گرد آوری داد ه های فرهنگی، به منظور رفع کمبود اطلاعات از فعالیت های فرهنگی جامعه، یکی از انتظارهایی است که می توان از اولیای امور فرهنگی داشت. سیاست گذاران فرهنگی به دلیل کمبود این اطلاعات، دشواری های بسیاری داشته و در پی ریزی سیاست های کلان فرهنگی با موانع جدی روبه رو بوده اند، بنابراین ارائه سیمایی عینی از وضعیت فرهنگی کشور منوط به روشی معتمد و جامع است. از آنجا که نشریه های حوزه خانواده در کشور جزو کالاهای فرهنگی به شمار می آید و تأثیر بسزایی بر فرهنگ جامعه دارد، پژوهش حاضر پایه ریزی و انجام شد تا با بررسی و شناخت بیشتر، محتوای نشریه های حوزه خانواده خصوصاً پیام ها و مطالب فرهنگی آن را ـ که در دوره ای یک ماهه به مخاطب ارائه می دهند ـ بررسی کنیم و به تصویری از این پیام دست یابیم. برای تحقق این هدف یکی از مهم ترین موضوع های مدنظرمان عبارت است از:
ـ بررسی دقیق مسائل فرهنگی قابل توجه نشریه ها، عکس ها و آگهی های همه نشریه های مورد پژوهش و تحلیل محتوای آنها.
اهمّ یافته های پژوهش عبارت است از:
ـ بیش از سه چهارم تیترهای روی جلد این مجله ها با اخبار روز همخوانی ندارد.
ـ مطالبی که مستقیم به روابط والدین و فرزندان، روابط فرزندان با هم و روابط کل اعضای خانواده پرداخته باشد، بسیار اندک است که توصیه می شود توجه بیشتری به این مطالب شود.
نقش و حضور زنان در جامعه بشری از ابتدای تاریخ تا کنون، امری ملموس و غیر قابل انکار بوده و آنان در جوامع مختلف، پا به پای مردان در کنار نقش برجسته زن در تربیت نسل های آینده در عرصه های اجتماعی نیز حضوری فعّال و پویا داشته اند.
در این مجال، برآنیم که با بررسی تطبیقی دو رمان معاصر یعنی سیرة شجاع اثر علی احمد باکثیر نویسنده معاصر و بزرگ یمنی و زمین سوخته اثر احمد محمود، نویسنده معاصر و مشهور ایران، تصویرگر یکی از مظاهر نقد اجتماعی جامعه یعنی مسألة زنان و به ویژه مجاهدت و مبارزات آنان در شرایط سخت و جنگی جامعه با تکیه بر شخصیّت اصلی دو رمان یعنی سمیّه و ننه باران باشیم که نتایج اوّلیه حاکی از وجوه اشتراک فراوان دو شخصیّت اصلی زن است؛ به طوری که هر دو نمونه کامل زنان ایثارگرند و علاوه بر ایفای نقش مادری دلسوز و همسری فداکار در عرصه های اجتماعی نیز زنانی مبارز و مجاهد، ایثارگر و مقاوم، شجاع و عدالت گستر و انتقام گیرنده از دشمنان هستند.
امروزه ترس از جرم و عدم احساس امنیت اجتماعی، موضوعی است که بحث امنیت در شهرها را به چالش کشانده و بدین سبب مورد توجه محققین علوم اجتماعی و جرمشناسی قرار گرفته است. بر اساس مطالعات انجام شده در کشورهای غربی، زنان به مراتب بیشتر از مردان از جرم میترسند و حال آنکه کمتر از مردان قربانی جرائم مختلف واقع میشوند. در مقاله حاضر که مبتنی بر یک پژوهش کیفی میباشد، سعی شده تا با استفاده از مصاحبههای عمیق عوامل موثر بر ترس از جرم در میان زنان شهر تهران، شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. یافتههای این پژوهش بر اساس مصاحبههای عمیق با 50 زن 19 تا 55 ساله در شهر تهران به دست آمده و هدف از این تحقیق تبیین و صورتبندی نظری ترس از جرم در میان زنان شهر تهران، با توجه به تجربه زیسته آنها میباشد.
در مقاله حاضر ضمن بررسی و استخراج مسایل و چالشهای دانشگاهها در کشور ایران -در قالب 26 مفهوم- به رتبه بندی آنها از دیدگاه 260 نفر از دانشجویان دوره دکتری دانشگاه تهران بر اساس بالاترین میزان عینیت در محیط علمی آنان و بررسی تاثیر این مسایل بر جامعه پذیری دانشگاهی پرداخته شده است. در این مطالعه جامعه پذیری دانشگاهی از طریق چهار مقیاس شامل میزان تبعیت دانشجو از هنجارهای دانشگاهی، ارزیابی دانشجویان از میزان تبعیت محیط آموزشی از هنجارهای دانشگاهی، میزان تبعیت دانشجو از ضد هنجارها و ارزیابی دانشجویان از میزان تبعیت محیط علمی از ضد هنجارها سنجش و اندازه گیری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که چالشهای اساسی محیطهای علمی که می تواند به عنوان موانع جامعه پذیری دانشگاهی به حساب آید و از منظر دانشجویان دکتری بالاترین رتبه را دارد، عمدتا دارای ماهیت نهادی و ساختاری اند و عوامل فردی در سطح بعدی قرار می گیرند. همچنین، نتایج تحلیل روابط همبستگی نیز نشان می دهد که این مسایل به طور مستقیم بر پیروی دانشجویان از هنجارها و ضد هنجارهای دانشگاهی تاثیر ندارند، بلکه از طریق تاثیر بر تبعیت محیط علمی از هنجارها و ضدهنجارهای دانشگاهی، جامعه پذیری دانشگاهی و درونی شدن هنجارها در بین دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد.
این مقاله به دنبال تبیین نقش و میزان رابطه حکومت و فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران است؛ مسئله ای راهبردی که بر نوع، کیفیت و جهت سیاست گذاری کلان فرهنگی کشور تأثیر اساسی می گذارد. بدین منظور با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و پس از تبیین رابطه سیاست و فرهنگ، با تشریح دیدگاه مقام معظم رهبری به عنوان بالاترین سیاست گذار کشور به حل مسئلة رابطة حکومت و فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران پرداخته و نقش و جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران در جهت مذکور از دیدگاه مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار می دهد؛ بدین صورت که با تعریف نقش مرکزی و ستاد فرماندهی برای شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیاست گذاری، هدایت و مراقبت را از اهم وظایف حکومت در رابطه با فرهنگ برمی شمارد.
دیدگاه مابعدالطبیعی «زبان» را کنش اندیشة انسانی در مقام ظهور تلقی می کند و آن را رسانة ارتباطی و واسطة «بیانی» می پندارد. آن گاه که ذوق و احساس و تخیل آدمی درهم آمیزد و در بیان زیبایی را تجلی بخشد، زبان از رسانة ارتباطی «عام» به رسانة ارتباطی «خاص» تحویل یافته و «هنر» نام گذاری می شود. هنر گاه در ترکیبی از بازی حرف و کلمه، گاه در قاب نگاری از خط و نقش و رنگ، و گاه در پیکربندی سنگ و آهن و چوب، و گاه در امواجی از لحن و آواز و آهنگ بازنمایی شده و شعر، نمایش، نقاشی، پیکرتراشی، و موسیقی خوانده می شود. بنابراین شعر را باید صورت نوعی هنر و هنر را صورت نوعی زبان شناخت و نسبت عموم و خصوص مطلق را میان آنان برقرار ساخت. هایدگر (M. Heidegger) اما با طرح پرسش بنیادین از ذات هستی، حقیقت، انسان، زبان، هنر، و شعر به ویران سازی و بازخوانی تاریخ غرب مابعدالطبیعی پرداخته و ورطة باژگونگی بنیادها و نسبت ها را از طلیعة اندماج نخستین غفلت از حقیقتِ هستی و فقدان هستی شناسی در صورت بندی چیستی و هستی تا موضوعیت و موردیت نفسانی و حلول طبیعت انسانی در امر واقعی و تمامیت تسلیم وجود به موجود در قالب نیست انگاری، لایه برداری می کند و به نسبت تازه ای میان هستی، حقیقت، انسان، زبان، هنر، و شعر دست پیدا می کند.
پرسه زنی که بر اثر پیوند ناموزون عناصر سنتی و مدرن در زندگیِ روزمره فرد ایرانی پروبلماتیک شده است، اکنون نشانه ای است با دلالت های معنایی گوناگون که در عرصه های گوناگون شهری به انحاء گوناگون خود را نمایان می سازد. پرسه زنی کنشی معطوف به ساختن فضایی فرهنگی و مقاومتی در برابر عناصرِ فرهنگِ مسلط است. تلاش پژوهش حاضر واکاویِ ژرفِ تجربه پرسه زنی در فضاهای همگانیِ شهر سنندج است. این که پرسه زنان (جوانان) چه درکی از کنش پرسه زنی در این فضاها دارند؟ چگونه تعامل ها، لذت ها، معناها و تجربه های خود را در این فضاها شکل می دهند؟ چگونه با استفاده از این فضاها به خرده فرهنگ خاص خود شکل می دهند؟ چگونه در برابر فرامین فرهنگ رسمی مقاومت می ورزند؟ در بخش نظری منظومه ای از آرای زیمل، بنیامین و دوسرتو در باب پرسه زنی و فضاهای همگانیِ شهری ارائه شده است. در روش شناسی نیز با کاربست مردم نگاریِ شهری از فن مصاحبه عمیق و مشاهده مشارکتی استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه بر اساس شیوه نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد که تجربه پرسه زنی نزد پرسه زنان معانی گوناگونی دارد که در پنج مقوله بنیانی قابل دسته بندی اند:
1- مستعمره شدن زندگیِ روزمره در فضاهای همگانیِ شهری 2- آفرینش و باز شکل دهی فضاهای نمادین به میانجی کنش پرسه زنی 3- تمایز پذیری/تمایز زدایی زندگیِ روزمره به واسطه پرسه زنی 4- کارناوالی شدن زندگیِ روزمره
5- پرسه زنی در مقام خرده فرهنگ شهری. پژوهش حاضر به این نتیجه ختم می شود که پرسه زنی پراکسیسی اجتماعی است که از طریق آن گفتمان رسمیِ مسلط بر عرصه های شهری که سعی در تثبیت و شکل دهیِ این عرصه ها دارد، به چالش کشیده می شود و پرسه زنان به میانجی تسخیر نمادین این عرصه ها و خلق نظام معنایی خاص خود سعی در بازشکل دهی این عرصه های شهری دارند. به بیان دیگر عرصه های شهری صحنه معارضه جویی دو نیروی متفاوت است که یکی سعی در تثبیت گفتمان مسلط و دیگری سعی در بازتولید فضاهای گفتمانی و ارائه خوانش های متفاوت در این عرصه ها را دارد.
مطالعات بسیاری بر اهمیت توسعه فرهنگی در مسیر توسعه کارآفرینی و رشد اقتصادی تأکید کرده اند، به طوری که به تدریج واژة فرهنگ کارآفرینی به صورت یک برساخته و مفهوم جدید شکل گرفته و ابعاد خاص خود را دارد. ابعاد شخصیتی شامل تمایل به ریسک پذیری، نیاز به توفیق، مرکز کنترل درونی، خلاقیت، استقلال طلبی، اعتماد به خود و در بعد دیگر شامل توانایی مدیریت دیگران و نفوذ در آنان، کار گروهی، پشتکار، و علاقه به کوشش می شود. در توسعه و نهادینه سازی فرهنگ کارآفرینی در جامعه، بنیان هایی چون خانواده، نهادهای آموزشی، دولت، شبکه های اجتماعی، صنعت، و رسانة جمعی مشارکت و تأثیر دارند. بنابراین، رسانه یکی از عوامل مؤثر در ارزش های فرهنگی افراد یک جامعه است. از این رو، انتظار می رود رسانة جمعی بتواند از مسیر تأثیر در ارزش های فرهنگی افراد به توسعة فرهنگ کارآفرینی کمک کند.
از آن جا که تلویزیون در سه سطح شناخت، انتقال ارزش ها، و جامعه پذیری بر مخاطب خود اثر می گذارد، براساس مدل نهادی، این پژوهش درپی یافتن پاسخ این سؤالات است که مؤلفه های نقش های شناختی، هنجاری، و تنظیمی تلویزیون چیست و در هر نقش این موارد چه اولویتی بر یکدیگر دارند. این پژوهش به صورت کیفی انجام و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری شده و مؤلفه های شناسایی شده با استفاده از آزمون ناپارامتری فریدمن اولویت بندی شده اند. تعداد 12 مؤلفة شناختی، 9 مؤلفة هنجاری، و 7 مؤلفة تنظیمی شناسایی و اولویت بندی شدند. چهارچوب مفهومی استخراج شده می تواند در توسعة نقشة راه ترویج فرهنگ کارآفرینی در تلویزیون مؤثر باشد.
یافته های این پژوهش حاکی از این است که بخش عمده ای از شناخت مخاطب از مقولة کارآفرینی می تواند از طریق کارکرد اطلاع رسانی صورت پذیرد و فرایند انتقال ارزش ها از طریق کارکرد سرگرمی مؤثرتر از آموزش مستقیم است. همچنین، امکان ایفای نقش تنظیمی به روش های گوناگونی مانند شکل دهی شبکه های اجتماعی امکان پذیر است. مؤلفه های شناسایی شده در قالب چهارچوب مفهومی پژوهش چه بسا مورد توجه سیاست گذاران و برنامه سازان رسانة ملی ایران قرار گیرد.
با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب، این منطقه از دورة باستان همواره در تبادلات فرهنگی، از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است؛ به گونهای که گروههای اجتماعی زیادی با قوم ها و فرهنگهای گوناگون از این منطقه عبور کرده یا در آن ساکن شدهاند؛ درنتیجه برهمکنش فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در میان آنان را در گذر تاریخ شاهدیم. یکی از مهم ترین بخش های مراودات فرهنگی شرق و غرب به روابط ایرانیان با یونانیان و رومیان در دوران تاریخی مربوط میشود که در مدت زمانی طولانی با هم در ارتباط بوده و از عناصر فرهنگی یکدیگر متأثر شده و در از آن ها در هنر بومی خود استفاده کرده اند. در این مقاله، با بهره گیری از روش نشانه شناسی، به تحلیل موتیف «تیشتر» و «پگاسوس» به عنوان دو شخصیت اسطورهای در فرهنگ ایران و یونان بر روی دو ظرف سیمین ساسانی می پردازیم.
"زیستن در عصر صورت بندی های نوین اجتماعی، بدون ارتباط با دیگر عناصر فرهنگی و تمدنی، تقریباً ناممکن به نظر می رسد. امروزه دستیابی به پیشرفت و توسعه نیز مستلزم برخورداری از سطحی مؤثر از همکاری ها و تعاملات برون مرزی است. از لحاظ فلسفی و تاریخی، نهاد دانشگاه، هم از منظر کارکردی و هم از منظر رویکردی، دارای سابقه ای طولانی در زمینه ارتباطات، تبادلات و نزدیکی ملت ها و فرهنگ ها به شمار می رود. یکی از مؤلفه های مهمی که امروزه می تواند به شکل روشمند و علمی، موجب نزدیکی عناصر مختلف تمدنی و فرهنگی شود، مبادلات بین دانشگاهی است. مقاله پژوهشی ـ تحلیلی پیش رو، درصدد پاسخگویی به این سؤال محوری است که با بازشناسی و تقویت کدام یک از نشانگرهای دانشگاهی می توان به سطح بالاتری از همکاری های فرامرزی بین دانشگاهی دست یافت. روش تحقیق این مقاله، توصیفی و از نوع پیمایشی است و جامعه آماری آن را اعضای هیئت علمی دانشکده های علوم انسانی دانشگاه های دولتی ایران تشکیل داده اند. برای جمع آوری اطلاعات از دو روش گردآوری داده (کمی و کیفی) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تکنیک های آماری، در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی بهره برده ایم.
"
" این تحقیق با هدف تعیین میزان رضایت شغلى معلمان مدارس ابتدایى در تهران انجام گرفت. رضایت شغلى یکى از عوامل بسیار مهم در امر کیفیت آموزش و موفقیت شغلى معلمان است. روش مطالعه در این تحقیق، روش پیمایشى است. براى جمع آورى اطلاعات از پرسشنامه تعدیل شده رضایت شغلى مینه سوتا استفاده شد. جمعیت نمونه شامل چهارصد نفر از معلمان مدارس ابتدایى در مناطق یک، یازده و شانزده تهران بوده است. شیوه نمونه گیرى به روش تصادفى سیستماتیک و خوشه اى انجام گرفت.
این تحقیق نشان داد که 7/88 درصد از معلمان مدارس ابتدایى مورد بررسى از شغل خود راضى یا خیلى راضى بودند، حال آنکه 6/3 درصد ناراضى و خیلى ناراضى بودند. ضمناً 5/6 درصد پاسخ بى نظر و 2/1 درصد بدون پاسخ بودند. متغیرهاى سطح تحصیلات معلمان و قصد معلمان براى ماندن در موقعیت کنونى شغلى، از متغیرهاى قابل پیش بینى رضایت شغلى معلمان بود.
جنبه هاى مربوط به میزان رضایت شغلى معلمان شامل کیفیت مدیریت، حصول، پیشرفت، همکاران، شرایط کار و شناخت، و جنبه هاى مربوط به میزان رضایت شغلى معلمان شامل فعالیت، ارزش هاى اخلاقى و اختیار بود.
"
موضوع مقالة حاضر، سنجش نگرش جامعة میزبان در مورد گسترش آسیب های اجتماعی ناشی از توسعة گردشگری در شهرستان همدان است. روش پژوهش در این تحقیق، پیمایشی و از نوع توصیفی تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسش نامه محقق ساخته در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. بدین منظور کل جامعة آماری به دو گروه متفاوت شامل ساکنان محلی، و کسبه ای که به فعالیت های گردشگری وابسته اند، تقسیم شد. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، نظریة کنترل اجتماعی تراویس هیرشی است. همچنین در این تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده با ترکیبی از افراد زن و مرد در طیف سنی 18 سال و بالاتر استفاده شده و بر این اساس نمونة آماری موردمطالعه بر اساس فرمول کوکران 400 نفر برآورد گردیده است. برای سنجش پایایی ابزار پژوهش نیز از آلفای کرونباخ استفاده شده است که میزان ضریب آن (83/.) است. اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسش نامه بعد از کدگذاری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که گردشگری در شهر همدان تا حدودی توسعه یافته است. همچنین نتایج تحقیق نشان دهندة این نکته است که بین توسعة گردشگری و نگرش پاسخگویان به افزایش آسیب های اجتماعی رابطة معنی داری وجود دارد. سطح معنی داری به دست آمده برابر با (Sig = 0/000) و با 95 درصد اطمینان می توان بیان داشت که این رابطه معنی دار است. شدت رابطة بین دو متغیر برابر با 20/0 است. نتایج نشان می دهد که شهروندان همدانی در خصوص تأثیرات منفی و رتبه بندی آسیب های اجتماعی گسترش یافته، توزیع اقلام ضدفرهنگی را با میانگین (33/3 از 5) بالاترین و رواج قماربازی را با میانگین ( 04/2 از 5) پایین ترین آسیب اجتماعی تلقی کرده اند.
مقاله حاضر حاصل یک پژوهش کتابخانه ای در خصوص دولت جدید در ایران است. دولت جدید یک پدیده و واقعیت اجتماعی-سیاسی است که از قرن شانزدهم به بعد در جهان ظاهر شد. ظهور و شکل گیری این پدیده، در جامعه تصادفی نبوده است بلکه به دنبال فراهم شدن شرایط و زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص پدید آمده است.
اداره ی کلان شهرها امروز به موضوعی مهم برای مدیران شهری تبدیل شده است. از مهم ترین مفاهیم در این زمینه، مفاهیم ""مشارکت اجتماعی"" و ""احساس تعلق محله ای ""شهروندان هستند که امروزه مدیران کلان شهرها در قالب دو نهاد سرای محله و شوراهای شهر سعی نموده اند تا به بارور شدن این دو مفهوم بپردازند. مطالعه ی حاضر به بررسی نقش محله محوری در ارتقای سطح تعلق شهروندان به محله ی زندگی شان پرداخته است. این پژوهش به صورت پیمایشی در چهار محله ی تهران و با 400 نمونه –مستخرج از فرمول کوکران –انجام شده است. نظریه ی غالب استفاده شده در این پژوهش دورکیم و پارسونز و پاتنام است. نتایج نشان می دهد با نشأت گیری این طرح- محله محوری – از اخلاق مدنی، در اداره ی کلان شهر تهران مؤثر عمل نموده و با کنترل گرایش به رفتار نابهنجار در هویت محله تأثیرگذار بوده است و با القای حس تعلق و هویت محله ای موفق عمل نموده است و رضایتمندی اجتماعی مردم رابطه ی محکمی با محله محوری نشان داده است. میزان همبستگی محله محوری با احساس تعلق 0.802 بوده و محله محوری با رضایتمندی اجتماعی به میزان 0.963 و محله محوری با احساس مسؤولیت به میزان 0.693 همبستگی نشان داده است.
یکی از مفاهیم مفید در تبیین سرمایه اجتماعی، مفهوم «شبکه اعتماد»است، شبکه اجتماعی که بیانگر این مطلب است که افراد بر اساس اعتماد متقابل به یکدیگر؛ از اطلاعات، هنجارها و ارزش های یکسانی در تبادلات فی ما بین خود استفاده می کنند. از این رو اعتماد فی ما بین، نقش زیادی در تسهیل فرایندها و کاهش هزینه های مربوط به این گونه تبادلات دارد. شبکه اعتماد می تواند بین افراد یک گروه و یا بین گروه ها و سازمان های متفاوت به وجود آید. این پژوهش، از حیث هدف کاربردی و از حیث روش،توصیفی(همبستگی)است که شامل کلیه دانشجویان شاهد و ایثارگر مشغول به تحصیل در دانشگاههای دولتی و آزاد اسلامی می باشد و نمونه آماری آن در مجموع شامل 164 نفر دانشجو در دو گروه مذکور می باشد.ابزار اندازه گیری بصورت پرسشنامه ای با 39 گویه می باشد. بر اساس یافته های تحقیق بین میانگین رتبه هر یک از مؤلفه ها در دانشگاههای دولتی و آزاد تفاوت معنی داری وجود دارد به طوریکه در میان دانشجویان ایثار گر و شاهد دانشگاههای دولتی مولفه های صراحت و حسن ظن دارای رتبه اول و دوم بوده ولی برای دانشجویان دانشگاه آزاد مولفه های دگر خواهی و دموکراتیک بودن دارای رتبه اول و دوم می باشد. در تهیه و ارائه فرضیات با توجه به نظریات مطرح شده مرتبط با فرضیه ها پس از شاخص سازی و گویه پردازی و تکمیل پرسشنامه نتایج حاصله از آزمون فرض ها را با نظریات مطرح شده تطبیق داده که کلیه فرضهای پژوهش تایید گردید.