ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۵۶۱ تا ۳۶٬۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۶۵۶۱.

تعامل متقابل بین دولت-بازار-جامعه مدنی و نقش آن در کاهش نابرابری اقتصادی؛ بررسی تطبیقی-کمّی کشورهای در حال توسعه: 2019-2000(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
این مطالعه درصدد بررسی اثرات آرایش و تعامل متقابل بین دولت-بازار-جامعه مدنی بر کاهش نابرابری های اقتصادی (تراکم درآمد و ثروت) است. اساس تحقیق بر روش تطبیقی-کمّی سامان یافته است که در آن از داده های ثانویه برای 100 کشور در حال توسعه از سال 2000 تا 2019 استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از الگوسازی معادلات ساختاری و لوکالیزه (زمینه مند کردن) آن انجام شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد هر یک از سه ضلع دولت-بازار-جامعه مدنی در کاهش نابرابری اقتصادی مؤثر بوده است. مکانیسم بازار با افزایش رشد و توسعیه اقتصادی و ازدیاد فرصت های شغلی؛ مکانیسم دولت با افزایش سیاست های تنظیمی و تعدیلی (از جمله وضع مالیات برای ثروت مندان و تخصیص خدمات رفاهی) و جامعه مدنی با افزایش کانال ها و انجمن هایی برای بسط گفتمان های منطقی و مستدل. هرچند که شواهدی تجربی مبنی بر ارتباط متقابل بین سه بعد مزبور یافت نگردید؛ به طوری که در منطقه شرق، جنوب و جنوب شرق آسیا و آمریکای لاتین، تنها دو بعد بازار و دولت و در منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه و آفریقای زیرصحرا هم دو بعد بازار و جامعه مدنی با یکدیگر ارتباط متقابل داشتند. در اروپای شرقی، هیچ یک از اقطاب مزبور، رابط، متعاملی با یکدیگر نداشتند. این درحالی است که حفظ استقلال و نفوذ متقابل سه بعد مذکور در کاهش نابرابری اقتصادی، اهمیتی بسیار دارد.
۳۶۵۶۲.

بررسی مخاطرات زیست محیط خلیج فارس؛ فرصت ها و تهدیدها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۴
منطقه غرب آسیا به خصوص حوزه خلیج فارس و دریای عمان ازلحاظ وجود منابع عظیم نفت و گاز و همچنین شرایط خاص زیست محیطی دارای اهمیت خاصی است. حساسیت های راهبردی موجود در این منطقه و همچنین تنش های سیاسی، نظامی و موضوعات اقتصادی، باعث شده است تا مسائل مهمی همچون آلودگی زیست محیطی در این منطقه تحت الشعاع قرار بگیرد. باید متذکر شد که خلیج فارس از نظر جغرافیا، دریایی در حالت نیمه بسته است. این موضوع در مقایسه با دریاهای آزادی که با آن ها در ارتباط است باعث شده، ظرفیت لایروبی بسیار کمتری داشته باشد. همین علت باعث شده آلاینده ها در خلیج فارس برای مدت طولانی تری باقی بمانند. این وضعیت در اثر عواملی مانند نفت و آلودگی های منشعب شده از آن، نظامی گری و در پی آن تخریب زیست محیط، نمک زدایی آب دریا جهت شیرین سازی و ساخت جزایر مصنوعی تشدید شده است. سؤال اصلی در این مقاله این است که چگونه می توان از تهدیدهای موجود در حوزه خلیج فارس به نظر گاه مشترک بین کشورهای این منطقه رسید تا زمینه همگرایی ایجاد شود. در این مقاله بنا بر نظریه مکتب کپنهاگ که امنیت را در ابعاد موسع تعریف می کند؛ لازم است کشورها، بخش توسعه ای خود را برای همکاری های جمعی بسیج کرده و زیست منطقه گرایی را در مقیاس های منطقه ای و فراملی عملیاتی کنند. فرضیه این مقاله این است که می شود با ایجاد مشوق هایی در سطح منطقه ای و فرا منطقه ای کشورها را ملزم به رعایت قوانین و مقررات دریایی کرد. این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی بررسی و جهت جمع آوری منابع از داده های کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است.
۳۶۵۶۳.

بازاندیشی نظری و مطالعه تطبیقی شاخص بومی توسعه اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف پژوهش: این مقاله با هدف دستیابی به تعریفی بومی از توسعه اجتماعی متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران و طراحی شاخصی ترکیبی برای سنجش وضعیت کشور انجام شده است. انگیزه اصلی پژوهش، فقدان شاخص های جامع برای نمایش ویژگی های خاص جامعه ایران و محدودیت شاخص های بین المللی موجود در بازنمایی واقعیت های آن است.روش پژوهش: در این مطالعه روش پژوهش مبتنی بر مرور انتقادی است؛ ابتدا با مرور اسناد و متون علمی، سییر تاریخی تکوین مفهوم توسعه اجتماعی، دسته بندی تعاریف، و تحولات نظری مرتبط بررسی شده و همچنین تغییرات شاخص های اندازه گیری توسعه اجتماعی و نحوه کاربست آن در ایران تحلیل گردیده است. در ادامه، با معرفی مهم ترین مؤسسات بین المللی فعال در سنجش توسعه اجتماعی و نقد محدودیت شاخص های آنان در نمایش واقعیت ایران، ضرورت تدوین شاخص بومی تبیین شد. بر همین اساس، شاخص ترکیبی متناسب با بافت ایران طراحی گردید که با استفاده از روش ناردو و همکاران ساخته و از طریق روش دلفی اعتبارسنجی شد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد ایران در سطحی متوسط از توسعه اجتماعی قرار دارد و بیشترین نابرابری در بعد سرمایه زیرساختی مشاهده می شود؛ به طوری که بهبود وضعیت مؤلفه های رفاه نیازمند بازنگری سیاستی و سرمایه گذاری در زیرساخت های اجتماعی و رفاهی است. برای اعتبارسنجی، نتایج شاخص بومی با شاخص رفاه لگاتیوم در سال ۱۴۰۳ مقایسه گردید که کارآمدی آن را در آشکار ساختن تفاوت های درون منطقه ای نشان می دهد.نتیجه گیری: شاخص بومی توسعه اجتماعی ارائه شده می تواند ابزاری مناسب برای ترسیم دقیق وضعیت توسعه اجتماعی در مقیاس های استانی و شهرستانی باشد و امکان رصد تحولات توسعه اجتماعی در سطوح مختلف برنامه ریزی و سیاست گذاری اجتماعی کشور را فراهم آورد. این شاخص همچنین می تواند به سیاست گذاران در شناسایی نقاط ضعف و ارتقاء عدالت اجتماعی یاری رساند.
۳۶۵۶۴.

شاخص های ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ: چارچوبی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
فرهنگ به دلیل گستردگی مؤلفه ها و ظرفیت بالای ثبات و تغییر، به یکی از کانونی ترین مفاهیم در سیاست گذاری عمومی تبدیل شده و نمود بارز آن در «چرخش فرهنگی» قابل مشاهده است که بر تأثیرگذاری فرهنگ بر حوزه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأکید دارد. با این حال، فقدان چارچوبی استاندارد و جامع برای ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بازوی کلیدی تولید دانش فرهنگی و جریان سازی در عرصه سیاست گذاری، منجر به پراکندگی فعالیت ها، موازی کاری، ناکارآمدی در تخصیص منابع و عدم تحقق کامل ظرفیت این واحدها در پاسخ گویی به نیازهای نظام حکمرانی فرهنگی شده است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی نوین برای ارزیابی عملکرد این واحدها، با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 11 نفر از نخبگان و مدیران پژوهشی کشور را تحلیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که شاخص های ارزیابی واحدهای پژوهشی حوزه فرهنگ در چهار دسته اصلی شامل شاخص های فردمحور (مانند شایستگی و تعهد پژوهشگران)، کمّی (مانند تعداد مقالات و گزارش های سیاستی)، فرهنگی (مانند انطباق با مبانی اسلامی-ایرانی و جریان سازی فرهنگی) و عمومی (مانند کارایی مدیریتی و مالی) طبقه بندی می شوند. طراحی این شاخص ها باید با توجه به اساس نامه واحد پژوهشی، زمان تأسیس، پرهیز از کلی گویی و توازن بین معیارهای کمی و کیفی انجام شود. برای ارتقای این واحدها، تقویت ارتباط با نهادهای سیاست گذار و مجری، ایجاد سازمان بالادستی هماهنگ کننده برای کاهش موازی کاری، تأسیس دبیرخانه پژوهشی در نهادهای فرهنگی و پیوند نظام مند با دانشگاه ها پیشنهاد شده است. این پژوهش با احصای مسائل کلیدی مانند ضعف در مسئله شناسی فرهنگی، پراکندگی ساختاری و دوری از نهادهای تصمیم گیر و ارائه راهکارهایی نظیر تخصصی سازی واحدها و چابک سازی نظام پژوهش، گامی در جهت بهینه سازی نظام حکمرانی فرهنگی برمی دارد. یافته ها می توانند به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری در نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند.
۳۶۵۶۵.

بررسی دیدگاه مردم نسبت به دلایل توسعه نیافتگی شهر سرمست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: با توجه به اهمیت شهرهای کوچک در پیشرفت اقتصادی و تمرکززدایی و جلوگیری از روانه شدن مردم به سمت شهرهای بزرگ، و چالش های متعاقب آن، شهر سرمست بعنوان یکی از شهرهای کوچک ایران مورد برسی قرار گرفته تا دلایل عدم توسعه آن از نگاه مردم واکاوی شود. شهر سرمست به عنوان یکی از شهرهای کوچک در استان کرمانشاه در سال 1333 شکل گرفته است و یگانه مسیر ارتباطی بین شهرهای گیلان غرب به اسلام آباد غرب و کرمانشاه بوده و از سال 1379 از دهستان تبدیل به شهر شده است. این شهر مرکز بخش گواور شهرستان گیلان غرب در استان کرمانشاه است. بخش گواور دارای 16333 نفر جمعیت و 64 روستا است. شهر سرمست در سرشماری سال 1395، 2913 نفر جمعیت داشته است. با توجه به موقعیت جغرافیایی، ارتباطی شهر سرمست و همچنین مسیر سرریز جمعیتی 64 روستای بخش گواور، به لحاظ کمی و کیفی توسعه پیدا نکرده است. این شهر یکی از مسیرهای حرکت زوار عتبات عالیات است و دارای محصولات کشاورزی دیم با کیفیت است. حال، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه عواملی باعث شده است که این شهر از پیشرفت شهرنشینی و جمعیت شهری متناسب برخوردار نباشد؟ هدف از این مطالعه بررسی عوامل جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیر گذار بر توسعه نیافتگی شهر سرمست از نگاه مردم بوده است.روش: این مطالعه از نظر روش جزو مطالعات کیفی است. جامعه هدف  مردم شهر سرمست بوده اند که تجربه زندگی در شهر سرمست داشته اند. در بخش مصاحبه ها با توجه به روش نمونه گیری نظری با 12 نفر مصاحبه های عمیق انجام شد. میانگین سنی افراد مورد مطالعه، 37 سال بود (27 تا 60 ساله). به دلیل اهمیت تجربه زیسته افراد، سعی شده است در جمع آوری اطلاعات افرادی انتخاب شوند که به لحاظ سنی، تحصیلی و شغلی متفاوت باشند. تحلیل اطلاعات بدست آمده از روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا بوده است. جهت اعتباربخشی به یافته های پژوهش بعد از کدگذاری اولیه، متن مصاحبه و کدها به مصاحبه شونده ها نشان داده شد و بعد از تأیید متن مصاحبه ها، روند کدگذاری و مقوله سازی توسط داوران که اساتید راهنما و مشاور پایان نامه بوده اند مورد بازبینی و تأیید قرار گرفته است.یافته ها: از نظر مردم دلایل عدم توسعه شهر سرمست در حوزه اقتصادی شامل مقوله های زیرساخت اقتصادی ضعیف، ضعف اقتصادی مردم، کشاورزی سنتی و عدم وجود صنایع فرآوری و گرانی زمین تأثیر قابل توجهی روی عدم توسعه شهر سرمست داشتند. در بخش گواور شرکت های اقتصادی در سطح خرد که فرآوری محصولات کشاورزی داشته باشند شکل نگرفته است. شهر سرمست از لحاظ اقتصادی فاقد امکاناتی است که بتواند مردم را به سمت خود بکشاند و تنها دارای یک بازار بومی است و بیشتر مردم برای تأمین نیازها و مایحتاج روزانه خود به دلیل صرفه اقتصادی و پایین بودن قیمت کالاها به شهر اسلام آبادغرب مراجعه می کنند که این کار تمرکز اقتصادی را از شهر سرمست کم می کند. دلایل اجتماعی از نظر مردم شامل مهاجرپذیری کم، ساختار سنی پیر و زنانه و خاص بودگی مذهبی و قومی یوده است. جمعیتی که ابتدا در سرمست ساکن شده اند از ترکیب طایفه ای و مذهبی متنوع منطقه گواور ساکن نشده اند بلکه بیشتر طایفه خاصی آنجا ساکن شده اند و جمعیت مناطق دیگر به خاطر تفاوت مذهبی و قومی به سرمست مهاجرت نمی کنند و همین عامل در کاهش مهاجرپذیری سرمست نقش داشته است. مردم مناطق حیدریه از بخش گواور، اهل حق هستند و ترجیح می دهند که در مناطق خود ساکن شوند و در مناطق شیعه نشین ساکن نباشند، به همین دلیل از روستاهای خود مهاجرت نمی کنند یا اگر مهاجرت نمایند به شهر کرمانشاه مهاجرت می کنند. از نظر مردم دلایل سیاسی عدم توسعه شهر سرمست شامل فقدان مسئولین کارآمد و عدم اجرای قوانین و حمایت های سیاسی هستند. سرمست خیلی دیر تبدیل به شهر شده و هنوز هم تبدیل به شهرستان نشده است و از نظر مردم چنین دلایل سیاسی نقش مهمی در جذب منابع و توسعه شهر دارد. دلایل جغرافیایی و کالبدی عدم توسعه شهر سرمست از نظر مردم شامل کم آبی، محدودیت توسعه شهری، فاصله جغرافیایی، عدم استفاده از پتانسیل طبیعی و تغییر مسیر زوار کربلا بوده است. بی آبی و خشکسالی های پی درپی باعث نابودی سفره های آب زیرزمینی شده است و این معضل دامن گیر شهر شده است. شهر سرمست در فضایی مستقر است که زمین های حاصلخیز کشاورزی دارد و اطراف آن را زمین های کشاورزی احاطه کرده است و تغییر کاربری آن به سختی صورت می گیرد. همچنین در این شهر برای سالیان زیادی، مسیر زوار کربلا بود که می توانست باعث رونق و توسعه اقتصادی شهر باشد اما از زمانی که مسیر زوار از اسلام آباد – سرمست- ایوان –ایلام و مهران به اسلام آباد- سرابله- ایلام و مهران تغییر یافت از رونق شهر به میزان زیادی کاسته شد.نتیجه: از نگاه مردم هر کدام از عوامل جغرافیایی، اقتصادی و زیربنایی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی در عدم توسعه شهر سرمست نقش داشته اند و در مورد عوامل اصلی توسعه نیافتگی شهرهای کوچک با توجه به مبانی نظری و پیشینه های تجربی پژوهش، معمولاً عوامل اقتصادی و سیاسی و مدیریتی نقش مهمتری داشته اند اما برای شهر سرمست علاوه بر موارد فوق به نظر می رسد عامل جغرافیایی و عدم تنوع قومی و مذهبی در شهر سرمست نیز مهم باشد روند شهری شدن مناطق روستایی در ایران نتیجه سیاست های نامناسب توزیع بودجه است که تا زمانی منطقه ای به شهر تبدیل نشود از برخی منابع مالی و اقتصادی، سیاسی و ...  محروم می شود و نتیجه ساختمند شدن چنین واقعیتی در فضای سیاسی مردم و همچنین حاکمیت، مطالبه ساکنان روستاهای بزرگ تبدیل منطقه آنها به شهر است که بعد از چندین دهه نه تنها روح اجتماعی شهر بر آن حاکم نمی شود بلکه از فضای زندگی و شیوه معیشت روستایی نیز فاصله گرفته و به برزخی برای ساکنان تبدیل می شود که سرمست نمونه چنین سیاستی است. پس لازم است در نظام توزیع منابع و مزایایی دولتی که به تبدیل شدن مناطق روستایی به شهر کمک کرده است بازنگری صورت گیرد. مشکل کمبود آب هم برای ساکنان شهر سرمست و هم زمین های کشاورزی جدی است و برای نگهداشت جمعیت موجود لازم است که جزو سامانه سردسیری استان کرمانشاه قلمداد شود. در آن صورت با وضعیت جوی فصل تابستان منطقه گواور، امکان فعال شدن پتانسیل گردشگری وجود داشته و این به توسعه شهر سرمست کمک خواهد کرد.     
۳۶۵۶۶.

ارائه راهکارهای برون رفت از آسیب های ناشی از تحول مشاغل خرد در عرصه شهر؛ مطالعه موردی: منطقه دو شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
در اثر تحولات سریع در عرصه شهرها، مشاغل خرد آسیب پذیر شده اند. اهمیت این پژوهش آن است که با بررسی تحول مشاغل خرد شهری، آسیب های ناشی از تغییرات مشاغل شناخته شوند و اثرات آن ها در عرصه شهر و زندگی شهروندان مورد مطالعه قرار گیرند تا راهبردها و راهکارهای مناسبی جهت رفع و کاهش آسیب های ناشی از تحولات مشاغل خرد شهری ارائه شوند. به همین منظور از روش تحلیل محتوا استفاده شده و گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته، مشاهدات میدانی و مطالعات اسنادی انجام شده است. مجموعاً 67 آسیب ناشی از تحول مشاغل در مفاهیم 20گانه و مقوله های 6گانه شناسایی شدند و طبق همین دسته بندی، مجموعاً 6 راهبرد و 48 راهکار در جهت کاهش آسیب ها ارائه شدند که می توانند در طرح ها و برنامه های شهری خصوصاً در زمینه ی چگونگی توزیع و پراکنش کاربری ها و فعالیت های تجاری شهر مورد استفاده قرار گیرند. همچنین پیشنهاد می شود که نگاه فضایی به معنای اصیل، جایگزین نگاه جبری و آمرانه شود. تحت چنین شرایطی می توان با توسعه ی برنامه های دموکراتیک، مانند برنامه ریزی محله ای و برنامه ریزی خرده فروشی شهری، آسیب های ناشی از تحول مشاغل در شهرها را کاهش داد.
۳۶۵۶۷.

Investigating the Role of Pessimism about Marriage as a Mediator in the Relationship between Insecure Attachment and Age at Marriage in Young People after Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
Purpose: The significance of marriage and the anticipation of it in impacting individuals' lives and the quality of relationships is indisputable. Various factors, including attachment styles and personality traits, shape one's view of marriage. This study aims to examine how pessimism about marriage serves as a mediator in the connection between insecure attachment and the age at which young people marry after experiencing divorce. Methods and Materials: This study employed a descriptive-correlational research design and utilized the cross-sectional research method and structural equation modeling (SEM). The statistical population for this study comprised all young males and females in Tehran, specifically between July and November of 2023. A sample of 252 young individuals with divorced parents was selected using purposive sampling. The instruments used to assess the variables included the Revised Adult Attachment scale (RAAS) by Collins (1996) and the optimism questionnaire developed by Shier and Carver (1985). The data collected from the study were analyzed using SPSS version 27 and SmartPLS version 4 software. Statistical significance was determined at the 0.05 level. Findings: According to the research findings, having pessimism about marriage has a significant impact on delaying the marriage age of young individuals (β=0.318, p<0.001). Similarly, having an avoidant attachment style also co
۳۶۵۶۸.

رفتارهای نابهنجار در میان تماشاگران فوتبال در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۹
محققان علوم اجتماعی معتقدند که ورزش ازیک سو بازتابی از ورزش در کلیت خویش است و ازسوی ِدیگر نمایانگر جهانی کوچک از جامعه ای بزرگ است، بنابراین ناهنجاری مشاهده شده در ورزش را به نوعی نشانگر ناهنجاری در جامعه می دانند. مقولیه رفتار نابهنجار تماشاگران ورزشی از پیامدهای منفی ورزش های رقابتی ازجمله فوتبال است که می تواند در جوامع مختلف، حساسیت های کاذبی نسبت به این رشته ورزشی ایجاد کرده و به بروز کج رفتاری در میان تماشاگران منجر شود که علاوه بر روند بازی، جامعه را نیز ملتهب کند. نظر به اهمیت موضوع مورد مطالعه، تحقیق حاضر با استفاده از نظریه های جامعه شناختی به بررسی عوامل مؤثر بر رفتارهای نابهنجار در میان 400 نفر از تماشاگران فوتبال در تهران در سال پرداخته است، نمونه های تحقیق بر اساس شماره بلیت آن ها و به صورت تصادفی انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان دادند میزان رفتار نابهنجار پاسخگویان، بالای حد متوسط و متغیرهای مستقل تقریباً در حد متوسط قرار داشته اند، این امر نشانگر وجود شرایط لازم برای افزایش التهاب در شرایط بحرانی بوده و می تواند در تبیین رفتارهای نابهنجار تماشاگران نقش داشته باشد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد متغیرهای مستقل یعنی رفتار بازیکن، مربی و داور، سابقیه دعوا، نوع بازتاب رسانه ها، ارتباط با خویشان و دوستان، پایگاه اقتصادی اجتماعی و ناکامی شغلی آموزشی توانستند بیش از 59 درصد از تغییرات متغیر وابسته رفتار نابهنجار را تبیین کنند که در این بین رفتار بازیکن، مربی و داور تأثیر بیشتری بر رفتار نابهنجار تماشاگران دارند.
۳۶۵۶۹.

راهبردهای اجتماع محور در راستای توانمندسازی جمعیت ساکن درمناطق حاشیه نشین شهر زابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
در این پژوهش با استفاده از Delphi fuzzyو ahp fuzzy به شناسایی پیشران های حکمرانی خوب شهری در راستای توانمندسازی جمعیت ساکن در مناطق حاشیه نشین شهر زابل با تاکید برنقش سازمان های مردم نهاد پرداختیم. روش تحقیق این پژوهش توصیفی پیمایشی و کاربردی و جامعه نمونه در این پژوهش بر اساس روش قضاوتی هدفمند تعداد 20 خبره که از تخصص و دانش لازم در مورد حوزه مورد پژوهش برخوردار هستند، شناسایی و انتخاب شدند. با توجه به نتایج به دست آمده از نظرات خبرگان بعد زمینه ای بالاترین میزان اهمیت را داشته و در اولویت اول قرار گرفت و ابعاد ساختاری و رفتاری به ترتیب اولویت دوم و سوم را کسب کردند. در پیشران های ابعاد زمینه ای، ساختاری و رفتاری به ترتیب رونق بخشیدن به فعالیت های کشاورزی، دامپروری، شیلات، صنایع دستی، کارگاهی، گردشگری و توسعه بازارچه های مرزی روستاهای منطقه با همکاری شبکه های اجتماعی، مطبوعات، حمایت و مطالبه گری گروه های ذی نفوذ محلی انعکاس مشکلات روستاییان و جلب حمایت های مردمی که نتیجه آن توانمندسازی روستا و پیشگیری از مهاجرت مردم به شهر می شود. در بعد زمینه ای و ایجاد صندوق های کارآفرینی محلی، خودیاری و قرض الحسنه بارویکرد اجرای بانکداری اسلامی در جهت ارائه تسهیلات به جوانان جهت خود اشتغالی، کارآفرینی، وام ازدواج و مسکن با مشارکت گذاری و سرمایه اولیه خود مردم و حمایت سازمان های خیر مردمی منطقه ای وملی در بعد ساختاری و تقویت تعاملات اجتماعی ساکنان در محلات مسکونی از طریق برگزاری دوره های آموزشی در مدارس و مساجد محله برای بانوان جهت بهبود فضای ارتباطی درون خانواده و آگاهی از نحوه مواجهه با چالش های فرزندان شان و تربیت صحیح فرزندان در بعد رفتاری اولویت برتر را شامل شدند.
۳۶۵۷۰.

مصرف رسانه ای و رابطه آن با پایبندی به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
یکی از مهم ترین چالش های فرهنگی در ایران، کاهش میزان پایبندی نسل جوان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی، به ویژه در سال های اخیر است. با توجه به نقش رسانه ها در این فرایند، در این پژوهش، به بررسی رابطه بین مصرف رسانه ای و پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی پرداخته شد. جامعه آماری شامل جوانان 18-35 ساله شهر تهران است که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای، انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. گردآوری داده ها با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. برای تعیین روایی این پرسشنامه، از روش اعتبار صوری و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش های آماری صورت گرفت. یافته های تحقیق بیانگر آن است که هرچند بین مجموع مصرف رسانه ای با پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های سه گانه آن (هویت فرهنگی، هویت ملی و هویت دینی) رابطه همبستگی معناداری وجود نداشت، ولی وجود این رابطه درمورد استفاده از رسانه های داخلی و خارجی با متغیر مذکور موردتأیید قرار گرفت. این رابطه درخصوص مصرف رسانه های داخلی با هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن، از نوع مستقیم و درمورد مصرف رسانه های خارجی با موارد یادشده، از نوع معکوس بود. براساس یافته های تحقیق، می توان دریافت صرف مدت زمان مصرف رسانه ای نمی تواند تبیین کننده میزان پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن باشد، بلکه این نکته به مقدار زیادی، متأثر از نوع رسانه و محتوای انتشاریافته در آن است.
۳۶۵۷۱.

ارائه الگوی داده بنیاد درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل با مخاطبان (مطالعه موردی: هنرمندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
پژوهش حاضر به بررسی درک معنایی هنرمندان هنرهای تجسمی از تعامل هنرمند با مخاطب پرداخت. سؤال اصلی پژوهش این بود که تعامل بین مخاطب و هنرمند از دیدگاه هنرمندان هنرهای تجسمی تحت تأثیر چه عواملی شکل می گیرد و چه راهبردهایی برای تقویت این تعامل می توان ارائه داد. روش تحقیق از نوع نظریه زمینه ای (رویکرد سیستماتیک) بود. میدان پژوهش حاضر، شهر اصفهان و مشارکت کنندگان پژوهش، هنرمندان و کارشناسان حوزه هنرهای تجسمی بودند که تعداد 14 نفر از آن ها با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند – نظری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای سیستماتیک (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) استفاده شد. بر مبنای یافته های پژوهش، شرایط علی تأثیرگذار بر تعامل هنرمند با مخاطب عبارتند از: مجازی شدن، ناترازی چندلایه، مخاطب زدایی هنرمند و مرجعیت اجتماعی هنرمند. شرایط زمینه ای شامل دو مقوله سرگشتگی نهادی و بسترهای اقتصادی ویران است. تعارضات ایدئولوژیک و سیالیت مخاطب دو عامل مداخله گر در تعامل هنرمند و مخاطب هستند. راهبردهای بهبود تعامل بین هنرمند و مخاطب عبارتند از: کارآمدتر شدن نهادها، بازسازی نظام بازاریابی، دیجیتالیزه کردن هنر و بازسازی نظام اندیشه. در نهایت، پیامدهای تحقق این راهبردها شامل تقویت مرجعیت هنری، تقویت منابع سرمایه ای هنر و تقویت کیفیت هنری است. «چرخشِ دیجیتالی و سیالیتِ معنایی تعامل» مقوله مرکزی است.
۳۶۵۷۲.

چالش های اخلاقی حضور بانوان در فضای مجازی با تأکید بر وضعیت حجاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: هدف مقاله بررسی چالش های اخلاقی حضور بانوان در فضای مجازی به ویژه وضعیت حجاب است. در آموزه های دینی، خودنمایی و خودآرایی و تبرج در فضای عمومی تحریم شده و به رعایت حجاب و عفاف تأکید شده است. این روند اکنون در فضای مجازی عادی شده است. بنابراین ضروری است چرایی این وضعیت مورد مطالعه و بررسی مداوم قرار گیرد.روش شناسی پژوهش: این تحقیق با روش مرور و تحلیل ثانویه و مطالعه بر روی کتب و مقالات تألیفی و میدانی مربوط به این موضوع، ملاحظات و نتایج تحقیقات معرفی می گردد.یافته ها و نتیجه گیری: این مطالعات آن است که با گسترش فضای مجازی و ضعف شناخت و فشار تبلیغات و وجود ظرفیت های زنانه و تمایل به رشد و تعالی فردی و کسب توانمندی و دیده شدن منجر به رشد بعضی ناهنجاری ها مانند نسبی گرایی اخلاقی، رشد فمینیسم، تعرضات جنسیتی و تضعیف عفاف و حجاب و از این قبیل شده است که راه مقابله با آن به شناخت و درک ماهیت فضای مجازی و توجه به نیازهای ضروری زندگی و عوامل واقعی سعادت انسانی منوط است. در این صورت، هم امکان حضور در این فضا را می توان فراهم کرد و هم با رعایت مرزهای عفاف و حجاب، راه رسیدن به حیات پاک و سعادت و معنویت مهیا می گردد.
۳۶۵۷۳.

تجربه زیسته زنان از فرایند دادرسی طلاق در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۸
افزایش نرخ طلاق در ایران همراه با طولانی شدن فرایند دادرسی و چالش های حقوقی و اجتماعی مرتبط، طلاق را به یک مسئله اجتماعی برجسته تبدیل کرده است. این پژوهش کیفی، با استفاده از روش تحلیل روایت، تجربه زیسته زنان تهرانی در فرایند دادرسی طلاق را بررسی کرده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن مطلقه یا در شُرف طلاق جمع آوری شد که بین سال های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ در تهران مراحل طلاق را طی کرده اند. نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل روایت ها، یافته ها را در چهار موقعیت کلیدی دسته بندی کرد: ۱) شروع زندگی خانوادگی، شامل سبک های آشنایی (سنتی، دوستی، واسطه ای)؛ ۲) بسترسازهای جدایی، مانند اعتیاد، خیانت و اختلالات روانی یا جنسی همسر؛ ۳) فرایند دادرسی، متأثر از اطاله دادرسی، قوانین مردسالارانه و رفتارهای ناپسند قضایی؛ ۴) کشاکش حقوقی برای جدایی، شامل جدایی توافقی، بخشیدن مهریه و بازخوردهای متنوع از دادرسی. نتایج نشان داد که عوامل ساختاری (مانند اطاله دادرسی و نابرابری های جنسیتی در قوانین)، فرهنگی (مانند انگ های اجتماعی) و فردی (مانند حمایت خانوادگی، حضور وکیل و نحوه صحبت کردن و حضور زنان در جلسات دادگاه) نقش مهمی در تجربه زنان از روند رسیدگی به پرونده های طلاق و دادرسی دارند. این یافته ها، با تأکید بر فرسایندگی فرایند طلاق برای زنان، ضرورت اصلاحات حقوقی، تقویت حمایت های اجتماعی و کاهش تبعیض جنسیتی در نظام قضایی را برجسته می کنند. مطالعه حاضر به فهم عمیق تر نابرابری های جنسیتی در نهادهای حقوقی کمک کرده و زمینه ساز پیشنهادهایی برای سیاست گذاری در راستای حمایت از زنان مطلقه است.
۳۶۵۷۴.

شبکه های اجتماعی و چالشهای آن برای نظام خانواده در ایران: مطالعه عضویت زوجین در فیس بوک و مسائل و پیامدهای اجتماعی آن بر حریم خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف این مقاله تحلیل و تبیین پیامدهای عضویت زوجین ایرانی در فیس بوک و آثار و پیامدهای آن بر حریم خانوادگی در ایران است؛ به عبارت دیگر، مسئله اصلی این پژوهش ناظر بر این پرسش است که عضویت و کاربرد یک شبکه اجتماعی فراگیر همچون فیس بوک چگونه می تواند چالش هایی را برای ثبات نظام خانواده در ایران به ویژه در حوزه هنجارهای حریم خانواده ایجاد کند؟ گذشته از این، قصد ما این است که به این پرسش پاسخ بدهیم که آیا فیس بوک به تنهایی تعیین کننده است یا عوامل دیگری در وقوع این دگرگونی دخیل هستند؟ در این پژوهش، از نظریه نظام های خانواده برای سامان دادن به تبیین مقدماتی و نظری پرسش و هدایت پژوهش استفاده شده است اما تدوین نظام نظری را به بعد از تحلیل ها موکول کردیم. به همین دلیل، برای فهم عمیق تر و کشف دلالت های حاکم بر پیامدهایی که استفاده از فیس بوک بر حریم خصوصی دارد، روش شناسی کیفی از نوع نظریه زمینه ای را به کار برده ایم. پس از جمع آوری داده ها به کمک روش های مصاحبه گروهی آنلاین، مصاحبه فردی آنلاین و نیز مصاحبه گروهی چهره به چهره، یافته ها به کمک رویکرد نظریه زمینه ای تحلیل شده اند. بر اساس شواهد به دست آمده، فیس بوک، در تحول حدود خانواده ایرانی به منزله شرایط زمینه ای یا تسهیل گر عمل می کند و نمی توان این شبکه اجتماعی را به تنهایی عامل تحولات خانواده در ایران قلمداد کرد. گذشته از این، طیفی از عوامل فردی تا دگرگونی های کلان اجتماعی در تحول نظام خانواده ایرانی از منظر شفاف شدن حدود خانواده و تغییر تصور سنتی از حریم خانواده دخالت دارند. این نیز بخشی از دستاورد نظری این مقاله خواهد بود.
۳۶۵۷۵.

بررسی تحولات دین داری بین نسلی؛ رویکردی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
تحولات دین داری همواره از موضوعات مهم در حوزه جامعه شناسی دین بوده است. تغییرات بین نسلی و نسبت آن با دین داری یکی از موضوعاتی است که در کشوری مانند ایران، جای بررسی و تحلیل فراوان دارد. هدف این پژوهش، بررسی گفتمان های دینی در تجربه زیسته سه نسل از شهروندان شهر کاشان است. پژوهش حاضر، از نوع مطالعات کیفی بوده که با به کارگیری روش نظریه زمینه ای انجام شده است. این پژوهش، از چارچوب مفهومی اینگلهارت، بروس و سروش بهره برده است. حجم نمونه این پژوهش 28 نفر از متولدان دهه 1330 (دوران رژیم پهلوی)، متولدان دهه 1350 (دوران انقلاب و ارزش های انقلابی) و متولدان دهه 1370 (دوران تثبیت و توسعه جمهوری اسلامی) بوده اند. براساس یافته های پژوهش، متولدان دهه 1330، دارای دین داری مرجع گرا بوده و رویکردی قطعی به مسائل دینی دارند. این نسل، دارای کدهای محوری ای همچون دین تعبدی، دین فقه گرا، دین حداکثری و سیاسی، دین سنتی و غیرسیاسی، الگوپذیری، درونی سازی و عمل گرایی، بیگانه ستیزی به مثابه مدرنیته ستیزی هستند. دین داری متولدان دهه 1350 از نوع دین داری نهاد گرا بوده و خواهان حضور دین در همه عرصه های جامعه ، و دارای کدهای محوری ای همچون دین تعبدی تقلیدی، دین مناسکی آیینی، الگوپذیری، دین حداکثری و سیاسی، عمل گرایی دینی، همبستگی نسلی، تمایزگذاری دوگانه دین و دین دار، و دین اجتماعی بوده اند. مقوله هسته ای دین داری متولدان دهه 1370، دین فردگرا با کدهای محوری دین انسانی و این جهانی، دین حداقلی، خودمرجعی دینی، عدم گرایش به دین مصلحت اندیش و اجتماعی نشده، عرفی گرایی دینی، عدم گرایش به دینِ سیاسی، تنوع طلبی و تکثرگرایی دینی، بی الگویی، و کاهش دین داری با قرائت رسمی بوده است. همچنین، برپایه یافته های پژوهش، مشخص شد که میان متولدان دهه 1330 و 1350، شکاف نسلی چندانی وجود ندارد، اما میان این دو نسل با متولدان دهه 1370، شکاف نسلی وجود دارد و مفهوم دین داری در نسل جدید، تغییر کرده و دارای رویکردی ایمانی و بی واسطه شده است.
۳۶۵۷۶.

مطالعه جامعه شناختی عوامل مؤثر بر گرایش به کم فرزندی زوجین شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه و هدف: تحولات جمعیت ایران در دهه های اخیر، گسترده و چشم گیر بوده است به نحوی که امروزه باروری زیر سطح جانشینی در جامعه فراگیر شده و نوعی هم گرایی درکاهش باروری و گرایش به کم فرزندی بین خانواده ها صورت گرفته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مطالعه جامعه شناختی عوامل مؤثر برگرایش به کم فرزندی در بین زنان و مردان متأهل شهر تهران است. روش شناسی پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش پیمایش صورت گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، واحد تحلیل آن فرد و ابزار پژوهش پرسشنامه ساختمند است. جامعه آماری شامل زنان و مردان دارای همسر شهر تهران واقع در سن باروری که بین صفر تا دو فرزند دارند می باشد، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر محاسبه شد که با شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای داده های آن جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد بین احساس نا امنی اقتصادی، احساس آنومی اجتماعی، گرایش به ارزش های مدرن، استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، میزان مشارکت اجتماعی، پایگاه اقتصادی اجتماعی و گرایش به کم فرزندی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین میزان حمایت اجتماعی و گرایش به کم فرزندی رابطه منفی و معنی داری مشاهده شد، به این صورت که هرچه میزان حمایت اجتماعی از افراد بیشتر باشد گرایش به کم فرزندی آنان کمتر است. یافته های پژوهش نشان می دهد متغیرهای جامعه شناختی وارد شده در مدل رگرسیون حدود 66 درصد واریانس گرایش به کم فرزندی را تبیین می کنند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیر مشارکت اجتماعی با ضریب بتای (741 .0) گرایش به ارزش های مدرن با ضریب بتای (724 .0) و احساس نا امنی اقتصادی با ضریب بتای (537 .0) بیشترین تأثیر را در گرایش افراد به کم فرزندی دارند. نتیجه گیری: ضرورت دارد بازاندیشی در نقش و مسئولیت خانواده ها، نهادها و سازمان های مرتبط در موضوع جمعیت صورت پذیرفته و لزوم ایجاد نگاهی واقع گرایانه برای هدف گذاری های میان مدت و بلند مدت فراهم شود تا بتوان از موهبت پنجره طلایی دستاوردی مطلوبی نصیب کشور شود.
۳۶۵۷۷.

جایگاه تصویرپردازی از آینده در چشم انداز ملی بر مبنای آموزه های اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
تصاویر آینده، نمایانگر نوعی آگاهی جمعی از انتظارات، بیم ها و امیدها در نظر گرفته شده اند. تصویرهای آینده به شکل گیری اقدام هایی کمک کرده اند. بنیادی ترین پرسش های آینده در زمینه تصویرهای آینده، علل پیدایش و پیامدهای آن هاست. فهم تصاویر متفاوت از آینده، منجر به رفتار و واکنش های متفاوتی در زمان حال می شود. هر عملی که مرتکب می شویم در مرحله ای به تصویری که از آینده خلق شده مربوط است. تصویرپردازی آینده در دین اسلام در دو سطح فردی و اجتماعی قابل بررسی است، بر همین اساس اگر دین سرشت و جوهره ای آینده نگرانه داشته باشد، انسان دین دار و دارای تربیت دینی نیز باید یک انسان آینده نگر باشد. درنهایت، اجتماع نیز در این جهت حرکت خواهد کرد. در ابعاد فردی، موضوع انسان کامل مورد بررسی قرارگرفته و در ابعاد اجتماعی، جامعه عدل تبیین شده است. شناسایی این عوامل اهمیت تصویرپردازی از آینده در اسلام را مشخص می کند و جایگاه آینده نگری الهی که منجر به تصویرپردازی بصیرت بخش می شود را روشن می سازد. در قرآن کریم و روایات ائمه (ع) نکات برجسته ای در مورد آینده و خصوصیات آن آمده است. در این میان دو مفهوم زمان و عدم قطعیت و نگاه و عمل آموزه های دین در خصوص تصویرپردازی می تواند در تدوین مفروضات و الگوسازی و مدل سازی نظری این حوزه مورد توجه قرار گیرد. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مؤلفه های فردی و اجتماعی تصویرپردازی از دیدگاه اسلام کدم اند و چه نقشی در تدوین و تحقق چشم انداز بیست ساله توسعه کشور دارند؟!
۳۶۵۷۸.

تحلیل عوامل مؤثر بر آینده اعتماد عمومی به دولت جمهوری اسلامی ایران در افق 1424: ارائه یک الگو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف: اعتماد عمومی به دولت و روند آینده آن از مسائل مهمی است که عدم شناخت و توجه به عوامل مؤثر بر آن می تواند پیامدهای بسیار مخربی برای دولت ها داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آینده اعتماد عمومی به دولت جمهوری اسلامی ایران و تحلیل شبکه روابط علت و معلولی میان این عوامل با در نظر گرفتن افق 1424 انجام گرفته است.روش: در این پژوهش از تکنیک دیمتل فازی استفاده گردید. برای گردآوری داده ها از نظر خبرگان که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، استفاده شد. پس از شناسایی عوامل مؤثر بر آینده اعتماد عمومی به دولت از دل پیشینه موضوع، برای تحلیل وضعیت روابط علّی میان این عوامل از فن دیمتل فازی بهره گیری شد.یافته ها: نتایج نشان داد که از میان 16 عامل استخراج شده از ادبیات، عدالت اجتماعی بنیادی ترین عامل در سامانه عوامل مؤثر بر اعتماد عمومی به دولت ج. ا. ایران محسوب می شود و ایجاد تغییرات سازنده در آن می تواند به تحولات جدی تری در جهت بهبود آینده اعتماد عمومی به دولت منجر شود. همچنین دو عامل شایسته سالاری و شفافیت، اثرگذارترین عوامل در میان دیگر عوامل مؤثر بر آینده اعتماد عمومی به دولت بوده و در نقطه مقابل، اثرپذیرترین شاخص، کیفیت ارائه خدمات عمومی است.نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق بایسته است که دولت در عمل بر استقرار عدالت اجتماعی همت گماشته، بر رعایت شایسته سالاری در به کارگیری و انتصاب افراد تاکید کرده و به اجرای قوانین مربوط به شفافیت در اداره امور عمومی اهتمام ویژه ای داشته باشد.
۳۶۵۷۹.

تحلیل جامعه شناختی اصطلاحات خطاب در سریال های تلویزیونی «کیمیا» و «شهرزاد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
یکی از پدیده های مهم در حوزه جامعه شناسی زبان، «اصطلاحات خطاب» است که اطلاعات اجتماعی-زبانی قابل توجهی را درباره مخاطبان و روابط میان آنها ارائه می دهند. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی، به مقایسه اصطلاحات خطاب در سریال های نمایش خانگی و تلویزیون ملی ایران با استناد به نظریه های وارداف (2006) و چایکا (1982) می پردازد. داده ها از طریق مشاهده غیرمشارکتی، جمع آوری و اصطلاحات خطاب براساس نوع و کارکرد آنها استخراج شد. براساس داده های استخراج شده، این اصطلاحات، مقایسه و بررسی شد که آیا چهارچوب های نظری موردنظر در تحلیل زبان فارسی کارآمد هستند یا خیر. یافته ها نشان می دهند که از شش نوع اصطلاح خطاب معرفی شده توسط وارداف، پنج نوع در زبان فارسی موجود است. همچنین وجود سه عملکرد مطرح شده توسط چایکا (صمیمیت، قدرت و احترام) در هر دو سریال تأیید شد. به علاوه، کاربرد منفی اصطلاحات خطاب در «شهرزاد» در هر سه مورد، بیشتر از «کیمیا» بود.
۳۶۵۸۰.

تحلیل حضور هارون الرشید در ادب فارسی از منظر نقد جامعه شناختی ادبیات (با تکیه بر نظریه هنری زالامانسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۸
مقاله حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی بر اساس نظریه جامعه شناسی محتواها از «هنری زالامانسکی» نگاشته شده و به بازتاب شخصیت هارون الرشید- به عنوان یکی از خلفای برجسته دوره عباسی-در متون نظم و نثر فارسی پرداخته است. مساله اصلی این پژوهش تحلیل جامعه شناختی ِحکایت هایی از متون ادب فارسی است که در آن ها به هارون الرشید پرداخته شده یا او شخصیت اول آن ها به شمار می رود. پرسش مهم آن است که؛ بر اساس نظریه محتواها از هنری زالامانسکی چگونه می توان به تاثیر اوضاع اجتماعی و سیاسی بر داستان هایی از هارون الرشید پرداخت و مهم ترین شاخصه های آن را برشمرد؟ فرضیه آن است که با توجه به این نظریه تمام آثار ادبی از جمله داستان های هارون الرشید از اجتماع و سیاست دوران خود تاثیر پذیرفته اند و از محتوای آن ها می توان به این مهم دست یافت. اهمیت این پژوهش به خاطر دوره هارون الرشید به عنوان روزگار طلایی عباسی و نیز ارزش علمی نظریه زالامانسکی در جامعه شناسی ادبیات است. با بررسی بعضی داستان ها از بیهقی، عطار، نظامی، سعدی و دیگران می توان گفت؛ با توجه به واقعیت تاریخی هارون الرشید و شخصیت دوگانه او که فردی خوش گذران، ظالم، جاه طلب و البته ادب دوست و دانش پرور بوده در ناخودآگاه جمعی ایرانیان او باشکوه، باصلابت و مقتدر نقش بسته و در داستان ها با همین وجوه چندگانه به تصویر کشیده شده. هم چنین گاهی بیم از قدرت حاکمه(حتی پس از هارون) رخصت نمایش واقعیت او را به ادبا نمی داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان