تفاوت های فردی یکی از بنیادی ترین حقایق دنیای پیچیده ی انسانی است. انسان ها با هم متفاوت اند و اصولاً تداوم حیات اجتماعی بشر، در گروِ متفاوت بودن
انسانهاست. پذیرفتن این اصل، تغییراتی اساسی در نگاه ما به هستی پدید می آورد و نظام آموزشی ما را دستخوش دگرگونی های فراوانی می کند. بحث تفاوت ها،سال هاست که به طور جدی وارد مباحث روانشناسی شده است. در این مقاله، بحث تفاوت ها را، عمدتاً بر مبنای آثار ادبی مطرح کرده و کوشیده ایم که نشان دهیم یافته های ادیبان و هنرمندان راستین، در حوزه ی انسانشناسی، تا حد زیادی با یافته های روانشناسی نوین همسو و همداستان است. در بخشی از مقاله به موانع بازدارنده ی خلاقیت اشاره کرده و در دو بخش پایانی مقاله، به شیوه های کشف استعداد و نتایج آموزشی این بحث پرداخته ایم.
"مقاله حاضر، خلاصه اى از پایان نامه کارشناسى ارشد است که در آن، نشریه هاى
ایران و امریکا به روش تحلیل محتوا مورد بررسى قرار گرفته است. هدف اصلى پژوهش، شناخت ساختار و شیوه انعکاس رویدادهاى عراق به لحاظ بى طرفى یا جانبدارى در ارایه اخبار و بررسى هم سویى یا عدم هم سویى این نشریه ها با دیدگاه سیاسى حاکم در کشور متبوع خود است.
بدین منظور، تمام مطالب مربوط به حوادث عراق از زمان انتقال قدرت به دولت موقت در طول دو ماه، یعنى از 11 تیر 1383 تا 11 شهریور 1383 (اول جولاى 2004 تا اول سپتامبر 2004) در کلیه شماره هاى تایم و نیوزویک (از آمریکا) و کیهان و شرق (از ایران) مورد بررسى قرار گرفته است.
حوادث 11 سپتامبر 2001 در آمریکا و حمله این کشور به افغانستان و عراق، نقش رسانه ها و از جمله مطبوعات را در انعکاس وقایع و ارایه اطلاعات، از یک سو و کنترل افکار عمومى، یا به گفته ""ادوارد ال برنیز""، «مهندسى رضایت»، در هم سویى با اقدامات سیاسى و نظامى دولت ها را از سوى دیگر، مشخص تر نمود.
مطبوعات دو کشور ایران و آمریکا نیز هر کدام از دیدگاه خود به ارایه اطلاعات در مورد وقایع مذکور پرداختند.حمله نیروهاى ائتلاف به عراق در 20 مارس 2003 و سرنگونى حکومت صدام حسین ، یکى از این حوادث بود که در مطبوعات دو کشور بازتاب هاى مختلفى داشت .
نتایج این پژوهش نشان مى دهد که روزنامه کیهان و هفته نامه نیوزویک، در موارد مختلفى نزدیک به هم عمل کرده اند. به عنوان مثال، در مواردى مانند جهت گیرى منفى در تیتر و لید، استفاده از تیترهاى اقناعى، استفاده از صفات ارزشى در تیتر، گرایش به تنش زایى و ارایه رویکردى معیوس کننده و بدبینانه، درصدهاى بالاترى در مقایسه با شرق و تایم داشته اند. اگر چه میزان هماهنگى یا هم سویى کیهان با دیدگاه سیاسى حاکم در ایران، به مراتب بیش تر از هماهنگى یا هم سویى نیوزویک با دیدگاه سیاسى حاکم در آمریکا بوده است.
"
ادبیات، ارتباط خود با جامعه را گاه به صورت آشکار و گاه به صورت پنهان بیان می کند. حتی زمانی که نویسنده نیت پرداختن به مسایل اجتماعی را ندارد، متن، به سبب شبکه پیچیده دلالت هایش با حیات اجتماعی ارتباط می یابد. از نظر فرمالیست های روس شکل یک متن ادبی، گویاترین بیان تعامل متن و جامعه است و حتی زمانی که محتوای اثر رابطه اش را با جامعه پنهان می کند، شکل ادبی نمایانگر این رابطه است. ساخت گرایان فرانسوی با تعمیق آرای فرمالیست ها، تحلیل "نوشتار" یا همان شیوه بیان خاص نویسنده را بهترین بازنمایی تعامل اثر ادبی و جامعه به شمار آوردند. بر این اساس، بررسی "نوشتار" بهترین شیوه فهم رابطه میان ادبیات و جامعه است. در عین حال، بدیهی است که این بررسی به یک چارچوب نظری نیازمند است که تبیین رابطه دو سویه کارکردهای ادبی و اجتماعی را از جمله وظایف خود به شمار آورد؛ بنابراین استناد به "نظریه نظام چندگانه" ایتامار اون زهر در تحقیق حاضر در این راستا توجیه پذیر است. باید دانست که این نظریه، نوعی رویکرد "عام" به مهم ترین عرصه هایی است که حیات فرهنگی جوامع را شکل می دهند، از این رو تعامل ادبیات و جامعه را صرفا در کلیات آن مطرح می کند و ردیابی این تعامل در "نوشتار ادبی" وظیفه ای است که انجام آن را مقاله حاضر به عهده گرفته است