فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
36 - 21
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر علائم روان تنی و تحمل پریشانی هیجانی در زنان دارای تعارضات زناشویی انجام شد.
روش : پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروههای آزمایش و کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مرکز خدمات مشاوره و روان درمانی پرهام شهر تهران در سال 1402- 1401 بود، که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 45 آزمودنی واجد ملاک های ورود به پژوهش انتخاب و در سه گروه (هر گروه 15 نفر) گمارش تصادفی شدند. هر یک از دو رویکرد مداخلاتی طی 8 جلسه برای گروههای آزمایش اجرا شدند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه علائم روان تنی لاکورت و پرسش نامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله درمانی بر کاهش علائم روان تنی و افزایش تحمل پریشانی آزمودنی های گروه آزمایش اثربخش بود (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نیز نشان داد بین میزان تأثیر دو رویکرد درمانی بر علائم روان تنی تفاوت معناداری وجود ندارد، اما تأثیر درمان پذیرش و تعهد بر افزایش تحمل پریشانی بیش تر از درمان وجودی است (05/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی دو رویکرد مداخلاتی در زنان دارای تعارض زناشویی، به روان شناسان و مشاوران شاغل در این حوزه توصیه می شود برای بهبود مسائل روان شناختی مراجعان از این روش های آموزشی و درمانی استفاده کنند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر روان شناسی مثبت و درمان شناختی– رفتاری بر اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پر خطر دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۳
22 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر روان شناسی مثبت و درمان شناختی- رفتاری بر اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پر خطر دانش آموزان پسر شهر یاسوج بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر یاسوج در سال تحصیلی 1400-1399 بود. در ابتدا، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت توسط دانش آموزان تکمیل گردید و 45 دانش آموز که نمره اعتیاد به اینترنت آنان بالاتر از نقطه برش (برابر با 46) بود، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. پیش از اجرای مداخلات، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت و مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی توسط آزمودنی ها تکمیل شد. پس از آن، گروه آزمایشی 1 (درمان شناختی- رفتاری) و گروه آزمایشی 2 (درمان مبتنی بر روان شناسی مثبت) در 10 جلسه 90 دقیقه ای، تحت مداخله قرار گرفتند، در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. پس از آخرین جلسه، پس آزمون اجرا شد و داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر روان شناسی مثبت می توانند بر کاهش اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پر خطر مؤثر باشند (0/001>p). همچنین تفاوت معناداری بین دو درمان مشاهده نشد(0/05<p). با توجه به نتایج، درمانگران و متخصصان بالینی می توانند از درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر روان شناسی مثبت به عنوان رویکردهای درمانی مؤثر در زمینه اعتیاد به اینترنت و پیشگیری از رفتارهای پرخطر استفاده کنند.
پیش بینی رفتارهای غیرمولد دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بر اساس فرا هیجان، شخصیت آندروژنی و عملکرد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۳
85 - 94
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رفتارهای غیرمولد دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه براساس فراهیجان، شخصیت آندروژنی و عملکرد خانواده انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر ارومیه بود که تعداد آن ها 7315 نفر بودند. از این جامعه با استفاده جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای تعداد 364 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتارهای غیرمولد تحصیلی ریمکس (2012)، پرسشنامه فراهیجان میتمنسگرابر و همکاران (2009)، مقیاس نقش جنسیت بم (1974) و پرسشنامه سنجش عملکرد خانواده اپشتاین و همکاران (2003) استفاده شد. داده ها به کمک همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین فراهیجان مثبت با رفتارهای غیرمولد تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بین فراهیجان منفی و رفتارهای غیرمولد تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین شخصیت آندروژنی با رفتارهای غیرمولد تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بین عملکرد خانواده و مؤلفه های آن با رفتارهای غیرمولد تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که شخصیت آندروژنی با ضریب 28/0-، عملکرد خانواده با ضریب 20/0 و فراهیجان مثبت با ضریب 18/0- و فراهیجان منفی با ضریب 12/0 قادر به پیش بینی تغییرات رفتارهای غیرمولد تحصیلی هستند (05/0p<). با توجه به یافته ها پیشنهاد می شود مشاوران در مدارس به جنبه های شخصیتی، فراهیجان و عملکرد خانواده در دانش آموزان توجه کرده و بر اساس آن برنامه های مناسبی برای کاهش رفتارهای غیرمولد تحصیلی طراحی کنند.
تأثیر درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب اجتماعی، خودکارآمدی و کیفیت زندگی بزرگسالان دارای لکنت زبان با رویکرد روان شناسی زبان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
15 - 27
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحقیقات نشان داده است که لکنت تأثیر منفی بر سرزندگی کلی و سلامت عاطفی، اجتماعی و روانی فرد دارد و به طور بالقوه منجر به کاهش کیفیت زندگی بزرگسالانی که لکنت دارند می شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب اجتماعی، خودکارآمدی و کیفیت زندگی بزرگسالان دارای لکنت زبان با رویکرد روان شناسی زبان انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مردان بزرگسال دارای لکنت مراجعه کننده به کلینیک های روان شناسی شهر مشهد در سال 1402 بود. از بین این افراد تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دس ترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند؛ و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون مقیاس های اضطراب اجتماعی؛کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی فرم کوتاه؛ پرسشنامه خودکارآمدی را تکمیل کردند. گروه آزمایشی برنامه درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی را در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل تحت آموزش معمول روزانه قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره با رعایت مفروضه های آماری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب اجتماعی، خودکارآمدی و کیفیت زندگی بزرگسالان دارای لکنت زبان به طور معناداری اثربخش است (05/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان به بهبود اضطراب اجتماعی، خودکارآمدی و کیفیت زندگی بزرگسالان دارای لکنت زبان از طریق درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی کمک کرد.
مروری بر مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی در افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
39 - 46
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افسردگی وضعیتی است که با رنج شدید و آسیب های عمده در سلامت عمومی، کیفیت زندگی و فعالیت های اجتماعی و شغلی بیمار همراه است که در برخی موارد ممکن است منجر به خودکشی شود. افسردگی یکی از علل ناتوانی در جهان است که بارمراقبت و باراقتصادی بیشماری را به همراه داشته است. بنابراین در نظر گرفتن راه های جدید برای درک ناهمگونی فنوتیپ های بالینی در افسردگی ضرورت دارد. در سال های اخیر مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی در شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با اختلالات خلقی منجر به یافته هایی در مورد دخالت سیستم ایمنی در علت شناسی و درمان افسردگی شده است. مواد و روش ها: این مقاله مروی، گزارشی باهدف مروری بر مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی در افسردگی ارائه می کند. با توجه به گستردگی تحقیقات علمی در این زمینه صرفاً از مقالات انگلیسی و فارسی با رویکرد ایمنی شناسی عصبی روانی گزارش شده در سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ و در پایگاه های اطلاعات داده PubMed, google scholar و Scopus استفاده شده است. کلمات کلیدی استفاده شده عبارت بودند از: Neuroinflammation، Inflammation، Depression وpsychoneuroimmunology. یافته ها: این مقاله، مرور ادبیات پژوهشی در حوزه ایمنی شناسی عصبی روانی افسردگی را در سه سطح ۱-التهاب و افسردگی، ۲-مسیرهای ایمنی شناسی در افسردگی و ۳- مداخلات مبتنی بر ایمنی شناسی عصبی روانی در افسردگی بررسی کرد. نتیجه گیری: مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی افسردگی یا مطالعه ارتباط متقابل بین سیستم های عصبی، ایمنی و غدد درون ریز به طور گسترده ای شکاف علمی و پژوهشی در خصوص رابطه بین افسردگی و سیستم ایمنی را برطرف می کند. به دلیل اثربخشی و مقرون به صرفه بودن نسبی مداخلات روانی اجتماعی برای درمان بیماری های مزمن، مداخلات روانی اجتماعی ممکن است یک راهبردمناسب برای کاهش بار بیماری و بهبود سلامت انسان باشد.
بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی بر توانایی های شناختی و عملکرد تحصیلی تیزهوشان کم پیشرفت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
67 - 75
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کم پیشرفتی به عنوان یک اختلاف توانایی- بهره وری در نظر گرفته می شود تا اختلاف در توانایی-یادگیری؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی بر توانایی های شناختی و عملکرد تحصیلی تیزهوشان کم پیشرفت بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مدارس استعدادهای درخشان شهرستان خوی که با عنوان دانش آموز تیزهوش شناخته می شوند، تشکیل دادند که از بین آنها دانش آموزانی که واجد ملاک کم پیشرفتی تحصیلی بودند به تعداد 30 نفر به صورت هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه عملکرد تحصیلی صالحی (1393) و پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (1392) استفاده شد. برنامه تمرینی گروه مداخله شامل هشت هفته دو جلسه ای (مجموعاً 16 جلسه)، 60 دقیقه تمرین برنامه توانبخشی شناختی بود. گروه کنترل نیز برنامه عادی روزمره خود را دنبال کرد. در پایان هفته شانزدهم از همه شرکت کنندگان پس آزمون به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح خطای 05/0 با نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند. یافته ها: ن نتایج نشان داد شانزده هفته برنامه توانبخشی شناختی باعث افزایش معنادار عملکرد تحصیلی (001/0=P) و مهارتهای شناختی (001/0=P)، تیزهوشان کم پیشرفت شد. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گرفته می شود که می توان از برنامه توانبخشی شناختی برای بهبود عملکرد تحصیلی و مهارت های شناختی تیزهوشان کم پیشرفت استفاده کرد.
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی اجتماعی دانش آموزان وابسته به فضای مجازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
125 - 136
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گسترش روزافزون فضای مجازی زندگی افراد را تحت تأثیر قرار داده است. نسل جدیدی که در این فضا متولد شده اند، روزبه روز، بیشتر از فضای مجازی استفاده می کنند و سبک زندگی مجازی را شکل داده اند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی اجتماعی دانش آموزان وابسته به فضای مجازی است. مواد و روش ها: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان وابسته به فضای مجازی شهر نیشابور در سال ۰۱- ۱۴۰۰ بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ۳۰ دانش آموز وابسته به فضای مجازی شهر نیشابور انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، ۱۹۹۸)، مقیاس انعطاف پذیری شناختی (مارتین و روبین، ۱۹۹۵)، پرسشنامه بهزیستی اجتماعی (کیز، ۱۹۹۸) بود. برنامه آموزشی مهارت های زندگی برگرفته از پژوهش زارع و همکاران (۱۳۹۹) بود که در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای اجرا شد. برای تحلیل نتایج از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شده است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که برنامه آموزشی مهارت های زندگی توانسته است انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی اجتماعی را در بین دانش آموزان وابسته به فضای مجازی بهبود بخشد. نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی با بهبود توانایی های شناختی، هیجانی و مهارتی سبب افزایش ادراک هیجان ها و ارائه پاسخ های سازگارانه می شود که انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی اجتماعی دانش آموزان را بهبود می بخشد.
اثربخشی درمان هولوگرافیک بر کنجکاوی اجتماعی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر اقدام کننده به خودکشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
150 - 158
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودکشی یک پیامد اجتماعی پیچیده است و در بین دانش آموزان دختر یک مشکل رو به افزایش است. برای پیشگیری از اقدام به خودکشی مهارت ها و مداخلات فروانی ارائه شده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان هولوگرافیک بر کنجکاوی اجتماعی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر اقدام کننده به خودکشی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اصفهان در سال 1402 دارای سابقه خودکشی در دو سال گذشته بود. از بین آن ها تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی و با روش قرعه کشی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه آزمایش درمان هولوگرافیک (9 جلسه) و هر هفته یک جلسه و به مدت 90 دقیقه دریافت نمودند و گروه کنترل در این مدت مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه کنجکاوی اجتماعی تود و همکاران (2018) و مقیاس سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (۲۰۰۶) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری با نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان هولوگرافیک در افزایش کنجکاوی اجتماعی و سرزندگی تحصیلی در مرحله پس آزمون مؤثر بود (001/0p<). نتیجه گیری: یافته ه ای پژوه ش حاض ر می توان د در انتخ اب و طراح ی مناس ب ترین رویک رد درمان ی در کاهش افکار خودکشی دانش آموزان دختر دارای پریشانی روان شناختی مورداستفاده ق رار گیرن د.
مقایسه اثربخشی بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و آموزش تنظیم هیجان بر احساس تنهایی وانعطاف پذیری روان شناختی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
375 - 384
حوزههای تخصصی:
هدف ازپژوهش حاضر مقایسه تأثیر بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و آموزش تنظیم هیجان براحساس تنهایی و انعطاف پذیری روانشناختی در دختران نوجوان بود.روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری دختران ناحیه 2 اصفهان در پاییز1401 بودند.60 نفر از جامعه مذکور برحسب معیارهای ورود به مطالعه وبه صورت هدفمند انتخاب و از طریق گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و ونادروال (2010) و پرسشنامه احساس تنهایی راسل و همکاران(1980) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. گروه های آزمایش 8 جلسه تحت آموزش تعامل کارآمد مادر- نوجوان و تنظیم هیجان قرار گرفتند و در این مدت گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و تنظیم هیجان در مراحل پس آزمون وپیگیری نسبت به گروه کنترل بر متغیر احساس تنهایی و نمرات انعطاف پذیری روانشناختی تأثیر معنادارداشته اند (05/0>P). همچنین تعامل کارآمد مادر- نوجوان تاثیربیشتری را برانعطاف پذیری روانشناختی داشته است. بر اساس یافته ها،بسته آموزشی تعامل کارآمد مادر- نوجوان و تنظیم هیجان برای کاهش احساس تنهایی وارتقاء انعطاف پذیری روانشناختی قابل استفاده است.
اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تاب آوری و سرسختی خانواده در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی شفقت درمانی بر تاب آوری و سرسختی خانواده در زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش زنان سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی شهرستان یزد در سال 1402 بودند. برای انتخاب نمونه به روش نمونه گیری دردسترس 30 زن سرپرست خانوار انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (15 زن) و کنترل (15 زن) قرار گرفتند. پس از گروه بندی و انجام پیش آزمون، طی 24 جلسه 90 دقیقه ای، درمان مبتنی بر شفقت به گروه آزمایش ارائه شد. ابزار سنجش این پژوهش، پرسشنامه های تاب آوری خانواده و سرسختی خانواده بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر وآزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت باعث بهبود تاب آوری و سرسختی خانواده در زنان سرپرست خانوار می شود. بنابراین درمان مبتنی بر شفقت می تواند گزینه مناسبی برای زنان سرپرست خانوار باشد تا بتوانند مشفقانه با خود رفتار کند و برخورد مناسب تری با فشارها و مسئولیت های زندگی داشته باشند.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر عدم تحمل ابهام، ناگویی خلقی و اضطراب در افراد مبتلابه سو مصرف مواد مخدر
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: سو مصرف مواد یک بیماری جسمی، روانی و اجتماعی است که باعث تغییر در عملکرد طبیعی مغز می شود و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر عدم تحمل ابهام، ناگویی خلقی و اضطراب در افراد مبتلا سو مصرف مواد مخدر انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود که همراه با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه افرادی بود که در سال 1402 به مرکز ترک اعتیاد سلامت شهرستان جهرم مراجعه کرده و درحال درمان بودند. تعداد 40 نفر به عنوان نمونه از این جامعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 20 نفر) تقسیم شدند. دو گروه پیش و پس از مداخله به پرسشنامه تحمل ابهام مک لین (MSTAT-II)، پرسشنامه ناگویی خلقی تورنتو (TAS-20) و مقیاس اضطراب لاویبوند (DASS-21) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-21 و آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر متغیرهای تحمل ابهام (001/0=P)، دشواری در تشخیص احساسات (001/0=P)، جهت گیری خارجی (003/0=P) و اضطراب (001/0=P)، در مرحله پس آزمون تأثیر معنادار دارد. طبق این نتایج درمان شناختی رفتاری به طور معناداری باعث کاهش عدم تحمل ابهام، ناگویی خلقی و اضطراب شرکت کنندگان گروه آزمایش شد (001/0< p). نتیجه گیری: بنابراین می توان از روش درمان شناختی رفتاری در جهت کاهش اختلالات روان شناختی و درنتیجه افزایش سلامت روان شناختی افراد دچار سو مصرف مواد بهره برد.
Comparison of the Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction Group Exercises with Emotion-Focused Group Therapy on Authentic Happiness in Critically Ill Inpatients and Recovered COVID-19 Patients(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) group exercises and Emotion-Focused Group Therapy (EFGT) on the authentic happiness of critically ill inpatients and those recovered from COVID-19. Methods: The research utilized a quasi-experimental design with three groups (one control group and two experimental groups), conducted in three phases (pre-test, post-test, and three-month follow-up). The study population included all critically ill patients hospitalized and then recovered from COVID-19 during the second quarter of 2021 at Imam Reza Hospital in Mashhad. A sample size of 15 patients per group, totaling 45 patients, was considered. Patients were randomly assigned to three groups using a convenience sampling method. The training group (1) received eight 45-minute sessions of Emotion-Focused Group Therapy by Greenberg, Warwar, and Malcolm (2008), and training group (2) underwent eight 120-minute sessions of MBSR by Kabat-Zinn (2005), while the control group did not receive any treatment. Data were collected using Rashid's (2008) Authentic Happiness Inventory and analyzed using mixed ANOVA with repeated measures through SPSS-23 software. Findings: Results indicated that although both treatments had an effect on authentic happiness and its components up to the follow-up stage (p < 0.01), no significant difference in the effectiveness of the two treatments on authentic happiness in patients was observed. Conclusion: This research could broadly benefit the psychological state improvement in critically ill inpatients and those recovering from acute or chronic illnesses.
Efficacy of Acceptance and Commitment Therapy on Intimacy, Marital Forgiveness, and Marital Burnout in Women Affected by Extramarital Relationships(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to determine the efficacy of acceptance-based therapy in enhancing intimacy and marital forgiveness and reducing marital burnout in women affected by extramarital relationships. Methods: This was a quasi-experimental study with a pretest-posttest and follow-up design, including a control group. The population consisted of all women affected by their husband's extramarital relationships who attended specialized family counseling centers in District 6 of Mashhad. From this group, 30 participants were selected through purposive sampling based on inclusion and exclusion criteria. Data were collected using the Rey et al. (2001) Marital Forgiveness Scale, the Pines (1996) Marital Burnout Scale, and the Thompson and Walker (1983) Marital Intimacy Scale. Participants were then randomly assigned into three experimental groups and one control group, each consisting of 15 individuals. Data analysis was conducted using repeated measures analysis of variance with the Statistical Software Package SPSS-20. Findings: The findings indicated that acceptance and commitment therapy was effective in improving intimacy, marital forgiveness, and reducing marital burnout in women affected by extramarital relationships (P < 0.01). The results were also sustained at the follow-up stage. Conclusion: Therefore, it can be concluded that acceptance and commitment therapy was effective in enhancing intimacy, forgiveness, and reducing marital burnout among women impacted by extramarital relationships, and this therapeutic approach can be utilized to address psychological issues in couples affected by extramarital relationships.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی به مادران برکاهش مشکلات هیجانی-رفتاری کودکان 8- 6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ تابستان (شهریور) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۸
1417 - 1434
حوزههای تخصصی:
زمینه: مشکلات هیجانی-رفتاری کودکان مشکلاتی هستند که آنان را دچار درماندگی کرده و می تواند آنان را در برابر مسائل و مشکلات ناتوان کرده و علاوه بر ایجاد مشکلات فراوان برای خود کودک، برای اطرافیان، معلمان و خانواده نیز مشکلاتی پدید می آورند. علی رغم انجام مطالعات متعدد جهت کاهش مشکلات هیجانی-رفتاری کودکان، تاکنون کمتر به بررسی اثربخشی بسته های آموزشی محقق ساخته مبتنی بر روایت های زندگی مادران بر کاهش مشکلات هیجانی-رفتاری فرزندان 8-6 ساله آنان پرداخته شده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بسته آموزشی مهارت های زندگی به مادران برکاهش مشکلات هیجانی-رفتاری کودکان 6-8 ساله انجام شد.
روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مادران کودکان 8-6 ساله مراکز پیش دبستانی و مدارس ابتدایی (پایه های اول و دوم) شهرهای خرم آباد و بروجرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود. به منظور انتخاب نمونه آماری پژوهش (مادران کودکان دارای مشکلات هیجانی-رفتاری)، ابتدا فرم والد پرسشنامه آخنباخ روی 100 کودک 6 تا 8 ساله اجرا شد و در مجموع 26 مادر با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. برای سنجش اختلالات هیجانی-رفتاری کودکان در مطالعه حاضر از فرم والد پرسشنامه آخنباخ (آخنباخ و رسکورلا، 2001) استفاده شد. در این پژوهش گروه آزمایش، تحت 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند. همچنین جهت تحلیل داده ها در مطالعه حاضر از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد.
یافته ها: یافته های این پژوهش بیانگر آن بود که اجرای بسته آموزشی مهارت های زندگی برای مادران، مشکلات هیجانی-رفتاری کودکان را به صورت معنادار کاهش داده است (01/0 p<) و نتایج بعد از یک ماه پیگیری، دوام داشته است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مبنی بر اثربخشی بسته آموزشی مهارت های زندگی در مطالعه حاضر پیشنهاد می شود، مشاوران و روانشناسان کودک برای کاهش مشکلات هیجانی-رفتاری کودکان 8-6 ساله از محتوی این بسته آموزشی و تکالیف آن جهت آموزش مادران این دسته از کودکان استفاده کنند.
طراحی بسته آموزشی روان شناختی در تسهیل هویت یابی دینی نوجوان و بررسی روایی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف طراحی بسته آموزشی روان شناختی هویت یابی دینی نوجوان و بررسی روایی آن صورت پذیرفت. این پژوهش، با استفاده از روش کیفی حوزه های معنایی تدوین شد. در این روش ابتدا 8 کلیدواژه بر اساس عناصر تعریف هویت دینی و زیرمؤلفه های دو مؤلفه هُشیاری و خودپایی، انتخاب شد؛ سپس واژگان و مفاهیم کلیدی مرتبط با آن عناوین انتخاب گردید؛ سپس با استفاده از نرم افزارهای قرآنی و حدیثی از بین تمامی آیات قران و روایات منقول از اهل بیت (ع)، مجموعاً 159 آیه و روایتی که بیشتر از نظر محتوایی با آن عناوین مرتبط بودند، با روش نمونه گیری هدفمند، گردآوری و غربال شد؛ سپس بر اساس تحلیل این آیات و روایات، محتوای جلسات بر اساس محتوای اسلامی و روان شناختی تنظیم گشت. همچنین جهت سنجش روایی از روش روایی محتوایی استفاده شد و محتوای جلسات در اختیار ۹ متخصص قرار گرفت و داده ها در قالب فرمول CVI و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. این بسته آموزشی متشکل از ۸ جلسه است و ضریب روایی محتوایی جلسات بین ۷۹/۰ تا 00/1 قرار دارد. درنهایت یافته های پژوهش حاضر با یافته های مشابه مقایسه و بر اساس منابع اسلامی توصیف شد.
مقایسه اثربخشی کلام معنوی و غیر معنوی در میزان تحمل درد در دختران بسیجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
73 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مقایسه اثربخشی نوع کلام بر میزان تحمل درد در دختران بسیجی بود. جامعه آماری این تحقیق نیمه تجربی با طرح پس آزمون چند گروهی، کلیه دختران بسیجی شهر فسا بود. با توجه به حجم جامعه تقریبی 1400 نفر و جدول مورگان، 316 آزمودنی به روش در دسترس انتخاب شدند و به صورت جایگزینی تصادفی در یکی از چهار گروه آزمایشی بدون کلام، گروه کلام خنثی، گروه ناسزاگویی و گروه ذکر صلوات، قرار گرفتند. متغیر مستقل نوع گروه کلامی آزمودنیها و متغیر وابسته، مدت زمان فرو بردن دست در آب مملو از یخ بود که در هر 4 گروه آزمایش مورد سنجش قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی نشان داد که آزمودنی های گروه ذکر صلوات، که در هنگام قرار گرفتن دستشان در آب یخ، ذکر صلوات را در ذهن خود تکرار می کردند، با میانگین تحمل درد 38/68 ثانیه، به طور معنادارتری، تحمل درد بیشتری را از خود نشان دادند. با توجه به نتایج غیرهمسو در تحقیقات گذشته و حاضر، نیاز به تحقیقات بیشتر با ایجاد معیارهای استاندارد برای تعیین شدت، مدت، حجم و نوع کلام در زمینه میزان تحمل درد پیشنهاد می گردد.
نقش روابط والد-فرزندی بر رفتار نوع دوستانه با میانجی گری تعلق اجتماعی، اعتماد اجتماعی، قدردانی و حساسیت بین فردی در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش روابط والد-فرزندی بر رفتار نوع دوستانه با میانجی گری حساسیت بین فردی، تعلق اجتماعی، اعتماد اجتماعی و قدردانی در نوجوانان پسر طراحی شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان پسر 15 تا 21ساله شهر اصفهان در سال 1400 بود که از بین آنها 300 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های رفتار نوع دوستانه، روابط والد (پدر-مادر)-فرزند، پرسشنامه حساسیت بین فردی، پرسشنامه اعتماد اجتماعی، پرسشنامه احساس تعلق اجتماعی و پرسشنامه قدردانی-فرم 6سؤالی جمع آوری شد. نتایج تحلیل مدل به طورکلی حاکی از آن است که مدل دارای برازش است و همچنین، از بین متغیر های موجود در پژوهش، رابطه پدر-فرزند به طور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی قدردانی و رابطه مادر-فرزند هم به طور غیرمستقیم از طریق متغیرهای میانجی قدردانی، تعلق اجتماعی و اعتماد اجتماعی با متغیر رفتار نوع دوستانه رابطه دارد. به این ترتیب، تعاملات پدر و مادر با فرزند به واسطه قدردانی (برای پدر) و تعلق اجتماعی، اعتماد اجتماعی و قدردانی (برای مادر) می تواند در افزایش رفتار نوع دوستانه مؤثر باشد. بر این اساس، می توان گفت روابط والدین و فرزند یکی از متغیرهای مؤثر در رشد و تکامل کودکان و نوجوانان به عنوان بستری برای شکل گیری صفات و عوامل مؤثر در پیدایش رفتار نوع دوستانه کودکان است.
Validation of the Persian Version of the Student Individual Agency Scale(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the present study was to introduce and validate a tool for measuring students' individual agency. Method: The research was descriptive-correlational. The statistical population included 1364 student-teachers at Farhangian University, Kurdistan Province. A sample of 271 students was selected using systematic random sampling. Data was collected using the Individual Resources subscale of the Student Agency Scale (Jääskelä et al., 2017). The subscale has 28 items spread across four dimensions: participation activity, interest and motivation, self-efficacy, and competence beliefs. The questionnaire was translated into Persian, and semantic consistency with the original version was confirmed using the back-translation method. Subsequently, the face validity of tool was verified based on expert evaluations. Data analysis involved first- and second-order confirmatory factor analysis, convergent validity, Cronbach's alpha, composite reliability, and a one-sample t-test. Data analysis software included SPSS19 and Amos23. Results: The first-order factor analysis results indicated that the questionnaire items (after removing three items) could appropriately describe the latent variables. The second-order factor analysis results also revealed that the questionnaire items could be reduced to four components: activity engagement, interest and motivation, self-efficacy, and competence beliefs (RMSEA: .047; CFI: .93). The average variance extracted was 0.55, confirming convergent validity. The overall Cronbach's alpha was 0.87, and the Cronbach's alpha coefficients for the subscales ranged from 0.64 to 0.82. The composite reliability was 0.82. Results also indicated a high level of individual agency among student-teachers at Farhangian University (p < .05).
رابطه کنترل گری اجبارگونه با رضایت زناشویی و دلزدگی در همسران با استفاده از مدل وابستگی متقابل عامل-شریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
107 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه کنترل گری اجبارگونه با رضایت زناشویی و دلزدگی در همسران بود که باتوجه به ماهیت سؤالات و اهداف، از روش وابستگی متقابل عامل- شریک بهره گرفته شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی است. گروه نمونه شامل تمام زوجین ساکن در ایران بود که به فضای مجازی دسترسی داشتند. درنهایت ۱۱۳ زوج (۲۲۶ زن و شوهر) در سال ۱۴۰۱ و با روش نمونه گیری آنلاین و دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش مقیاس رفتار های کنترل گرایانه (کوان و آرچر، ۲۰۰۵)، مقیاس رضایت زناشویی انریچ (۳۵ سؤالی اولسون و فاورز، ۱۹۹۳) و مقیاس دلزدگی زناشویی (پاینز، ۱۹۹۶) مورد استفاده قرار گرفت. به منظور ارزیابی اثرات بین فردی و رابطه ای زوجین، تحلیل داده ها با مدل وابستگی متقابل عامل- شریک انجام شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که اقدام به کنترل گری اجبارگونه در شوهران، پیش بینی کننده رضایت و دلزدگی زناشویی در خود فرد و همسرانشان بود اما در زنان تنها پیش بینی کننده دلزدگی زناشویی در خود فرد بود. قربانی کنترل گری اجبارگونه بودن در زنان پیش بینی کننده رضایت و دلزدگی زناشویی در خود فرد و همسرانشان بود اما در شوهران تنها پیش بینی کننده رضایت و دلزدگی زناشویی خود فرد بود. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از اهمیت تمرکز بر رفتارهای کنترل گرایانه اجبارگونه در ارزیابی و درمان مشکلات مربوط به روابط همسران است. پیشنهاد می شود تا روانشناسان و زوج درمانگران با درنظر گرفتن تأثیرات کنترل گری اجبارگونه بر رضایت و دلزدگی زناشویی، مداخلات مناسبی را درجهت بهبود روابط همسران طراحی کرده و به کار گیرند.
The Effectiveness of Schema Therapy on Reducing
حوزههای تخصصی:
Objective: Studies have shown that neuroticism is one of the personality traits associated with negative psychological consequences. This research was conducted with the aim of investigating the effectiveness of schema therapy on reducing neuroticism.Methods: The current research is a quasi-experimental type with a pre-test-post-test design and a control group. The research population was the patients referred to Shariati Hospital in Tehran in 2021, and 22 of them who had obtained a high score in the neuroticism subscale were selected by purposive sampling method and randomly assigned into two experimental (n = 11) and control (n = 11) groups. Both groups completed the neuroticism subscale of the NEO Five-Factor Inventory-3 (NEO-FFI-3) in the pre-test and post-test phases. The experimental group was subjected to the schema therapy for 10 weekly sessions, but no intervention was performed on the experimental group during this period. The analysis of the collected data was done with analysis of covariance and SPSS-18 software.Results: The obtained findings showed that schema therapy was able to significantly reduce the level of neuroticism in the experimental group compared to the control group (P < 0.001).Conclusion: According to the findings, it can be concluded that schema therapy is effective in reducing neuroticism and can be used in treatment centers in this regard.