فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۹۲۱ تا ۲۷٬۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
وضعیت ایران در مطالعات فرهنگی هافستد
حوزههای تخصصی:
مقایسه وضعیت هویت یابی دانش اموزان پیش دانشگاهی در گروه های قومی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور مقایسه چهار حالت هویت سردرگم، زود هنگام، مهلت خواه و کسب شده در سه گروه عرب، بختیاری و غیرعرب و غیربختیاری، آزمون تجدید نظر شده هویت بنیون و آدامز (امیدیان 128:1382) به 347 دانش آموز دختر و پسر داده شد. این دانش آموزان به صورت تصادفی از 8 شهرستان استان خوزستان انتخاب شدند. 78 نفر آنها عرب، 105 نفر بختیاری و 164 نفر از سایر گروه ها بودند. نتایج در رابطه با مقایسه نمره های هویت نشان داد که تفاوت آزمودنی ها در هویت کسب شده معنی دار نیست ولی آزمودنی های عرب در حالتهای هویت سردرگم و زودهنگام، از بختیاری ها و گروه غیرعرب و غیربختیاری بیشتر بودند. در حالت هویت مهلت خواه دانش آموزان عرب زبان و بختیاری ها از گروه سوم نمره بیشتری کسب کردند. در بعد اعتقادی گروه عرب زبان در هویت زود هنگام بر دو گروه دیگر برتری داشتند. در حالت مهلت خواه، در بعد اعتقادی گروه عرب فقط بر گروه غیرعرب و غیربختیاری برتری داشت و با گروه بختیاری تفاوت معنی داری نداشت. در بعد روابط بین فردی نتایج مشابهی به دست آمد. در حوزه هویت ملی دانش آموزان بختیاری از نظر هویت زود هنگام و مهلت خواه بر گروه سوم برتری داشتند. نتایج با توجه به دیدگاه مارسیا (1966) و پینی (1992) مورد بحث قرار گرفت.
دکتر عباس زادگان در گردهم آیی انجمن روابط ایران: هیچ مسئله ی کوچکی را پاک نکنید
حوزههای تخصصی:
درآمدی بر جنبش های اجتماعی
حوزههای تخصصی:
جنبش های اجتماعی در زمره پدیده های اجتماعی تاثیرگذار دوران مدرن قرار می گیرند. جامعه شناسان جنبش های اجتماعی را از عوامل مهم دگرگونی و تغییرات اجتماعی تلقی می کنند، هر چند در زمینه میزان تاثیرگذاری آنها اجماع نظر ندارند. جامعه شناسان کنشگرا اعتبار بیشتری برای این پدیده قائل هستند. جنبش های اجتماعی را می توان بر اساس محوریت افکار و ایدئولوژی ها، مکانیسم تاثیرگذاری، تعداد اعضاء، تکیه گاه طبقاتی و دوره های تاریخی طبقه بندی نمود. در این نوشتار جنبش های اجتماعی بر اساس اهداف، محوریت ایدئولوژی ها و مکانیسم تاثیرگذاری در دو طیف عمده کلان نگر و خردنگر قرار گرفته اند. جنبش های اجتماعی از لحاظ ساخت، اهداف، کنشگران و مکانیسم عمل جمعی متفاوت از سازمان های نهادی و بروکراتیک هستند. هر چند بعضاً جنبش های اجتماعی و زمینه های شکل گیری آنها را با تئوری های انقلاب تبیین کرده اند و دیدگاه های نظری جنبش ها با انقلاب ها با هم تداخل دارند، با این حال از مارکس و دورکهایم تا نسل جدید جامعه شناسانی نظیر تورن، اسملسر در تبیین این پدیده جمعی مدرن نظریه پردازی کرده اند. مارکس از زاویه طبقاتی، دورکهایم از زاویه پدیده های جمعی دوران گذار، تورن و اسملسر از دیدگاه اکسیونالیستی و ساختی به تبیین جنبش ها پرداخته اند. جنبش های اجتماعی در سیر تکامل خود ممکن است به احزاب سیاسی تبدیل شوند. حالت عکس و قهقرایی جنبش ها نیز به واسطه تغییر شرایط و دستیابی به اهداف، ریزش اعضاء و فشارهای ساختاری ممکن است روی دهد.
روایت شناسی: موارد خاصی از بازاندیشی خویشتن زنانه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش می کند تا با تحلیل گروه های خاصی از زنان ایرانی، بازاندیشانه بودن زندگی مدرن و بازاندیش بودن کنشگران آن را با نگاه ویژه به بازاندیشی خویشتن به مثابه مصداق بازاندیشی زندگی مدرن و کنشگران آن به تصویر کشد. در این مقاله گروه های خاصی از زنان نیز از جمله اقشاری در نظر گرفته شده اند که در سطوح مختلف عملکردهای بازاندیشانه داشته اند. از نظر ما نمود بازاندیشی در خویشتن در مواردی همچون رابطه با خود و اطرافیان، مراسم، بدن، ازدواج، اشتغال و مواردی دیگر در حوزه خصوصی و عمومی مرتبط با گروه های خاص زنان متبلور می شود. برای ترسیم بازاندیشی و تغییرات در خویشتن زنانه، از متون زن نوشته این گروه های خاص، همچون خاطرات و زندگینامه های زنانه و رمان های زن نوشته در باب زنان، استفاده کردیم تا روایت در باب این گروه های خاص زنان با توجه به آموزه های دی والت (1999) به زبان خود زنان باشد نه زبان دیگری آنان (مردان). در واقع، مساله اصلی این مقاله با این پرسش ها روشن تر می شود: چگونه این گروه های خاص زنان به روایت خودشان در فرآیند بازاندیشی قرار گرفته اند؟ در چه وضعیت هایی اقدام به بازاندیشی کرده اند؟ نمودهای این بازاندیشی را در کجا می توان دید؟ برای رسیدن به پاسخ با انتخاب نوشته هایی از این زنان، ابتدا تصویری از روند تغییرات بازاندیشانه در طی زمان ترسیم خواهد شد. از نظر ما در میان نوشته های فوق روندی از بازاندیشی در این گروه های خاص دیده می شود که در عرصه های مختلف زندگی آنان نمود پیدا کرده است. ما برای پرداختن به آنها، چهار تیپولوژی از بازاندیشی این زنان ارایه کرده ایم که عبارتند از: "فقدان بازاندیشی"، "بازاندیشی در مناسک"، "بازاندیشی در حوزه خصوصی" و در نهایت، "بازاندیشی در حوزه عمومی". این تحلیل احتمالا از اولین تحلیل های روایت گونه از بازاندیشی موارد خاص از زنان در تاریخ ایران است که امیدواریم به درک بهتر برخی از روابط اجتماعی ایران در ظرف تاریخ کمک کند و شناختی هر چند کم اما بدیع از این روابط فراهم کند.
پوزیتیویسم و جامعهشناسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاصل مطالعه ای است در باب ماهیت رویکرد غالب بر جامعه شناسی در ایران، که طبق فرضیه آغازین آن، سنت پوزیتیویستی است. مقاله با بررسی تجربی مقالات جامعه شناختی نامه علوم اجتماعی، رساله های کارشناسی ارشد جامعه شناسی و طرح های انجام شده در موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران سعی دارد این فرض را آزمون کند. در پایان آنچه حاصل می شود بیانگر غلبه تحقیقات پیمایشی کمی است که خود در چارچوب رویکرد پوزیتیویستی می گنجد. با این حال به نظر می رسد مقتضیات و ملزومات روش های کمی نیز به طور شایسته رعایت نشده است. همچنین دریافتیم که جامعه شناسی در ایران، به مرور زمان از مطالعات بیشتر بنیادی و کیفی به سوی مطالعات عمدتا کاربردی و کمی حرکت کرده است.
"جوانان و مصرف موسیقی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله براساس پژوهشی که نگارندهگان در آبانماه 1385، در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام دادهاند، تهیه شده است. این پژوهش بر مبنای نظرسنجی از 1024 نفر نوجوان و جوان ساکن شهر تهران تدوین شده و محور آن شناخت میزان و نوع موسیقی مورد استفاده در میان افراد 15 تا 25ساله بوده است.
برای سنجش این موضوع، مقولههایی چون تعداد ساعات گوش دادن به موسیقی در روز، سبک موسیقی و خواننده مورد علاقه نوجوانان و جوانان مورد بررسی قرار گرفته است.
از جمله جالبترین نتایج این نظرسنجی میتوان به این موارد اشاره کرد: 31درصد پاسخگویان بین 2 تا 4 ساعت در روز به موسیقی گوش میدهند، 40درصد علاقهمندان به موسیقی، موسیقی پاپ تولید داخل کشور را میشنوند و قریب به 60درصد پاسخگویان تقسیمبندی مجاز و غیرمجاز موسیقیهای موجود را قبول دارند.
"
"رسانه همان استعاره است(چشم اندازی بنیادین به رسانه همچون استعاره) "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مقالة حاضر به بررسی نسبت رسانه و زبان میپردازد. این نسبت را میتوان در قالب یک نسبت زبان شناختی و شناختشناسی (epistemology) در نظر گرفت. رویکردی نیچهای به زبان نشان میدهد که چگونه زبان از استعارهها شکل گرفته و چگونه در حوزة شناختشناسی، بنیاد فهم زبان را استعاره میسازد. استعاره در کاربرد ادبی، انتقال یک موضوع (یا پیام) به موضوع دیگری است که به ظاهر با موضوع اول مرتبط نیست، اما معنا و تجربة دیگری از آن را به دست میدهد. از سوی دیگر، با رویکردی مک لوهانی به رسانه، به سه سازة بنیادین رسانه اشاره میشود: انتقال، پیام (در قالب زبان گفتاری یا زبان تصویری) و معنا. وجود همین سه سازة بنیادین در یک ارتباط زبانی، نسبت زبان شناختی و شناختشناسی زبان و رسانه را مشخص میسازد؛ از آنجا که هرگونه «ارتباط زبانی» از یک «پیام» تشکیل شده است که از فرستنده به گیرنده «منتقل» میشود و «معنای» نهایی را میسازد، میتوان به این نتیجه دست یافت که بنیاد رسانه نیز چون بنیاد زبان بر استعاره است و به عبارت دیگر رسانه همان استعاره است.
"
بهره گیری از تجربیات موفق دیگران
منبع:
رسانه ۱۳۸۵ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
چگونگی رفتار با راننده تاکسی
حوزههای تخصصی:
مهاجرت روستایی چالشی برای کشورهای در حال توسعه
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی اقتصاد توسعه اقتصادی،تغییر تکنولوژیکی،رشد توسعه اقتصادی منابع انسانی،توسعه انسانی،توزیع درآمد،مهاجرت
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی توسعه و مسایل سیاسی اجتماعی مربوط به شمال و جنوب مسایل توسعه در کشورهای جنوب (سوم)
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر