ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۵۲۱.

آسیب شناسی نظام رقابت در ساختار رسانه های مجازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۰
رسانه های مجازی، برنامه های کاربردی مبتنی بر اینترنت هستند که به کاربران اجازه ایجاد و تبادل تولید محتوا را می دهد. دسترسی آزادانه و سهل به این رسانه ها سبب شده است، رقابت جدی برای جلب نظر مخاطبان و کسب درآمد بالا شکل گیرد. این پژوهش با هدف آسیب شناسی نظام رقابت در ساختار رسانه های مجازی ایران به انجام رسیده که از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ رویکرد، اکتشافی و از لحاظ نحوه تجزیه و تحلیل داده ها، کیفی می باشد. به منظور طراحی مدل بر اساس روش نظریه داده بنیاد، گروهی از خبرگان رسانه، اساتید دانشگاه، مدیران اجرایی و مشاوران انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. روش نمونه گیری، هدفمند بود که این فرایند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و ۱۵ مصاحبه انجام پذیرفت. نتایج تحقیق منجر به طراحی مدل فرایندی آسیب های مرتبط با نظام رقابتی در ساختار رسانه های مجازی ایران شد و روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل، آسیب های مرتبط با نظام رقابتی در ساختار رسانه های مجازی ایران عبارتند از موانع قانونی (پایدار نبودن قوانین و سیاست ها و مشکلات تنظیم گری)، مشکلات زیرساختی، فیلترینگ، تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری، نقص مدل های موجود کسب وکار و مقاومت در برابر پذیرش دیجیتالی شدن . این پژوهش با توجه به ماهیت جهانی رقابت رسانه ای، تلاش می کند تا ضمن شناسایی آسیب های بومی، به درک عمیق تر پدیده های رقابتی در زمینه رسانه های مجازی در بستری ملی و در مقایسه با تجربیات بین المللی کمک کند و از این رو، به سیاست گذاران و فعالان این حوزه، بینش های نوآورانه و جامع تری ارائه دهد.
۵۲۲.

تحلیل مؤلفه های ادبیات پایداری در اشعار کُردی محمد مامی زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
ادبیات پایداری یکی از انواع ادبی جهان است که پرداختن به مؤلفه های آن در شعر کردی، دریچه ای را بر شناخت زوایای زبان و ادبیات کردی می گشاید. محمد مامی زاده یکی از شاعران برجسته کُردزبان ایلامی است که در اشعارش به موضوعاتی اشاره دارد که نشان دهنده روحیه پایداری و آرمان خواهی در ادبیات جامعه کُردزبان است و شناخت و بررسی مؤلفه های ادبیات پایداری در اشعار وی به منظور شناخت زوایای شعر و ادب در زبان کردی جنوبی، ضرورتی انکارناپذیر است. این پژوهش به شیوه اسنادی و تحلیلی به بررسی مؤلفه های ادبیات پایداری نظیر مقاومت، هویت، عشق و وابستگی به سرزمین و ... پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان دهنده روحیه پایداری و آرمان گرایانه محمد مامی زاده است که در اشعار او انعکاس یافته است. مؤلفه های ادبیات پایداری در اشعار او، بر تلاش های جمعی برای حفظ هویت فرهنگی و سیاسی تأکید دارند.
۵۲۳.

تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر گسترش فرهنگ مصرفی در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش حاضر تبیین گسترش نمودها و نشانه های فرهنگ مصرفی در کلان شهر تهران است. ساکنان کلان شهرها به طور مستمر و فزاینده در معرض هجوم ایماژها، نشانه ها و نمودهایی از فرهنگ مصرفیِ برآمده از نظام بازار هستند که وفور، تکثر و اثرات قوی آن، فردیت و خودآگاهی و قدرت انتخاب مصرف کنندگان را دایماً در معرض تهدید و تخریب قرار می دهد. این وضعیت اثرگذاری قاطعی بر عواطف، احساسات، سلایق، خلق و خوها و سبک های زندگی کنشگران دارد، طوری که گاهی می توان از شیوع سبک های زندگی مصرف گرا در میان ساکنان کلان شهر صحبت کرد که پیامدهای نظیر ناخرسندهای عاطفی، ملالت های روانی و فرسودگی های ذهنی را در پی دارد. میدان مطالعه پژوهش حاضر ساکنان کلان شهر تهران است. روش مورد استفاده، کمی و از نوع پیمایشی است که داده های آن با استفاده از پرسشنامه محقق ساز گردآوری شده است. شیوه نمونه گیری از نوع احتمالی است که بر مبنای آن 363 نفر موفق به تکمیل پرسشنامه شده اند. از آنجا که داده ها از توزیع و پراکندگی تقریباً نرمالی برخوردار بوده است، از روش های پارامتریک آماری استفاده شده است. یافته ها نشان دهنده آن است که بین فرهنگ مصرفی و متغیر های موردبررسی رابطه معنا داری وجود دارد. در بین عوامل زمینه ای بین متغیر های سن و درآمد و فرهنگ مصرفی ارتباط معناداری دیده شده است و فرضیه لوکس گرایی با 59درصد قوی ترین تبیین کننده و پیش بینی کننده فرهنگ مصرف گرایی بوده است. این امر را می توان معلول همان نظام بازار سرمایه داری و متنوع جامعه مدرن دانست. فرهنگ مصرفی به عنوان سازه ای اجتماعی با کمیت و کیفیت متفاوت در وضعیت های رفاهی گوناگون افراد، از نظام جهانی و ابعاد متفاوت  آن تأثیر می پذیرد.
۵۲۴.

پیش بینی کیفیت زندگی کارکنان بر اساس سرمایه روان شناختی و مشارکت در تصمیم گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه: در دنیای صنعتی معاصر، زندگی شغلی انسان ها عمدتا در درون سازمان ها در تعامل با همکاران می گذرد. کیفیت زندگی کارکنان به عنوان برداشت ذهنی و درک کارکنان از مطلوبیت فیزیکی و روانی محیط کار، به صورت گسترده بر بهره وری سازمانی که هدف نهایی هر سازمان است تاثیر می گذارد. برهمین اساس، توجه به کیفیت زندگی کارکنان، عموما مورد توجه مدیران سازمانی است و تلاش می شود با بهبود آن، اهداف سازمانی محقق گردد. کیفیت زندگی کارکنان، متاثر از گستره ای از عوامل مختلف است. با توجه به وسعت سازمان ها در ایران و اهمیت کیفیت زندگی کارکنان در تقویت بهره وری در کشور، پژوهش حاضر به دنبال آن است که اثر سرمایه روانشناختی و مشارکت در تصمیم گیری را بر کیفیت زندگی کارکنان سازمان تامین اجتماعی  بررسی کند.روش: این پژوهش از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری،600 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد بودند  که 220 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش سرمایه روانشناختی از ترکیب چهار پرسشنامه امیدواری (اشنایدر و همکاران، 2002)، خوشبینی (شیر و کارور، 2002)، تاب آوری (بلاک و کریمن، 1996) و خودکارآمدی (پارکر، 1998) استفاده گردید. برای سنجش کیفیت زندگی از پرسشنامه پیترسون و هانت(2010)، و برای مشارکت در تصمیم گیری از پرسشنامه پارنل و بل (1994) استفاده گردید. تمام این پرسشنامه ها از اعتبار و پایایی مطلوبی برخوردارند.یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، کیفیت زندگی کارکنان برروی دامنه نمرات 15-3 با میانگین واقعی 9 برابر با 7/9 است که نشان می دهد کیفیت زندگی کارکنان سازمان تامین اجتماعی در سطح متوسط است. به علاوه، یافته های تحلیلی تحقیق نشان می دهند، رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه روانشناختی و مشارکت در تصمیم گیری با کیفیت زندگی وجود دارد و این دو متغیر قادر هستند 24 درصد واریانس کیفیت زندگی را تبیین کنند.نتیجه گیری: افرادی که از سرمایه روانشناختی بالاتری برخوردار هستند معمولا دارای مهارت هایی از قبیل مقاومت در برابر استرس، انعطاف پذیری و ارتباطات بهتری هستند. این افراد ممکن است بهترین تصمیمات را در مواجهه با چالش ها بگیرند و در نهایت از رضایت بالاتری برخوردار باشند که مجموع این موارد به بهبود کیفیت زندگی آنان کمک می کند. همچنین، با افزایش میزان مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی، احساس کنترل و اثربخشی در فرایندهای سازمانی در آنان افزایش یافته و این امر باعث افزایش سطح رضایت و به تبع آن افزایش کیفیت زندگی آنان می شود.
۵۲۵.

مرور نظام مند پژوهش ها در زمینه امنیت کریمه به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: امنیت کریمه به عنوان مفهومی چندبعدی و مبتنی بر کرامت انسانی، فراتر از امنیت نظامی، به ابعاد اجتماعی، انسانی و اخلاقی توجه دارد. این مفهوم با تأکید بر عدالت اجتماعی و معنویت، چارچوبی برای تحقق امنیت پایدار در جوامع اسلامی ارائه می دهد. با وجود اهمیت این حوزه، تاکنون مطالعه ای جامع برای تحلیل پژوهش های پیشین و شناسایی ابعاد نظری و عملی امنیت کریمه انجام نشده است. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند مطالعات پیشین، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و ارائه چارچوبی نظری برای توسعه دانش در این حوزه است. روش: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر اساس چارچوب استاندارد سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات مرتبط از پایگاه های معتبر علمی شناسایی، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای ورود و خروج مشخص برای انتخاب مطالعات اعمال و کیفیت پژوهش ها با ابزارهای استاندارد، ارزیابی شد. مراحل تحلیل داده ها شامل استخراج مفاهیم کلیدی، دسته بندی مولفه ها و ترکیب یافته ها، در قالب یک الگوی مفهومی بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که امنیت کریمه بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی استوار است و ابعاد معنوی و انسانی آن نیازمند توجه ویژه است. این مفهوم شامل امنیت جانی، روانی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی است که به طور هم زمان، حفظ شأن انسانی و ایجاد عدالت اجتماعی را هدف گذاری می کند. چالش هایی نظیر تمرکز بیش از حد بر امنیت نظامی و کمبود پژوهش های بومی سازی شده، شناسایی شد. همچنین، پیشرفت هایی مانند تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای امنیتی و ارتقای رویکردهای کرامت محور در تعاملات قضایی مشاهده شد. نتیجه گیری: مرور نظام مند انجام شده نشان می دهد که امنیت کریمه یک چارچوب نظری جامع و چندبعدی است که با توازن میان ابعاد مادی و معنوی، مشارکت فعال شهروندان و تأکید بر کرامت انسانی و عدالت اجتماعی، زمینه ساز تحقق امنیت پایدار در جامعه اسلامی است. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های اجتماعی و امنیتی مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت باشد و به توسعه نظریه و کاربرد امنیت کریمه کمک کند.
۵۲۶.

سیاست های توسعه مسکن شهری و عدالت فضایی (اتنوگرافی نهادی مسکن مهر سنندج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۸۰
هدف: شهرسنندج به دلایلی از جمله رشد جمعیت، مهاجرت و افزایش حاشیه شینی یکی از شهرهایی بوده است که مسکن مهر در دو منطقه شهری_دگران و بهاران_ آن به اجرا درآمده است. در این پژوهش با در نظر داشتن رویکردهایی عدالت فضایی سعی در ارائه تحلیلی از وضعیت این مناطق داشتیم. مفروضه اصلی چین است که عدالت فضایی متحقق نشده است و زیست شهری در این مناطق به حاشیه رانده شده است. بررسی وضعیت مسکن در شهر سنندج یکی از مهمترین مسائل این شهر محسوب می شود و این امر چالش هایی را برای مدیران و برنامه ریزان شهری، ساکنان و مالکین ایجاد نموده است. مسکن مهر سنندج با ظرفیت ۷۶۰۰ واحد (در بهاران سطح 43/5 هکتار احداث شده و طول کل خیابان های 20 و 14 متری آن 6410 متر است و تراکم خیابان در این پروژه 147/3 متر) درصدد ایجاد فضایی برای شهروندان بود که بتواند مشکلات و مسائل شهری به ویژه مسکن را حل نماید. این پروژه، وضعیتی را ایجاد کرده است که صرفا نمی توان از لحاظ آماری و کمی بدان نگاه کرد. نگاه به این پروژه از سوی ذی نفعان یکی از مهمترین راه هایی است که بتوان به چگونگی عملکرد مدیران و برنامه ریزان، پیمانکاران و ذی مدخلان نگریست و دستاوردهای این پروژه را مورد ارزیابی قرار داد. این امر، نشان می دهد که ساکنان، چه برداشت ها و مواجهاتی در برابر سیاست ها و راهبردهای اتخاذ شده داشته اند. نظر آنها در مورد دسترسی به امکانات، نوع ساخت، فضا و... تعیین کننده این امر است که عدالت فضایی در شهر سنندج به چه شیوه بر وضعیت زیسته ی ساکنان آن تاثیر دارد. مفروضه بنیادین این پژوهش چنین است که فضای کافی و مناسب از مهمترین نکته هایی بوده است که در طرح مسکن مهر سنندج نادیده گرفته شده است. نحوه ی معماری و ساخت و سازها در این محدوده ها حاکی از فضای نامناسب، عدم توجه به زیرساخت ها، و تمرکز بر روی بیشترین استفاده از زمین بوده است و این امر در مقایسه با نواحی دیگر شهری نابرابر می باشد. با این مفروضه، پژوهش حاضر در صدد برساخت منازعه ی نهادی ساکنان با سیاست ها و راهبردهای اتخاذ شده در مسکن مهر سنندج است.روش :روش پژوهش، روش اتنوگرافی نهادی است. داده های این پژوهش، مستخرج از تجربیاتی که در کشاکش روابط نهادی شکل گرفته و متون نهادی ای به مثابه اِعمالِ سیاست های از بالا بوده اند. از نمونه گیری هدفمند برای گزینش افراد مورد مصاحبه و از نمونه گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد، تعیین محل داده های مورد نیاز و یافتن مسیر پژوهش استفاده شده است. برای تفسیر تجربیات مصاحبه شوندگان از تحلیل مضمونی و مدل امیک استفاده شده تا براساس آنها و با دستاویزقرار دادنشان در بستر و موقعیت بومی به خوانشی انتقادی از تجربیات شکل گرفته نائل شد. مصاحبه ها با ۳۰ نفر از شهروندان ساکن مسکن مهر واقع در شهرک بهاران سنندج انجام شده است. همچنین متون نهادی مربوط  به طرح مسکن مهر (طرح ها، آمار و اطلاعات، سایت مربوط به این نهاد های دخیل و...) واکاوی، مورد تحلیل و نقد قرار گرفته است.یافته ها: نتایج نشان می دهد که تنوع  و تناقضات فرهنگی جمعیتی ناشی از مهاجرت بی رویه و ازدحام آپارتمان ها مسائلی را به وجود آورد که این زیست شهری را به مخاطره بیاندازد. طبقات زیاد وشلوغی واحدها، سبب این ازدحام شده و محیطی ناآرام را ایجاد نموده است. در بعد اجتماعی و فرهنگی همچنین می توان به وجود تعارضات گروهی، عدم تعلق مکانی و کاهش اعتماد اجتماعی در این مناطق اشاره نمود. نتایج در قالب مقولات ثانویه تعارضات اجتماعی ساکنان و ازدحام جمعیتی، کمبود امنیت اجتماعی و روانی، عدم مشارکت و اعتماد نهادی و ضعف امکانات و بی توجهی به بافت فضایی نشان از آن دارد که عذالت فضایی نه تنها متحقق نشده است بلکه زیست ناپایداری را برای ساکنان رقم خورده است. تحلیل مصاحبه ها در این بعد، دریچه ای از مسائل را نشان می دهد که با مقوله ثانویه کاهش امنیت اجتماعی و روانی در این مناطق می توان آن ر امورد بحث قرار داد. به دلایل زیادی از جمله وجود افراد مجرد و معتادین و خانواده های شلوغ و... این مناطق ناامن شده و این مورد بیشترین تاثیر را بر روی زیست زنان و کودکان داشته است. اما در ارتباط با نهادهای ذی ربط از جمله شهرداری تحلیل مقولات ناشی از مصاحبه ها نشان می دهد که مشارکت و اعتماد بین ساکنان و نهادها وجود دارد. باری؛ آنچه بیشتر در مورد عدالت فضایی مورد بحث قرار گرفت مربوط به ضعف امکانات و بی توجهی به بافت فضایی ای این مناطق است. دوری از مراکز بهداشتی و درمانی، حمل و نقل عمومی نامتناسب، فقدان کاربری ورزشی، فقدان فضای سبز و کاربری تفریحی و عدم ساماندهی زباله ها مهمترین مقولاتی هستند که نشان می دهند امکانات این مناطق به حدی نیست که بتوان زیست پایداری در این مناطق داشت و بتوان بر وجود عدالت فضایی و به مراتب، عدالت اجتماعی صحه بگذارد.نتیجه: خدمات شهری در معنای عام خود می تواند بسیاری از فعالیت های خدماتی و عمومی مورد نیاز برای اداره امور شهری این مناطق و کاهش بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی را جبران نمایند. لذا توجه نهادی و مشارکت نهادهای ذی ربط در این زمینه مهترین راهکار ارتقای عدالت فضایی و بالا بردن زیست شهری در این مناطق است.
۵۲۷.

Cultural Critique and Authority in the Digital Media Era: A Rhetorical Analysis of Instagram Vernacular Film Reviewers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
Background: The emergence of amateur critics and vernacular reviewers as non-institutional cultural voices is one of the consequences of social media's development and widespread use.Aims: This study aims to better understand reviewers and their types by examining how they establish critical authority in comparison to institutional critics and their potential influence on cultural valuation.Methodology: This subject is explored through the rhetorical analysis of their linguistic strategies. The research draws theoretically on existing literature regarding cultural criticism and review in social media. Methodologically, it combines qualitative content analysis and rhetorical analysis, emphasizing identifying Aristotelian persuasive elements within the data, including ethos, pathos, and logos. The study sample consists of 350 Instagram posts gathered from 30 film review pages.Findings: The findings indicate that most reviewers adopt a consumer-oriented perspective, distancing themselves from institutional critics. They have also emphasized using Instagram's affordances, particularly its interactive and participatory features, to construct their cultural authority. Furthermore, they have employed rational and emotional appeals in alignment with presenting "summaries and supplementary movie information" and expressing "emotional appeal and affective experience of consumption". These strategies, along with the reviewers' focus on "addressing the audience's emotional needs", "personal growth and self-improvement", and "less dependence on institutional critics", reflect their disinterest in delving into deeper levels of critical evaluation and rhetorical directness in constructing their authority. In the final section of the article, the impact of reviewers on cultural valuation is further discussed, distinguishing three types: "film-style bloggers", "cinema influencers", and "critical reviewers".Conclusions: Based on the results, the first two types of reviewers demonstrate how Instagram’s platform-specific features primarily shape critical authority. While diverse reviewers enhance access to information, they often marginalize critical evaluation and cultural value in favor of consumerism and commercial competition. Only "Critical Reviewers" have successfully integrated critical evaluation with Instagram’s affordances through distinct rhetorical strategies, emphasizing the need to increase their numbers in the era of digital media.
۵۲۸.

Political Polarization Mechanics on Persian Twitter (X): A Social Network Analysis of the 2024 Iranian Presidential Election

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۰۵
Background: The 2024 Iranian presidential election intensified political polarization on Persian Twitter (X), where ideological factions engaged in networked contestation. This study employs social network analysis to examine polarization mechanics, mapping key actors, echo chambers, and discursive strategies. Findings illuminate digital factionalism, algorithmic amplification, and the role of influencers in political mobilization.Aims: This study explores the mechanisms driving political polarization on Persian Twitter (X) during the 2024 Iranian presidential election.Methodology: Utilizing computational social science methodologies, the research combines social network analysis (SNA) and thematic analysis to examine over 133,000 active users and numerous election-related hashtags. Data collection spanned June 1–16, 2024, leveraging Twitter's API to identify clusters, user interactions, and thematic trends. Key tools included the Louvain algorithm for community detection and centrality measures for network analysis, visualized through Gephi software.Findings: Findings reveal a fragmented political landscape characterized by ideological divides, echo chambers, and limited interaction between opposing factions. Analysis identified six major clusters, each aligned with distinct political affiliations, including reformists, conservatives, and opposition groups. Thematic analysis further highlighted the rhetoric surrounding leading candidates Masoud Pezeshkian and Saeed Jalili, revealing polarized sentiments and distinct narratives among their supporters and detractors. The study also underscores the role of platform algorithms, influencer strategies, and group identities in deepening polarization.Conclusions: This research contributes to the understanding of digital polarization within Iran's socio-political context. It emphasizes the dual role of social media as both a space for public discourse and a driver of ideological segregation. Recommendations include strategies for promoting digital literacy, fostering inclusive discussions, and enhancing algorithmic transparency to mitigate polarization in Iran.
۵۲۹.

زمینه های اجتماعی _ فرهنگی گرایش به فمینیسم در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف این پژوهش کشف زمینه های اجتماعی _ فرهنگی گرایش به فمینیسم در ایران است. پس از بیان مسأله و گزارشی از مطالعات گذشته، با حساسیت نظری، نظریه فرادستی اجتماعی، عاملیت و ساختار، هژمونی فرهنگی، حلقه های قدرت و نظریه کنش، مرور و چهارچوب مفهومی تدوین گردید. روش گرندد تئوری، انتخاب 37 زن با نمونه گیری هدفمند، تکنیک مصاحبه عمیق و سؤالات نیمه ساخت یافته با تأکید بر اشباع نظری، محقق را به داده های واقعی و نظریه مبنایی هدایت کرد. بر اساس یافته ها، "نظام مردسالاری" به عنوان شرط علّی، "قوانین تبعیض آمیز"، "بازنمایی رسانه"، "جامعه-پذیری جنسیتی" و "استیلای سنّت" در جایگاه شرایط زمینه ای و "خشم برساخت شده" و "آگاهی برساخت شده" به عنوان شرایط مداخله ای کشف شدند. پدیده مرکزی نیز، "گرایش به فمینیسم" است. استراتژی ها شامل: "بی کنشی"، "راهبردهای تغییر وضعیت" و "راهبردهای ساختارشکنانه" و پیامدها نیز با "رهاشدگی"، "ظهور کنشگر" و "ظهور سوژه" نمایان شدند. نتایج نشان می دهد زنان با آگاهی و درک جنسیتی از وضع موجود، مطالبه گر حقوق خود هستند و کنشگری را تا به جالش کشیدن ساختارها، پیش می برند. این نتایج می تواند در ارتقاء سطح نظری، مسأله شناسی و کشف عوامل پنهان مفید باشد و زمینه مداخلات و اصلاحات ساختاری را نیز فراهم نماید.
۵۳۰.

رابطه پایگاه اقتصادی اجتماعی با سلامت اجتماعی سالمندان شهر تهران با میانجی گری حمایت اجتماعی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۲۱
پژوهش حاضر رابطیه بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و سلامت اجتماعی سالمندان را با تأکید بر نقش میانجی گری حمایت اجتماعی خانواده بررسی می کند. برای این منظور از ترکیبی ازنظریه های علل زیربنایی لینک و فلان، نظرییه سلامت اجتماعی کییز و حمایت اجتماعی برکمن و سیم استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش است و نمونیه آماری 400 نفر از سالمندان مناطق توسعه یافته، متوسط و کم برخوردار شهر تهران هستند که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از نرم افزار ایموس تحلیل شده و یافته ها حاکی از این است که سلامت اجتماعی پاسخ گویان با میانگین 41.24 بالاتر از حد متوسط و حمایت اجتماعی خانواده با میانگین 35.02 پایین تر از حد متوسط است. اگرچه تفاوت معناداری در سلامت اجتماعی زنان و مردان سالمند وجود ندارد؛ اما سالمندان متأهل در مقایسه با سالمندان مجرد از سلامت اجتماعی بیشتری برخوردارند. همچنین زنان سالمند از مردان سالمند و سالمندان متأهل در مقایسه با سالمندان مجرد از حمایت خانوادیه بیشتری برخوردار هستند. از میان مؤلفه های پایگاه اقتصادی اجتماعی، دارایی با 0.690درصد بیشترین اثر مستقیم، با 0.44درصد بیشترین اثر غیرمستقیم و 0.98درصد بیشترین اثر کلی را بر سلامت اجتماعی دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که پایگاه اقتصادی اجتماعی و حمایت اجتماعی خانواده رابطیه معنادار و مستقیمی با سلامت اجتماعی سالمندان تهرانی دارند و ازاین رو سیاست گذاران می بایست با اتخاذ تدابیر مناسب و مداخلات هدفمند به بهبود وضعیت اقتصادی اجتماعی سالمندان به خصوص سالمندانی از پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین و تقویت حمایت های خانوادگی از آنان همت گمارند.
۵۳۱.

عوامل کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در جوانان از دیدگاه صاحب نظران در استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۵
هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در میان جوانان استان چهارمحال و بختیاری است؛ مسئله ای که در سال های اخیر به یکی از نگرانی های مهم اجتماعی و جمعیتی کشور تبدیل شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به کارگیری روش دلفی انجام شد. در این فرایند، ده نفر از خبرگان حوزه های مرتبط در سه مرحله متوالی شرکت کردند تا از طریق هم اندیشی و تبادل نظر، به اجماع نظری درباره عوامل مؤثر دست یابند. یافته ها نشان داد که مشکلات اقتصادی، گسترش سبک زندگی غربی، کاهش باورهای دینی، نبود فرصت های شغلی مناسب و رشد شهرنشینی از مهم ترین دلایل کاهش رغبت به ازدواج در میان جوانان است. همچنین افزایش گرایش زنان به تحصیلات عالی و استقلال اقتصادی، چالش های خانوادگی و نگرانی والدین درباره آینده شغلی فرزندان نیز از عوامل بازدارنده فرزندآوری شناخته شد. مجموعه این عوامل، بازتابی از تعامل پیچیده متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری الگوهای نوین ازدواج و باروری در جامعه امروز ایران است. نتایج این مطالعه بر لزوم طراحی مداخلات هدفمند در حوزه های اقتصادی و اجتماعی، تقویت حمایت های خانواده محور و احیای ارزش های فرهنگیِ مشوق ازدواج زودهنگام و فرزندآوری تأکید دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با تمرکز بر ایجاد اشتغال پایدار و حمایت مالی از زوج های جوان، روند کنونی را اصلاح کنند.
۵۳۲.

بازنمایی ارزش های فرهنگی در بازی های رایانه ای شرقی و غربی؛ مطالعه موردی شبح سوشیما و ویچر3: شکار وحشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۷
بررسی بازنمایی ارزش های فرهنگی در بازی های رایانه ای یکی از چالش های اصلی مطالعات معاصر در حوزه رسانه های دیجیتال است، زیرا این آثار به واسطه ی روایت تعاملی و ساختار چندلایه ی خود، فراتر از سرگرمی عمل کرده و به بستری برای بازتاب هنجارها، جهان بینی ها و نظام های ارزشی جوامع بدل می شوند. پرسش محوری پژوهش حاضر آن است که این بازنمایی ها در بازی های برخاسته از سنت های فرهنگی متفاوت، به ویژه شرق و غرب، چگونه شکل می گیرند و چه تفاوت های نظام مندی میان آن ها قابل شناسایی است. این پرسش در قالب مطالعه ای تطبیقی میان دو نمونه شاخص، شبح سوشیما و ویچر۳: شکار وحشی ، پیگیری شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تفاوت های نظام مند در بازنمایی مفاهیمی چون سرنوشت و اختیار، نقش اجتماع و فردگرایی، شرافت و عمل گرایی، و نگرش به خیر و شر در دو سنت فرهنگی، انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن تحلیل محتوای تفسیری است. اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و همچنین مشاهده و مطالعه دقیق محتوای روایی و مکانیک های روندبازی گردآوری شده اند و تحلیل، مبتنی بر چهارچوبی مفهومی با چهار مؤلفه اصلی و مجموعه ای از مؤلفه های فرعی انجام شده است. نتایج نشان می دهد که بازی شبح سوشیما نمایانگر منظومه ای فرهنگی مبتنی بر جبرگرایی، جمع گرایی، پایبندی به شرافت سنتی و تقابل روشن میان خیر و شر است؛ در حالی که ویچر۳ تصویری از فردگرایی، اختیار تصمیم گیری، عمل گرایی اخلاقی و نسبی گرایی ارزشی ارائه می دهد. این تفاوت ها ریشه در ساختارهای عمیق فرهنگی و اخلاقی شرق و غرب داشته و در روایت، شخصیت پردازی و طراحی تعامل بازی ها منعکس شده اند.
۵۳۳.

معیارهای رتبه بندی کشورهای هدف دیپلماسی فرهنگی ایران با تأکید بر حضور رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
در این مقاله به این موضوع که کدام یک از کشورهای جهان برای حضور فرهنگی-رسانه ای ایران در سطح بین الملل در اولویت قرار دارند، پرداخته می شود. برای فهم کشورهای دارای اولویت جهت حضور فرهنگی-رسانه ای ایران نیازمند معیارهایی برای رتبه بندی کشورهای هدف دیپلماسی فرهنگی-رسانه ای ایران می باشیم تا آن گاه کشورهای دارای اولویت برای تولید محتوای رسانه ای در عرصه بین الملل شناسایی شوند. این معیارها در این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون، به دست آمده است. در پژوهش حاضر، پس از بیان مختصر پیشینه پژوهش به ارائه چارچوب مفهومی پرداخته شد. در ادامه، اسناد بالادستی، بیانات رهبران انقلاب و مصاحبه با شانزده نفر از رایزنان فرهنگی، اساتید دانشگاه، مبلغان دینی و فعالان فرهنگی در عرصه بین الملل مورد بررسی قرار گرفت؛ در نتیجه 23 معیار برای رتبه بندی کشورهای مخاطب دیپلماسی فرهنگی-رسانه ای ایران به دست آمد که می توان به برخی از مهم ترین آن ها همچون «کشورهای همسایه و پیرامونی»، «جهان اسلام و مسلمانان» و «کشورهای صاحب نفوذ در سازمان های بین المللی» اشاره نمود. از آن جا که 23 معیار به دست آمده دارای اهمیت متفاوتی نسبت به یکدیگر می باشند، معیارها وزن دهی شده است. در پایان به معیارهای فعلی مورد استفاده در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان متولی دستگاه دیپلماسی فرهنگی-رسانه ای و نیز معیارهای حضور فرهنگی در عرصه بین الملل که توسط مؤسسه الکانو به دست آمده است نیز اشاره شده است.
۵۳۴.

تحلیل گفتمان انتقادی مناظره تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در موضوع آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۲
هدف این پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی مناظرۀ تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در موضوع آموزش‌وپرورش است. روش پژوهش از نوع کیفی و تحلیل گفتمان است. از بین مناظرات تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، مناظرۀ دوم که در 31 خرداد 1403 از شبکۀ یک سیما پخش شد، انتخاب شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از رویکرد ون‌دایک استفاده شد. این مناظره در سه سطحِ سبک، معنا و استدلال بررسی و در نهایت گزاره‌های اساسی متن مناظره استخراج شده است. همچنین برای روایی‌یابی پژوهش از نظر اساتید و متخصصان دانشگاهی استفاده شده است. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد اصلی‌ترین گزاره‌های مسعود پزشکیان، «بی‌عدالتی آموزشی»، «بی‌ثباتی در مدیریت»، «اهمیت مهارت‌آموزی»؛ اصلی‌ترین گزاره‌های سعید جلیلی «برقراری عدالت آموزشی»، «شناسایی استعداد دانش‌آموزان»، «نیاز به الگو در آموزش‌و‌پرورش»؛ اصلی‌ترین گزاره‌های علیرضا زاکانی «پرورش خلاقیت»، «مهارت‌آموزی»، «آموزش، توانمندی‌های اجتماعی»؛ اصلی‌ترین گزاره‌های محمد‌باقر قالیباف، «بی‌ثباتی در مدیریت»، «تمرکز‌زدایی در آموزش‌وپرورش»، «اهمیت‌دادن به نخبگان»، اصلی‌ترین گزاره‌های امیر‌حسین قاضی‌زاده‌هاشمی، «برقراری عدالت آموزشی»، «کاهش زمان آموزش و تحصیل»، «نیاز به تغییرات جدی در نظام آموزشی» و اصلی‌ترین گزاره‌های مصطفی پور‌محمدی، «تمرکز‌زدایی»، «تغییر نظام آموزش‌وپرورش» و «بودجه» بوده است. گزاره‌های اصلی بر موضوعات کلی تمرکز دارند و موضوعاتی از قبیل تربیت و جذب معلم، برنامه‌های درسی، فضا و تجهیزات و فناوری، پژوهش و ارزشیابی در مناظره بیان نشد. آموزش‌وپرورش به عنوان مهم‌ترین نهاد تربیتی کشور نیاز به دیدگاه وسیع‌تر و جامع‌تری دارد. با توجه به اهمیت مسائل آموزش و پرورش در کشور لازم بود زمان بیشتری به این موضوع اختصاص یابد
۵۳۵.

تحلیل الگوهای سیاستی و تحولات سیاستگذاری اجتماعی در موضوع زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
توجه به مسایل زنان سرپرست خانوار از موضوعات پرتکرار در سیاستگذاری اجتماعی به حساب می آید. این سیاستگذاری از قانون اساسی آغاز شده و با تصویب قانون تأمین زنان و کودکان بی سرپرست ادامه پیدا کرده است. تداوم قانونگذاری در این موضوع تا برنامه هفتم پیشرفت، بیانگر اهمیت سیاستگذاری در این موضوع است. از سوی دیگر، علیرغم تکرار سیاستگذاری در این موضوع، نرخ رشد خانوارهای زن سرپرست افزایش یافته است. به طوری که در سرشماری نفوس و مسکن 1375 نسبت زنان سرپرست خانواز از کل خانوارها 8.4 درصد بوده و در سال 1395 در سرشماری نفوس و مسکن این عدد به 12.7 درصد رسیده است. در این پژوهش به منظور تحلیل الگوهای سیاستی و بررسی تحولات صورت گرفته در این زمینه، با روش تحلیل محتوای کیفی و تکنیک تحلیل مضمون، مجموعه سیاستگذاری ها اعم از سیاستگذاری های کلی و میانی و قانونگذاری های صورت گرفته بررسی شد و مضامین شش گانه؛ حق بهره مندی بیمه اجتماعی، تشویق و تسهیل ازدواج زنان سرپرست خانوار، تأمین اجتماعی چندلایه، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، استقرار پنجره واحد خدمات و نقش آفرینی حلقه های میانی به دست آمد. تحلیل این مضامین نشان می دهد اگرچه در الگوی سیاستگذاری با تحولات، تغییر رویکرد از حمایت صرف به خوداتکایی، تحولات واژگانی، توجه به مشارکت مردمی، ارائه خدمات یکپارچه و نسبت خدمات ارائه شده به جامعه هدف روبه رو هستیم ولی الگوی سیاستی دنبال شده انباشتی نبوده بلکه با تکرار سیاست ها دنبال شده است، همچنین سیاستگذاری آرمانگرایانه، بودجه ناپایدار و ناکافی، نبود متولی واحد و فقدان الگوی توانمندسازی جامع در کنار اقتصاد ناپایدار، موفقیت سیاست ها را با چالش جدی مواجه کرده است.
۵۳۶.

Trans-Jurisdictional “Publivate” Cyber Self-(Re)presentation: The Transformation of Compartmentalization in Iranian Social Life

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۷۸
Background: Space is a constructed concept: a cultural and ideological segmentation, and a translation of the sociopolitical structures of society. On social media platforms, the public becomes a composite of privates, where individuals’ multiple selves are (re)presented before a multiplicity of audiences within a third type of space, which we coin the “publivate” sphere. This sphere emerges from the combination and blurring of public and private spaces on social media platforms.Aims: This article aimed to shed light on issues related to cyber self-(re)presentation within this “publivate” space.Methodology: We utilized cross-level integration, synthesizing micro- and macro-level theories, and interdisciplinary integration, incorporating concepts and theories from diverse fields, including social media studies, sociology, psychology, and regulatory perspectives.Discussions: We discussed how the interplay among public, private, and “publivate” selves, along with the reciprocal influences of conformity, pluralistic ignorance, normalization, and normativity, have been transforming the traditional compartmentalization of spaces in Iranian social life. Additionally, we discussed the complications of trans-jurisdictional regulation of cyberspace and their implications for users, particularly Iranians.Conclusions: Given the dynamic nature of societies, norms, and cultures, effective governance of cyberspace and cultural practices should account for sociocultural dynamics.
۵۳۷.

Cancer, Suffering, and the Role of Social Media: Insights from Iranian Nurses

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
Background: Social media platforms are increasingly used in healthcare to provide psychosocial support to cancer patients. Despite global enthusiasm, concerns about misinformation and emotional vulnerability persist. In Iran, cultural and regulatory contexts add complexity to this dynamic, necessitating a localized understanding of healthcare providers’ perspectives. Aims: This study aims to explore Iranian oncology nurses’ perceptions of the benefits and risks associated with hospitalized cancer patients' use of social media, and to identify factors influencing these perceptions. Methodology: A cross-sectional survey was conducted among 131 oncology nurses from various hospitals in Iran, primarily in Tehran. Participants completed a structured questionnaire assessing demographics, life satisfaction, personal social media use, and perceptions of social media's impact on patient morale. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation, and path analysis. Results: Overall, nurses held a positive view of social media’s role in enhancing patient morale, with a mean perception score of 7.1/10. Younger nurses and those with junior professional ranks exhibited more favorable attitudes. Personal social media usage positively correlated with optimistic perceptions, while life satisfaction showed a weak but significant positive association. Path analysis indicated that daily social media usage and younger age were the strongest predictors of positive perceptions. Some nurses, however, expressed concerns about misinformation and patient vulnerability. Conclusions: The findings highlight the generally favorable yet nuanced attitudes of Iranian oncology nurses toward social media use by cancer patients. Efforts to enhance digital literacy among healthcare providers and culturally sensitive strategies are recommended to maximize social media’s psychosocial benefits while mitigating associated risks.
۵۳۸.

موانع اجتماعی و فرهنگی ورزش سالمندی و الزامات تغییر در سبک زندگی کم تحرک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۶
زمینه و هدف:  افزایش تعداد سالمندان و لزوم برخورداری از سبک زندگی سالم در دوران سالمندی، اهمیت ورزش در این دوره را برجسته کرده است، تحقیقات نشان داده اند ورزش منظم در دوره سالمندی علاوه بر افزایش تندرستی در پیشگیری از آسیب های بدنی نیز مؤثر است، با این وجود، انجام ورزش در این سنین با چالش های اجتماعی فرهنگی مختلفی مواجه است که لازم است تغییر داده شوند.  روش و داده ها : هدف پژوهش، بررسی تغییر موانع اجتماعی و فرهنگی ورزش سالمندی بود که درقالب نظریه داده بنیاد انجام شد. افراد مورد مطالعه 30 نفر از متخصصین ورزش سالمندی بودند که با استفاده از روش هدفمند- قضاوتی ازطریق نمونه گیری نظری انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. مصاحبه های نیمه ساختاریافته با این افراد تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.  یافته ها: موانع اجتماعی ورزش سالمندی در 11 مقوله احصاء گردید که عبارتند از؛ ناتوان و وابسته پنداشتن سالمندان، شناخت ناکافی و آگاهی ورزشی نادرست، حمایت خانوادگی ضعیف، تعصبات جنسیتی، تبعیض سنی، ساختار نامتوازن شهری، گرانباری نقش سالمندی، اشکال غیرورزشی فراغت سالمندی، ترس، هراس از بیماری و آسیب دیدگی، فرسایش مشارکت پروری ورزشی در خانواده و نزول امیدبه زندگی. موانع فرهنگی ورزش سالمندی دربرگیرنده 7 مقوله بود: حاکمیت فرهنگ عدم تحرک، توسعه فرهنگ غیرمشارکتی، تضاد آداب و رسوم اجتماعی با ورزش سالمندی، فقر مدل های محبوب و مطلوب ورزش سالمندی، جابجایی اولویت های زندگی و نزول ورزش، شناخت ضعیف و ناکافی از ورزش و فواید آن، و نگرش منفی در مورد ورزش و حضور در جامعه.  بحث و نتیجه گیری: تحرک و نشاط در دوران سالمندی در جامعه ایرانی با تفکرات قالبی پس زده شده است و لازم است جو موجود مخالف با ورزش در دوران سالمندی است شکسته شود برای این منظور لازم است موانع اجتماعی و فرهنگی که به صورت توأمان از ورزش سالمندان جلوگیری می کنند، برداشته شوند.  پیام اصلی: افزایش تعداد سالمندان در کنار توجه به سبک زندگی سالم در دوران سالمندی لزوم توجه به ورزش در دوران سالمندی را برجسته ساخته است. در راستای کاهش موانع همگانی شدن ورزش سالمندی، این مطالعه به بررسی و شناسایی موانع اجتماعی-فرهنگی ورزش در این دوران پرداخت. شناسایی این موانع، می تواند مبنای سیاست گذاری های اجتماعی برای تسهیل مشارکت و ارتقای سلامت عمومی در دوران سالمندی قرار گیرد.
۵۳۹.

طراحی مدل نظری چالش ها و راهبردهای توسعه بازی های رومیزی در ایران با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
با وجود رشد روزافزون صنعت بازی های رومیزی در سطح جهانی، این حوزه در ایران همچنان با استقبال کم و موانع ساختاری و نهادی متعددی روبه رو است. نبود سیاست گذاری منسجم، چالش های تولید بومی و عدم شناخت فرهنگی مخاطبان، ازجمله موانعی هستند که مانع از شکوفایی بالقوه این صنعت می شوند. این پژوهش باهدف طراحی مدلی نظری برای شناسایی چالش ها و ارائه راهبردهای توسعه صنعت بازی های رومیزی در ایران انجام شده است تا از رهگذر آن، زیرساخت های نظری و کاربردی لازم برای رشد این حوزه فراهم آید. این مطالعه به روش کیفی و با بهره گیری از رویکرد داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با فعالان و خبرگان حوزه بازی، ازجمله تولیدکنندگان، طراحان، ناشران، سیاست گذاران و مسئولان حاکمیتی به دست آمده و پس از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل نهایی چالش ها و راهبردها استخراج شده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که چالش های توسعه بازی های رومیزی در ایران را می توان در پنج عرصه اصلی دسته بندی کرد: سیاست گذاری، مصرف، محتوا و مضمون، طراحی و تولید و پخش، توزیع و فروش. ازجمله چالش های کلیدی می توان به اختلال در چرخه تصویب، نبود سیاست های حمایتی، کمبود دانش مخاطب، ضعف روایت های بومی، عدم آموزش تخصصی و فقدان زیرساخت های توزیع اشاره کرد. در بخش راهبردها نیز سه پیشنهاد محوری شناسایی شده است: 1. بازتعریف جایگاه بازی های رومیزی در گفتمان علوم اجتماعی به مثابه ابزارهای مهندسی اجتماعی مبتنی بر ارزش های بومی؛ تحول در حکمرانی فرهنگی با ایجاد نهادی متمرکز و کارآمد برای ساماندهی این حوزه؛ توسعه زیرساخت های فناورانه و آموزشی برای ارتقاء سطح طراحی، تولید و دسترسی به بازار، با الهام از تجربه های موفق بین المللی.
۵۴۰.

آینده پژوهی رواداری اجتماعی در ایران: کاربرد روش تحلیل لایه ای علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
زمینه و هدف: رواداری اجتماعی، به مثابه اساسی ترین پیش شرط تعامل سازنده میان افراد و گروه های گوناگون، از چنان اهمیتی برخوردار است که نقش آن را باید در تضمین همزیستی مسالمت آمیز و درک متقابل جستجو نمود. امروزه، این موضوع در جامعه ایرانی به مسأله مهمی تبدیل شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر آینده پژوهی رواداری اجتماعی جامعه ایرانی در افقی بیست ساله است. روش و داده ها: روش پژوهش حاضر آینده پژوهی مبتنی بر تحلیل لایه ای علّی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان و صاحب نظرانی است که در حوزه رواداری اجتماعی صاحب نظر بوده اند. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه براساس معیار اشباع نظری، 15 نفر تعیین شد. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه باز و برای تحلیل داده ها از تحلیل تِماتیک استفاده گردید. یافته ها: یافته ها در چهار سطح تحلیل لایه ای علّی مورد بررسی قرار گرفت. در سطح لیتانی دو مقوله اصلی جامعه عصبانی و شکاف اجتماعی، در سطح علل اجتماعی عوامل اقتصادی، زیست محیطی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و جهانی شدن، در سطح گفتمان، جهان بینی و ایدئولوژی مقوله هایی چون اسلام سیاسی، مدرنیته، ملی گرایی و رواقی گری و در سطح اسطوره ها و استعاره ها، مقوله هایی چون بنی آدم اعضای یک پیکرند، دیگی که برای من نجوشد، خواهم سر سگ در آن بجوشد و کلاه خودت را سِفت بچسب باد نبرد از مهم ترین یافته های این پژوهش است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با نگاهی آینده پژوهانه و اتخاذ افقی 20 ساله، رواداری اجتماعی در جامعه ایرانی ضعیف تر از گذشته خواهد شد و رواداری در جامعه ایرانی، در آینده دچار تغییر و تحولاتی خواهد شد که نیازمند مطالعات بیشتر است. پیام اصلی: براساس یافته های بدست آمده از پژوهش حاضر، انتظار می رود که رواداری اجتماعی در ایران طی ۲۰ سال آینده کاهش یابد. این روند تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همراه با گفتمان های غالب و نگرش های فرهنگی است. برای بهبود وضعیت، تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش دوقطبی سازی و ترویج فرهنگ گفت وگو ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان