مقاله حاضر نخست سه علت رواج واژه جهانیشدن را در سالهای اخیر، تحولات اقتصادی، فرارسیدن عصر اطلاعات و مشکلات جهانی، میشمارد.
به زعم مولف ظهور این مسائل همکاری بینالمللی را ضروریتر ساخته است. اما دراین میان امریکا به مثابه تنها ابرقدرت، درصدد است تا مفهوم جهانیشدن را به امریکایی شدن تغییر دهد و برای این منظور، برنامه راهبردی و بلند مدتی را تدوین نموده است که سه محور مهم آن عبارتاند از: تحکیم برتری اقتصادی امریکا، پافشاری بر تدوین نظام بینالمللی آزاد در زمینه تجارت و سرمایهگذاری و ایجاد ائتلافی بزرگ و بینالمللی از دموکراسی های جهان و منزوی ساختن کشورهای غیر دموکراتیک، سیاستمداران این کشور حتی براین باورند که بنابه تجربیات پیشین، عدم مشارکت امریکا در برقراری نظام نوین جهانی به معنای از هم فروپاشی آن خواهد بود و به بیان سادهتر رهبری امریکا را ضامن موفقیت این نظام نوین دانستهاند. بدیهی است که این عقیده مخالفت سایر اندیشمندان را برانگیخته و آن را کاملا مغایر با روح همکاری جهانی در عصر حاضر دانستهاند.
- در آستانه پنجاهمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، ضروری است درباره تاثیر جهانیشدن بر حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در اعلامیه جهانی و به شکل گستردهتر در میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به رسمیت شناخته شد، بیندیشیم. گرچه جهانیشدن معانی متفاوت و گوناگونی دارد، درعین حال پدیدهای است که تغییرات بنیادینی را درون هرجامعهای سبب شده است.
یکی از حوزههای مهم رادیو و تلویزیون، «ارزیابی کیفیت برنامهها» است. «کیفیت برنامة … پایین است»، «کیفیت برنامة ... بالاست»؛ این جملات اغلب از سوی کسانی بیان میشود که ارزیابی برنامهها را بر عهده دارند. حال پرسش مهم این است که «چه کسانی بهتر میتوانند در مورد کیفیت برنامهها داوری کنند؟» آگاهی از نظریات مردم به ویژه مخاطبان برنامهها در مورد این پرسش امری ضروری است. نوشتار حاضر تحقیقی است که در این باب در کشور انگلستان انجام شده است.