پژوهش حاضر بر آن است تا تأثیر جهانی شدن را به عنوان عاملی تأثیرگذار، آنگونه که در اقتصاد جهانی به کار رفته است بررسی کند. در این مقاله ضمن بیان تعاریفی از جهانی شدن، به اثرات این مفهوم بر اقتصاد و اطلاعات و رابطه ای که میان آنها وجود دارد پرداخته شده است. سپس با توجه به رویکرد خاص مقاله و نقشی که اطلاعات میتواند در اقتصاد داشته باشد، به «جهانی شدن اطلاعات و اثر آن بر اقتصاد» و به یک مفهوم، به «اقتصاد اطلاعات» پرداخته میشود.
درس اقتصاد اطلاعات از جمله دروسی است که رشته علوم کتابداری و اطلاعرسانی در جریان توسعه خود ناگزیر از پذیرش آن در برنامه درسی خود بوده است. پژوهش حاضر تلاش دارد با بررسی و شناسایی آن دسته از بخشهای آموزشی که هنوز به تدریس اقتصاد اطلاعات ادامه میدهند زمینه مناسبی را برای مقایسه وضعیت داخل و خارج از کشور فراهم سازد. نتیجه این پیمایش نشان میدهد که تنها 5/6 درصد از دپارتمانهای آموزشی در حال حاضر تدریس اقتصاد اطلاعات به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی میتواند نشانگر گرایش روزافزون بخشهای آموزشی به مباحث فنآورانه و دور شدن آنها از وجوه انسانی و اجتماعی حرفه باشد.
امروزه، کارآفرین شدن دانشگاه، برای بسیاری از موسسات آموزش عالی و رهبران آنها، دیدگاهی نو، جذاب و حتمی الوقوع می باشد. این مقاله، مروری است بر این اندیشه که چه کسی، کجا و چه موقع و برای چه اشخاصی، عبارت دانشگاه کارآفرین را اعلام خواهد کرد و علاوه بر این، حداقل چهار مبحث از چالش های کارآفرین در دانشگاه را به تصویر می کشد. نخستین مبحث به تولید دانش مربوط می شود، توجه ما را به روش تولید دانش معطوف می دارد. مبحث دیگر به تغییر موضع موسسات تولید دانش و همبستگی و ارتباط آنها به مباحث سه گانه دیگر توجه می کند (این مطلب در کنفرانس بین المللی Triple Helix کپنهاگ عنوان شده است.) مبحث سوم به درخواست موازنه بین رسالت منطقه ای و رسالت جهانی دانشگاه ها مربوط می شود. مبحث چهارم به عنوان بازتابی از دست آوردهای مباحث سه گانه: احراز شایستگی و صلاحیت استعمال دانشگاه کارآفرین می تواند مورد نظر باشد. سخن آخر این که عدم توجه و بی دقتی در به کارگیری عبارت کارآفرینی و عدم توجه به ریشه ها و منابع و محدوده معانی بیان و مفاهیم آن، خطر گمراهی و دور شدن از مسیر اصلی را به دنبال خواهد داشت.