این پژوهش، زمینه ها، بافت و ضرورت طرح نظریه های امنیت در جهان سوم و نقد مبانی و رویکرد این نظریه ها نسبت به امنیت براساس نگاه اسلامی و زیست بوم جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار داده است. در این پژوهش از روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای بهره جسته ایم. در كشورهای توسعه یافته، امنیت بیش تر خارجی تعریف می شود، یعنی مربوط به محیط و بازیگران خارجی است. در حالی كه امنیت در جهان سوم عمدتاً داخلی می باشد و امنیت خارجی هم بیش تر متأثر از موضوعات امنیتی داخلی بوده است. نظریه های امنیت در جهان سوم هرچند سعی دارند با دوری از نظریه های جریان اصلی (واقع گرایی و لیبرالیسم) مؤلفه های اصلی تشکیل دهنده معضل امنیت در جهان سوم را تبیین کنند، امّا مبانی فرانظری آن در ادامه نظریه های خردگرا و نگاهی غرب محورانه به مسائل جهان سوم قرار دارد. در این مطالعه در ابتدا به بررسی پارادایم امنیت ملی بر اساس خواستگاه فلسفی آن، هویت معنایی و اجرایی آن از نگاه كشورهای جهان اول پرداخته خواهد شد؛ كه با این مقدمه می خواهیم به این موضوع بپردازیم كه پارادایم امنیت ملی در كشورهای جهان سوم چه محتوا و ساختاری دارد؟ آیا اساساً چیزی به اسم امنیت ملی برای كشورهای جهان سوم مطرح است؟ آیا امنیت ملی نزد كشورهای جهان سوم همانی است كه در نزد كشورهای جهان اولی مطرح است؟ در نهایت سعی بر آن است تا شناخت درست و منطقی از مسأله امنیت در جهان سوم به دست آوریم.
در این مقاله سعی شده است تا ایده اساسی امام خمینی در رابطه با لزوم ارتقای سطح اعتماد اجتماعی و مشارکت جویی، به مثابه رویکردی در سیاست ورزی در ایران مورد تامل قرار گیرد. از دید ایشان در صورت گسترش مشارکت آگاهانه و توام با اعتماد به نفس مردم، حقوق و تعهدات برابر و متقابل بین آحاد مردم و دستگاه حکومتی برقرار شده و روابط قدرت از شکل عمومی و یکسویه (از بالا به پایین) تبدیل به همکاری متقابل جامعه و نهاد سیاسی می گردد. به تبع این وضعیت شهروندان در قالب افراد برابر، با یکدیگر مرتبط می شوند. امام خمینی به نقد نظراتی می پردازد که توده را خیره سر و معجب دانسته و اعتقادی به سپردن کارها به بخش ها و انجمن های مردمی و غیر دولتی ندارند. اما صرفا به نظریه پردازی اکتفا نکرده و به عنوان رهبر سیاسی درگیر در امور، راهبردهای عملی ارایه داده و در تحقق آنها می کوشد. بدیهی است که ترسیم خطوط چنین جامعه ای با ویژگی مشارکت جویی به معنای نفی نهاد سیاسی، که یکی از نهادهای مهم در هر جامعه جهت نیل به اهداف سیاسی می باشد، نیست. بلکه توجه به این امر است که چنانچه کنش های سیاسی و اجتماعی معطوف به شبکه هایی با میزان (خود بودگی) بالا باشد، که در بین آنها اعتماد به توانمندی خود و دیگران وجود دارد، جامعه مدنی آسان تر به فرصت های متصور نایل میگردد، و حکومت نیز مسئولیت خود را در زمینه سازی برای شکل گیری این خواست انجام می دهد.
ربط یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین زمینههای پژوهشی در بازیابی اطلاعات است . معیار ارزیابی نظامهای اطلاعاتی و میزان مربوط بودن مدرک بازیابی شده با نیازهای اطلاعاتی به وسیله ، ربط سنجیده میشود ، یکی از راههای افزایش ربط ، استفاده از تکنیک فرامتن در نظامهای اطلاعاتی است . فرامتن ساختار راهبری تعاملی سطح بالا ، شبکهای ، و مروری ، و در واقع مجموعهای غیر خطی یا غیر ترتیبی از متن است که آیندهای رو به توسعه دارد . ...
بر طبق دیدگاه ساختی ـ کارکردی، جامعه به عنوان یک نظام اجتماعی از خرده نظامها و نهادهای مختلفی تشکیل یافته است و آنچه میتواند از جمله علل پیشرفت و توسعه هر جامعهای به حساب آید وجود تعادلی پویا و «حالتی از تعادل کارکردی» در میان این خرده نظامها و نهادهاست. بیشک دو نهاد دانشگاه و صنعت از مهمترین نهادهای اجتماعی جوامع جدیدند که در مسیر توسعه این جوامع نقشی مهم برعهده خواهند داشت. متن حاضر درصدد شناسایی و توصیف رابطه میان این دو نهاد در متن تعاملات اجتماعی موجود در جامعه ایران امروز و آسیبشناسی و تبیین چرایی چنین رابطهای در یک بستر تاریخی ـ جامعهشناختی است و سعی بر آن دارد تا در این زمینه راهکارهایی را نیز توصیه نماید
تأسیس نیروگاههای هستهای به علت دارا بودن محدودههای حفاظتی که ایجاد سکونتگاههای انسانی را در این محدودهها با محدودیت مواجه میکند، ممکن است محیط جغرافیایی و آرایش فضایی سکونتگاههای اطراف خود را تحت تأثیر قرار دهد. از طرف دیگر، چون اکثر این نیروگاهها در نزدیک شهرها و سکونتگاههای انسانی تأسیس میشوند. بنابراین، مطالعه تأثیر آنها در محدوده جغرافیایی اطرافشان از اهمیّت بسزایی برخوردار است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بررسیهای میدانی و کتابخانهای، تأثیر تأسیس نیروگاه اتمی بوشهر بر روند توسعه این شهر بررسی شده است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که تأسیس نیروگاه اتمی در 18 کیلومتری جنوب شهر بوشهر باعث به وجود آمدن سکونتگاههای غیررسمی در شعاع 5 تا 10 کیلومتری نیروگاه اتمی شده است که این محدوده جزو محدوده حفاظتی نیروگاه اتمی است و ساخت و ساز در این محدوده ممنوع است. مهمترین عللی که باعث ایجاد سکونتگاههای غیررسمی شدهاند، عبارتنداز: 1- تأثیر احداث نیروگاه در جذب مهاجر؛ 2- تأثیر نیروگاه در ایجاد اشتغال؛ 3- تأثیر نیروگاه بر رونق اقتصادی شهر و 4- تأثیر نیروگاه بر کاهش قیمت زمین در محدودههای حفاظتی نیروگاه؛ به این صورت که با افزایش اشتغال بر اثر فعالیتهای ساختمانی مربوط به نیروگاه اتمی، اقتصاد شهر رونق مییابد و این عامل باعث ایجاد جاذبه برای مهاجران از سایر نقاط به سمت بوشهر میشود. بنابراین، با توجه به کمبود زمینهای لازم برای گسترش شهر و همچنین، عدم توانایی مهاجران برای تأمین مسکن در چهارچوب قانون در حریمهای حفاظتی نیروگاه به صورت غیر قانونی ساکن شده و سکونتگاههای غیررسمی را که هیچ گونه خدماتی به آنها ارایه نمیشد، به وجود آوردند.
مسئلة تغییرات صورت پذیرفته در الگوی پوشش جوانان و گرایش سلیقة جوانان در استفاده از الگوهای پوشش مدرن که اغلب سنخیتی با ارزش ها و هنجارهای دینی و بومی ندارند، بیش از یک دهه است که برای جامعة ایرانی به منزلة یک آسیب مطرح شده است. مطالعة پیش رو با هدف سنجش وضعیت الگوی پوشش، در میان 330 نفر از جوانان شهر یاسوج، با روش نمونه گیری خوشه ای و با ابزار پرسش نامة محقق ساخته انجام گرفته است. داده های تحقیق با نرم افزار spss و با انجام آزمون های هم بستگی تحلیل شد. با استخراج و کدگذاری دوبارة گویه های مربوط به سنجش الگوی پوشش با اختصاص نمره های مشخص به گویه ها و ترکیب آنها مقیاس الگوی پوشش به دست آمد، که در این میان، الگوی پوشش سنتی شبه مدرن بیشترین تعداد فراوانی را به خود اختصاص داد. در این پژوهش متغیرهای التزام دینی، سرمایة فرهنگی و مصرف به ترتیب بیشترین هم بستگی را با الگوی پوشش نشان دادند.
باستان شناسی که یکی از وظایف اصلی آن بازسازی رفتارهای گذشته جوامع انسانی است، می تواند به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای ایجاد همبستگی ملی، در جوامع مختلف ایفای نقش نماید. این تخصص که امروزه به مدد سایر علوم بسیار پیشرفت نموده، در جوامع متفاوت بسیار مفید و موثر است. البته ناگفته نماند همان طور که این دانش ممکن است در خدمت همبستگی ملی جوامع مختلف باشد، به همان اندازه هم می تواند باعث ایجاد اختلافات و درگیری های محلی شود. درواقع، چگونگی بهره گیری از این علم آن را به یکی از مهم ترین رشته ها مبدل ساخته است؛ هرچند، اهمیت این موضوع در کشور ما هنوز درک نشده است. استفاده صحیح و منطقی از این دانش آن را در خدمت جامعه قرار می دهد و در مقابل، سوء استفاده از آن موجبات اختلافات و تفرقه افکنی ها را فراهم می آورد.سوال اصلی مقاله حاضر این است که «آیا یکپارچگی فرهنگی و همبستگی ملی در استان سیستان و بلوچستان وجود دارد؟» در اینجا سعی خواهد شد تا با استفاده از روش شناسی راهبرد تاریخی، از طریق واکاوی عناصر مشترک سیستانی و بلوچ در چارچوب رابطه دوسویه انسان / محیط به این سوال پاسخ داده شود. همچنین، تلاش می کنیم که نحوه ایجاد این همبستگی نیز ارایه شود. در واقع این مقاله با ارایه مثالی از استان سیستان و بلوچستان که سیستانی و بلوچستانی را در خود جای داده است، باستان شناسی را به مثابه پلی برای ایجاد همبستگی ملی در این منطقه از ایران قرار خواهد داد. در نهایت مقاله از لحاظ علمی سعی می کند با واکاوی مشکلات موجود بر سر راه همبستگی ملی، راهکارهایی منطقی برای ایجاد و گسترش ارایه کند.
این نوشتار از دو بخش اصلی تشکیل شده است؛ بخش نخست، بررسی نظری رشته های دانشگاهی در جهان است. این بخش، به چیستی رشته های دانشگاهی، چگونگی پیدایی و تکوین آن ها، کارکردهای آغازین و سرانجام، و بحران های ناشی از تحول در کارکردهای رشته های دانشگاهی اختصاص دارد. بخش دوم، به بررسی وضعیت رشته های دانشگاهی در ایران می پردازد. به این منظور، درباره ی زمینه های تاریخی، اجتماعی پیدایی رشته در ایران و شباهت ها و تفاوت های آن با غرب، کارکردهای رشته و سرانجام، چالش های فراروی رشته در ایران بحث شده است. به طور خاص، در این نوشتار، به تحلیل مفهومی نظری رشته در نظام دانشگاه از منظر مطالعات فرهنگی پرداخته ایم. از این رو، از منظر مطالعات فرهنگی و بینش جامعه شناسانه، سؤالاتی درباره ی مفهوم رشته و مسائل مرتبط با آن طرح و تجزیه و تحلیل شده است. نوشتار حاضر با استناد به استدلال جو مورن مبنی بر این که مطالعات فرهنگی بیش از آن که رشته باشد، رویکرد است و به ازای هر رشته، میان رشتگی و مطالعات فرهنگی وجود دارد در نگاه به رشته و میان رشتگی از منظر مطالعات فرهنگی، نظر به این همانی این هردو اصطلاح دارد. بنابراین، گویی از منظر میان رشتگی (مطالعات فرهنگی) به میان رشتگی نگاه می کند و موضوع رشته ی دانشگاهی در جهان و ایران را پی می گیرد.
استفاده از اینترنت در ایران نیز به موازات جهان همواره رو به فزونی است و هر روز و هر ساعت بر تعداد کاربران این پدیده افزوده می شود. همین گسترش فراوان و ویژگی های انحصاری اینترنت توانسته است بسیاری از وجوه زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از ابعادی که اینترنت در آن توانایی های خود را به رخ می کشد، عرصه ارتباطات میان فردی است. کاربران اینترنت در این حوزه گونه ای جدید از ارتباطات را با ارزش ها، هنجارها و هژمونی متفاوت با زندگی روزمره خود فرا می گیرند. همین عامل باعث می شود تا آن ها با گونه ای جدید از ارتباط آشنا شوند. بی شک، یکی از ابزارهای ارتباط میان افراد جامعه، نام هایی است که افراد بر اشیاء، اشخاص و یا بر خود می نهند. این تحقیق در پی بررسی ویژگی های نام هایی است که افراد برای خود در اتاق های گفت وگو انتخاب می کنند. در این پژوهش با استفاده از آرای بوردیو، گافمن و بحث حوزه عمومی که از سوی هابرماس ارئه شد و گسترش یافت، تلاش شده است اسامی مستعار ایرانیان در اتاق های گفت وگوی سایت یاهو تجزیه و تحلیل شود. به این منظور، از شیوه تحلیل محتوای کیفی و در مراحلی نیز از رایانه استفاده شده است. در مجموع، بیش از ششصد اسم مستعار تحلیل، و در پایان نیز گونه شناسی این نام ها ارائه شده است. در این تحقیق دریافتیم افراد گاه تلاش می کنند با استفاده از اسامی انتخابی، خود را به گونه ای دلپذیر برای دیگران بازنمایی کنند و گاه با استفاده از طنز و اسامی ناهنجار، ارزش ها و روابط اجتماعی دنیای واقع را به سخره بگیرند.
سؤال اصلی مقاله حاضر این است که چرا در میدان های ورزشی و خارج از آن خشونت ودرگیری پدید میآید؟ خشونتی که همواره توان تبدیل شدن به اغتشاشی جدی را دارد. این پژوهش از طریق روش گزینشی- ترکیبی و عمدتا کیفی انجام شده است. نویسنده پس از تقسیم بندی و طبقه بندی درگیری های پیش، هنگام و پس از مسابقه و داخل و خارج از ورزشگاه، امکان و شرایط ظهور خشونت را مورد وارسی قرار داده است.