فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۸۴۱ تا ۶٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تبعیت از درمان یک استراتژی کلیدی در مدیریت بیماری های مزمن است که عوامل مختلفی بر آن تأثیرگذار است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای امید به زندگی در رابطه درک از بیماری، خودشفقت ورزی و حمایت اجتماعی ادراک شده با تبعیت از درمان در بیماران قلبی عروقی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل کلیه بیماران قلبی عروقی مراجعه کننده به مرکز تخصصی قلب شهید مدنی تبریز در بهار ١٤٠٠ بودند؛ که تعداد ٢٣٤ نفر از آن ها به صورت نمونه های در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل: پرسشنامه درک از بیماری برادبنت، مقیاس خودشفقت ورزی ریس، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، امید اشنایدر و پرسشنامه تبعیت از درمان مدانلو بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و آزمون سوبل به کمک نرم افزار SPSS و AMOS نسخه ٢٤ استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان دادند که درک از بیماری، خودشفقت ورزی، حمایت اجتماعی ادراک شده و امید به زندگی بر روی تبعیت از درمان ؛ و همچنین درک از بیماری، خودشفقت ورزی و حمایت اجتماعی ادراک شده بر روی امید به زندگی تأثیر مستقیم و معنادار داشته اند (٠/٠٠١>p). در ادامه نتایج آزمون سوبل نشان داد که درک از بیماری (٠/٠٩٥=β)، خودشفقت ورزی (٠/٠٨٦=β) و حمایت اجتماعی ادراک شده (٠/٠٨٧=β) به واسطه امید به زندگی بر روی تبعیت از درمان، تأثیر غیرمستقیم و معنادار داشته اند (٠/٠١>p). نتیجه گیری: یافته ها نشان دادند که درک از بیماری، خوشفقت ورزی و حمایت اجتماعی ادراک شده به واسطه امید به زندگی موجب افزایش تبعیت از درمان شده اند. بر این اساس می توان برای آموزش و ارتقای سطح امید به زندگی و به تبع آن افزایش میزان تبعیت از درمان در بیماران قلبی عروقی، اهدافی را تعیین نمود.
اصول اثر دوگانه و تماس شخصی: سازوکارهای شهودی تصمیم گیری اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی سازوکارهای ذهنی تصمیم گیری در دوراهی های اخلاقی بوده است. اهداف موردنظر در پژوهش عبارت بودند از: 1. تأثیر دو اصل اخلاقی اثر دوگانه و تماس شخصی بر تصمیم گیری شرکت کننده ها؛ 2. رابطه هیجان فوری با تصمیم گیری اخلاقی و ۳. بررسی میزان آگاهی افراد از اصول زیربنایی تصمیم گیری های اخلاقی خود در شرایط محدودیت زمانی. این پژوهش ازجمله طرح های ترکیبی بوده است. ابزار پژوهش شامل سه سناریو بود که از پژوهش های مشابه اقتباس شد. جامعه آماری شامل دانشجویان فعال در شبکه های مجازی مربوط به دانشگاه های سراسری شهر تهران بود. حجم نمونه 129 نفر بود و ازطریق روش دردسترس نمونه گیری انجام شد. برای تجزیه وتحلیل آماری نیز از آزمون تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی توکی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. براساس نتایج پژوهش، تأثیر هر دو اصل مذکور بر تصمیم گیری اخلاقی آزمودنی ها به طور معنی داری (001/0 p ) تأیید شد. همچنین، مشخص شد که آزمودنی ها از اصول مذکور آگاهی ندارند. همچنین، میان میزان پذیرفتنی بودن به لحاظ اخلاقی و هیجان خوشایندی درباره واقعه اخلاقی رخ داده، در سناریوها در شرایط محدودیت زمانی همبستگی مثبت (01/0 p ) وجود داشته است. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که تصمیم گیری اخلاقی تابع سیستمی دوگانه است که عبارت اند از: 1. سیستمی شهودی، خودکار، فوری، جهان شمول و مبتنی بر هیجان که تابع سازوکارهای ذهنی بنیادین و حاصل فرایند انتخاب طبیعی است و فرد نسبت به آنها آگاهی چندانی ندارد و 2. سیستم منطقی که حاصل تقکر آگاهانه است و مسبب ارائه توجیهاتی برای تصمیم گیری های اخلاقی فوری می شود.
پیش بینی کارآمدی خانواده از طریق مسئولیت پذیری با نقش میانجی خودمهارگری(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کارآمدی خانواده براساس مسئولیت پذیری و نقش میانجی خودمهارگری انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را زنان و مردان متأهل استان چهارمحال و بختیاری تشکیل می دادند. اعضای نمونه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. تعداد 150 نفر نمونه انتخاب شده برای گردآوری داده های پژوهش به پرسشنامه های کارآمدی خانواده صفورایی (1388)، مسئولیت پذیری گاف (1984) و خودمهارگری رفیعی هنر (1395) پاسخ دادند و نتایج به دست آمده با کمک روش های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون خطی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد: الف) بین کارآمدی خانواده و ابعاد سه گانه آن با مسئولیت پذیری و خودمهارگری رابطه مثبت معنادار وجود دارد؛ ب) بین کارآمدی خانواده و مسئولیت پذیری رابطه مثبت معنادار وجود دارد؛ ج) بین خودمهارگری و مسئولیت پذیری رابطه مثبت معنادار وجود دارد.
تدوین بسته آموزشی فرزندپروری مبتنی بر روان درمانی انگیزشی و امکان سنجی آن بر بهبود فرزندپروری مادران و کاهش اضطراب پسران مبتلا به نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم خرداد ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۷۲)
۱۵۸-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تدوین بسته آموزشی فرزند پروری مبتنی بر روان درمانی انگیزشی و امکان سنجی آن بر بهبود فرزند پروری مادران و کاهش اضطراب کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای پسران ابتدایی مبتلا به نافرمانی مقابله ای در منطقه 3 شهر مشهد در سال تحصیلی 1399-1400 بود که به روش نمونه گیری هدفمند 40 نفر از مادرانی که پسران مبتلا به نافرمانی مقابله ای داشتند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفره) جایگزین شدند ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای (CSI-4) گادو و همکاران (1994)، پرسشنامه اضطراب بک (PAI) (1990) و پرسشنامه شیوه فرزند پروری (PSDQ) رابینسون و همکاران (2001) بود. گروه آزمایش 15 جلسه یک ساعته و دو روز در هفته در جلسات آموزشی شرکت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری و با نرم افزار Spss 26 تحلیل شد. نتایج آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش فرزند پروری مبتنی بر روان درمانی انگیزشی منجر به بهبود سبک فرزند پروری مادر و کاهش اضطراب کودکان شده است (001/0P <). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش فرزند پروری مبتنی بر روان درمانی انگیزشی موجب بهبود سبک فرزند پروری مادر و کاهش اضطراب کودکان می گردد و می توان از این آموزش در جهت کاهش اضطراب کودکان استفاده نمود.
رابطه سبک های تصمیم گیری و شادکامی با نقش میانجی سبک زندگی در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه سبک های تصمیم گیری و شادکامی با نقش میانجی سبک زندگی در نوجوانان دختر بود. پژوهش حاضر توصیفی-مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم (پایه های نهم الی یازدهم) شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. 360 دانش آموز به روش دردسترس مشارکت داشتند و به پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHQ) (هیلز و آرگایل ، 2002)، نسخه دوم پروفایل سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت (HPLP-II) (والکر و همکاران، 1987) و پرسشنامه سبک تصمیم گیری عمومی (GDMS) (اسکات و بروس، 1995) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد، مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین نتایج نشان داد که شادکامی با سبک های تصمیم گیری اجتنابی (001/0=P، 57/0-=r)، وابسته (001/0=P، 60/0-=r) و آنی (001/0=P، 69/0-=r) همبستگی منفی و معنادار دارد؛ اما در مقابل سبک های تصمیم گیری منطقی (001/0=P، 59/0=r)، شهودی (001/0=P، 57/0=r) و مولفه های سبک زندگی، تغذیه (001/0=P، 50/0=r)، ورزش (001/0=P، 38/0=r)، مسئولیت پذیری (001/0=P، 43/0=r)، مدیریت استرس (001/0=P، 39/0=r)، روابط بین فردی (001/0=P، 53/0=r) و خودشکوفایی (001/0=P، 36/0=r) با شادکامی همبستگی مثبت و معنادار دارند (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ضرایب مسیر سبک های تصمیم گیری آنی (001/0=P، 067/0-=β)، اجتنابی (001/0=P، 052/0-=β)، وابسته (001/0=P، 046/0-=β)، منطقی (001/0=P، 058/0=β)، و شهودی (001/0=P، 061/0=β)، با نقش میانجی سبک زندگی بر شادکامی اثر غیرمستقیم و معنادار دارند (05/0>P). سبک های تصمیم گیری سازگار منطقی و شهودی به طور مستقیم و همچنین به واسطه سبک زندگی سلامت محور می توانند منجر به شادکامی در نوجوانان دختر شوند، اما در مقابل سبک های تصمیم گیری ناسازگار آنی، اجتنابی و وابسته اثر معکوس داشتند.
طراحی پروتکل نوروفیدبک و اثربخشی آن بر تکانشگری، بی ثباتی هیجانی و رفتار جرح خویشتن در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال شخصیت مرزی اختلالی با یک الگوی فراگیر بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره و عواطف به همراه تکانشگری بارز است. این اختلال با نقص مدارهای فعالیت فرونتالی مشخص شده است که نقش مهمی را در بازداری و تنظیم پرخاشگری بازی می کنند. پژوهش حاضر با هدف طراحی پروتکل نوروفیدبک و بررسی اثربخشی آن بر تکانشگری، بی ثباتی هیجانی و رفتار جرح خویشتن در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش نیمه آزمایشی بوده که با طرح پیش آزمون – پس آزمون و دوره پیگیری با گروه گواه اجرا شد. نمونه پژوهش شامل 30 بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بودند که با توجه به تشخیص روانپزشک و با استفاده از مصاحبه بالینی ساختارمند بر اساس DSM5 ، تشخیص اختلال شخصیت مرزی را دریافت کردند. آنها با نمونه گیری در دسترس انتخاب و به به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (آموزش نوروفیدبک) و کنترل تقسیم شدند .گروه آزمایش تحت 30 جلسه آموزش نوروفیدبک قرار گرفتند و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند. پس از آخرین جلسه درمانی، هردو گروه مجددا ارزیابی شدند. از مقیاس اختلال شخصیت مرزی(STB، پرسشنامه تکانشگری بارات(1957)، پرسشنامه بدتنظیمی هیجانی گراتز و رومر( 2004)، مقیاس خودآسیبی(سوانسون و همکاران، 1998) برای ارزیابی استفاده شد. سه ماه بعد از اجرای پژوهش آزمودنی ها مجددا مورد پیگیری قرار گرفتند . داده ها یا تحلیل کواریانس، تحلیل کوواریانس چندمتغیر( مانکووا) و تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، آموزش نوروفیدبک تاثیر معنی داری در کاهش علایم تکانشگری، بی ثباتی هیجانی و مولفه های آن و همچنین رفتار جرح خویشتن در گروه آزمایشی به نسبت گروه کنترل داشت(000/0=p). با توجه به یافته ها می توان گفت روش آموزش نوروفیدبک به عنوان یک روش موثر در کاهش تکانشگری، بی ثباتی هیجانی و رفتار جرح خویشتن قابلیت کاربرد اجرایی در مراکز درمانی را دارد.
ارزیابی پاسخ های مخاطبین آگهی های ملکی در فضای مجازی با روش بازاریابی عصبی (نورومارکتینگ)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی پاسخ های مخاطبین آگهی های ملکی در فضای مجازی با روش بازاریابی عصبی (نورومارکتینگ) می باشد که از نظر ماهیت پژوهش، کاربردی، به لحاظ روش پژوهش، کیفی و از نظر استراتژی پژوهش، نظریه داده-بنیاد بوده است. تعداد 30 مصاحبه نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. از مقبولیت، انتقال پذیری و تائید پذیری جهت برآورد روایی و از روش بازآزمون برای سنجش پایایی (89/14درصد) استفاده گردید. روش تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. بنابر نتایج به دست آمده، تعداد 330 کدباز اولیه، شناخته شد. در مرحله کدگذاری باز، داده ها از طریق ارتباطات تلفنی با مشتریان اینترنتی مسکن که نیاز به خرید یا معاوضه مسکن داشتند، جمع آوری گردید. در مرحله کد گذاری محوری 26 مفهوم به عنوان مفاهیم پژوهش شکل گرفتند؛ و درنهایت در مرحله کد گذاری انتخابی با استفاده از فن مقایسه مستمر مقوله ها تعداد 5 مقوله ی اصلی شامل فرایندها، مدیریت ارتباط با مشتری، ملاک های انتخاب ملک، خدمات به مشتریان و عامل زیباسازی، به دست آمد. انتظار می رود مدل طراحی شده در این پژوهش به طورکلی به عنوان ابزاری جهت افزایش جذب مشتریان و خواسته های مشتریان در انتخاب ملک مورداستفاده قرار گیرد.
تجربه زیسته زنان از زندگی خود و فرزندانشان پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
253 - 274
حوزههای تخصصی:
طلاق آسیب های فراوانی را با خود به همراه دارد. جدایی زوجین و فروپاشی ازدواج همراه با احساس ناکامی، پریشانی، غم و غصه، ابهام و سردرگمی در زندگی، تغییر سبک زندگی و به احتمال زیاد ابتلا به اختلالات روانشناختی می باشد. زنان نقش محوری و پررنگی در جامعه ایفا می کنند. زمانی که زنی از همسر خود جدا می شود آسیب های روانی و اجتماعی فراوانی معطوف او و فرزندانشان می باشد. در پژوهش حاضر نگرش زنان مطلقه نسبت به فرآیند جدایی، زندگی خود و فرزندانشان و آینده ایشان به طور کیفی و به شیوه پدیدار شناسی مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل 15 نفر از زنانی بود که فرزند داشته و از همسر خود جدا شده بودند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و از روش تحلیل تماتیک( مضمون) برای تحلیل اطلاعات به دست آمده از پژوهش استفاده شد. پس از کدگذاری و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه با شرکت کنندگان چهار مضمون اصلی،12 مضمون فرعی به همراه 97 مفهوم از تحلیل اطلاعات به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که مشکلات قبل و حین ازدواج مهم ترین عوامل زمینه ساز جدایی بوده و مشکلات مالی و مسأله دیدار با پدر از دیگر مشکلات پس از جدایی مادر از همسر می باشد. از جمله اطلاعات دیگر به دست آمده از پژوهش حاضر این است که استفاده از توصیه های مشاوران برای کاهش آسیب های پس از طلاق برای مادر و فرزند نیز مفید می باشد.
بررسی تجربه زیسته والدین در آموزش و یادگیری از راه دور، در دوران همه گیری کرونا: دیدگاه ها، عملکردها و توانمندی های لازم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
99 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی دیدگاه ها، عملکردها و توانمندیهای لازم در آموزش و یادگیری از راه دور از دیدگاه والدین است. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی و با روش پدیدارشناسی است. جامعه آماری شامل کلیه والدینی است که دارای یک فرزند یا بیشتر هستند، که از ابتدای همه گیری کرونا، در آموزش راه دور درگیر بوده اند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. روش نمونه گیری هدفمند و ملاک محور و با توجه به اشباع نظری، تا 24 مصاحبه ادامه یافت. نتایج پژوهش در سه مرحله کدگذاری توصیفی، تفسیری و تبیینی انجام شد. یافته ها شامل سه کد تبیینی با عنوان نگرش به آموزش و یادگیری از راه دور، عملکرد ذینفعان آموزش از راه دور و توانمندیها و نیازمندیها، که از کدهای تفسیری و توصیفی بدست آمده بود، است. نتایج نشان داد که والدین نگرشی مثبت به گسترش آموزش از راه دور در دوران کرونا و حتی پساکرونا دارند، اما بستر و امکانات آن را نامناسب و ناسازگار با نیازهای مختلف خانواده ها می دانند. آنها توانمندیها و نیازمندیهای لازم را در سه بخش کلی منابع، روش های آموزشی و انواع مهارت ها بیان کردند و عملکردها را در این آموزش، در بخش های مدرسه و عوامل آن، خانواده و مسئولین مربوطه مورد تحلیل قرار دادند. تجزیه و تحلیل دیدگاه های اقشار مختلف بخصوص والدین در باره آموزش از راه دور، موجب خواهد شد تا تصمیمات و اقدامات بهتری در آینده و در بستر این آموزش انجام شود.
نقش واسطه ای بخشودگی بین فردی در رابطه بین تمایز یافتگی و شایستگی اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای بخشودگی بین فردی در رابطه بین تمایزیافتگی و شایستگی اجتماعی دانشجویان بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش، شامل دانشجویان دختر دانشگاه تهران در همه مقاطع در سال 1399 بودند. به منظور جمع آوری داده ها 378 نفر از آن ها به روش در دسترس انتخاب شده و به صورت آنلاین مورد سنجش قرار گرفتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه شایستگی اجتماعی (SCQ) (پرندین، 1385)، پرسشنامه تمایزیافتگی خود (DSI) (اِسکورن و اِسمیت، 2003) و مقیاس بخشودگی بین فردی (IFS) (احتشام زاده و همکاران، 1389) انجام شد. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 تحلیل شدند. ضرایب مسیر تمایزیافتگی بر بخشودگی بین فردی (001/0=P، 635/0=β) و بخشودگی بین فردی بر شایستگی اجتماعی (001/0=p، 649/0=β) معنادار بود (05/0>P)؛ اما مسیر مستقیم تمایزیافتگی بر شایستگی اجتماعی معنادار نبود (122/0=p، 149/0=β). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که مسیر غیرمستقیم تمایزیافتگی بر شایستگی اجتماعی با نقش میانجی بخشودگی بین فردی (001/0=P، 412/0=β) معنادار بود (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که بخشودگی بین فردی بین تمایزیافتگی و شایستگی اجتماعی دانشجویان دختر نقش میانجی کامل دارد.
رابطه استرس انتظارات تحصیلی و رفتارهای خودشکن تحصیلی: نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم تیر ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۷۳)
۱۸۰-۱۶۹
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه استرس انتظارات تحصیلی و رفتارهای خودشکن تحصیلی با توجه به نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی است. پژوهش بنیادین و از نوع توصیفی _همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان قم بودند که در سال تحصیلی 400-1399 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 420 نفر از دانشجویان بودند که به شیوه دردسترس و از طریق شبکه های اجتماعی واتساپ، اینستاگرام، ایمیل، سروش و آی گپ با توجه به شرایط پاندمی کووید 19 در پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) فریستون و همکاران (1994)، پرسشنامه استرس ناشی از انتظارات تحصیلی (AESI) آنگ و هوان (2006)، مقیاس رفتار و شناخت خودشکن (SDBCs) کانیگهام (2007) بود. درنهایت از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرم افزار 25 spss و 3smart pls برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که شاخص های مدل پیشنهادی از برازش قابل قبولی برخوردار هستند. مسیر استرس انتظارات تحصیلی به رفتارهای خودشکن تحصیلی (000/0P = , 499/0 = β )، استرس انتظارات تحصیلی به عدم تحمل بلاتکلیفی (000/0P = , 546/0 = β) و عدم تحمل بلاتکلیفی به رفتار خودشکن تحصیلی (000/0P = , 488/0 = β) گزارش می شود. یافته پژوهش نشان می دهد استرس انتظارات تحصیلی به واسطه عدم تحمل بلاتکلیفی در رفتارهای خودشکن تحصیلی نقش دارد.
رابطه علّی راهبردهای مقابله ای و اضطراب کرونا با نقش میانجی گری تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۲۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
149 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه میان راهبردهای مقابله ای و اضطراب کرونا بود. روش پژوهش، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان پسر مقطع کارشناسی مرکز آموزش عالی پلدختر (450 نفر) در سال تحصیلی 400-1399 بود. 210 دانشجو به صورت آنلاین در این مطالعه شرکت کردند و به پرسشنامه های اضطراب کرونا ویروس علی پور و همکاران (1398)، راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985) و تاب آوری کونور- دیویدسون (2003) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 و AMOS-24 انجام شد. نتایج نشان داد راهبرد مقابله ای هیجان مدار دارای اثر مستقیم بر اضطراب کرونا بود (01/0>p)؛ اما راهبرد مقابله ای مسأله مدار بر اضطراب کرونا اثر مستقیم نداشت (05/0<p). راهبرد مقابله ای مسأله مدار دارای اثر مستقیم بر تاب آوری بود (01/0>p)؛ اما راهبرد مقابله ای هیجان مدار بر تاب آوری اثر مستقیم نداشتند. همچنین تاب آوری دارای اثر غیرمستقیم بر اضطراب کرونا بود (01/0>p). نتایج غیرمستقیم مسیرها نشان داد که فقط راهبردهای مقابله ای مسأله مدار با میانجی گری تاب آوری می تواند از میزان اضطراب کرونا بکاهد. با توجه به یافته های پژوهش، تمرکز بر نوع راهبرد مقابله ای، می تواند اثر مهمی در اضطراب کرونا دانشجویان داشته باشد. پیشنهاد می شود مداخلات درمانی مبتی بر تاب آوری و مقابله، در درمان اضطراب کرونا مورد توجه قرار گیرد.
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه آسیب های جسمی و روانی تلفن همراه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۷
75 - 93
حوزههای تخصصی:
زمینه: گسترش استفاده از تکنولوژی رسانه های صوتی و تصویری، جامعه را با چالش های پزشکی، فرهنگی و اقتصادی فراوانی رو به رو ساخته است. در این میان استفاده مفرط از تلفن همراه می تواند مشکلات فراوانی را در پی داشته باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسش نامه آسیب های جسمی و روانی تلفن همراه انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و از نوع تحلیل عاملی تاییدی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه شهروندان شهر خرم آباد با مدرک تحصیلی دیپلم به بالاتر در سال 1399 تشکیل داد که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 200 نفر به صورت آنلاین و مجازی به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. یافته ها: نتایج نشان داد پرسش نامه آسیب های جسمی و روانی تلفن همراه تحلیل عاملی شده دارای 42 سوال و 10 مؤلفه (ترس از دست دادن، سندرم ویبره، سندرم اردک، نوموفوبیا، بیخوابی، مشکل شنوایی، سندرم چشم، سندرم تونل و گردن پیامکی) بوده و از لحاظ روان سنجی از پایایی، روایی و برازندگی خوبی برخوردار است. بحث و نتبجه گیری: از پرسش نامه تحلیل عاملی شده آسیب های جسمی و روانی تلفن همراه، می توان برای شناسایی و مطالعات مربوط به آسیب های جسمی و روانی تلفن همراه استفاده کرد.
اثربخشی رویکرد مبتنی بر توانمندی بر خودکنترلی و تنظیم هیجان زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی پس از طلاق برای بسیاری از افراد نا ممکن به نظر می رسد. بعد از طلاق و جدایی از همسر تازه همه چیز شروع می شود. زنان از روز طلاق به بعد احساسات جدید منفی یا مثبتی را تجربه خواهند کرد. لذا، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رویکرد مبتنی بر توانمندی بر خودکنترلی و تنظیم هیجان زنان مطلقه بود. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و از لحاظ روش بر اساس طرح پژوهش و شیوه انجام، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون (با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه) بود. جامعه آماری به کار رفته در پژوهش حاضر شامل کلیه زنان مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی منطقه 7 تهران در سال 1401 بود و از بین این افراد با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 40 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) گمارده شدند. سپس، روی گروه آزمایش بسته رویکرد مبتنی بر توانمندی بر اساس پروتکل تهیه شده توسط Darbani & Parsakia (2022) اجرا شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجان Gross & John (2003) و پرسشنامه خودکنترلی Tangney et al. (2004) بود. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی و نسخه 26 نرم افزار SPSS استفاده شد. با توجه به مقدار F و سطح معناداری مقدار به دست آمده در متغیر تنظیم هیجان (56/7 = F و 002/0 = P) و خودکنترلی (91/6 = F و 002/0 = P) می توان نتیجه گرفت که متغیر مستقل (رویکرد مبتنی بر توانمندی) به شکل معناداری باعث تغییر در متغیرهای وابسته (تنظیم هیجان و خودکنترلی) شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تغییرات ایجاد شده در متغیرهای وابسته ناشی از اجرای رویکرد مبتنی بر توانمندی بر گروه آزمایش بود. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد تأثیرات ناشی از رویکرد مبتنی بر توانمندی بر متغیرهای پژوهش پایدار بود. بر اساس یافته های موجود می توان نتیجه گیری نمود که رویکرد مبتنی بر توانمندی بر تنظیم هیجان و خودکنترلی زنان مطلقه مؤثر بود. از این رو، پیشنهاد می شود متخصصین از فنون این رویکرد در کار خود بهره مند شوند.
نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و رفتار سکوت کلاسی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و رفتار سکوت کلاسی دانش آموزان دختر پایه ششم شهرستان شهرکرد بود. روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 4800 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 320 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها شامل رفتار سکوت کلاسی بهنام فر و همکاران (CSBQ) (1394)، ویژگی های شخصیتی کاستا و مک کری (NEO_PI) (1998) و خودکارآمدی تحصیلی جینگز و مورگان (MJSENS) (1999) بود. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS 25 وAMOS 25 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است ویژگی های شخصیتی به جز باوجدان بودن بر رفتار سکوت کلاسی اثر علی و مستقیم دارند (01/0>P). . همچنین گشودگی نسبت به تجربه، توافق پذیری و باوجدان بودن از طریق خودکارآمدی تحصیلی اثر علی و غیرمستقیم بر رفتار سکوت کلاسی دارد (01/0>P). بنابراین توجه به ویژگی های شخصیتی و خودکارآمدی تحصیلی در جهت کاهش رفتار سکوت کلاسی و افزایش مشارکت کلاسی دانش آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است.
پیش بینی تاثیر ویژگی های شخصیتی بر شوخ طبعی و تفکر انتقادی زوجین شهر نیشابور
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی ویژگی های شخصیتی بر شوخ طبعی و تفکر انتقادی زوجین بود. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن پیمایشی- تحلیلی است و به شیوه همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را زوج های جوان نیشابور تش کیل داده اند. نمونه گیری به صورت در دسترس از بین زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره در سطح شهر نیشابور که حداقل 2 سال از ازدواج آن ها گذشته بود و داوطلب شرکت در این پژوهش بودند؛ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش شامل پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا فاسیون (CCTST)، پرسشنامه استاندارد سبک های شوخ طبعی مارتین و همکاران 1988 و پرسشنامه 5 عاملی شخصیت نئو (1985) بود. برای تحلیل اطلاعات از آزمون همبستگی استفاده شد که با استفاده از نرم افزار SPSS صورت پذیرفت. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین شوخ طبعی و باوجدان بودن و توافق رابطه معناداری وجود ندارد؛ این در حالی است که یافته های فوق حاکی از آن است که شوخ طبعی با برون گرایی و انعطاف پذیری رابطه مستقیم و معناداری و با مؤلفه های روان رنجوری رابطه معکوس و معناداری دارد. همچنین بین تفکر انتقادی و انعطاف پذیری رابطه معناداری وجود ندارد؛ این در حالی است که یافته های فوق حاکی از آن است که تفکر انتقادی با برون گرایی و توافق و باوجدان بودن رابطه مستقیم و معناداری و با مؤلفه های روان رنجوری رابطه معکوس و معناداری دارد.
اثربخشی آموزش شناختی- رفتاری مبتنی بر آموزش رو در روی بر سبک های فرزندپروری به مادران دارای کودک مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای در شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزش رو در روی بر سبک های فرزندپروری به مادران دارای کودک مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای در شهر اصفهان بود روش : در این مطالعه ی کارآزمایی 50 نفر از مادران دارای کودکان 10-3 ساله ی مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای در اصفهان در سال 1397 وارد مطالعه و به طور تصادفی ساده به دو گروه تقسیم شدند. به گروه اول آموزش رو در رو ارایه شد. گروه دوم، گروه شاهد (در نوبت درمان) بودند. ارزیابی با آزمون کانرز و ارزیابی فرزندپروری بامریند، قبل و بعد از زمان مداخله سنجیده شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS و تجزیه و تحلیل آزمون های آنووا، کروسکال- والیس، آزمون تی زوجی و من ویتنی تحلیل شدند. یافته ها: آموزش رو در روی بر بهبود مشکلات سلوک (P=0/03)، یادگیری (P=0/04)، بیش فعالی (P=0/007)، رفتار تکانه ای (P=0/008) و اضطراب (P=0/02) کودکان موثر بود، ولی در مشکلات جسمی- روانی (P=0/7) تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: آموزش والدین کودکان دچار مشکلات سلوک، یادگیری، بیش فعالی، رفتار تکانه ای و اضطراب با شیوه ی آموزش رو در روی والدین در بهبود مشکلات کودکان موثر بود.
تاثیر درمان هیجان مدار بر انعطاف پذیری کنشی و اضطراب مرگ بیماران عروق کرونر قلب
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: بیماری های قلبی عروقی به عنوان مهم ترین عامل مرگ و ازکارافتادگی در ایران و جهان محسوب می شوند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان هیجان مدار بر انعطاف پذیری کنشی و اضطراب مرگ بیماران عروق کرونر قلب بود. مواد و روش کار: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه بیماران عروق کرونر قلب مراجعه کننده به کلینیک باران مشهد در نیمه اول سال 1400 شامل 85 نفر بودند و گروه نمونه شامل 30 نفر از این افراد بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری جای گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (2003)، و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1983) بود. جهت اجرای درمان هیجان مدار از پروتکل گرینبرگ و واتسون (2009)، استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون آماری تحلیل کواریانس چند متغیره حاکی از وجود تفاوت معنادار در انعطاف پذیری کنشی و اضطراب مرگ بیماران عروق کرونر قلب در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل که هیچ نوع درمانی را دریافت نکرده بودند، بود. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده می توان بکارگیری درمان هیجان مدار با پروتکل گرینبرگ و واتسون را جهت بهبود انعطاف پذیری کنشی و اضطراب مرگ بیماران عروق کرونر قلب پیشنهاد نمود.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان متمرکز بر شفقت بر رضایت از زندگی زناشویی و طرحواره های ناسازگار زنان متأهل دانشجوی دانشگاه آزاد اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۲۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
105 - 128
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان متمرکزبرشفقت بر رضایت از زندگی زناشویی و طرحواره های ناسازگار انجام شد. پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش-آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان متأهل دانشجوی دانشگاه آزاد اهواز در سال 1398 بود که با روش هدفمند، 60 نفر از آنها با سابقه تأهل بین 1 تا 5 سال، انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر کدام 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه رضایت زناشویی و پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه بود. گروه آزمایشی طرحواره در 8 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی و گروه آزمایش شفقت، 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان متمرکزبرشفقت بر اساس مفاهیم گیلبرت را دریافت کردند. تحلیل داده ها بااستفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره-درمانی بر میزان رضایت زناشویی زنان متأهل و همچنین بر 4 حوزه از 5 حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه و درمان متمرکزبرشفقت بر رضایت زناشویی و بر هر 5 حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه مؤثر است. همچنین نتایج نتایج حاکی از آن بود که بین طرحواره درمانی و درمان متمرکز بر شفقت از لحاظ اثربخشی بر رضایت زناشویی و طرحواره های ناسازگار اولیه تفاوت معنی داری وجود ندارد. با توجه به نتایج بدست آمده، می توان از طرحواره درمانی و درمان متمرکزبرشفقت برای بهبود رضایت زناشویی و طرحواره های ناسازگار اولیه در زنان متأهل دانشجو استفاده کرد.
ارتباط سبک های هویت و راهبردهای مقابله ای با سازگاری زناشویی در پرستاران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف حرفه پرستاری پراسترس است و پرستاران برای حفظ تمرکز بر مراقبت از بیمار و همچنین داشتن سازگاری زناشویی و حل مشکلات شخصی نیاز دارند راهبردهای مقابله ای مناسب به کارگیرند. ارتباط سبک های هویتی پرستاران با راهبردهای مقابله ای مورد استفاده و سازگاری زناشویی هنوز به طور کامل روشن نیست. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین ارتباط سبک های هویتی با راهبردهای مقابله ای و سازگاری زناشویی در پرستاران انجام شد مواد و روش ها این پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مقطعی بر روی 221 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر رشت که به شیوه تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند، انجام شد. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه های راهبردهای مقابله ای بیلینگز و موس، سبک های هویتی و آزمون سازگاری زناشویی لاک والاس صورت گرفت. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 23 تحلیل شد. یافته ها میانگین نمره سازگاری زناشویی شرکت کنندگان 11 /97± 111 /68 و در محدوده مطلوب بود. میانگین نمره کل سبک های هویتی 12 /27±100/31 بود. میانگین نمره کل راهبردهای مقابله ای 7/25± 38/58 بود. سازگاری زناشویی با سبک های هویتی اطلاعاتی (r=0/14 و P=0/03) و هویت هنجاری (r=-0/17 و P=0/01) و راهبرد مقابله ای حل مسئله (r=-0/15 و P=0/03) همبستگی داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد تنها سبک های هویت و تعداد ساعت شیفت قادر به تبیین 20 درصد تغییرات سازگاری زناشویی در پرستاران است. نتیجه گیری یافته ها نشان داد سازگاری زناشویی در پرستاران این مطالعه در رشت (ایران) در حد مطلوب است. فقط سبک های هویتی اطلاعاتی و هنجاری و تعداد ساعت شیفت قادر به تبیین تغییرات سازگاری زناشویی در پرستاران هستند.