ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۹۴۱.

غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۶
در دهه های اخیر، برنامه «فلسفه برای کودکان» به عنوان یک راهبرد پرسش محور و گفت وگومحور، توانسته به طور معناداری مهارت های تفکر انتقادی، خلاق، همکارانه و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی را تقویت کند از این رو پژوهش حاضر با هدف غنی سازی فناوری هوش مصنوعی در برنامه فلسفه برای کودکان و بررسی تاثیر آن بر مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 04-1403 بود که ۳۴ نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۷ نفر) و کنترل (۱۷ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه آموزش برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر قابلیت های هوش مصنوعی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل آموزش متداول را گذراند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس استدلال تامسون (۲۰۰۵) و پرسشنامه استاندارد مهارت های شناختی نجاتی (۱۳۹۲) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری بررسی شد. یافته ها نشان داد بین میانگین نمرات دو گروه در مهارت های شناختی و استدلالی تفاوت معناداری در مرحله پس آزمون وجود دارد (P<0.05). بنابراین، اجرای برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر هوش مصنوعی می تواند به طور معناداری موجب ارتقای مهارت های شناختی و استدلالی دانش آموزان شود.
۱۹۴۲.

نقش واسطه ای رضایت زناشویی در رابطه بین سبک های دلبستگی با استرس اداراک شده در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای رضایت زناشویی در رابطه بین سبک های دلبستگی با استرس ادراک شده انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1402 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 250 نفر به عوان نمونه انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس استرس ادراک شده (PSS، کوهن و همکاران، 1983)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ، هازان و شاور، 1987) و مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMS، فاورز و اولسون، 1993) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق رضایت زناشویی قادر به پیش بینی استرس ادراک شده بود (۰01/۰p‹). همچنین سبک های دلبستگی ناایمن دوسوگرا و اجتنابی به صورت غیرمستقیم از طریق رضایت زناشویی توانستند استرس ادراک شده در دانشجویان متأهل را پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک دلبستگی ایمن و ناایمن با توجه به نقش مهم رضایت زناشویی می توانند تبیین کننده استرس ادراک شده باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش استرس ادراک شده ضروری است.
۱۹۴۳.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۲
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به ام اس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مبتلا به ام اس شهر تهران در سال 1403-1402 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 12 جلسه90 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس افسردگی بک (BDI، بک، 1996)، مقیاس اضطراب بک (BAI، بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (CERQ، گارنفسکی و همکاران، 2001) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم شناختی هیجان، افسردگی و اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود داشت. براساس این نتایج درمان شناختی رفتاری یک مداخله رواندرمانی مناسب برای بهبود تنظیم شناختی هیجان، کاهش سطح افسردگی و اضطراب در زنان مبتلا به ام اس است.
۱۹۴۴.

نقش ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی در خودمدیریتی دیابت و هموگلوبین گلیکوزیله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۸۰
زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است. روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (p<0/001). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (p<0/001،β= -0/35) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (p<0/001،β=0/17) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (p<0/031،β=0/11) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (0/05 <P). نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود. زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است. روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (001/0 P<). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (35/0- =β، 001/0 P<) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (17/0 =β، 001/0 P<) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (11/0 =β، 031/0 P<) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (05/0 <P). نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود.
۱۹۴۵.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار بر آشفتگی های روان شناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمینه: مراقبین بیماران مبتلا به سرطان به دلیل چالش ها و عوامل استرس زا در معرض خطرات مرتبط با بار مراقبین قرار می گیرندکه اثرات روانشناختی زیادی از جمله آشفتگی های روانشناختی را در پی دارد. بر اساس پیشینه، درمان شناحتی رفتاری و درمان هیجان مدار هر کدام بر آشفتگی های روانشناختی مؤثر است، اما در زمینه کاربرد این درمان ها و مقایسه آن ها در آشفتگی های روانشناختی در جامعه مورد تحقیق شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار بر آشفتگی های روانشناختی در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بود که از خدمات بنیاد نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) شهر مشهد در سه ماه آخر سال 1402 برای بیماران خود بهرمند می شدند. از جامعه آماری مذکور تعداد 45 نفر دارای شرایط ورود به پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند. سپس به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفره، (30 نفر در 2 گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) جایگزین شدند. از مقیاس پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران، 2002) جهت جمع آوری اطلاعات و به عنوان پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری استفاده شد. پروتکل ها شامل درمان شناختی رفتاری (یونگ و همکاران، 2001) به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار و درمان هیجان مدار (گرینبرگ، 2006) به صورت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار بودند؛ در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی و نرم افزار SPSS نسخه 27 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادکه بین گروه های آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت؛ و هر دو درمان شناختی رفتاری و هیجان مدار باعث کاهش آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان مؤثر شد (05/0 >p). همچنین براساس نتایج بدست آمده درمان هیجان مدار در بهبود آشفتگی های روانشناختی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان اثربخشی بیشتری از درمان شناختی رفتاری دارد (05/0 >p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش با هر دودرمان شناختی رفتاری و درمان هیجان مدار، می توان آشفتگی های روانشناختی را در مراقبین بیماران مبتلا به سرطان بهبود داد. یافته های مذکور می تواند برای انتخاب نوع درمان، یاریگر درمانگران باشد.
۱۹۴۶.

کاهش استرس تحصیلی: یک مطالعه اقدام پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
استرس تحصیلی نوعی نگرانی است که به فرایند تحصیل مرتبط است و می تواند آینده تحصیلی و کیفیت زندگی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف کاهش استرس تحصیلی یکی از دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی به روش توصیفی از نوع اقدام پژوهی در سال تحصیلی 1402-1403 در شهر تهران انجام گرفت. نشانگان استرس از جمله تعریق، لرزش صدا و بدن، تیک و مشکلات گوارشی دانش آموز در منزل و دبستان مکرر مشاهده و توسط والدین و مسئولین دبستان گزارش شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از ابزارهایی مانند مشاهده، مصاحبه و سیاهه ثبت نشانگان استرس تحصیلی(حسن آبادی و احمدیان نسب، 1398) استفاده شد. محقق با بهره گیری از پیشینه علمی و عملی موجود، مداخلاتی را بر اساس فنون شناختی رفتاری، آگاه سازی خانواده و بهبود فضای فیزیکی کلاس، جهت کاهش استرس تحصیلی طراحی و در طول سه هفته تحصیلی در ساعات کلاسی و پس از مدرسه طی گفتگوهای منظم با دانش آموز و والدین اجرا نمود. مداخلات مذکور شامل نمایش درمانی، قصه درمانی، اصلاح خطاهای شناختی و بکارگیری طنز در حیطه شناختی، تنفس، نرمش و رهاسازی عضلات در حیطه رفتاری، حذف رقابت فامیلی و دوستانه و اصلاح کمال گرایی در حوزه خانواده و مطبوع ساختن فضای کلاس بود. پس از اجرای مداخلات، مشاهده، مصاحبه و سیاهه ثبت نشانگان استرس تحصیلی اجرا شد.ضریب بهبودی (شعبانی، 1395) سنجیده شد که کاهش استرس تحصیلی را نشان داد. نتایج کیفی وکمی پژوهش نشان داد اجرای مداخلات اثرگذار بوده و سبب کاهش سطح استرس تحصیلی دانش آموز شد. بنابراین استرس تحصیلی با مداخلات روانشناختی قابل بهبود بود
۱۹۴۷.

نقش میانجی تاب آوری روانشناختی در رابطه ترومای دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاه مدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسش نامه رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسش نامه ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تاب آوری روان شناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تاب آوری روان شناختی می توانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
۱۹۴۸.

رابطه ادراک خویشتن و باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی: نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراک خویشتن و باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی براساس نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی مردان و زنان مبتلا به اختلال ملال جنسیتی شهر تهران در بازه زمانی فروردین تا شهریور ماه 1403 بود که از این میان 267 نفر به شیوه در دسترس و بر اساس ملاک های پژوهش به عنوان نمونه گزینش شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل، مقیاس ایده خودکشی بک (بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه ادراک خویشتن (پورحسین، 1389) و مقیاس ترس از ارزیابی منفی (لیری، 1983) بود. یافته ها: بررسی ضرایب مستقیم نشان داد، اثر مستقیم ادراک خویشتن بر باورهای خودکشی و ترس از ارزیابی منفی معنادار و منفی بود. دیگر یافته پژوهش نشان داد، اثر مستقیم ترس از ارزیابی منفی بر باورهای خودکشی معنادار و مثبت بود. ضرایب غیر مستقیم مشخص کرد، اثر غیر مستقیم ادراک خویشتن بر باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی با نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی، معنادار و منفی بود. در نهایت شاخص های برازش به دست آمده نشان داد، مدل پیشنهادی پژوهش برازش مطلوبی دارد (99/0=CFI، 98/0 =NFI، 99/0=IFI، 99/0 =GFI، 039/0 =RMSEA). نتیجه گیری: بر این اساس، ترس از ارزیابی منفی را می توان به عنوان یک رویکرد مهم، در کاهش باورهای خودکشی افراد دارای اختلال ملال جنسیتی مورد توجه قرار داد.
۱۹۴۹.

اثربخشی آموزش مهارت های خودتعیین گری بر تفکر میل و نیازهای روان شناختی دانش آموزان دارای رفتارهای آنلاین مشکل ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۵
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های خودتعیین گری بر تفکر میل و نیازهای روان شناختی دانش آموزان دارای رفتارهای آنلاین مشکل ساز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۳ بود که از میان آنها ۳۰ نفر با رفتارهای آنلاین مشکل ساز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگذاری شدند. گروه آزمایش در ۹ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش مهارت های خودتعیین گری (هفته ای یک جلسه) شرکت کردند ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تفکر میل (DTQ، کسلی و اسپادا، 2011)، مقیاس ارضای نیازهای اساسی روانشناختی (BNSS، گاردیا و همکاران، 2000)، اعتیاد به بازی آنلاین (OGAI، وانگ و چانگ، 2009) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی (ASNQ، احمدی و همکاران، 1395) بود. نتایج تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون تفکر میل و نیازهای روان شناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح ٠٠١/٠ وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح ٠٠١/٠ وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. براساس نتایج پژوهش می توان گفت آموزش گروهی مهارت های مبتنی بر خودتعیین گری روش مداخله ای مناسبی جهت بهبود تفکر میل و نیازهای روان شناختی در دانش آموزان دارای رفتارهای آنلاین مشکل ساز است.
۱۹۵۰.

واکاوی خلاءهای موجود در مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
هدف: ازدواج به عنوان نهادی اجتماعی کلیدی، با چالش های زندگی مدرن مواجه است که ضرورت مشاوره پیش از ازدواج را برجسته می کند. این پژوهش با هدف واکاوی خلاءهای مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحب نظران، به شناسایی نقاط ضعف و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی این خدمات می پردازد. روش: پژوهش حاضر، کیفی با رویکردی اکتشافی و با کارگیری روش کیفی تحلیل مضمون بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 شرکت کننده (10 زن و 5 مرد) جمع آوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل داده ها، گزاره های معنادار در قالب 120 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. پنج مضمون سازمان دهنده شامل الزامات مشاوره پیش از ازدواج، زمینه های مناسب در ارتقای مشاوره، چالش ها و خلاءهای موجود، استراتژی ها و راهبردهای لازم، و پیامدهای مشاوره پیش از ازدواج شناسایی بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ارتقای اثربخشی مشاوره پیش از ازدواج در ایران نیازمند تطبیق مدل های معتبر بین المللی با شرایط فرهنگی، استانداردسازی خدمات مشاوره، مشارکت نهادهای سیستمی، استفاده از فناوری هدفمند، و رفع چالش های فرهنگی-ساختاری است تا بتواند نرخ طلاق را کاهش داده و روابط زناشویی پایدار و سالمی را در جامعه تقویت کند.
۱۹۵۱.

بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خود محوری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
ارزیابی خود محوری در جنبه های مختلف زندگی، در مسئله تشخیص و درمان در تمامی دوره های سنی اهمیت دارد. با توجه به نبود ابزار مجزا در ایران جهت سنجش این سازه روانشناختی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خودمحوری در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز صورت گرفت. بدین منظور مقیاس خودمحوری به روش ترجمه و ترجمه معکوس آماده سازی شد و از بین کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 تعداد 300 دانشجوی دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. این افراد مقیاس خودمحوری تاجمیر ریاحی و همکاران (2022)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته آمز و همکاران (2006)، سؤالات بعد خودمحوری ماکیاولی پرسشنامه تجدید نظر شده اختلالات شخصیت ضداجتماعی سورمن (2016) و پرسشنامه همدلی داویس (1983) را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS انجام شد. آلفای کرونباخ برای مقیاس خودمحوری 884/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون نشان دادند که مقیاس خودمحوری از روایی همگرا و واگرای مناسب و قابل قبولی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل اکتشافی شنان داد که تنها عامل استخراج شده درمجموع 70/55 درصد از واریانس را تبیین می کند. از طرف دیگر نتایج نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر ازنظر میزان خودمحوری تفاوت معنی داری وجود ندارد. به طورکلی یافته های پژوهش حاضر نشان داد که نسخه فارسی مقیاس خودمحوری ابزاری مناسب برای ارزیابی خودمحوری دانشجویان است.
۱۹۵۲.

اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمالگرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
زمینه و هدف: سوگیری های شناختی الگوی مشخصی از انحراف در تفکر هستند که خطاهایی را در قضاوت و تصمیم گیری فرد ایجاد می نماید و می توانند در ابراز رفتار ناسازگارانه و در شکل گیری و تداوم اختلالات روانشناختی نقش داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمال گرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی همراز آموزش و پرورش گنبدکاووس در سال 1403 که با استفاده از پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت وسواسی جبری مارتوکوویچ (2010) ، و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور دو ، مبتلا به اختلال تشخیص داده شده بودند و نمونه شامل 40 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل با پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفته و در 8 جلسه مداخله با نرم افزار اصلاح سوگیری شناختی شرکت کردند که مدت دو ماه به طول انجامید. آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست (1990) ، و مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و همکاران (2010) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اصلاح سوگیری های شناختی طی جلسات منجر به کاهش کمال گرایی و مولفه های آن و افزایش انعطاف پذیری شناختی و مولفه های آن می شود. نتیجه گیری: مداخلات اصلاح سوگیری شناختی می توانند به عنوان درمان کمکی مقرون به صرفه در کنار سایر روش ها به ویژه برای افراد با اختلال شخصیت وسواسی جبری که به خاطر ویژگی های اختلال کمتر از درمان های موجود بهره می برند، اثربخش باشد
۱۹۵۳.

شبیه سازی یا انتزاع؟ نقش وجه نحوی و حسی در درک استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: میان نظریه پردازان توافق گسترده ای وجود دارد که پردازش معنای استعاری شامل اختصاص ویژگی های معنایی حامل به موضوع است. با این حال، درباره ماهیت معنایی که در طول پردازش استعاره فعال می شود، اختلاف نظرهایی وجود دارد. مدل دسترسی مستقیم (طبقه بندی) که به دیدگاه شبیه سازی نزدیک است، تصریح می کند که پردازش استعاره و عبارات تحت اللفظی می توانند به طور موازی انجام شده و از مسیرها و مکانیسم های یکسانی پیروی کنند. در مقابل، در مدل های دسترسی دوگانه (قیاس)، درک استعاره تنها پس از ایجاد نقاط مشترک و استنتاج از حامل به موضوع رخ می دهد. هدف این مطالعه بررسی این است که کدام یک از این نظریه ها بهتر می تواند پردازش استعاره را توضیح دهد. روش کار: با استفاده از بسته استعاره Cardillo (2010)، تأثیر وجه نحوی (جملات اسمی و فعلی) و وجه حسی _حرکتی (جملات شنیداری و حرکتی) به عنوان متغیرهای مستقل و سهولت درک به عنوان متغیر کنترل بررسی شد. ۴۱ شرکت کننده (۲۲ تا ۴۴ سال) جملات را خوانده و میزان درک پذیری آنها را قضاوت کردند. زمان واکنش به عنوان شاخص پردازش ثبت شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پردازش جملات اسمی نسبت به فعلی و جملات حرکتی نسبت به شنیداری زمان بیشتری نیاز دارد و دشوارتر است (001/0>P). نتیجه گیری: این نتایج با مدل های دسترسی مستقیم مانند طبقه بندی، که تأکید دارند تفاوت معناداری در پردازش جملات با کنترل عوامل مختلف وجود ندارد، همسو نیست. علی رغم کنترل عوامل تأثیرگذار، هزینه شناختی بیشتری هم در وجه نحوی و هم در وجه حسی مشاهده شد. این نتایج با نظریه های دسترسی غیرمستقیم نظیر قیاس و به ویژه با فرضیه کارراهه استعاره Bowdle و Gentner (2005) همسو است. این فرضیه تأکید می کند که معنای استعاری با جملات تحت اللفظی تداخل دارد و هزینه های شناختی بالاتر می تواند نشان دهنده دشواری دسترسی به سطوح معنایی یا مفهومی در حافظه بلندمدت باشد.
۱۹۵۴.

واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان دختر متوسطه دوم موفق به تصمیم گیری شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی می باشد. روش: روش پژوهش کمی _کیفی است. در بخش کمی، از پرسشنامه تصمیم گیری شغلی بتزو تایلور(۱۹۸۳) برای شناسایی دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی و در بخش کیفی(نظریه زمینه ای)، از مصاحبه عمیق برای بررسی تجربیات دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی، استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر در پایه یازدهم و دوازدهم در سال تحصیلی ۱۴۰۱_۱۴۰۲ در شهر کرمانشاه است و شیوه ی نمونه گیری در مرحله کمی با هدف شناسایی دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی به صورت خوشه ای تصادفی انجام شد، که ۲۰۰ دانش آموز پرسشنامه تصمیم گیری شغلی را تکمیل کردند. در مرحله دوم نمرات دانش آموزان محاسبه و کسانی که نمره بالاتر از یک انحراف معیار کسب کردند به عنوان دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی شناسایی شدند، و با ۱۵ نفر از آنها مصاحبه عمیق به عمل آمد که در دو مصاحبه آخر اطلاعات جدیدی به دست نیامد و داده ها به اشباع رسید. یافته ها: پس از بررسی و کد گذاری داده های هر گروه در سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی در مجموع ۴۲ مفهوم در رابطه با تجربیات دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی به دست آمد که در قالب ۱۰ کد محوری دسته بندی شدند و در نهایت در ۳ کد انتخابی: خودشناسی، عوامل محیطی و شغل شناسی طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت شناخت دانش آموز از خود، شغلی که در نظر دارد و محیطی که در آن قرار دارد، در تصمیم گیری شغلی او نقش بسزا و تاثیر گذاری دارند.
۱۹۵۵.

نقش میانجی مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۹۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان انجام شد. این پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال 1403 بودند. حجم نمونه در این مطالعه 251 نفر در نظر گرفته شد که به روش نمونه گیری در دسترس از طریق مدارس انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مشکلات بین فردی (IIP-32؛ بارخام و همکاران، 1996)، فرم کوتاه مقیاس نه گویه ای اختلال بازی اینترنتی (IGDS9-SF؛ پونتز و گریفث، 2015) و پرسشنامه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانر و همکاران، 2000) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری گویای این بود که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم اختلال بازی اینترنتی و مشکلات بین فردی بر اضطراب اجتماعی معنادار بود، همچنین اثر اختلال بازی اینترنتی بر مشکلات بین فردی معنادار بود (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج دلالت بر این داشت که اختلال بازی اینترنتی به صورت مستقیم و با میانجی گری مشکلات بین فردی بر میزان اضطراب اجتماعی نوجوانان تاثیر دارد.
۱۹۵۶.

اثربخشی آموزش به روش تلفیقی در درس ریاضی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش به روش تلفیقی در درس ریاضی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ی ششم ابتدایی مدارس دولتی شهرستان نمین در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه ی آماری، دو کلاس به صورت در دسترس انتخاب شدند (هر کلاس 20 نفر). دانش آموزان یکی از کلاس ها به تصادف به عنوان گروه آزمایش و دانش آموزان کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. به گروه آزمایش طی 8 جلسه مبحث کسر در درس ریاضی با تلفیق ورزش، علوم، فارسی، هنر، هدیه های آسمانی و مطالعات اجتماعی، آموزش داده شد و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد (2004) استفاده شد. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل در پس آزمون، به طور معناداری، اشتیاق تحصیلی بیشتری داشتند و فرضیه ی پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش به روش تلفیقی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان، مورد تأیید قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت آموزش به روش تلفیقی، توجه به این روش آموزشی در مدارس به منظور افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان، ضرورتی است که باید مورد توجه دست اندرکاران آموزش و پرورش قرار گیرد.
۱۹۵۷.

بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. برای تعیین حجم نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 413 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی (نادری پور و همکاران، 2024)، مقیاس سازگاری تحصیلی (اندرسون و همکاران، 2016)، و پرسشنامه جهت گیری منفی به مشکل (رابی چاوود، داگاس، 2005) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بررسی داده ها در تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که هر 20 گویه بار عاملی قابل قبولی دارند و یافته ها بیانگر پنج عامل (شفقت به خود، پذیرش بدون قضاوت، حضور در لحظه، انجام وظایف همراه با آگاهی و گوش دادن با توجه کامل) بودند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که پرسشنامه برازش قابل قبولی دارد. علاوه بر این، نتایج بیانگر آن بود که بین ذهن آگاهی تحصیلی با سازگاری تحصیلی و جهت گیری منفی به مشکل رابطه ای معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه از وضعیت قابل قبولی برخوردار است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه ی ذهن آگاهی تحصیلی روایی و پایایی مناسبی دارد. بنابراین، این ابزار می تواند اطلاعات علمی مفیدی درباره ی محیط های تحصیلی، فرد و یادگیری در اختیار پژوهشگران قرار دهد و زمینه را برای برنامه ریزی صحیح به منظور کاهش مشکلات در محیط های تحصیلی و یادگیری فراهم کند.
۱۹۵۸.

نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواس فکری_جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف از این پژوهش، تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواس فکری_جبری بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی (مدل ساختاری) بود. از میان جمعیت عمومی 350 نفر از طریق فراخوان اینترنتی در سال 1401، با توجه به ملاک های ورود به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظرشده وسواس فکری_عملی فوا و همکاران، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر بود. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و مدل ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی با علائم وسواسی_جبری رابطه مستقیم و معناداری دارد و دشواری در تنظیم هیجان در رابطه با عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواسی_جبری نقش میانجی دارد. درمجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. طبق نتایج به دست آمده می توان گفت که عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان نقش مهمی در شکل گیری علائم وسواسی_جبری دارند. بنابراین برنامه ریزی در راستای کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان نقش مؤثری در کاهش نشانگان وسواسی_جبری دارد و امری ضروری است.
۱۹۵۹.

نقش واسطه ای طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه بین سبک های فرزندپروری و علائم اضطرابی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه ی بین سبک های فرزندپروری و علائم اضطراب انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جهت بررسی مدل ارائه شده از معادلات ساختاری استفاده گردید. جامعه آماری مطالعه ی حاضر شامل تمام دانش آموزان مقطع دوم دبیرستان شهرستان دلیجان در سال تحصیلی 1402-1401بود. 550 آزمودنی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. پرسشنامه های اقتدار والدینی بوری، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و فرم کوتاه افسردگی، اضطراب و فشار روانی لاویبوند و لاویبوند به منظور جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه با طرحواره های ناسازگار اولیه و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانه های اضطراب رابطه مستقیم (001/0 p <) و سبک فرزندپروری مقتدرانه با طرحواره های ناسازگار رابطه معکوس و معنی دار (001/0 p <) دارد. همچنین بررسی برازش مدل نشان داد که مدل پیشنهادی در مطالعه ی حاضر با داده های جمع آوری شده برازش داشته و طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه ی بین فرزندپروری مقتدرانه و مستبدانه با نشانه های اضطراب نقش میانجی کامل دارد (001/0 p <). نتایج حاکی از آن است که نوع و کیفیت تعامل والدین با فرزندان به طور غیرمستقیم و به واسطه ی شکل گیری طرحواره های ناسازگار در بروز نشانه ای اضطراب در آن ها موثر است. به عبارت دیگر، یافته های پژوهش حاضر شاهد دیگری است بر اهمیت نقش والدین در سلامت روان افراد.. بنابراین افزایش توجه بر کیفیت رابطه ی بین والدین و نوجوان ها و درنظر گرفتن نقش طرحواره های ناسازگار اولیه در برنامه های آموزشی و درمانی می تواند مفید باشد.
۱۹۶۰.

رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی: تعیین نقش تعدیلگر نیاز به خودمختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف این پژوهش بررسی رابطه وظیفه شناسی و پیشرفت تحصیلی ریاضی با میانجیگری هوش هیجانی و نقش تعدیلگری نیاز به خودمختاری بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول منطقه 14 تهران در سال تحصیلی 1401_1400 بودند ( 8858 = N). از روش نمونه گیری داوطلبانه استفاده شد. همه آنها پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو (1985)، هوش هیجانی شرینگ (1999)، خودمختاری گاردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) را تکمیل کردند. فرضیه ها با مدل تحلیل مسیر و تحلیل فرآیند شرطی آزمون شدند. یافته ها نشان داد که وظیفه شناسی بر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی اثر ساختاری مستقیم داشت. هوش هیجانی در رابطه بین وظیفه شناسی و پیشرفت ریاضی نقش میانجی ایفا می کرد. نقش تعدیلگر نیاز به خود مختاری در رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی تایید شد. بیشترین رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت تحصیلی در سطوح پایین نیاز به خودمختاری بود با افزایش نیاز به خودمختاری رابطه وظیفه شناسی با پیشرفت ریاضی ضعیف تر می شد. در نتیجه پیشایندهای پیشرفت ریاضی روابط ساختاری پیچیده ای دارند. هوش هیجانی و خودمختاری به همراه وظیفه شناسی نقش موثری بر پیشرفت ریاضی ایفا می کردند. تلویحات کاربردی یافته ها مورد بحث قرار گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان