خود انضباطی هدف نهایی سازگاری با سیستم اجتماعی است. فرد خود انضباط، فردی است که بتواند درباره اعمال خود قضاوت کند که چه عملی درست و چه عملی نادرست است و سپس رفتار مناسب را اتخاذ کند. این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین خود انضباطی و سطوح آن با بهره وری کارکنان تولیدی در بخش صنعت انجام شد. پژوهش حاضر، رویدادی از نوع همبستگی است. نمونه آماری 150 نفر از کارکنان بخش تولیدی بودند که به طور تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های خودانضباطی و بهره وری پاسخ دادند. ضرایب پایایی برای پرسشنامه خودانضباطی زندکریمی و پرسشنامه بهره وری رضاییان معنادار بود. بر اساس یافته ها همبستگی بین خودانضباطی و بهره وری معنادار بود. همبستگی بین مؤلّفه های خود انضباطی و بهره وری نیز معنا دار بودند. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که بعد از هفت گام، متغیر خود انضباطی و سطوح آن 63 درصد از واریانس بهره وری را تبیین می کنند. با توجه به یافته های پژوهش، خود انضباطی و سطوح آن اثر پیش بینی کنندگی بالایی بر بهره وری دارند و می توان در سازمان ها، به آن ها به عنوان یکی از عوامل مهم در تبیین تغییرات بهره وری توجه کرد.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر اضطراب و نگرانی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش: با استفاده از طرح آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری، 18 دانشجوی مراجعه کننده به مراکز مشاوره دانشگاه های شهر تهران که طبق ملاک های راهنمای تشخیصی آماری نسخه چهارم مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بودند به طور تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنیهای دو گروه به پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا و مقیاس اضطراب صفت پاسخ دادند. آزمودنیهای گروه آزمایش به مدت 16 جلسه تحت درمان فردی قرار گرفتند. در پایان درمان و همچنین یک ماه بعد از درمان آزمودنیهای دو گروه مجدداً به پرسشنامه نگرانی و اضطراب صفت پاسخ دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری به طور معنی داری موجب کاهش نگرانی و اضطراب صفت آزمودنیهای مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در مرحله پس آزمون و پیگیری شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می هد که درمان شناختی رفتاری در کاهش علائم اختلال اضطراب فراگیر مؤثر است
هدف: مسائل مطرح برای انسان به طور چشمگیری ریشه و اساس اجتماعی دارند؛ این پژوهش با هدف بررسی توان پیشبینی توان حل مسأله اجتماعی بر اساس سبک شناختی در دانشجویان دانشگاه تبریز انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی ـ همبستگی است، که بر روی 500 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 88 ـ 89 به شیوه تصادفی نسبتی اجرا شد. ابزارهای جمعآوری اطلاعات پرسشنامه ی میزان مهارت حل مشکلات اجتماعی لیندا دالبرگ و همکاران (1387) و پرسشنامه سبکهای شناختی کلب بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس یک راهه، رگرسیون و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبکهای شناختی به میزان 8 درصد می توانند تغییرات مربوط حل مسأله اجتماعی را بهطور معنی داری تبیین کنند (01/0=P)؛ نتایج همچنین نشان داد که تفاوت معناداری در حل مسأله اجتماعی بر اساس سبکهای شناختی متفاوت وجود دارد (01/0> P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان گفت که توجه به سبکهای شناختی در حل مسأله اجتماعی ضرورت می نماید.
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر آموزش راهبردهای عصبی زبانی بر خودکارآمدی، اضطراب و انگیزش پیشرفت دانش آموزان پیش دانشگاهی اجرا شد. تعداد 86 دانش آموز به شیوه تصادفی خوشه ای از میان دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر تبریز انتخاب شدند. بعد از کنترل متغیرهای (سن، جنس، رشته تحصیلی و وضعیت اقتصادی - اجتماعی) در دو گروه کنترل و آزمایش به صورت تصادفی جایگزین شده و پس از اعمال کنترل های لازم، اندازه های مربوط به متغیرهای وابسته (خودکارآمدی، اضطراب و انگیزش پیشرفت) به وسیله آزمون های مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، سیاهه اضطراب بک و مقیاس انگیزش پیشرفت هرمنس اندازه گیری شدند. سپس گروه آزمایش به مدت 13 جلسه 40 دقیقه ای تحت مداخلات برنامه ریزی عصبی روانی قرار گرفت. این آزمون ها شامل تعیین هدف، برنامه ریزی و مدیریت زمان، مهارت های ارتباط مؤثر، سطوح استدلال منطقی و نظام های بازنمایی بودند. پس از اتمام جلسات آموزش (کاربندی متغیر آزمایش) هر دو گروه مجدداً به وسیله آزمون های خودکارآمدی، اضطراب و انگیزش پیشرفت ارزیابی شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش راهبردهای برنامه ریزی عصبی زبانی بر خودکارآمدی، کاهش اضطراب و افزایش انگیزش پیشرفت تأثیر مثبت داشته است.
مقدمه و هدف: عوامل بیشماری از جمله انواع استرس های اجتماعی، اقتصادی و روان شناختی در زمینه سازی و بروز اعتیاد نقش دارند. پژوهش حاضر، به منظور بررسی اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر ارتقای ابعاد مختلف کیفیت زندگی مردان وابسته به مواد انجام شده است.
روش پژوهش: در یک طرح آزمایشی، 30 نفر از افراد وابسته به موادی که در مرکز اجتماع درمان مدار اصفهان مقیم بودند، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و شاهد (15 نفر) بررسی شدند، گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری قرار گرفتند و گروه شاهد درمان خاصی دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در پژوهش در آغاز، پایان و سه ماه پس از پایان درمان، پرسش نامه کیفیت زندگی (36SF یا -Item short form health survey36) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس و تحلیل کواریانس با اندازه های تکراری استفاده شد.
یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس بین دو گروه در مرحله پس آزمون در هفت بعد کیفیت زندگی شامل عملکرد جسمانی (09/4 = F، 012/0 > P)، محدودیت نقش جسمی (560/3 = F، 021/0 > P)، درد بدنی (779/4 = F، 006/0 > P)، سلامت عمومی (987/3 = F، 014/0 > P)، سرزندگی (369/9 = F، 0001/0 > P)، عملکرد اجتماعی (09/4 = F، 012/0 > P) و سلامت روان (420/5 = F، 004/0 > P) تفاوت معنی داری را نشان داد. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس با اندازه های تکراری در مرحله پیگیری تفاوت معنی داری را در دو بعد درد بدنی (047/7 = F، 013/0 > P) و سلامت عمومی (055/7 = F، 013/0 > P) نشان داد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر ارتقای ابعاد مختلف کیفیت زندگی مردان وابسته به مواد مؤثر است.
تبیین جنبه های مختلف اضطراب رقابتی شامل اضطراب شناختی، اضطراب بدنی و اعتماد به خود بر حسب ابعاد کمال گرایی شامل تلاش برای کامل بودن (کمال گرایی مثبت) و واکنش منفی به ناکامل بودن (کمال گرایی منفی) هدف پژوهش حاضر بود. 173 ورزشکار داوطلب (115 پسر و 58 دختر) از فدراسیون های ورزشی تهران با تکمیل مقیاس کمال گرایی رقابتی (CPS؛ بشارت، 1388الف) و پرسشنامه چند بُعدی اضطراب رقابتی (MCAQ؛ بشارت، 1388ب) در این پژوهش شرکت کردند. نتایج پژوهش نشان دادند که تلاش برای کامل بودن (کمال گرایی مثبت) با اضطراب شناختی و بدنی ورزشکاران همبستگی منفی و با اعتماد به خود آنها همبستگی مثبت، واکنش منفی به ناکامل بودن (کمال گرایی منفی) با اضطراب شناختی و بدنی ورزشکاران همبستگی مثبت و با اعتماد به خود آنها همبستگی منفی دارد و ابعاد کمال گرایی میتواند تغییرات مربوط به اضطراب رقابتی ورزشکاران را پیش بینی کنند. همچنین تلاش برای کامل بودن از طریق تقویت احساسات شایستگی شخصی، تقویت قدرت مهار و مدیریت شرایط مسابقه و تمرکز و دقت در اجرای فنون و مهارت های ورزشی، اضطراب شناختی و بدنی را کاهش و اعتماد به خود را افزایش داد. در مقابل، واکنش منفی به ناکامل بودن، از طریق تضعیف احساسات شایستگی شخصی، تضعیف قدرت مهار و مدیریت شرایط مسابقه و اختلال تمرکز و دقت در اجرای فنون و مهارت های ورزشی، اضطراب شناختی و بدنی را افزایش و اعتماد به خود را کاهش داد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و انگیزش شغلی با رضایت شغلی معلمان شهرستان تویسرکان در سال 1390 بود. از جامعه آماری پژوهش تعداد 200 معلم (100 مذکر و 100 مونث) به روش نمونه¬گیری چندمرحله¬ای انتخاب گردید. برای جمع¬آوری داده¬ها از سه پرسش¬نامه فرهنگ سازمانی، انگیزش شغلی و رضایت شغلی و برای تجزیه و تحلیل داده¬ها از ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و انگیزش شغلی با رضایت شغلی رابطه معنی¬داری وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای انگیزش شغلی، فرهنگ سازمانی و سن پیش¬بینی¬کننده معنی¬داری برای رضایت شغلی می¬باشد. مولفه¬های انگیزش شغلی در مقایسه با مولفه فرهنگ سازمانی متغیر پیش¬بینی-کننده معنی¬داری برای پیش¬بینی رضایت شغلی بودند.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انگیزش تحصیلی (درونی و بیرونی)، خودکارآمدی تحصیلی و رویکردهای مطالعه (عمیق، سطحی و راهبردی)در پیشرفت ریاضی دانش آموزان است. بدین منظور پژوهش حاضر با روش همبستگی انجام شد و از میان 1232 دانش آموز پایه های دوم، سوم و چهارم رشته های ریاضی و علوم تجربی شهر قاین 310 دانش آموز(155 دختر، 155 پسر و144 دانش آموز ریاضی، 166 دانش آموز تجربی) به صورت تصادفی و با روش خوشه ای چند مرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های انگیزش تحصیلی هارتر، خودکارآمدی تحصیلی مورگان- جینکز و رویکردهای مطالعه استفاده شد. اطلاعات مربوط به پیشرفت ریاضی (نمره ریاضی ترم قبل) نیز جمع آوری شد . اعتبار سازه ای این پرسشنامه ها به روش تحلیل عاملی با چرخش واریماکس انجام شد و ضرایب آلفای کرونباخ نشان از همسانی درونی مؤلّفه های آن ها داشت. داده ها با روش های آماری مدلیابی معادلات ساختاری و همبستگی تجزیه و تحلیل شدند . نتایج حاصل نشانه آن بود که خودکارآمدی تحصیلی و پس از آن انگیزش درونی بالاترین نقش را در پیشرفت ریاضی داشتند، به علاوه مقدار جالب توجهی از اثر خودکارآمدی و انگیزش درونی بر پیشرفت ریاضی با واسطه رویکردها به ویژه رویکرد عمیق انجام می شود.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل میزان دانش و مهارت مربیان در پاسخ گویی به پرسش های کودکان پیش دبستانی و دبستانی دربارة خداست. این پژوهش بر روی 44 نفر از طلاب حوزة علمیة قم که مربی کودک بودند و مربیان دینی دو مدرسة غیرانتفاعی در شهر تبریز و قم اجرا شد. روش تحقیق این پژوهش، توصیفی ـ میدانی است. ابزار پژوهش نیز مصاحبة نیمه سازمان یافته است. در تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. واحد تحلیل در این پژوهش، فرد می باشد و از آمار توصیفی، مثل فراوانی و درصد، و از شاخص های مرکزی همچون میانگین، بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد که میزان دانش و مهارت مربیان در مجموع مقولات، بین متوسط و خوب می باشد. مربیان در مقولة آشنایی با اصول و روش آموزش مفهوم خدا و ویژگی مربی موفق، بالاترین نمره را به دست آورده اند و در دو مقولة آشنایی با تحول دین داری کودک و پرسش های خاص کودکان دربارة خدا، پایین ترین نمره را کسب کرده اند.
عرفان اسلامی به عنوان یکی از مهمترین و پرنفوذترین نحله های فکری مسلمانان در طول تاریخ، مکتبی است که به صراحت از عشق صحبت به میان می آورد. موضوع عشق مجازی و و حقیقی و نقش آن در معرفت و رشد و تعالی انسان و رسیدن انسان به خداوند، ازجمله ارکان بنیادی عرفان اسلامی به حساب می آید. از سوی دیگر چنین به نظر می آید که طریقت عرفان، سیر انفسی و کاملا فردی است و به تبع آن به مناسبات و روابط اجتماعی ارتباط چندانی ندارد. این در حالی است که تامل در مفهوم عشق و سیر آن از مجازی به حقیقی، اشتباه این برداشت را نشان می دهد. لذا با توجه به اینکه ازدواج و نهاد خانواده ازجمله مهمترین، گسترده ترین و نخستین شکل تعامل اجتماعی بشمار می رود، این پرسش قابل طرح است که بین عرفان اسلامی و ازدواج و خانواده چه نسبتی را می توان در نظر گرفت؟ با توجه به این مسئله، هدف از این مطالعه عبارت است از استنتاج تلویحات عرفان اسلامی در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده. با در نظر گرفتن این هدف، پرسش این مطالعه عبارت است از اینکه دلالت های عرفان اسلامی در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده چه هستند؟روش این پژوهش عبارت است از روش تحلیلی –استنتاجی که از زمره ی روش های مطالعات فلسفی به حساب می آید. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارند که مطابق با نگاه عرفان اسلامی، بنیان ازدواج و تشکیل خانواده، پدیدآیی عشق و رشد آن است. به دیگر سخن، ازدواج و خانواده محملی برای سیر عشق از مجاز به حقیقت می باشد. از سوی دیگر، عشق در ازدواج و خانواده، بستر مناسبی را برای آگاهی از خلال توجه به دیگری فراهم می آورد. خودشناسی نیز مقدمه ی آگاهی بشمار می رود.
هدف از اجرای پژوهش حاضر، پیش بینی نقش مؤلفه های هوش معنوی و الگوهای ارتباطی با رضایت مندیزناشویی زوجین در شهر بندر عباس است . نمونه گیری به شیوه ی در دسترس انجام گرفته است. نمونهپژوهش شامل 150 زوج بوده است که به مراکز مشاوره شهر بندرعباس مراجعه کرده اند. ابزارهای پژوهش عبارتند از : پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ)، پرسش نامه هوش معنوی SQ)) و پرسش نامه رضایت مندیزناشوییENRICH . هم چنین پرسش نامه ها به صورت زوجی توسط هر دو زوج تکمیل شده است. روش آماری مورد استفاده در این پژوهشهمبستگی ساده و رگرسیون چندمتغیری بوده است. یافته ها نشان می دهد که: از بینخرده مقیاس های مربوط به الگوهای ارتباطی و هوش معنوی زوجین، خرده مقیاس ارتباط سازنده متقابل وزندگی معنوی ازهوش معنوی بیشترین مقدار پیش بینی را در واریانس متغیر وابستهرضایت زناشویی دارد و رابطه قوی و مثبت معنی داری(001/0p< )وجود دارد.
اعتماد اجتماعی یکی از مهم ترین عوامل تعامل سازنده و گسترش همکاری در میان کنشگران اجتماعی است. از اینرو به یکی از موضوعات مهم در مطالعات و برنامهریزیهای اجتماعی سالهای اخیر تبدیل شده است. هدف این مقاله بررسی عوامل و پیامدهای اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان است. بدین منظور، نظریات و تحقیقات پیشین مرور و مدل نظری طراحی شد و 10 فرضیه مورد آزمون قرار گرفت. نمونه تحقیق شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشگاه پیام نور شیراز بود که به روش تصادفی طبقهای اتتخاب و دادهها به وسیله پرسشنامه گردآوری شد. نتایج مطالعه نشان داد که میزان اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان از حدّ متوسط بالاتر است و از میان ابعاد سهگانه اعتماد اجتماعی (خاص، عام و نهادی) اعتماد خاص از ابعاد دیگر بیشتر است. بررسی فرضیههای تحقیق نشان داد که بین اعتماد اجتماعی و متغیرهای احساس امنیت، پیشرفت تحصیلی، سابقه تحصیلی، مشارکت اجتماعی و انحراف رابطه معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای احساس امنیت و پایبندی دینی، مهم ترین متغیرها در تبیین میزان اعتماد اجتماعی دانشجویان هستند. این دو متغیر 38 درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی را در میان دانشجویان تبیین میکنند.
اهداف: بررسی اعتبار ارزشیابی های دانشجویی می تواند در پذیرش نتایج این ارزشیابی ها نزد اساتید و مدیران موثر باشد. هدف این مطالعه بررسی همخوانی ارزشیابی هایی اساتید توسط دانشجویان و فارغ التحصیلان علوم پزشکی بود.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی نمرات ارزشیابی 23 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز که در سال تحصیلی 1389 در دانشکده پزشکی به آموزش و تدریس اشتغال داشتند، مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان مشتمل بر 15 سئوال 5گزینه ای با مقیاس نمره گذاری لیکرت بود. 15 دانشجوی سال ششم پزشکی (انترن) که در شُرُف فارغ التحصیلی بودند و هیچ گونه ارتباطی با اساتید علوم پایه نداشتند به عنوان فارغ التحصیل پرسش نامه های ارزشیابی را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 18 و آزمون های T زوجی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین کلی نمرات ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان و فارغ التحصیلان، اختلاف معنی داری نداشت (45/0=p) و همبستگی بین آنها مثبت و معنی دار بود. ضریب همبستگی بین نمرات ارزشیابی اساتید زن و مرد توسط دانشجویان و فارغ التحصیلان به ترتیب 581/0=r و 611/0=r بود که از نظر آماری معنی دار بود (016/0=p).
نتیجه گیری: همبستگی بالایی بین نمرات ارزشیابی اساتید توسط فارغ التحصیلان و دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه وجود دارد که بیانگر ثبات نمرات ارزشیابی اساتید و اعتبار نتایج ارزشیابی های دانشجویی است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش گروهی مهارت های خوش بینی بر هوش هیجانی پسران کانون اصلاح و تربیت شهرستان کرمان بوده است. در این راستا از روش نیمه آزمایشی با طرح دو گروهی انتساب تصادفی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد و پرسشنامة هوش هیجانی به عنوان ابزار پژوهش بر روی نمونه مورد بررسی به اجرا گذاشته شد.60 نفر از پسران کانون اصلاح و تربیت شهر کرمان به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و پس از تقسیم با روش همتا کردن به دو دستة هم طراز، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. طی 10جلسه طرح آموزش خوش بینی بر اساس نظریة سلیگمن اجرا شد و یک ماه بعد از اتمام جلسات، پس آزمون برگزار شد. از آزمون آماری t گروه مستقل برای تحلیل داده ها استفاده شد و نتایج به دست آمده نشان داد که آموزش راهبردهای خوش بینی در ارتقای هوش هیجانی گروه آزمایش به صورت معنی داری مؤثر بوده است. بنابراین پیشنهاد می شود که آموزش گروهی مهارت های خوش بینی در برنامه های آموزشی مراکز کانون اصلاح و تربیت نوجوانان گنجانده شود.
نمایش روانی یکی از انواع هنردرمانی است که به صورت گروهی به فرد کمک می کند تا با تجسّم و بازی کردن مسئله به جای فقط صحبت کردن، مسئله را بازنگری کند، همراه با بازخورد اعضای گروه،راه حل مناسبی پیدا کند و آن را در زندگی به کار گیرد. هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین تأثیر نمایش روانی بر کاهش شدت افسردگی و افزایش سلامت عمومی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی است. نوع تحقیق شبه آزمایشی همراه با گروه های آزمایش و گواه با پیش آزمون و پس آزمون می باشد. جامعه آماری را کلیه مردان افسرده شدید بستری شده در بخش اعصاب و روان بیمارستان لواسانی شهر تهران تشکیل می دادند. نمونه آماری 24 بیمار در دسترس که در دو گروه آزمایش و گواه به صورت جایگزینی تصادفی قرار گرفتند. جلسات نمایش روانی برای گروه های آزمایش به مدت 10 جلسه شامل مراحل آمادگی،اجرا و تمرین رفتاری تشکیل شد.از سیاهه افسردگی بک و پرسش نامه سلامت عمومی از گلدبرگ استفاده شد.داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله درمانی به روش نمایش روانی باعث کاهش افسردگی اساسی و افزایش سلامت عمومی در گروه آزمایش شد. بنابراین اجرای روش نمایش روانی منجر به کاهش بیشتر علائم و بهبود سلامت عمومی در حیطه های افسردگی و کارکرد اجتماعی در مقایسه با گروه گواه شده است و نیز دارو درمانی در کاهش علائم افسردگی به طور اختصاصی عمل کرده است.