تبلیغات یکی از ابزارهای مهم ارتباطی در کسب و کار است. موفقیت و عدم موفقیت بسیاری از سازمانها و شرکتها در کیفیت فعالیتهای تبلیغاتی آنها نهفته است. بدیهی است استمرار و توسعه فروش کالا و خدمات زمانی میسر است که طرح تبلیغاتی مشتری را جذب کند. براساس تبلیغات مؤثر اگر روانشناسی نیاز و سلیقه مشتری و نیز محتوای مناسب و هنرمندانه پیام در تبلیغ کالا و خدمات لحاظ شود در این صورت اقبال بیشتری نسبت به آن کالا و خدمات صورت خواهد گرفت. نویسنده مقاله معتقد است یکی از عوامل مهم در تبلیغ عامل اخلاق است که موارد مختلف اخلاقی در این نوشتار تبیین شده است و با استفاده از مطالعات مختلف در حوزه تبلیغات اینترنتی به بیان رموز تبلیغات موفق پرداخته که مبتنی بر الگوی ارائه شده محقق است، که این اطلاعات موجب جذب بیشتر و بازگشت مجدد مشتریان الکترونیکی خواهد بود. در انتها به وسیله پرسشنامه ای که با پاسخ توسط متخصصان حوزه فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک پاسخ داده شده است، زمینه تأئید و یا تغییر این الگو را فراهم خواهد آورد.
در این مطالعه سعی شد تاثیر آگاهی های اجتماعی بر مقدار توانمندی زنان روستایی بخش زنجانرود شهرستان زنجان بررسی شود. برای اجرای این پژوهش از روش پژوهش کیفی -کمی استفاده شد. جامعه بخش کیفی این پژوهش را افراد صاحب نظر در زمینه آگاهی های اجتماعی زنان روستایی تشکیل دادند. پژوهشگر بمنظور طراحی گویه های آگاهی اجتماعی پرسش نامه به مصاحبه با این افراد پرداخت. جامعه آماری بخش کمی این پژوهش را 15455 از زنان روستایی شهرستان زنجان تشکیل دادند که تعداد 386 نفر به تناسب و با روش تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته گرد آوری گردید که روایی آن به وسیله اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رازی تایید و پایایی آن در بخش آگاهی اجتماعی و ابعاد توانمندی نیز با استفاده از پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 79/0 تایید شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روی هم رفته، بر اساس نتایج مقدار آگاهی اجتماعی 58 درصد از زنان در حدی متوسط بود. زنان روستایی در زمینه مسایلی همچون زمان حق استفاده زن از حق حبس و اجرت المثل کم ترین آگاهی را داشتند، اما در زمینه مسایلی از قبیل تعیین محل سکونت و مقدار ارث دریافتی دختر بیش ترین آگاهی را داشتند. یافته ها حاکی از مقدار متوسط توانمندی زنان روستایی (میانگین کل 8/2 از 5) بود. بمنظور تعیین مقدار تاثیر متغیر مستقل آگاهی اجتماعی بر متغیر وابسته توانمندی از رگرسیون خطی بهره گیری شد. نتایج پژوهش نشان دادند که متغیر مستقل توان تبیین 43 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی توانمندی را دارد.
امروزه سلامت اجتماعی زنان به موضوعی مهم و حساس تبدیل شده است. سلامت اجتماعی، بازتاب شرایط جامعه است و از عوامل اجتماعی متعددی ریشه می گیرد. همچنین، در عصر حاضر اعتماد، به موضوعی حیاتی برای جوامع انسانی تبدیل شده است. از این رو، پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی رابطه اعتماد اجتماعی با سلامت اجتماعی زنان شهر یزد بپردازد. در این پژوهش، به روش پیمایش و با نمونه گیری خوشه ای متناسب (PPS)، 288 زن انتخاب شدند. یافته ها بیانگر آن است که ارتباط معنادار و مستقیمی بین اعتماد اجتماعی و سلامت اجتماعی وجود دارد و ابعاد مختلف اعتماد اجتماعی، 23 درصد واریانس سلامت اجتماعی را تبیین می کنند. براساس ضرایب بتای استانداردشده، متغیرهای قابلیت اعتماد به محیط (22/0β=)، اعتماد بین شخصی (21/0β=)، اعتماد تعمیم یافته (18/0β=) و اعتماد نهادی (12/0β=)، به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین سلامت اجتماعی دارند؛ علاوه براین، نتایج مدل سازی معادله های ساختاری نشان داد که با افزایش اعتماد اجتماعی، سلامت اجتماعی نیز افزایش می یابد.
در این مقاله من به مجموعه کلّی اندیشه هابرماس نخواهم پرداخت، بلکه در عوض، سعی خواهم کرد با توصیف یکی از نکات کلیدی و محوری اندیشه او درک خاصّی از آن مجموعه کلّی ارائه دهم.این نکته کلیدی و محوری، همان مفهوم حالت مثالی گفتار (ideal speech situation) است.حالت مثالی گفتار به آن حالتی از گفتگوی چند نفر با همدیگر اشاره دارد که از لحاظ موازین و هنجارهای گفتگوی چند نفره، دارای ایده آلترین شکل ممکن است.حالتی است که نه در عالم واقع وجود دارد و نه هیچوقت بطور کامل بوقوع خواهد پیوست، امّا همچون معیاری برای سنجش نزدیکی یا دوری گفتگوی چند نفره ما نسبت به بهترین وضعیّت ممکن بکار خواهد رفت.ممکن است خواننده با خواندن این توضیحات با تعجب بپرسد که چرا حالت مثالی یکی از عادی ترین فعالیتهای زندگی روزانه مان، یعنی گپ و گفتگوی چند نفره، برای هابرماس اهمیتی کلیدی و محوری دارد.در پاسخ به این سؤال سعی خواهم کرد در ابتدا، نقش این ایده را در اندیشه هابرماس نشان دهم و سپس به توضیح کامل آن بپردازیم.
در دنیای کنونی ما دستیابی به رفاه، آسایش و آرامش همه جانبه بدون در نظر گرفتن مفهوم توسعه پایدار امکان پذیر نخواهد بود و از آنجا که این مفهوم پیوند ناگسستنی با انسان ها دارد، لذا توجه به توسعه اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد اصلی توسعه پایدار از اهمیت بیشتری برخوردار است. این مقاله با هدف تبیین نقش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی در توسعه فرهنگی جامعه به عنوان یکی از شاخه های اصلی توسعه پایدار اجتماعی انجام شد. در این پژوهش که به صورت کتابخانه ای و اسنادی با مطالعه و مرور بیش از 50 منبع مکتوب و مقالات علمی- پژوهشی مرتبط انجام شد، در ابتدا ادبیات توسعه پایدار استخراج و ضمن تبیین ابعاد توسعه پایدار اجتماعی از نگاه اندیشمندان و پژوهشگران، توسعه فرهنگی به عنوان یکی از مهمترین زیربناهای توسعه پایدار اجتماعی مطرح گردید. همچنین با مرور نظریات مختلف رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی مشخص شد که اگرچه مردم با انگیزه های مختلفی از رسانه ها استفاده می کنند اما رسانه ها نیز می توانند با کارکردهای خود بر ابعاد کمی و کیفی توسعه فرهنگی اثرگذار باشند. جمع بندی نتایج نشان دادکه بعد کمی توسعه فرهنگی شامل افزایش شمارگان کتاب، روزنامه ها و نشریات، تأسیس کتابخانه ها ، تأسیس فضاهای فرهنگی و هنری، مصرف کالاها و خدمات فرهنگی و هنری، فعالیت های اقتصادی فرهنگی، پژوهش های فرهنگی، تامین تجهیزات و تامین بودجه های فرهنگی و هنری و... و بعد کیفی آن شامل عقل گرایی، تقویت و پاسداری از عناصر و مؤلفه های فرهنگی، تقویت صنایع فرهنگی و هنری و میراث فرهنگی، مشارکت فرهنگی و هنری، امکان دسترسی به منابع اطلاعات، باور به آزادی بیان و... بود. همچنین یافته ها نشان داد که تحقق اهداف توسعه پایدار به ویژه در حوزه فرهنگی بدون تقویت رسانه های محلی، دسترسی آزاد به منابع اطلاعاتی ، باور به آزادی بیان، ارتقاء سرانه مطالعه، افزایش شمارگان کتاب و نشریات و... میسر نخواهد شد.
آموزش الکترونیکی یکی از پیش روترین آموزش هاست که سه مولفه اساسی آن شامل فراگیران، نیازهای آموزشی و توان یادگیری فراگیران است. از آنجا که اطلاعات جز جدانشدنی از آموزش الکترونیکی است، لذا بی توجهی به خدمات اطلاعاتی مورد نیاز بهره گیران از تاثیر اموزش الکترونیکی کاسته خواهد شد...