آگهی های خدمات عمومی که یک مقوله مهم در بازاریابی اجتماعی است، افزایش هوشیاری عمومی و توسعه راه حل های ممکن برای مسائلی است که مربوط به عموم مردم بوده و باورها، طرز تلقی، رفتار و قصد آن ها را تحت تاثیر قرار می دهند. با این زمینه، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آگهی های خدمات عمومی بر قصد کمک مالی با در نظر گرفتن نقش میانجی ترشح هورمون اکسی توسین صورت گرفته است. طرح تجربی پژوهش، طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش دانشجویان زن دانشگاه مازندران بودند که از طریق همتاسازی نمونه لازم انتخاب و برای هر گروه 10 نفر تعیین شد. در این پژوهش افراد در معرض نمایش فیلم تبلیغاتی با مضمون آگهی های خدمات عمومی قرار گرفتند. البته قبل و بعد از نمایش فیلم از هر فرد خونگیری به عمل آمد. در نهایت افراد به پرسشنامه ای که جهت سنجش متغیر قصد کمک مالی تهیه شده بود، پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از SPSS18 استفاده شده است. در پایان نتایج نشان داد که میانگین ها برابر شده و آگهی های خدمات عمومی بر قصد کمک مالی با در نظر گرفتن نقش میانجی ترشح هورمون اکسی توسین تاثیرگذار نمی باشد و فرضیه های پژوهش رد شدند.
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نشخوار فکری و افسردگی زنان در حال ترک با متادون انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی؛ با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 24 نفر از زنان سوء مصرف کننده تحت درمان متادون با توجه به ملاک های ورود به روش نمونه گیری هدفمند از دو کلینیک ترک اعتیاد شهر مشهد انتخاب شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. پرسشنامه های نشخوار فکری و افسردگی بک قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به شیوه گروهی، نمرات افسردگی و نشخوار فکری را کاهش داده است. نتیجه گیری: شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند جزء برنامه های مداخلاتی در سوءمصرف کنندگان مواد قرار بگیرد.
هدف این پژوهش، تدوین الگوی شاخص های هوش معنوی با توجه به نقش سبک های اسنادی و خود کنترلی بود. از این رو، 372 دانشجوی به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب و مقیاس های سبک های اسنادی سلیگمن، خود کنترلی تانجنی و هوش معنوی کینگ را تکمیل نمودند. در بررسی یافته ها از شیوة تحلیل مسیر و روش بیشینة احتمال بهره گرفته شد. یافته ها نشان دادند که سبک اسناد بیرونی و پایدار موفقیت و سبک اسناد پایدار و کلی شکست، از طریق خود کنترلی به ترتیب پیش بینی کنندة افزایش و کاهش تفکر انتقادی وجودی می باشند. همچنین مسیرهای مستقیمی نیز بین اسناد بیرونی موفقیت، تفکر انتقادی وجودی و تولید معنای شخصی، اسناد پایداری موفقیت و آگاهی متعالی، اسناد کلی موفقیت و بسط هوشیاری وجود دارند. مدل مفهومی حاضر نشان می دهد که بررسی نوع رویکرد اسنادی فرد در رویدادهای مختلف زندگی، در روشن شدن فرایند خودکنترلی و در تبیین هوش معنوی سودمند خواهد بود.
این پژوهش با هدف بررسی نقش باورهای فراشناختی و هوش هیجانی در پیش بینی سازگاری اجتماعی افراد نابینا و مقایسه آن با افراد عادی انجام شد. روش پژوهش، از نوع علّی مقایسه ای بود و جامعه ی آماری آن همه ی نابینایانی بودند که در 6 ماهه ی اول سال 1392، عضو انجمن نابینایان اردبیل بوده و همچنین افراد عادی که در دامنه ی سنی 20 تا 40 سال قرار داشته و مشکل نابینایی نداشتند. از بین جامعه ی نابینایان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 40 نفر؛ و از بین جامعه ی افراد عادی نیز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 40 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسش نامه ی فراشناخت، مقیاس هوش هیجانی و مقیاس سازگاری استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری خی دو، تحلیل واریانس تک عاملی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه نابینا و افراد عادی از لحاظ متغیرهایی مانند خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و خودآگاهی شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P) و هوش هیجانی نابینایان بیشتر از افراد عادی بود (05/0p<). همچنین نتایج نشان داد که مدل پیش بینی سازگاری اجتماعی از روی متغیرهای هوش هیجانی و باورهای فراشناخت در افراد نابینا، معنادار بوده (01/0p<)، ولی در افراد عادی معنادار نبود (05/0p>). 20 درصد از واریانس سازگاری اجتماعی نابینایان به وسیله ی هوش هیجانی و باورهای فراشناخت قابل تبیین بود. این نتایج کاربردهایی را در راستای پیشگیری از آسیب های اجتماعی و روان شناختی و همچنین استفاده از نتایج در توانبخشی افراد نابینا به دنبال دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة تاب آوری با ابعاد پنجگانة شخصیت و اختلالات بالینی افسردگی، اضطراب و جسمانی سازی در دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه الزهراء (س) انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی بود. از میان جامعة آماری ۵۵۹۰ نفره دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه الزهراء(س)، ۴۰۰ نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامة تاب آوری کوباسا، مدی و کاهن، شخصیت نئو(۶۰NEO-FFI-) کاستا و مک کریو خلاصه علائم مرضی(۱۸BSI-) دروگاتیس استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تحلیل شدند. تحلیل آماری نشان داد که بین تاب آوری با افسردگی، اضطراب و جسمانی سازی و روان رنجور خویی رابطة معنادار منفی در سطح ۰۰۰۱/0 p< وجود دارد و بین تاب آوری با توافق پذیری، برونگرایی و وجدان گرایی رابطة معنادار مثبت در سطح ۰۰۰۱/0 p< مشاهده شد، اما بین تاب آوری و تجربه پذیری رابطة معناداری یافت نشد. با توجه به رشد روز افزون نرخ اختلالات بالینی و شخصیت منحصر به فرد هر شخص، با آموزش تاب آوری می توان گام مؤثری را در جهت بهبود سلامت روانی جامعه برداشت.
پژوهش حاضر با هدف شناخت نوع رابطة روایت و فهم داستان زندگی دانشجویان درونگرا– برونگرا و دستیابی به جزئیات سبک های زندگی روایی این افراد انجام شد. طرح این مطالعه، پس رویدادی و از نوع علی- مقایسه ای بود. نمونة آماری، 300 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه تهران بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی با استفاده از فرم کوتاه آزمون شخصیتی آیزنک گزینش شدند. سپس تعدادی از هر گروه درونگرا و برونگرای انتهای پیوستار انتخاب شدند و بر طبق فرم داستان زندگی مک آدامز از آن ها مصاحبه شد. داده ها به روش تحلیل محتوا و آزمون خی دو بررسی شد. نتایج نشان داد که نگرش افراد درونگرا و برونگرا، محتوای روایات آن، بافت، ساختار و الگوی روایی و فضای عاطفی و روانی حاکم بر داستان های ایشان با یکدیگر متفاوت است و صفات درونگرایی- برونگرایی و نوروزگرایی می توانند به شکل معناداری بر رفتار تولید زبان فردی در تنوعی از بافت ها تأثیر بگذارند.
هدف پژوهش حاضر تعیین مشکلات عصب روان شناختی دختران آزاردیدة هیجانی بود. این پژوهش با روش علی – مقایسه ای انجام شد. جامعة آماری کلیة دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهر تهران مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 90-91 بودند. نمونه شامل 60 دانش آموز دختر( 30 دانش آموز با آزاردیدگی هیجانی و 30 دانش آموز عادی) بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامة محقق ساختة آزاردیدگی هیجانی، آزمون هوشی وکسلر کودکان، آزمون طراحی دیداری- حرکتی بندر گشتالت و آزمون تصویری ری استفاده شد. داده ها با روش آماری تی مستقل تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها حاکی از تفاوت معنادار بین دو گروه در نمرات اصلی آزمون بندر گشتالت، خرده آزمون های شباهت ها و گنجینة لغات آزمون وکسلر و نمرات بر برداشت و ترسیم حفظی آزمون ری بود. در سایر داده ها تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج پژوهش حاکی از وجود اختلال مغزی در دانش آموزان آزاردیدة هیجانی بود. بر اساس نتایج، به سایر محققان پیشنهاد می شود که علاوه بر مشکلات روان شناختی به وجود اختلال مغزی به طور منطقه ای توجه کنند.
هدف اصلی این پژوهش، تدوین ابزارهای پژوهشی برای تأیید فرضیه های تحلیلی– استدلالی می باشد. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش تحلیلی بهره گرفته شد. به منظور ارزیابی فرضیه های این پژوهش از ابزارهای مطرح شده در همین پژوهش یعنی وزن دهی به دلایل و تکرار استدلال استفاده شد. نتایج ابزار وزن دهی به دلایل نشان داد که وزن دلایل فرضیه اول 8، و برای فرضیه دوم، 4 می باشد. با استفاده از ابزار تکرار استدلال نیز، متخصصین در فرضیه اول برای دلایل موافق 25/4 امتیاز بیش از دلایل مخالف آن دادند و در فرضیه دوم به دلایل موافق فرضیه 25/6 امتیاز بیش از دلایل مخالف آن داده شد و فرضیه های تحقیق را برگزیدند. بر این اساس، وزن دلایل مؤید یک فرضیه و نیز انتخاب داوران مستقل، نشانه برتری یک فرضیه بر فرضیه های مشابه در پژوهش های تحلیلی معرفی شده است. بنابراین، پیشنهاد می شود برای ارزیابی فرضیه ها در پژوهش های تحلیلی مانند فلسفه و ریاضی از این ابزارها استفاده شود.
آموزش از اساسی ترین نیازهای بشر است. بدون آموزش، هیچ جامعه ای نمی تواند به بقای خود ادامه دهد، در برنامه های درسی جدید و روش های آموزش آن، تأکید اساسی بر روش هایی است که در آن دانش آموز نقش فعالی دارد. در این روش ها، نقش اصلی در فرآیند یادگیری بر عهده دانش آموز است؛ بنابراین پژوهش حاضر باهدف بهره گیری از یکی از شیوه های مرور ساختاریافته، تحت عنوان «فرا تحلیل»، به تحلیل و ترکیب نتایج پژوهش های انجام شده در کشور ایران، پیرامون میزان اثربخشی روش های تدریس فعال در عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایرانی انجام شده است. بدین منظور، تعداد 49 پژوهش انجام یافته در میزان اثربخشی روش های تدریس فعال گردآوری و از میان آن ها تعداد 46 پژوهش که قابلیت بررسی به روش تابان را داشت، برای فرا تحلیل انتخاب شد. پژوهش ها بر اساس این فهرست که شامل مؤلفه های روش شناختی تحقیق مانند پرسش ها، فرضیه ها، اهداف، جامعه آماری، نمونه گیری، روش پژوهش، روش آماری، روایی و پایاییِ پرسشنامه ها است، برای فرا تحلیل انتخاب شدند.نتایج پژوهش حاضر با بهره گیری از روش ترکیب اندازه اثر با رهیافت «d کوهن » نشان داد که روش های تدریس فعال نسبت بهروش های تدریس متداول (سخنرانی)، عملکرد تحصیلی دانش آموزان را به اندازه 88/0 واحد انحراف معیار بهبود می بخشد. همچنین یافته های جانبی تحقیق نشان داد حجم کلاس یادگیری به عنوان متغیر تعدیل کننده، اثربخشی روش های تدریس فعال را در عملکرد دانش آموزان ایرانی تحت تأثیر قرار می دهد و بیانگر این نکته است که هر چه حجم کلاس کم باشد میزان اثربخشی روش های تدریس فعال بیشتر می شود. از این مطالعه می توان درزمینهٔ طرح ریزی برنامه های آموزش دانش آموزان و یادگیری مؤثر آنان بهره جست.
اختلال یادگیری اگر قبل ازدبستان شناسایی شود قابل پیشگیری است درغیراین صورت صدمات جبران ناپذیری ببارمی آورد. یکپارچگی حسی به معنی دریافت و پردازش اطلاعات هفت حس (حرکت، لامسه، فشار، بینایی، شنوایی، چشایی و بویایی) می باشد. دراختلال یادگیری اطلاعات حسی با دقت پردازش نمی شود بنابراین با هماهنگ کردن چشم و دست و کنترل حرکتی و... می توان گروهی از ناتوانیهای نوشتن خواندن، هجی کردن واختلالات ریاضی را درمان کرد. تمرینات تفکر فضایی تمرین هایی هستند که توانمندی کودک را در زمینه ادراک فضایی و دیداری تقویت کرده و هماهنگی لازم بین چشم، دست و دیگر حواس را برقرار میسازد. دراین روش به مدت دو ماه به جامعه آماری کودکان مبتلابه اختلال یادگیری آموزش یکپارچگی حسی و تمرینات تفکر فضایی داده شد و نتیجه گرفته شد که آموزش یکپارچگی حسی و تمرینات تفکر فضایی باعث بهبود هوش غیر کلامی در کودکان مبتلابه اختلال یادگیری میشود
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری، مواجهه و پیشگیری از پاسخ و دارویی در درمان اختلال وسواس فکری-عملی با استفاده از روش فرا تحلیل و همچنین مقایسه کارایی این روش ها در درمان اختلال وسواس فکری-عملی بود. برای انتخاب پژوهش های مورد نیاز از روش مرور ساختاریافته بهره گرفته شد. بدین ترتیب 28 مطالعه، مشتمل بر رساله های کارشناسی ارشد، دکتری و مقاله (داخلی و خارجی) که از روش های درمانی فوق الذکر برای درمان اختلال وسواس فکری-عملی بهره برده بودند، به عنوان نمونه پژوهشی مورداستفاده قرار گرفتند. عامل مهم در مناسب تشخیص دادن این پژوهش ها، روش های آماری مورداستفاده برای تجزیه وتحلیل داده های آن ها بوده است. برای محاسبه اندازه های اثر، تفاوت استاندارد بین میانگین ها مورداستفاده قرارگرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده، درمان شناختی-رفتاری دارای اندازه اثری برابر با 611/1 هست. همچنین روش های مواجهه و پیشگیری از پاسخ و درمان های دارویی نیز به ترتیب اندازه اثر هایی برابر با 59/1 و 617/0 را نشان داده اند که نشان دهنده تأثیرگذار بودن درمان های نامبرده است. از طرفی دیگر، مقایسه کارایی این درمان ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری بیشترین میزان اثربخشی را برای درمان اختلال وسواس فکری-عملی داراست. همچنین درمان دارویی در مقایسه با درمان های روان شناختی از کارایی کمتری برخوردار است.
رضایت جنسی به عنوان یکی از همبسته های رضایت زناشویی نقش مهمی در تداوم زندگی مشترک زوجین ایفا می نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی رضایت جنسی و رابطه آن با رضایت زناشویی در زنان متاهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. بدین منظور نمونه ای شامل 200 نفر از زنان متاهل ساکن در شهر اصفهان با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند که به مقیاس-های ارزیابی رابطه هندریک، رضایت جنسی لارسون و تعدادی سوال باز پاسخ دادند. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون داده ها نشان داد که 5/11 درصد زنان از رضایت جنسی پایین، 5/44 درصد از رضایت جنسی متوسط و 44 درصد از رضایت جنسی بالایی برخوردار بودند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که بین رضایت زناشویی و رضایت جنسی، میزان تجربه ارگاسم، دفعات تجربه جنسی در هفته و مدت زمان رابطه جنسی و نیز متغیرهای زمنیه ای (غیرجنسی) چون سن، طول مدت ازدواج و تحصیلات رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. رضایت جنسی و رضایت زناشویی به عنوان سازه های همبسته با متغیرهای جنسی و غیرجنسی متعددی در رابطه است. شناسایی این متغیرها کمک شایانی به بهبود روابط زوجین و تداوم زندگی مشترک آن ها خواهد نمود.
پدیده اعتیاد به مواد مخدر و دارو های روان گردان و گسترش آن در جامعه به ویژه در میان جوانان، یکی از مسائل و مشکلات پیچیده اجتماعی در کشور محسوب می شود. از این رو مقابله با آن و اجرای برنامه های پیشگیری از آسیب های مواد مخدر، برای مصون سازی خانواده ها، محیط های کاری و آموزشی و محله ها، به منزله راهبردی ملی در سند چشم انداز و برنامه های توسعه قرار دارد. پدیده اعتیاد با ناکارآمدکردن نیروی انسانی جوان و فعال کشور و تنزل سطح سلامت و بهداشت روانی و اجتماعی شهروندان، مانع مهمی در راه توسعه پایدار و همه جانبه کشور محسوب می شود. به این سبب شناخت علمی و درک ابعاد این معضل و برنامه ریزی با هدف کاهش عوارض و آسیب هایی که به صورت متواتر با این پدیده در ارتباط هستند، از وظایف مدیریت شهری است. مقاله حاضر به روش اسنادی و کتابخانه ای و بر مبنای نظریات موجود در حوزه پیشگیری و با استفاده از اطلاعات و آمار های موجود کشور می کوشد راهکارهایی را برای تبیین روش های پیشگیری از اعتیاد و جایگاه مدیریت شهری نشان دهد و با ارائه پیشنهادهایی نظیر تأکید بر برنامه های اجتماع محور در محلات و تشویق مردم به تشکیل کانون های مبارزه با اعتیاد و جلب مشارکت مردمی و نظارت شهروندان بر امور شهری، سعی دارد در عرصه پیشگیری و توانمندسازی سطوح مختلف جامعه در قالب راهبرد های حمایتی و مهارتی به مبارزه با اعتیاد و پیشگیری از آن بپردازد.
مواد مخدر یکی از بلایای عصر حاضر بوده و به عنوان یکی از بحران های قرن بیست ویکم معرفی شده است. پیشگیری از ابتلا به این معضل خانمان سوز بهترین راه حفظ سلامت جامعه و ایجاد امنیت اجتماعی است. مشارکت یا همیاری مردم در پیشگیری از وقوع اعتیاد به عنوان پیشگیری اجتماعی، بهترین نوع پیشگیری است که مقاله حاضر با هدف بررسی چگونگی مشارکت مردم در امر پیشگیری از مواد مخدر و شیوه های جلب مشارکت آنان و شناخت موانع در این زمینه تدوین شد. روش تحقیق حاضر، تحلیلی -توصیفی و با استفاده از تحقیقات، کتب، اسناد و منابع کتابخانه ای مرتبط تدوین شده است. مردم از راه های مختلفی همچون حضور پر رنگ در نهاد خانواده، تربیت و کنترل فرزندان، اطلاع رسانی به نیرو های دولتی و تشکیل گروه های خودجوش مبارزه با مواد اعتیادآور می توانند به پیشگیری اجتماعی از مواد مخدر کمک کنند. مشارکت مردم در امر پیشگیری متناسب با مقدورات هر جامعه متفاوت خواهد بود، تأثیر امکاناتی چون اعلام شماره تلفن های مشخص، اختصاص پایگاه های اطلاع رسانی، اعلام شماره های پیغام گیر و یا پیامک گیر، اختصاص ایمیل و اعلام صندوق پستی و به خصوص اهمیت دادن مسئولین به گزارش های مردمی و واکنش سریع و به موقع به گزارشات، برای مشارکت بیشتر مردم در امر پیشگیری مورد توجه است.
زمینه: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی بازی های ادراکی- حرکتی بر پردازش بینایی – فضایی کودکان با اختلال هماهنگی رشد بود.
روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه کودکان دختر پایه اول ابتدایی با اختلال هماهنگی رشد شهر اصفهان در سال تحصیلی 93 - 1392 بود که از این کودکان 30 کودک با اختلال هماهنگی رشد به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و با روش تصادفی درگروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند (15 کودک در گروه آزمایش و 15 کودک در گروه کنترل). ابزار مورد استفاده پژوهش پرسش نامه کانرز و پرسشنامه تشخیص اختلال هماهنگی رشدی و مصاحبه بالینی بود. مداخله مبتنی بر بازی های ادراکی- حرکتی به مدت 16 جلسه روی گروه آزمایش انجام شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مداخله بهنگام مبتنی بر بازی های ادراکی – حرکتی بر پردازش بینایی – فضایی کودکان با اختلال هماهنگی رشد مؤثر است (001/0 >p).
نتیجه گیری: بنابراین تشخیص بهنگام کودکان با اختلال هماهنگی رشد و انجام مداخله های مناسب مانند بازی های ادراکی- حرکتی می تواند در درمان و پیشرفت این کودکان مؤثر باشد.
زمینه: در سال های اخیر، روان شناسان و روان پزشکان در زمینه اختلال سلوک به دنبال ارزیابی و کارایی مداخله های روان شناختی بوده اند. در این خصوص، فراتحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام پژوهش های مختلف، میزان اندازه اثر روش های درمان را مشخص می کند. هدف از پژوهش حاضر نیز ارزیابی میزان اثرگذاری مداخله های روان شناختی بر کاهش نشانه های اختلال سلوک با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل است.
روش: به این منظور از فراتحلیل به عنوان یک فن آماری جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با درمان های مؤثر بر اختلال سلوک استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش های انجام شده در ایران در حوزه درمان های مؤثر بر اختلال سلوک است و نمونه آماری شامل پژوهش های انجام شده در این حوزه در داخل ایران است. به این منظور 13 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب و فراتحلیل روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود.
یافته ها: نتایج نشان داد میزان اندازه اثر درمان های روان شناختی بر کاهش نشانه های اختلال سلوک (p<0/001) برابر با 94/0 است که معادل 51/5 =D است و بر اساس جدول تفسیر کوهن به معنی اندازه اثر بزرگ یا بالا است.
نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت بر اساس نتایج این فراتحلیل درمان های روان شناختی بر کاهش و درمان نشانه های اختلال سلوک در کودکان و نوجوانان تأثیر بالایی داشته است.