نقش میانجی گر دشواری های بین فردی پرداخته است. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را دختران مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی1400- 1399 به همراه مادران تشکیل دادند. در این پژوهش 256 دانش آموز دختر به همراه مادران خود شرکت داشتند که در مجموع 512 شرکت کننده این مجموع را تشکیل داده اند و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های مقیاس دشواری های بین فردی (1996)، پرسشنامه سبک والدگری بامریند (1991)، و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی لاوی بند و لاوی بند (1995) استفاده شد تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده سبک والدگری استبدادی و دشواری های بین فردی نقش مثبت و معناداری بر مشکلات هیجانی دارد (0/05>p ) و نقش میانجی گر دشواری های بین فردی نیز معنادار است (05/0>p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت بین سبک تربیتی استبدادی و مشکلات هیجانی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و دشواری های بین فردی نیز در این رابطه نقش میانجی گر دارند. بنابراین، توجه به نقش سبک های تربیتی والدین و ایجاد روابط مناسب والد کودک در پیشگیری از مشکلات هیجانی دارای اهمیت است.
۱۱۰۰۵.

اثربخشی برنامه مداخله ای مبتنی بر آموزش ارتباط کارکردی بر رفتارهای کلیشه ای، رفتارهای کشاکش برانگیز، و رفتارهای آسیب به خود کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۸۴
زمینه و هدف: اوتیسم اختلالی عصب روان شناختی است که به صورت ثانو یه منجر به مشکلات در عملکردهای شخصی، اجتماعی، و تحصیلی می شود. از این جهت پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه مداخله ای مبتنی بر آموزش ارتباط کارکردی در رفتارهای کلیشه ای، رفتارهای کشاکش برانگیز، و آسیب به خود کودکان با اختلال طیف اوتیسم انجام شد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری اطلاعات از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان با اختلال طیف اوتیسم سطح یک 4 تا 8 ساله شهر تهران در سال 1398 بودند که از جامعه آماری مورد نظر، تعداد 30 کودک به صورت نمونه گیری هدفمند از کلینیک پدیده تهران، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس گروه آزمایش برنامه درمانی را در قالب 15 جلسه دریافت کرد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس رتبه بندی اوتیسم گیلیام (جیمز و گیلیام، 2003)، پرسشنامه غربالگری اوتیسم (اهلر و گیلبرگ، 1993)، مقیاس رفتار کشاکش برانگیز کودک (بیورکر تایلور و همکاران، 2010)، و پرسشنامه مشکلات رفتاری (روژان و همکاران، 2001) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط SPSS26 انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک و چندمتغیری نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آموزش و گواه به ترتیب در متغیر رفتارهای کشاکش برانگیز و مؤلفه ها ی مشکلات رفتاری وجود دارد (0/001P<). اندازه اثر برای متغیر رفتارهای کشاکش برانگیز (0/922) و مؤلفه ها ی رفتارهای کلیشه ای (0/850) و رفتارهای آسیب به خود (0/832) بود. نتایج آزمون تی همبسته نیز نشان داد تأثیر برنامه مداخله ای در مرحله پیگیری نیز در بهبود رفتارهای کشاکش برانگیز و مؤلفه ها ی مشکلات رفتاری، اثربخش و پایدار بوده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که از برنامه درمانی مبتنی بر آموزش ارتباط کارکردی می توان به عنوان مداخه ای مناسب در کاهش نشانگان بالینی کودکان با اختلال طیف اوتیسم استفاده کرد.
۱۱۰۰۶.

ارزیابی تحلیل رفتگی مربیان نخبه کشور و ارتباط آن با سلامت روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۳۳۱
مقدمه: در طول چند دهه اخیر، علاقه به ارزیابی، پیگیری و بهبود سلامت جسمانی و روانشناختی افراد افزایش چشمگیری یافته، به طوری که بهبود کارکرد بدنی و روانی افراد به عنوان هدفی مهم در دنیا مطرح شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تحلیل رفتگی مربیان نخبه کشور و ارتباط آن با سلامت روانشناختی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مربیان مرد حرفه ای لیگ های برتر بسکتبال، هندبال، والیبال، فوتسال و کشتی در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند که براساس آمار فدراسیون های مربوطه شامل ۲۴۷ مربی و سرمربی بودند. همچنین پس از توزیع و جمع آوری پرسشنامه های تحقیق مشخص شد ۲۴۱ نفر به طور کامل به پرسشنامه ها پاسخ داده اند. جهت جمع آوری داده های تحقیق از مقیاس بهزی ستی روانشناختی ری ف (نسخه ۱۸ سؤالی) و پرسشنامه تحلیل رفتگی ورزشی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین میزان تحلیل رفتگی ورزشی با سلامت روانشناختی مربیان ارتباط منفی و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون چند متغیره رابطه معکوس بین مؤلفه های تحلیل رفتگی ورزشی با سلامت روانشناختی را تأیید نمود. اطلاعات مرتبط با نیکویی برازش مدل نشان داد میزان ضریب همبستگی (۰/۳۶۱) و ضریب تعیین (۰/۱۳۰) بیانگر متناسب بودن مدل ارزیابی شده است. به بیان دیگر میزان رابطه بین متغیرهای پیش بین و ملاک ۳۶/۱ درصد بود. نتیجه گیری: با توجه به اثرات منفی تحلیل رفتگی ورزشی بر سلامت روانشناختی به مربیان پیشنهاد می شود آسیب های روانشناختی که ناشی از فشار تمرین و مسابقات است را مد نظر قرار داده و به آن ها به عنوان عوامل مرتبط با کاهش سلامت روانشناختی توجه ویژه ای داشته باشند.
۱۱۰۰۷.

تدوین مدلی برای پیش بینی نشانگان ضربه عشقی در دانشجویان بر اساس ویژگی های شخصیتی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی معنوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۳۸۱
اهداف: ضربه عشقی پدیده ای رایج در دانشجویان است که باعث مسائل تحصیلی و روان شناختی می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش ویژگی های شخصیتی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی معنوی در پیش بینی نشانگان ضربه عشقی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضراز نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران اعم از دولتی، آزاد، پیام نور و غیرانتفاعی بود که در سال تحصیلی 1396-1397 مشغول به تحصیل بوده و دارای تجربه شکست عشقی بودند. 500 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های ضربه عشق (SIWB)، شخصیت هگزاکو (HEXACO)، طرحواره یانگ (YSQ-SF) و بهزیستی معنوی (LTI) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شد. یافته ها: یافته های مدل معادلات ساختاری نشان داد که شاخص ریشه میانگین مجذورات تقریب برابر 0/043 است و مدل از برازندگی خوبی برخوردار است. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی مربوط به عوامل پیش بینی کننده نشانگان ضربه عشقی برازنده داده هاست و ویژگی های شخصیتی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی معنوی، نشانگان ضربه عشقی را پیش بینی می کنند. متغیرهای برون گرایی، هیجان پذیری، تواضع / صداقت، ایثار، رهاشدگی / بی ثباتی و نقشه زندگی بهترین پیش بینی کننده های شدت نشانگان ضربه عشقی هستند.
۱۱۰۰۸.

رشد پس از سانحه در زنان بهبودیافته از کوید19:یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۴۰۰
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی پدیده رشد پس از سانحه در زنان بهبودیافته از بیماری کووید-19 بود. روش تحقیق در این مطالعه روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود بدین منظور 14 زن بهبودیافته از بیماری کووید-19 بالای 18 سال از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد مطالعه قرار گرفتند. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل یافته های به دست آمده، داده های ثبت شده با استفاده از روش 7 مرحله ای کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه با شکل گیری واحدهای معنایی همراه بود که با توجه به اشتراکات و سیر منطقی موجود در 18 زیرمضمون دسته بندی شدند و در نهایت تحلیل تجارب مشارکت کنندگان منجر به شکل گیری 7 مضمون اصلی شامل: 1- مغتنم شماری زندگی، 2- تغییر در فلسفه ی زندگی، 3- افزایش توانمندی فردی، 4- بهبود روابط بین فردی، 5- رشد معنوی، 6- اهداف و اولویت های جدید و 7- راهبردهای مقابله ای سازگارانه شد. نتایج به دست آمده تأکید بر لزوم بررسی و پرداختن به پدیده ی رشد پس از سانحه توسط مشاوران و روانشناسان، جهت ارتقا و تسهیل این پدیده در افراد بهبودیافته از بیماری کووید-19 و همچنین تدوین جلسات مشاوره ای، مراقبتی و روان شناختی برای بهبود سلامت روان و تسهیل پدیده ی رشد پس از سانحه در این افراد دارد.
۱۱۰۰۹.

پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس ادراک جو روانی- عاطفی خانواده و سبک فرزندپروری با میانجی گری سبک زندگی سلامت در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۴ تعداد دانلود : ۷۱۰
هدف پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس ادراک جو روانی- عاطفی خانواده و سبک فرزندپروری با میانجی گری سبک زندگی سلامت در نوجوانان بود. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان (نوجوانان) دوره دوم متوسطه شهر قم در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه این پژوهش شامل تعداد 375 دانش آموز بود که به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی(IARS)، سبک های فرزندپروری (PSQ)، جو روانی- عاطفی خانواده (PASFQ) و سبک زندگی سلامت (HLQ) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار آماری SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین متغیرهای پژوهش به صورت دو به دو رابطه معنادار وجود دارد (001/0>p). علاوه بر این نتایج نشان داد که فرزندپروری مقتدرانه، فرزندپروری سهل گیرانه و فرزندپروری مستبدانه با سبک زندگی سلامت نوجوانان دارای اثر مستقیم معنادار دارد (001/0>p) و توانسته اند به ترتیب 2/27، 4/8 و 2/8 درصد از واریانس این متغیر را تبیین کنند. در ادامه جو روانی عاطفی خانواده بر سبک زندگی سلامت نوجوانان دارای اثر مستقیم معنادار بوده (001/0>p) و توانسته 8/31 درصد از واریانس این متغیر را تبیین نماید. در نهایت سبک زندگی سلامت بر رفتارهای پرخطر نوجوانان دارای اثر مستقیم معنادار است (001/0>p) و توانسته 4/39 درصد از واریانس این متغیر را تبیین کند. بر این اساس علاوه بر این که مدل از برازش مناسبی برخوردار بوده، نقش میانجی سبک زندگی سلامت در رابطه بین ادراک جو روانی- عاطفی خانواده و سبک های فرزندپروری با رفتارهای پرخطر نوجوانان تایید شد. با توجه به نقش میانجی سبک زندگی سلامت در رابطه بین متغیرهای پژوهش حاضر، لازم است که آموزش و پرورش سبک زندگی سلامت را به نوجوانان معرفی نموده و با برگزاری کلاس های آموزشی مناسب، تلاش نماید تا این مدل سبک زندگی را ترویج و گسترش دهد.
۱۱۰۱۰.

بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روانسنجی مقیاس فرم کوتاه صفت آمیختگی فکر–شکل در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۳۱۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روانسنجی فرم کوتاه مقیاس آمیختگی فکر–شکل در دانشجویان بود. در این مطالعه همبستگی 204 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و فرم کوتاه مقیاس آمیختگی فکر- شکل (TSF) (کوئیلو و همکاران، ۲۰۱۳)، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) (لیتلتون و همکاران، 2005) و پرسشنامه شکل بدن C8 (BSQ-8C) (ولش و همکاران، 2012) را تکمیل نمودند. برای تعیین روایی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. برای تعیین پایایی از سه روش آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و تنصیف اسپیرمن- بروان استفاده شد. نتایج نشان داد که مقیاس از ساختاری چهار عاملی برخوردار است که 77/62 درصد واریانس را تبیین میکند. تحلیل عاملی تأییدی نیز این ساختار را تأیید کرد (07/0=RMSEA). روایی همگرا با پرسشنامه شکل بدن C8 0.68 و پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی 40/0 و همچنین پایایی به روش آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و تنصیف اسپیرمن- بروان برای این مقیاس به ترتیب برابر با 91/0، 94/0 و 94/0 محاسبه شد. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که نسخه فارسی فرم کوتاه مقیاس آمیختگی فکر-شکل برای مطالعه در جامعه دانشجویان از خصوصیات روانسنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر پژوهش های روانشناختی و مطالعات بالینی استفاده کرد.
۱۱۰۱۱.

اثربخشی زوج درمانگری رفتاری یکپارچه نگر بر خودکارآمدی جنسی و خودپنداره جنسی در افراد مبتلابه زودانزالی اکتسابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۵۳۶
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی زوج درمانگری رفتاری یکپارچه نگر بر خودکارآمدی جنسی و خودپنداره جنسی در افراد مبتلابه زودانزالی اکتسابی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد متأهل 25 تا 45 ساله که برای درمان زودانزالی به کلینیک های روان شناسی و مشاوره شهر کرمانشاه در سال 99 مراجعه کرده بودند را تشکیل می داد. نمونه پژوهش شامل 30 مرد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و در انتظار درمان (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با استفاده از پرسشنامه های خودکارآمدی جنسی (SSES) (وزیری و لطفی کاشانی، 1392)، خودپنداره جنسی (MSSCQ) (اسنل، فیشر و والترز، 1995)، ابزار تشخیصی زودانزالی (PEDT) (سیموندز و همکاران، 2007) و زمان سنج جمع آوری شدند. زوج درمانگری رفتاری یکپارچه نگر برای گروه آزمایش در 9 جلسه اجرا شد، اما برای گروه درانتظار درمان هیچ گونه مداخله درمانی به کار گرفته نشد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد زوج درمانگری رفتاری یکپارچه نگر بر خودکارآمدی جنسی، خودپنداره جنسی، زودانزالی و زمان نهفتگی انزال درون واژنی (IELT) مؤثر بود (001/0>P)؛ و نمرات متغیرهای وابسته در مرحله پس آزمون و پیگیری در مقایسه با گروه درانتظار درمان افزایش و نمره زودانزالی کاهش یافته بود (001/0>P)، همچنین اثر درمانی تا زمان پیگیری حفظ شد. از یافته های پژوهش حاضر می توان در راستای مداخلات بالینی و درمانی برای ارتقای خودکارآمدی جنسی و خودپنداره جنسی و در نتیجه، بهبود زمان نهفتگی انزال درون واژنی (IELT) و زودانزالی مردان استفاده کرد.
۱۱۰۱۲.

اثربخشی یادگیری مشارکتی بر انگیزه تحصیلی، اهمال کاری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دبیرستان دوره اول متوسطه شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری مشارکتی بر انگیزه تحصیلی، اهمال کاری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دبیرستان دوره اول متوسطه شهر بابل بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بوده و جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر اول متوسطه مدرسه پوراصغر شهر بابل در سال تحصیلی 00-1399 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 60 نفر (30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر درگروه گواه) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش به منظور جمع آوری داده ها مربوط به هر یک از متغیرها، پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس (A.T.M) (1970)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی (A.P.Q) (سواری، 2011)، مقیاس سرزندگی تحصیلی (A.V.Q) (دهقانی زاده و چاری، 1391) و در جهت برگزاری جلسات یادگیری مشارکتی از روش جیگساو استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد مداخله برنامه ی «یادگیری مشارکتی» در افزایش انگیزه تحصیلی (001/0=p ، 05/54= (58 / 1)F)، کاهش اهمال کاری تحصیلی (001/0=p ، 41/35= (38 / 1)F) و افزایش سرزندگی تحصیلی (001/0=p ، 88/41= (38 / 1)F) تأثیرگذار بوده است. براساس نتایج حاصل می توان بیان نمود که مدارس با به کارگیری فرایند یادگیری مشارکتی می توانند زمینه لازم جهت افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان را فراهم نموده و همچنین اهمال کاری تحصیلی آنان را کاهش دهند.
۱۱۰۱۳.

سخن سردبیر: از مرگ اندیشی خداباورانه آرامش بخش تا مرگ نااندیشی خداناباورانه هراس انگیز - بخش یکم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۴۶
جرقه نوشتن این سخن را سه خداناباوری در نقد و محکوم کردن عقیده خداباور بودن، دین باور بودن و ... در من ایجاد کردند که به تعبیر من هر سه آنها از خیلی خداباوران به ظاهر فرشته صفت و به باطن شیطان، به خدا نزدیک و نزدیک تر و از شیطان و شیطانیان دور و دورتر هستند.
۱۱۰۱۴.

اثربخشی حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی بر وابستگی دانش آموزان به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۳۸۷
زمینه و هدف: یکی از عوامل بیرونی تأثیرگذار بر افت تحصیلی، استفاده افراطی از ابزارهای دیجیتالی است. در این میان استفاده از اینترنت شایع ترین مشغولیت در دانش آموزان محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی حساسیت زدایی منظم و خود تنظیمی بر وابستگی دانش آموزان به اینترنت بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. با نمونه گیری هدفمند، 45 دانش آموز در سال تحصیلی 98- 1397 از شهرستان رشت با بیشترین نمرات در پرسشنامه اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ (1995) انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. پس از 12 جلسه مداخله حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی، مجدداً پرسشنامه اعتیاد به اینترنت اجرا شد. داده های آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و ویرایش 21 نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی بر وابستگی دانش آموزان به اینترنت مؤثر بوده است. همچنین خودتنظیمی بیشتر از حساسیت زدایی منظم بر وابستگی به اینترنت دانش آموزان اثر داشته است (0/001>P). نتیجه گیری: حساسیت زدایی منظم با تغییرات رفتاری، و خودتنظیمی با ایجاد تغییرات شناختی، موجبات کاهش وابستگی به اینترنت را فراهم می آورد؛ بنابراین می توان از آموزش حساسیت زدایی منظم و خودتنظیمی در کاهش وابستگی به اینترنت دانش آموزان بهره برد.
۱۱۰۱۵.

رابطه بین کیفیت زندگی و افسردگی با نقش میانجی سلامت وجودی کارمندان شهر تهران در دوره شیوع بیماری کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و افسردگی با نقش میانجی سلامت وجودی کارمندان شهر تهران در دوره شیوع بیماری کرونا بود. بر این اساس، روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب روش گردآوری داده ها، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی کارمندان شهر کتاب شهر تهران در سال 1400 در نظر گرفته شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و براساس روش نمونه گیری هدفمند، 155 نفر از کارمندان برآورد شد. داده ها در دو بخش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شد. در بخش میدانی با استفاده از سه پرسشنامه کیفیت زندگی (1996) (WHOQL-100)، سلامت معنوی پولوتزین والیسون (1982) و افسردگی بک(1988)، داده ها جمع آوری شد. برای سنجش روایی از روایی ظاهری، محتوایی و سازه استفاده شد که نشان از روا بودن ابزار داشت. همچنین پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که نتایج بیانگر پایا بودن ابزار اندازه گیری بود. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) انجام پذیرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که سلامت وجودی به صورت منفی و معنادار رابطه بین کیفیت زندگی و افسردگی را در کارمندان شهر تهران میانجی گری می کند
۱۱۰۱۶.

اثربخشی آموزش عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی بر مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۴۱۵
زمینه: مسؤلیت پذیر بودن و رعایت رفتار مدنی - تحصیلی در ارتقاء جایگاه سازمانی نظام های آموزشی نقش تعیین کننده ای دارد. علی رغم اهمیت این مسأله، ضعف های متعددی در این زمینه مشاهده می شود. بنابراین تربیت دانشجویانی متعهد، اخلاقی و دارای رفتار ایثارگرانه ضرورت پیدا می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی بر مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل 12008 دانشجوی دانشگاه جامعه المصطفی شهر قم در سال تحصیلی 99-1398 بود. برای نمونه گیری، تعداد 30 نفر دانشجوی در دسترس مشخص و سپس به صورت تصادفی در 2 گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) جای دهی شدند. بسته آموزشی عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی (1993) برای گروه آزمایش اجرا شد. زمان این برنامه آموزشی 13 جلسه 90 دقیقه ای و زمان آموزش نیز 5 هفته به صورت گروهی بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مسؤلیت پذیری کالیفرنیا گاف، مک گوسکی و مهل (1952) و رفتار مدنی - تحصیلی گل پرور (1389) استفاده شد. داده ها از طریق آزمون های آماری توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی و بوسیله نرم افزار SPSS24 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد برای هر دو متغیر مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی، اثر گروه، اثر زمان و اثر متقابل گروه × زمان معنادار بود (0/001P˂). از طرفی نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی حاکی از پایداری تأثیر مداخله آموزشی در مرحله پیگیری بود (0/001 P˂). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که چنانچه دانشجویان در معرض آموزش عمل اخلاقی مبتنی بر نظریه بلازی قرار گیرند، میزان مسؤلیت پذیری و رفتار مدنی - تحصیلی در آنان افزایش می یابد.
۱۱۰۱۷.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری مختصر بر افسردگی، افکارخودکشی و تنظیم شناختی هیجان در زنان اقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۵۱۵
زمینه: با توجه به افزایش تمرکزدرمان های جدید بر مداخلات فوری و کوتاه مدت، درمان شناختی رفتاری مختصر با هدف غیرفعال کردن حالت خودکشی و تثبیت علائم از طریق ایجاد خودکارآمدی در مهارت های تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی طراحی شده است. اما در خصوص احتمال اثربخشی این درمان درجامعه ایران شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مختصر بر افسردگی، افکارخودکشی و تنظیم شناختی هیجان در زنان اقدام کننده به خودکشی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری وگروه گواه بود. جامعه آماری زنان اقدام کننده به خودکشی شهر اصفهان در سال 1399 بود. تعداد ۳۰ بیمار با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش حاضر عبارتند از: افسردگی بک ویرایش دوم (1996)، افکار خودکشی بک (1979)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی (2001) و 12 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری مختصر (برایان و راد، 2018). تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که درمان شناختی - رفتاری مختصر عامل افزایش راهبردهای تنظیم هیجانی سازش یافته و کاهش راهبردهای سازش نایافته، افکار خودکشی و افسردگی در پایان مداخله و دوره پیگیری شده است (0/01 P<). نتیجه گیری: درمان شناختی رفتاری مختصر می تواند افسردگی، افکار خودکشی و راهبردهای سازش نایافته در تنظیم شناختی هیجان را در افراد اقدام کننده به خودکشی کاهش دهد.
۱۱۰۱۸.

کاربرد مدل معادلات ساختاری درتبیین نقش انعطاف پذیری شناختی، خودنظم جویی هیجان و تفکر فعال روشنفکرانه بر تغییرنگرش افراد در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۳۳۲
زمینه: با توجه به روند رو به رشد شبکه های اجتماعی مطالعاتی درمورد تأثیر این شبکه ها بر روی نگرش، رفتار و سبک زندگی و... انجام شده است. ولی درارتباط با تأثیر شاخص های شناختی بر روی تغییر نگرش در شبکه های اجتماعی مطالعه انجام نشده است. هدف: هدف از این مطالعه ارائه مدلی مفهومی برای بررسی تأثیر عوامل شناختی بر تغییر نگرش افراد در شبکه های اجتماعی است. در همین راستا سه عاملِ (1) انعطاف پذیری شناختی، (2) خودنظم جویی هیجانی و (3) تفکر فعال روشنفکرانه به عنوان عوامل شاخصِ تأثیرگذار در تغییر نگرش در نظر گرفته شده است. روش: روش تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت و شیوه اجرا توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمام کاربران شبکه های اجتماعی است. نمونه آماری شامل 384 نفر مرد و زن است که بصورت در دسترس انتخاب شدند. برای بررسی میزان تأثیر هر یک از این عوامل سه گانه ی انعطاف پذیری شناختی، خودنظم جویی هیجان، و تفکر فعال روشنفکرانه، به ترتیب، از مقیاس انعطاف پذیری شناختیِ مارتین و روبین (مارتین و روبین، 1995)، پرسشنامه خود نظم جویی هیجان (هافمن و کاشدان، 2010)، و پرسشنامه تفکر فعال روشنفکرانه (استانویچ ووست 2007) و برای بررسی نگرش افراد از پرسشنامه های محقق ساخته که روایی محتوایی با نظر خبرگان و پایایی آن ها توسط روش های آماری تأییدگردید؛ استفاده شده است. پس از تأیید نرمال بودن داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار lisrel استفاده شده است. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که شاخص های ذکر شده دارای مقدار t قابل قبول در سطح معنادار (0/05 p<) می باشند. بنابراین در تغییر نگرش افراد مؤثر هستند. همچنین نشان داده شد که خودنظم جویی هیجان بر تغییر نگرش در موضوع خشونت خانگی دارای بیشترین تأثیر (به میزان 0/9) است. نتیجه گیری: این بدان معنی است که توانایی های شناختی کاربران شبکه های اجتماعی در تغییر نگرش های آنها تأثیر مستقیم دارد.
۱۱۰۱۹.

تحلیل محتوای تکنیک ها و روش های استفاده شده در مجلات علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۴۶۹
زمینه: علوم شناختی حوزه ای بین رشته ای است که روش شناسی آن، کمتر در قالب کتاب یا مقالات مستقل تدوین شده است و مشکلات عدیده ای در حوزه روش شناسی آن وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف مطالعه محتوای روش شناختی و تحلیل های آماری مقالات مربوط به علوم شناختی انجام شد. روش: مقالات با روش تحلیل محتوا بررسی شدند. جامعه مورد پژوهش کلیه مقالات مربوط به حوزه علوم شناختی است که در وب سایت رتبه بندی مجلات علمی در سال 2016 نمایه شده اند و روش نمونه گیری هدفمند می باشد. به منظور طبقه بندی تکنیک ها و روش های اتخاذ شده از تحلیل محتوا، ماتریس مربعی مربوط به این تکنیک ها در اختیار 7 نفر از خبرگان حوزه روش شناسی علوم شناختی، قرار داده شد و از آن ها خواسته شد تا نظرات خود را در مورد شباهت هر کدام از این تکنیک ها و روش ها، در یک مقیاس 100 نمره ای وارد کنند. میانگین نمره بدست آمده از این ماتریس ها به عنوان ماتریس مشابهت و با هدف کشف خوشه ها وارد نرم افزار R شد، برای دیداری کردن رابطه بین تکنیک های مختلف از الگوریتم فراچترمن - رینگولد استفاده شد. یافته ها: تحلیل محتوای مقالات و درج کلیدواژه های مربوط، در برگه کدبندی به فهرستی از روش های آماری منجر شد. گراف حاصل از شبکه ارتباط بین تکنیک ها و روش های آماری با فواصل معنی دار (0/001p≤) ترسیم گردید. نتیجه گیری: تکنیک های مجاور در گراف حاصل مورد بررسی محتوایی دقیق قرار گرفت و در نهایت روش های استفاده شده به منظور تحلیل داده های شناختی در 17 خوشه معرفی شدند، هدف اصلی از تکنیک های به کار گرفته شده در هر خوشه تعیین و پژوهش در خصوص نحوه انتخاب این تکنیک ها پیشنهاد گردید.
۱۱۰۲۰.

تدوین الگوی ساختاری پیش بینی سازش یابی زوجین بر اساس خودابرازگری با میانجی گری تبادل اجتماعی در زنان دارای ازدواج زودهنگام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۳۶۳
زمینه: عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر سازگاری زناش ویی در دو دیدگاه درون فردی یا شخصیتی و بین فردی یا تعامل زوجین مورد توجه محققین بوده است. تحقیقات نشان داده است که خودابرازگری جنسی که با برانگیختگی ذهنی و مهارت های تبادل ارتباطی زن منجر به میل و رضایت بیشتر می گردد به سازگاری بیشتر زوجین منجر می شود. بنابراین آیا مهارت بیشتر در تبادل اجتماعی می تواند به عنوان میانجی گر در خودابرازگری و سازگاری زوجین تأثیر داشته باشد؟ هدف: هدف از این پژوهش پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس خودابرازگری جنسی با نقش میانجی گر تبادل اجتماعی در زنان دارای ازدواج زودهنگام بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان، زنان متأهل دارای ازدواج زودهنگام در استان مرکزی بودند. 270 شرکت کننده به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و پرسشنامه های مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976)، خودابرازگری جنسی اسنل و همکاران (1997) و تبادل اجتماعی لیبمن و همکاران (2011) را تکمیل کردند. داده ها به وسیله آزمون های همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که خودابرازگری در رفتار جنسی، ترجیح جنسی، عاطفه جنسی و نگرش جنسی به طور معناداری سازگاری زناشویی زنان دارای ازدواج زودهنگام را پیش بینی می کنند (0/01 P<). همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که تبادل اجتماعی می تواند در پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس ابعاد خودابرازگری جنسی میانجی گری کند (0/01 P<). علاوه بر آن تبادل اجتماعی در رابطه ابعاد خودابرازگری جنسی و سازگاری زوجین تأثیر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری: در سازگاری زنان دارای ازدواج زودهنگام، درک تبادل اجتماعی در کیفیت خودابرازگری جنسی اهمیت دارد که به نظر می رسد به وسیله آموزش و مشاوره بهبود یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان