عینیگرایی Objectivity به عنوان یکی از شاخصهای معرفتشناسی و روششناسی پارادایم نوگرا، دیرزمانی است که در مرکز توجه اندیشمندان حوزههای گوناگون علوم تجربی و اجتماعی قرار دارد. به موازات رشد سریع رسانهها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، این بحث در قلمرو روزنامهنگاری مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی نیز مطرح شد و مباحث مفصلی را به همراه آورد. نگارنده این مقاله کوشیده است ضمن تبیین آنچه عینیگرایی در روزنامهنگاری خوانده میشود. سیر تحول این مفهوم را باتوجه به رابطه متعامل آن باتحولات سیاسی اجتماعی قرن بیستم مورد بررسی قراردهد و انتقادات وارد به آن را به بحث بگذارد. مطالعات موردی که به روش تحلیل محتوا بر روی برنامههای گوناگون تلویزیونی و گزارشهای متنوع مطبوعاتی توسط دانشمندان و اندیشمندان صاحب نام حوزه رسانهو خبر انجام گرفته - و بخش پایانی این مقاله به مرور آنها اختصاص یافته است - در شناخت نقاط ضعف و قوت این مفهوم راهگشا خواهد بود.
ارزشهای خبری معیار گزینش رویدادها هستند، از بین هزاران خبری که هرروز اتفاق میافتد تنها تعدادی اندک شانس انتشار مییابند. انتشار این خبرها براساس علائق قومی، فرهنگی، دینی، مصالح سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی، نظامی و موارد عدیده دیگر است. گزینشگران خبر به هنگام گزینش هرخبر، ابتدا یک یا چند ارزش خبری موجود در خبر را برجسته کرده و سپس اقدام به انتشاران میکنند. خبرهایی که دارای ارزشهای خبری معمول در عرف رسانهها باشند(مانند دربرگیری، بزرگی، مجاورت معنوی یا جغرافیایی، شهرت، عجیب یا استثنایی بودن، برخورد و...) هرکدام قادر خواهند بود قشر خاصی از افراد را به سوی خود جذب کنند. افراد متعددی مانند گالئونگ، روژ، والتروارد، گایار، شولز، دکتر معتمدنژاد و سایر علمای حوزه ارتباطات در زمینه ارزشهای خبری نظریههایی را ارائه دادهاند که به فهم هرچه بهتر بحث ارزشهای خبری کمک فراوانی میکند.