ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۴۲۱.

تببین ارتباط بین فرهنگ حاشیه نشینی و احساس تعلق به هویت ملی (مورد مطالعه: حاشیه نشینان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
  هدف از مقاله حاضر بررسی رابطه بین فرهنگ حاشیه نشینی و هویت ملی با تکیه بر نظریه استعمار داخلی مایکل هکتر است و از لحاظ روش، در زمره پژوهش های کمی قرار دارد. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه و با حجم نمونه 330 نفر و با روش نمونه گیری مطبق، جمع آوری شده است. جامعه آماری مردم مناطق حاشیه نشین شهر زنجان می باشند. طبق یافته های پژوهش هرچه میزان درک حاشیه نشینان از نابرابری اقتصادی افزایش یابد، از میزان تعلق به هویت ملی آنان کاسته می شود. همچنین هرچه میزان درک حاشیه نشینان از نابرابری سیاسی و اقتصادی بالا باشد، میزان هویت یابی قومی آنان کاهش می یابد. هرچه میزان درک حاشیه نشینان از نابرابری سیاسی و اقتصادی افزایش می یابد، میزان و ظرفیت خشونت سیاسی در آنان نیز افزایش می یابد. با توجه به نتایج رگرسیون، احساس نابرابری اقتصادی اثرگذارترین عامل در هویت یابی ملی و قومی است.
۴۲۲.

تحلیل جامعه شناختی رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رفتار محیط زیستی ساکنان کلان شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه: امروزه کلان‌شهرها با چالش‌های متعددی در ابعاد کالبدی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی مواجه اند. رشد شهرنشینی و جمعیت، پیامدهای زیانباری برای این شهرها بدنبال داشته است. شیراز، به عنوان یکی از کلان‌شهرهای ایران، با مشکلات زیست‌محیطی گوناگونی روبروست که سهم انسان در ایجاد آن‌ها قابل توجه است. این مشکلات ریشه در رفتار مادی‌گرایانه، سلطه‌جویانه و توسعه‌طلبانه انسان معاصر دارند. نظر به اینکه، بخش قابل توجهی از باورها و رفتارهای شهروندان با جایگاه اجتماعی آن‌ها مرتبط است، پایگاه اقتصادی-اجتماعی یک عامل مهم در شکل‌گیری رفتار زیست‌محیطی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت رفتار زیست‌محیطی و ارتباط آن با پایگاه اقتصادی-اجتماعی انجام شده است. روش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری، ساکنان ۱۸ سال به بالای شهر شیراز بود که نمونه‌ای ۴۰۰ نفری از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب گردید. رفتار محیط‌زیستی با مقیاس میرفردی و همکاران (۱۳۹۶) و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با مقیاس رادمان (۱۳۹۶) سنجیده شد. برای اعتبارسنجی، از اعتبار صوری استفاده شد و پایایی ابزار با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که مقدار آن برای رفتار زیست‌محیطی 85/0 و برای پایگاه اقتصادی-اجتماعی 72/0 بود. یافته‌ها: براساس یافته­ های توصیفی، میانگین پایگاه اقتصادی-اجتماعی پاسخگویان 3/13 و میانگین رفتار محیط زیستی 3/37 است. نتایج نشان داد، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سن با رفتار محیط‌زیستی رابطه مستقیم و معناداری دارند. به علاوه، تفاوت معناداری بین میانگین رفتار محیط‌زیستی زنان و مردان وجود دارد و زنان، رفتار محیط‌زیستی مسئولانه‌تری دارند. همچنین، بین رفتار محیط زیستی با توجه به میزان تحصیلات، میزان تحصیلات پدر، میزان تحصیلات مادر و وضعیت تأهل، تفاوت معناداری وجود دارد. افراد با تحصیلات دکتری، تحصیلات دکتری پدر و مادر و متأهل‌ها، رفتار محیط زیستی مسئولانه‌تری دارند. تحلیل رگرسیونی نشان داد متغیرهای مستقل مورد بررسی توانستند 14 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. نتیجه‌گیری: بررسی نقش پایگاه اقتصادی- اجتماعی در رفتار محیط زیستی، نیازمند توجه به تمایزات درون پایگاهی و نوع رفتارهای محیط زیستی است. در جامعه مورد مطالعه، طبقات متوسط و بالاتر رفتار مسئولانه تری نسبت به محیط زیست گزارش کردند. از آنجا که محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی بر اولویت‌بندی و رفتار افراد نسبت به محیط زیست تأثیر می‌گذارد، اجرای سیاست‌هایی برای کاهش فقر و ارائه آموزش‌های مؤثر برای تغییر نگرش و رفتار زیست‌محیطی ضروری به نظر می‌رسد. همچنین، استفاده از ظرفیت‌های آموزش رسمی و غیررسمی می‌تواند در تقویت نگرش‌ها و ترویج رفتارهای مسئولانه زیست‌محیطی نقش مهمی داشته باشد و به ویژه جوانان و نوجوانان را به سمت این‌گونه رفتارها سوق دهد.
۴۲۳.

تحلیل جامعه شناختی تعیین کننده های ابتلا به کلسترول بالای خون در دنیای صنعتی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: کلسترول بالای خون به عنوان یک مساله حاد اجتماعی و بهداشتی به سرعت در سراسر جهان درحال گسترش است، به طوری که برآورد میشود 39% جمعیت بزرگسال جهان درگیر این بیماری هستند. اگرچه، کلسترول بالای خون ناشی از عوامل متعدد «ژنتیکی» و «زیستی» است اما عامل اصلی آن، شرایط جامعه نوین صنعتی و تغییرات گسترده «سبک زندگی» ناشی از آن مانند «بی تحرکی» است. با توجه به اینکه، نرخ شیوع کلسترول بالای خون، در ایران نزدیک به میانگین جهانی است، و این بیماری پیوند نزدیکی با عوامل اجتماعی دارد، پژوهش حاضر به دنبال آن است که از چشم‌‌‌‌اندازی جامعه شناختی اثر سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر ابتلا به کلسترول بالای خون را بررسی کند. روش: این مطالعه از نوع کمّی و به روش پیمایشی انجام شده است. فرآیند انجام تحقیق به این صورت بود که از افراد منتخب طی دعوت نامه ای خواسته شد جهت انجام آزمایش خون (که هزینه آن توسط مجری تحقیق پرداخت شده بود) به آزمایشگاه طرف قرارداد در شهر تبریز مراجعه نمایند. در دوره زمانی یک‌ماهه از تحویل دعوت نامه ها، 385 نفر از افرادی که به آزمایشگاه مراجعه کردند، پس از انجام آزمایش، پرسشنامه‌های تحقیق شامل سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، و سرمایه اقتصادی در اختیار شان قرار داده شد و از آنها خواسته شد به سئوالات آن جواب بدهند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون لجستیک در نرم افزار SPSS استفاده گردید. یافته ها: براساس یافته های توصیفی تحقیق، 304 نفر از پاسخگویان دارای کلسترول خون نرمال و 81 نفر دارای کلسترول خون غیرنرمال بودند که نشان می دهد نرخ شیوع ابتلا به این بیماری در بین شهروندان تبریزی برابر با 21% است. یافته های تحقیق نشان میدهد، رابطه معناداری بین سرمایة اجتماعی، سرمایه فرهنگی، و سرمایه اقتصادی با عضویت در گروه کلسترول خون نرمال وجود دارد و با بالا رفتن سرمایه های سه گانه، شانس عضویت در گروه کلسترول خون نرمال افزایش می یابد. یافته ها نشان میدهد، متغیرهای سرمایه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی قادرند 43% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. نتیجه‌گیری: ابتلا به کلسترول بالای خون به عنوان یک مساله حاد اجتماعی و بهداشتی در ایران درحال شیوع است. با توجه به پیامدهای زیانبار آن از یک سو و پیوند نزدیک آن با تعیین کننده های اجتماعی، یافته های این پژوهش حایز اهمیت است. بر اساس نتیجه پژوهش حاضر، با تغییر در میزان سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی می توان ابتلا به کلسترول بالای خون را کاهش داد.
۴۲۴.

بررسی رابطه امکان مشارکت در آینده و تمایل به مهاجرت از ایران (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
مهاجرت نخبگان و دانشجویان یکی از جدی ترین چالش های جامعیه ایرانی است. ضعف های ساختاری بخشی از جوانان تحصیل کرذه را مجبور به جلای وطن کرده تا آیندیه بهتر را در کشورهای دیگر جست وجو کنند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطیه امکان مشارکت و تمایل به مهاجرت از ایران در دانشجویان دانشگاه گیلان با استفاده از نظرییه محرومیت نسبی و تأکید بر بُعد مشارکت آن انجام پذیرفت. این پژوهش ازلحاظ روش، پژوهشی کمّی است و داده ها با حجم نمونیه 384 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به وسیلیه پرسش نامه جمع آوری شده است. طبق یافته های پژوهش تمایل به مهاجرت، متوسط رو به بالا و مشارکت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متوسط رو به پایین است. بین امکان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تمایل به مهاجرت رابطیه معنادار وجود دارد و با کاهش امکان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تمایل به مهاجرت در دانشجویان افزایش می یابد. تمایل به مهاجرت باتوجه به دانشکدیه محل تحصیل دانشجویان تفاوت معنادار دارد. میزان تمایل به مهاجرت در دانشجویان فنی بیشتر و در دانشجویان دانشکدیه کشاورزی کمتر از سایرین است. تمایل به مهاجرت در دانشجویان دختر و پسر، همچنین باتوجه به مقطع تحصیلی دانشجویان تفاوت معناداری ندارد. باتوجه به تحلیل مسیر چندمتغیره، مشارکت اجتماعی بیشترین اثر مستقیم را بر تمایل به مهاجرت دارد. همچنین مشارکت سیاسی دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم و مشارکت اقتصادی نیز دارای اثرات غیرمستقیم بر تمایل به مهاجرت است.
۴۲۵.

فروپاشی زیست کودکانه؛ مطالعه زمینه ای شکل گیری کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری پدیده کودکان کار در شهر مشهد، با تمرکز بر کودکان ایرانی و افغانستانی، انجام شد. روش مطالعه: مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، به بررسی تجارب و دیدگاه های 10 نفر از کارشناسان و فعالان اجتماعی حوزه کودکان کار و 9 نفر از کودکان کار پرداخت. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که شکل گیری پدیده کودکان کار تحت تأثیر سه دسته شرایط اصلی است: شرایط زمینه ای شامل مهاجرت، حاشیه نشینی، خرده فرهنگ های حاشیه ای، باورهای فرهنگی، یادگیری از دوستان، حمایت اجتماعی سوق دهنده و نابسامانی خانوادگی؛ شرایط علّی شامل فقر، درآمدزایی خیابانی، نقش مافیاهای اقتصادی، سودمندی کار کودک برای خانواده و ضعف حمایت های خانوادگی و شرایط مداخله گر شامل نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاست های اجتماعی، ضعف برنامه های مداخله ای و اطلاع رسانی نامناسب. در این بستر، کودکان کار تحت فشارهای خانوادگی و در مواجهه با جذابیت های خیابانی به این نوع کار سوق داده می شوند. پیامدهای این وضعیت شامل ترک تحصیل، آسیب های جسمی و روانی و در مواردی اعتیاد کودکان است. نتیجه گیری: مقوله مرکزی مدل پارادایمی استخراج شده نشان داد که پدیده کودکان کار در چارچوب "سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد" قابل تبیین است. این یافته ها بیان گر آن است که کودکان کار نه تنها قربانی شرایط اقتصادی ناپایدار خانواده، بلکه محصول ضعف ساختاری نظام حمایتی و مداخلات ناکارآمد اجتماعی هستند. درحالی که خیابان به عنوان جایگزینی برای حمایت های رسمی نقش ایفا می کند، سیاست های کنونی نه تنها نتوانسته اند این روند را مهار کنند، بلکه در برخی موارد، با عدم مداخله مناسب، به استمرار آن دامن زده اند.
۴۲۶.

نگاه شاهانه در دورنماسازی: مطالعه تحولات نقاشی منظره پردازی در عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
دوران سلطنتی ناصرالدین شاه دوران ظهور ژانرهای جدید در نقاشی و کاربرد گسترده واقع گرایی در نقاشی ها متاثر از هنر اروپایی است. منظره پردازی یکی از این شیوه های نو در تصویرپردازی بود که پیش از این، به صورت ژانری مستقل و تکنیک ها و شیوه های بازنمایی جدید، متداول نبود. در تاریخ نقاشی ایران، منظره پردازی غالبا جزئی تکمیل کننده تصویر بود و برای پرداخت فضاهای خالی یا جدا کردن بخش های نقاشی از یکدیگر یا برای تصویرسازی در پس زمینه مورد استفاده قرار می گرفت. در مقاله حاضر ضمن بررسی زمینه های ظهور منظره پردازی با اسلوب جدید، این پرسش ها دنبال می شود که نهاد قدرت با مولفه ها و وی ژگی های نقاشی منظره پردازی در عصر ناصری چه رابطه ای داشت؟ چگونه آثار منظره پردازانه عرصه ظهور قدرت شدند و نگاه شاهانه و سوگیری مناسبات قدرت را در عصر ناصری رویت پذیر کردند؟ روش شناسی مقاله حاضر برای پاسخ به پرسش های پژوهش مبتنی بر تحلیل گفتمان است که با مطالعه اسناد، تصاویر و نمونه آثار انتخاب شده، به تحلیل روابط میان نهاد سلطنت، قدرت پادشاه، نظام آموزش جدید و تاثیر عکاسی بر منظره پردازی پرداخته می شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است منظره پردازی در عصر ناصری، در ثبت مکان نگاره ها و چشم اندازهای شهری برآمده از گفتمان مدرنیته و تجددخواهی شاه است. منظره هایی از چشم اندازهای سرزمینی در طول سفرهای ناصرالدین شاه و منظره های شهری از چشم انداز بالای کاخ، و تصورپردازی های ناصرالدین شاه همه در امتداد نگاه شاهانه است. تصاویر منظره در واقع مدیوم سیاسی برای ثبت حدود و ثغور ممالک محروسه و متعلقات شاه بود و آپاراتوس نگاه شاهانه، چه دیدن و چگونه دیدن از زاویه نگاه ناصرالدین شاه را تثبیت می کرد.
۴۲۷.

تحلیل جامعه شناختی بحران دریاچه زریبار دراستان کردستان: زمینه ، پیامد، راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف پژوهش: در سراسر تاریخ بشر، دسترسی مطمئن به آب، یک شرط اولیه و اساسی برای توسعه اجتماعی، اقتصادی و پایداری فرهنگ و تمدن بوده است. به گفته آب شناسان، آب دیگر یک کالای فراوان و فاقد ارزش اقتصادی نیست، بلکه یک کالای بدون جایگزین و با ارزش اقتصادی زیاد می باشد. براین اساس مقاله حاضر به تحلیل ابعاد جامعه شناختی بحران آب دریاچه زریبار و تأثیرات آن بر زندگی ساکنان محلی پرداخته است. روش پژوهش: پژوهش با استفاده از روش های تحقیق ترکیبی شامل مطالعه آرشیوی و بکارگیری تکنیک دلفی انجام یافته است یافته ها: پیامدهای مترتب بر بحران دریاچه زریبار ذیل شش مقوله اصلی فرموله شده و با تاکید بر مطالعات میدانی و مصاحبه با نخبگان محلی و کارگزاران توسعه راهکارهای علمی و عملیاتی را پیشنهاد می کند. نتایج این پژوهش بر لزوم اتخاذ سیاست معقول آب به جای سیاسی کردن آب و ضرورت گذار از نگرش صرفا هیدرولوژیک به نگرش سوسیولوژیک در مطالعه و مواجه با مساله آب به طورکلی و مساله بحران دریاچه زریبار مریوان به طور خاص تاکید دارد. نتیجه گیری: بحران آب دریاچه زریبار نمونه ای از چالش های موجود در مدیریت منابع آبی است که نیاز به همکاری و مشارکت همه ذینفعان دارد. با اجرای راهکارهای مناسب و توجه به هر دو بعد هیدرولوژیک و سوسیولوژیک، می توان به بهبود وضعیت آب این دریاچه و برساخت توسعه پایدار در منطقه کمک کرد.
۴۲۸.

بررسی پدیدارشناسانه دلایل سقط جنین در زنان دارای تجربه سقط در شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۵
همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی چند دهه اخیر استفاده از سقط جنین های ارادی در کشور بطور چشمگیری افزایش یافته است. آمار رسمی در این زمینه وجود ندارد. برخی مراجع غیررسمی آن را سالانه تا یک میلیون سقط اعلام می کنند. بررسی و شناسایی دلایل این پدیده و ارائه راهکار برای کاهش آن اهمیت دارد. این پژوهش به دنبال بررسی پدیدارشناسانه دلایل سقط جنین در زنان دارای تجربه سقط در شهر همدان بوده است. برای این منظور، 26 نفر از زنان متاهلی که تجربه سقط جنین ارادی داشته اند و در زمان مصاحبه ساکن همدان بوده اند، بصو.رت هدفمند (با روش گلوله برفی) انتخاب شده اند اطلاعات این مطالعه، از طریق مصاحبه های نیمه عمیق ببا زنان بدست امده اند. از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 برای تحلیل و استخراج کدها بهره گرفته شده است. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد در اغلب موارد، سقط بدلیل ترکیبی از عوامل اتفاق می افتد. با این وف آن را می توان در دسته بندی های زیستی-پزشکی، خانوادگی، اجتماعی و فردی نیز قرار داد. مقولاتی فرعی که در این دسته بندیها قرار می گیرند نیز متنوع هستند مثل: تناسب اندام، راحت طلبی والدین، دغدغه های تربیتی والدین، تداخل بارداری با اشتغال و تحصیل، شناخت بیشتر همسر، ترجیح جنسیتی(پسرخواهی)، مخاطره های بارداری و سلامت برای زنان، بیکاری ، مشکلات مالی، بدمسکنی، زندگی در خانواده گسترده، اعتیاد، طلاق، خیانت همسر ، اصرار اطرافیان، داشتن فرزند کوچک، تعدد کافی فرزندان، ضعف روش های مورد استفاده در کنترل بارداری، عدم مشارکت مردان در کنترل بارداری، نگاه غیر مذهبی به سقط، ترس از آبرو، نداشتن حامی و... به نظر می رسد مدلهای انتخاب عقلانی می تواند بیشترین تحلیل را در مورد سقط جنین ارائه می دهد.
۴۲۹.

بررسی مردم شناختی نقش تغذیه در شیوع سرطان (جامعه مورد مطالعه: قوم ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف : موضوع سلامت از اساسی ترین و بدیهی ترین نیازهای جوامع انسانی است. تأمین این نیاز اولیه، نه تنها در دستورالعمل های پزشکی و بهداشتی، بلکه در پرتو شناخت دیدگاه ها و باورهای فرهنگی جوامع ممکن می گردد. انسان شناسی در رویکردی میان رشته ای عوامل فرهنگی مرتبط با انسان و بیماری را شناسایی کرده و جوامع را در امر پیشگیری و بهبود یاری می رساند. هدف این مطالعه شناسایی عوامل فرهنگی نظام تغذیه در جامعه مورد مطالعه و نقش آن در شیوع بالای سرطان گوارش در میان ترکمن ها بود. نقش تغذیه همواره یکی از عوامل مهم ابتلا به بیماری ها در دانش پزشکی است. اما از دیگر سوی تغذیه عاملی فرهنگی است که در ساختارهای اجتماعی یک قوم یا ملت رسوب کرده و از گذشته های یک قومیت سرچشمه گرفته و از این منظر قابل مطالعه و بررسی خواهد بود. روش شناسی : این مقاله از نوع مطالعات کیفی است و از رویکرد مردم نگاری استفاده شد.  بیشترین تکنیک در این مطالعه تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد. افزون بر این گردآوری بخشی از داده ها از طریق مطالعات اسنادی و مشاهده صورت پذیرفت. روش تحلیل و تفسیر داده ها مبتنی بر نظریه ساختارگرایی لوی استروس به ویژه مثلث غذایی  او که نمایانگر الگوی فرهنگی طبخ غذا در جوامع است، استوار گردید. استورس سه گانه پخته، خام و گندیده را به عنوان شیوه های استفاده از فرآورده های غذایی در نظر گرفت. غذای پخته همان غذای خام است که توسط وسائل موجود در فرهنگ دگرگون شده است. غذای گندیده غذای خام است که به صورت طبیعی دگرگون شده است. این تقابل بین فرهنگ و طبیعت منجر به حالت های متفادت از طبخ می شود که توسط آن تغذیه را در ساختارهای فرهنگی می توان مورد مطالعه قرار داد. همچنین نشانه شناسی تفسیری کلیفورد گیرتز به عنوان روشی که عناصر نمادین را همراه با توصیف ژرف مطالعه می کند و مسائل یک زیست بوم را بر اساس دانش و فرهنگ بومی مورد مطالعه قرار می دهد، انتخاب شد. یافته ها : حاکی از آن است که برخی از عوامل در بروز بیماری سرطان نقش دارد. ترکمن ها در موارد زیادی از الگوهای غذایی خطرآفرین، شیوه طبخ ناسالم و نامناسب در تغذیه سنتی خود بهره می برند. نظام تغذیه در این مقاله از سه منظر مواد اولیه، شیوه طبخ و نقش نمادین باور ها در شکل دهی به طبخ و روش های آشپزی در جامعه مورد مطالعه پرداخت. مواد اولیه در سبدغذایی جامعه مورد مطالعه به ترتیب عبارت است از غلات به ویژه گندم و فرآورده های آن که بیشتر به شکل نان مورد مصرف قرار می گیرد؛ گوشت قرمز و برنج. شیوه طبخ غذاهای سنتی بیشتر مبتنی بر سرخ کردن با روغن داغ که از روش های ناسالم طبخ است و در مثلث غذایی استروس بیشترین سهم را به طبخ گنداندن ناقص اختصاص می دهد. در پخت هم بیشتر به پخت نیم پز به روش تنوری یا کباب کردن عمل می شود که محصول آن پخت ناقص مواد غذایی است. نتیجه گیری : حاکی از آن است که نظام تغذیه در جامعه مورد مطالعه به سمت افزایش ریسک بیماری های گوارشی از جمله سرطان میل دارد. مصرف بیش از حد برخی مواد غذایی مانند غلات و گوشت قرمز و شیوه طبخ نامناسب و عدم استفاده از برخی مواد غذایی مفید و مؤثر در پیشگیری، از جمله سبزیجات و میوه جات از عوامل ارتقای ریسک سرطان گوارش در این منطقه است. همچنین نظام باورها و اعتقادات ریشه دار در ساختار فرهنگی قوم ترکمن، به این سبک تغذیه دامن می زند. این سه در شکل گیری نوعی از تغذیه که استعداد ابتلا به سرطان را بالا می برد، موثر تشخیص داده شد. مواد اولیه و شیوه طبخ به طور مستقیم و نظام باورها به صورت تسهیل کننده بر طریقه استفاده از مواد غذایی، از عوامل ارتقادهنده سطح ریسک سرطان گوارش در نظام فرهنگی جامعه مورد مطالعه هستند.
۴۳۰.

ضرورت مواجهه ای جامعه شناختی با صنعت و فناوری در ایران: پیشنهادهایی برای آینده

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: با اینکه صنعت و فناوری زیربنای مادی جامعه مدرن محسوب می­شود و در ساخت مدرنیته ایرانی نیز نقش کلیدی ایفا نموده است، جامعه ­شناسان ایرانی توجه چندانی به آن نداشته و کمتر آن را موضوع مطالعه قرار داده اند. حاصل آنکه، مباحث جامعه ­شناختی صنعت و فناوری که می­تواند اثرات شگرفی بر تحولات جامعه ایران داشته باشد، به یکی از مباحث حاشیه ­ای در جامعه ­شناسی ایران تبدیل شده است. تداوم این امر باعث می­شود شناخت تحولات جامعه ایرانی و تبیین آنها از منظر جامعه ­شناختی با چالش­ های مهمی مواجه باشد. براین مبنا، پژوهش حاضر به دنبال آن است که ضمن برشمردن اهمیت توجه جامعه شناختی به این دو مقوله در ایران و مروری بر برخی مطالعات جامعه ­شناختی در این دو حوزه، علل در حاشیه ماندن این رشته را واکاوی کند و پیشنهادهایی را برای ورود جدی ­تر جامعه ­شناسان ایرانی به مباحث صنعت و فناوری ارائه نماید. روش: این پژوهش از نوع تحلیلی-نظری است که با توجه به ماهیت موضوع به روش «اسنادی» انجام شده است. در پژوهش اسنادی، پژوهشگر داده­ های خود را درباره کنشگران، وقایع، و پدیده ­های اجتماعی، از بین منابع و اسناد جمع ­آوری می­کند و ضمن دسته ­بندی آنها مبتنی بر بینش­ های نظری، تحلیل خود را ارائه می­دهد. یافته­ ها: با توجه به نتایج، برخی از دلایل عمده مغفول ماندن جامعه ­شناسی صنعت و فناوری در ایران، موارد زیر است: 1) عدم تجربه زیستة جامعه ­شناسان در حوزه صنعت و فناوری و عدم ارتباط موثر و معنادار میان رشته ­های علوم انسانی و اجتماعی با رشته ­های فنی-مهندسی. 2) قرار دادن مقوله صنعت و فناوری ذیل مقولة کلی نظام سرمایه ­داری در تحلیل ­های جامعه ­شناختی. 3) فروکاست توسعه صنعتی و فناوری به ابعاد فنی و زیرساختی و واگذاری مطالعة این ابعاد به اقتصاددانان و فروکاست جامعه ­شناسیِ صنعت به جامعه ­شناسیِ «کار و شغل» یا جامعه ­شناسی «سازمان». 4) غلبه پارادایم «آسیب ­شناسی» و «تأثیرات اجتماعی» در جامعه­ شناسی ایران.نتیجه گیری: ­با توجه به اهمیت فراگیر صنعت و فناوری در جامعه ایران و اثرات شگرف آن بر تغییر و تحولات جامعه، ضرورت دارد صنعت و فناوری در سه سطح خرد، میانی، و کلان مورد توجه جامعه ­شناسان قرار گیرد که برخی از مهمترین آنها از این قرار است: 1) در سطح خرد، «بهره ­وری نیروی انسانی» در درون واحدهای صنعتی. 2) در سطح میانی، «شبکه روابط» میان واحدهای صنعتی مانند مطالعه «مناطق و خوشه ­های صنعتی»، «تشکلها و انجمن ­های صنعتی» و «زیست ­بوم فناوری» و چگونگی درهم­ تنیده شدن مؤلفه ­های اقتصادی و صنعتی با مؤلفه ­های فرهنگی و اجتماعی و تاریخی هر منطقه. 3) در سطح کلان، مسئولیت اجتماعی صنعت.
۴۳۱.

اقتصاد توجه و اهمیت آن در مدیریت رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۸۶
هدف : هدف این مقاله معرفی مفهوم "اقتصاد توجه" و بررسی تأثیر آن در اقتصاد رسانه است. در دنیای امروز، رسانه ها به عنوان ابزارهای کلیدی در انتقال اطلاعات و محتوا عمل می کنند و این محتوا به طور مستقیم یا غیرمستقیم به اهداف اقتصادی می انجامد. با توجه به افزایش روزافزون رسانه ها و حجم اطلاعات، توجه مخاطب به یک کالای نادر تبدیل شده است. این مقاله به بررسی این تغییرات و چالش های ناشی از آن می پردازد و به دنبال ارائه راهکارهایی برای مدیریت مؤثر توجه مخاطب در رسانه ها است.  روش : روش تحقیق در این مطالعه، مرور مستندات است که به تحلیل و بررسی ادبیات موجود در زمینه اقتصاد رسانه و مدیریت توجه مخاطب می پردازد. این روش به ما این امکان را می دهد که به طور جامع به مفاهیم کلیدی مانند اقتصاد رسانه، مدیریت توجه مخاطب و چالش های مرتبط با آن بپردازیم. با استفاده از منابع معتبر و مقالات علمی، این تحقیق به شناسایی الگوها و روندهای موجود در اقتصاد توجه و تأثیر آن بر رسانه ها می پردازد.  یافته ها : یافته های این تحقیق نشان می دهد که توجه مخاطب به یک منبع نادر در بازار رسانه تبدیل شده است. در عصر دیجیتال، حجم بالای اطلاعات و رقابت شدید برای جلب توجه مخاطب، رسانه ها را وادار کرده است تا استراتژی های جدیدی را برای جذب و حفظ توجه مخاطبان خود اتخاذ کنند. این مقاله به بررسی روش های مختلفی که رسانه ها برای جلب توجه مخاطب استفاده می کنند، می پردازد و تأکید می کند که تکنیک های اقناعی و محتوای هدفمند نقش مهمی در این فرآیند دارند. همچنین، احساس همدلی و ارتباط میان کاربران در زمان انتشار و شکل گیری کمپین های مجازی، می تواند به طور قابل توجهی بر جلب توجه مخاطب تأثیر بگذارد. نتایج: نتایج این تحقیق نشان می دهد که مدیریت مؤثر رسانه نیازمند اجرای برنامه های کارآمدی است که بر مشارکت، تنوع و خلاقیت تأکید دارند. موفقیت در مدیریت رسانه به سیاست هایی بستگی دارد که باز و چندجهتی هستند. استراتژی های تبلیغاتی که با نیازهای مخاطب همسو هستند، استفاده از رسانه های مجازی مدرن و پیش بینی روندها، از جمله مؤلفه های کلیدی هستند که می توانند تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد توجه داشته باشند. در نهایت، این مقاله پیشنهاد می کند که رسانه ها با شناسایی ارزش توجه مخاطب و اجرای شیوه های مدیریت مؤثر، می توانند به بهبود عملکرد خود در بازار رسانه و دستیابی به اهداف اقتصادی خود کمک کنند.
۴۳۲.

زنان و تحولات نگرشی نسبت به نقش های مادری در ایران مورد مطالعه: مادران در شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
بروز تحولات ارزشی و نگرشی در زمینه اهمیت نقش های اجتماعی زنان، در کنار رشد فردگرایی و علاقه آنها به آرمان ها و علایق شخصی، تداخلات رخ داده در زمین ه نقش های نهادینه شده آنها در خانواده و اجتماع را به مسئله اجتماعی بدل کرده است. هدف پژوهش حاضر مطالعه تحولات نگرشی زنان نسبت به نقش های مادری است. روش تحقیق کیفی است. جامعه مورد مطالعه زنان شهر رشت و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفت. حجم نمونه از طریق اشباع نظری با 25 نفر از مشارکت کنندگان حاصل شد. ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. تحول نگرشی مادران رشتی به نقش های مادری خود در مضامینی همچون مادری جبرانی، مادری مشارکتی، مادری اکتسابی-انتخابی، مادری شبکه ای، ارزشمندی عواطف و احساسات، اوقات فراغت، خودتداوم بخشی و عاملیت، همسری برابر، دوگانه کار و خانه و تشخص و تمایزیابی نشان داده شده است. نتایج نشان می دهد که زنان مورد مطالعه، دریافته اند که ارزش های آنها چیزی نیست که صرفاً از طریق مادری سنتی حاصل شود، بلکه مادری جبرانی در جهت کاهش محرومیت های قبل و حین ازدواج، مادری مشارکتی در جهت تقسیم وظائف خانواده و مراقبت از کودکان، مادری شبکه ای از طریق همسویی و مشارکت با جامعه و به خصوص سایر زنان و نیز ارزشمندی احساسات و عواطف زنانه حاصل می شود.
۴۳۳.

راهبردهای اجتماعی و فرهنگی دانشگاه در برابر کودکان و نوجوانان: مطالعه اسناد حقوقی قانونی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش حاضر با هدفِ شناسایی راهبردهای اجتماعی و فرهنگی دانشگاه در برابر قشر کودک و نوجوان در ایران انجام شده ‌است. روش پژوهش حاضر، کیفی و با طرح پژوهش تحلیل اسنادی، اقدام به جستجو، بررسی، گزینش و تحلیل اسناد مربوطه شد. تحلیل‌ها نشان می‌دهند که برنامه عمل جامع، مهم‌ترین سند در رابطه با موضوع پژوهش حاضر است. نتایج نشان می‌دهند که نهاد دانشگاه در ایران راهبردهای اندکی که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در جهت انجام اقداماتی برای قشر کودک و نوجوان تعریف شده‌اند، را دارا است. تحلیل راهبردهای مذکور بیانگر نقش بسیار مهم دانشگاه و نخبگان دانشگاهی در زمینه کودک و نوجوان است؛ زیرا قشر مذکور نسبت به اقشار دیگر، توان کنشگری و عاملیت و آگاهی مستقلی ندارند و نیازمند نماینده و کنشگر نیابتی از جانب خود هستند، کنشگرانی که با آگاهی و ابراز وجود، بتوانند مسئولیت عمومی خود در قبال قشر کودک و نوجوان را انجام داده و سهم جامعه را نیز مطالبه نمایند؛ بنابراین لازم است که نهاد دانشگاه توجه بیشتری به پیوند دانشگاه با جامعه در زمینه قشر کودک و نوجوان نماید و در رابطه با قشر مذکور برنامه‌ها و سیاستهای مدونی را در پیش گیرد.
۴۳۴.

The representation of artificial intelligence in world cinema; A comparative study of the pre-1990 and post-2010 periods

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۱
Previous studies have predominantly examined the representation of artificial intelligence in fictional literature, revealing a notable gap in analyzing cinema as an influential medium. The period before 1990 marked the onset of fundamental shifts in communication technologies and the public’s perception of technology, while the era after 2010 witnessed artificial intelligence becoming widely integrated into everyday life. These two historical ruptures have generated significant semantic transformations in cinematic portrayals that demand precise comparative and theoretical analysisThis study aims to conduct a comparative analysis of the “representation of artificial intelligence” in world cinema during the periods before 1990 and after 2010. Its central research question investigates the conceptual, narrative, character-development, and cultural-discourse differences and similarities surrounding artificial intelligence across these two eras. Twenty films (ten from each period) were selected based on their global acclaim and the centrality of artificial intelligence in their narratives. These films were analyzed using Saussurean–Peircean semiotics alongside Stuart Hall’s constructivist approach. The findings indicate that pre-1990 cinema predominantly focused on the “threat of technology” and the “human–machine war,” whereas post-2010 works emphasize “ethical crises,” “human–machine emotional relationships,” and “responsible coexistence.” Nevertheless, in both periods, artificial intelligence consistently functions as a “challenging Other,” perceived both as a threat and as a mirror reflecting humanity’s desires, hopes, and fears. The results underscore the necessity of rethinking the cultural-communication discourse surrounding technology and the shared future of humans and machines.
۴۳۵.

بحران مفهومی قانون به مثابه بنیاد اساسی مسائل اجتماعی نظام حقوقی - قضایی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
مفهوم قانون در ایران معاصر مبتنی بر چالشی بنیادین تکوین پیدا میکند که حاکی از نوعی واگرایی مفهومی است؛ چرا که مفهوم قانون در تلقی مدرن مبتنی بر رویکردی اومانیستی و سکولار است و ماهیتی اتونوم دارد. مصدر قانون عقل عملی محض است که به تعبیر کانت از هر آنچه غیر از خود عقل است مستقل شده، و به همین دلیل از منابع دینی و وحیانی نیز استقلال تام و تمام دارد و وابستگی به شریعت هویت اتونوم آن را مخدوش می سازد. از طرف دیگر قواعد شرعی کاملا متکی بر منابع وحیانی هستند و مصدر آنها اراده ی الهی است و استقلال آنها از منابع دینی، هویت الهی آنها را زیر سوال میبرد. این واگرایی مفهومی جمع دو نظام هنجاری مدرن و اسلامی را در یک جامعه از نظر منطقی غیرممکن می سازد و از همین رو به مثابه ی ریشه ی مسائل اجتماعی نظام حقوقی – قضایی ایران معاصر قابل بیان است؛ چالشی که زمینه ی مسائل و آسیب های اجتماعی متعدد و متنوعی را به دلیل عدم تناسب دو نظام هنجاری واگرا فراهم میکند؛ مسائلی چون دوگانگی در ارزش های اجتماعی و سبک زندگی، از هم گسیختگی در نظام تربیتی و آموزشی و قضایی، عدم انسجام و کارآمدی دستگاه عدالت کیفری و بحران هویتی جامعه ی ایرانی، از جمله مهمترین مسائلی است که ریشه در چالش مفهومی قانون دارد و حل این مسائل نیز وابسته به بازخوانی عمیق و حل ریشه ای این چالش مفهومی است.
۴۳۶.

مطالعه عوامل مؤثر جامعه شناختی بررفتارهای هولیگانیستی تماشاگران زن در مسابقات فوتبال لیگ برتر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از مطالعه حاضر «مطالعه عوامل جامعه شناختی مؤثر بر رفتارهای اوباش گری (هولیگانیستی) تماشاگران زن در فوتبال لیگ برتر ایران» است. در تحقیق حاضر نابهنجاری از بعد جامعه شناختی مورد تبیین و بررسی قرار گرفته است. روش این پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری این پژوهش را تماشاچیان زن حاضر در ورزشگاه های ورزشی فوتبال در هنگام برگزاری مسابقات لیگ برتر تشکیل می دهند که از این تعداد ۲۰۳ نفر به عنوان حجم نمونه از طریق نمونه گیری تمام شماری انتخاب شدند. یافته ها نشان دادند بین تخلیه هیجانات (240/0)، احساس ناکامی (432/0)، احساس جوانی و هویت (273/۰)، احساس تعلق اجتماعی (733/0-)، محرومیت نسبی (303/0)، انزوای اجتماعی (332/0)، مصرف رسانه ای (276/0)، مسئولیت پذیری اجتماعی (332/0)، پایگاه اجتماعی اقتصادی (223/0-) و نابهنجاری رابطه معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد پیش شرط های اجتماعی و روان شناختی که بر فعالیت و رفتار اجتماعی افراد تأثیر می گذارند، تا چه حد متأثر از محیط های اجتماعی شامل نهادها و ساختارهای اجتماعی، اعتقادات و ارزش های فرهنگی است که افراد در آن زندگی می کنند.
۴۳۷.

بی خانمانی: محصول سیاست های مسکن و نابرابری توزیعی ثروت در شهر کرج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۷ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: پژوهش حاضر با تمرکز بر کلان شهر کرج، به بررسی نقش سیاست های مسکن دولت و نابرابری توزیعی ثروت در شکل گیری و تداوم پدیده ی بی خانمانی می پردازد. برخلاف دیدگاه های رایجی که بی خانمانی را نتیجه ی سستی، ناکارآمدی یا حتی انتخاب فردی می دانند، این مطالعه بر عوامل ساختاری، اجتماعی و اقتصادی تأکید دارد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که بی خانمانی نه تنها به عنوان یکی از بارزترین نشانه های فقر شهری مطرح است، بلکه پیامدهای آن بر حوزه های سلامت عمومی، امنیت اجتماعی، کرامت انسانی و توسعه پایدار نیز گسترده است. کلان شهر کرج به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقتصادی خود، مقصد بسیاری از مهاجران داخلی است. رشد سریع شهرنشینی، کمبود مسکن مقرون به صرفه، ضعف سیاست های حمایتی و افزایش شکاف طبقاتی، شرایطی را فراهم آورده که این شهر به یکی از کانون های اصلی بروز بی خانمانی در کشور تبدیل شود. از این منظر، انتخاب کرج برای مطالعه ی حاضر می تواند تصویری روشن از چالش های ملی در حوزه ی مسکن و عدالت اجتماعی ارائه کند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی رابطه ی مستقیم بین کیفیت و کارآمدی سیاست های مسکن از یک سو و میزان نابرابری توزیعی ثروت از سوی دیگر با نرخ و شدت بی خانمانی در این شهر است. روش : مطالعه ی حاضر به روش کمی و با استفاده از طرح پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری شامل افراد بی خانمان مقیم در گرمخانه های شهر کرج (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلی) و همچنین افرادی است که در پارک ها، چادرها، بوم های اجاره ای و گورها زندگی می کنند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۵۰ نفر تعیین شد که بخشی از طریق نمونه گیری خوشه ای احتمالی و بخشی از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بر پایه ی طیف پنج گزینه ای لیکرت بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با نرم افزار SPSS استفاده شد. اعتبار پرسشنامه با نظر خبرگان و آزمون های مقدماتی تأیید شد و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (بیش از ۰.۸) مناسب تشخیص داده شد. یافته ها: بر اساس یافته های توصیفی این تحقیق، ۷۴ درصد پاسخ گویان مرد بودند و تنها ۲۳ درصد زنان را تشکیل می دادند؛ همچنین ۳ درصد تراجنسیتی گزارش شدند. از نظر تحصیلات، نزدیک به ۶۰ درصد زیر دیپلم بودند که نشان دهنده ی سطح پایین تحصیلی در میان بی خانمان ها است. گروه سنی غالب بین ۳۰ تا ۵۰ سال بود که بیشترین فشار اقتصادی و مسئولیت های خانوادگی را به همراه دارد.از نظر وضعیت اشتغال، حدود ۵۲ درصد دارای شغل با درآمد متغیر و ناپایدار بودند، ۲۲ درصد کاملاً بیکار و تنها ۲۰ درصد دارای شغل ثابت بودند. از لحاظ وضعیت سلامت، ۴۵ درصد از اعتیاد رنج می بردند، نزدیک به ۱۰ درصد بیماری های روانی داشتند و حدود ۱۷ درصد با بیماری های جسمی دیگر مواجه بودند. نکته قابل توجه این بود که اکثریت افراد (بیش از ۹۰ درصد) دارای خانواده ی درجه یک و ۶۴ درصد دارای فرزند بودند؛ این نشان می دهد که بی خانمانی لزوماً به معنای انزوا و گسست کامل از خانواده نیست، بلکه گاه خانواده ها نیز درگیر شرایط ناپایدار سکونتی هستند.بر اساس یافته های استنباطی این پژوهش، دولت مستقیم بر سیاست های مسکن تأثیرگذار است. بطوریکه بر اساسیافته ها، سیاست های مسکن دولت رابطه ای معنادار با کاهش بی خانمانی دارد. ضریب تعیین این متغیر ۰.۱۵۵ بود؛ به این معنا که سیاست های حمایتی و نظارتی دولت بر بازار مسکن (مانند کنترل قیمت ها، ارائه وام های کم بهره و حمایت از خانه اولی ها) می تواند حدود ۱۵ درصد از تغییرات بی خانمانی را توضیح دهد. همچنین نابرابری توزیعی ثروت ، اثرگذاری بیشتری نسبت به سیاست های مسکن داشت و ضریب تعیین آن ۰.۲۴۷ محاسبه شد. یافته ها نشان داد هر چه شکاف طبقاتی و تمرکز منابع در دست گروهی محدود افزایش یابد، احتمال بی خانمان شدن افراد بیشتر می شود.تحقیق حاضر به روشنی نشان می دهد که بی خانمانی محصول ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است و نه صرفاً ناشی از ضعف فردی یا انتخاب شخصی. این نتیجه همسو با نظریه های ساختاری-کارکردی است که فقر و بی خانمانی را به عنوان پدیده هایی کارکردی در نظام سرمایه داری تحلیل می کنند. همچنین با دیدگاه مارکسیستی درباره ی تضاد طبقاتی و نقش سرمایه داری در بازتولید نابرابری همخوانی دارد.از سوی دیگر، نظریه ی «پریکاریات» گای استندینگ در این تحقیق انعکاس یافته است؛ طبق این نظریه، سیاست های نئولیبرالی و جهانی شدن اقتصاد منجر به گسترش «کار ناپایدار» و کاهش امنیت شغلی و مسکن شده اند. یافته های پژوهش نیز نشان داد که بخش بزرگی از بی خانمان ها شغل های موقت و بی ثبات دارند که توانایی تأمین مسکن پایدار را از آنان سلب کرده است. همچنین، تحلیل نتایج با رویکرد فوکویی نشان می دهد که انگ اجتماعی بی خانمانی، به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی عمل می کند. در این نگاه، بی خانمان ها بیشتر به عنوان «افراد ناکارآمد و سربار» تلقی می شوند تا قربانیان ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی. این برداشت، موجب کاهش همدلی عمومی و انفعال سیاست گذاران می شود. نتیجه: سیاست های مسکن کارآمد می توانند سهم قابل توجهی در کاهش بی خانمانی ایفا کنند. برنامه هایی مانند تثبیت قیمت مسکن، کنترل اجاره بها، ارائه وام های قرض الحسنه و حمایت ویژه از گروه های آسیب پذیر از جمله سیاست های مؤثر هستند. برای مقابله با این بحران، ترکیبی از اقدامات ساختاری و حمایتی ضرورت دارد، از جمله؛ ساخت مسکن ارزان قیمت و تأمین مالی پایدار برای گروه های کم درآمد، تقویت سیاست های رفاهی و آموزش مهارت های شغلی، ، همکاری دولت، نهادهای مدنی و بخش خصوصی برای کاهش شکاف طبقاتی و جمع آوری و تحلیل مستمر داده ها برای برنامه ریزی دقیق تر. در مجموع می توان گفت که بی خانمانی در کلان شهر کرج نه یک پدیده فردی، بلکه نتیجه ی مستقیم نابرابری اجتماعی و ضعف سیاست های مسکن است. برای کاهش این معضل، تغییر رویکرد در سیاست گذاری های مسکن و بازتوزیع عادلانه تر منابع ضرورت دارد. تجربه ی کرج می تواند الگویی برای سایر شهرهای ایران باشد که با چالش مشابه روبه رو هستند. در نهایت، تنها با اصلاحات ساختاری و تقویت سیاست های عدالت محور است که می توان گام های مؤثری در جهت کاهش بی خانمانی برداشت.
۴۳۸.

عصیان علیه دانشگاه: تحلیل کیفی تجربه سایه نویسی پایان نامه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
سایه نویسی صنعت زیرزمینی بین المللی است که در طی چند دهیه گذشته گسترش یافته است و تهدیدی جدی برای کیفیت و اعتبار دانشگاه ها در سرتاسر جهان محسوب می شود. در ایران نیز شاهد گسترش سایه نویسی و شکل گیری «بازار سیاه پایان نامه نویسی» هستیم؛ بااین حال، پژوهش های چندانی درباریه ماهیت و ویژگی های خاص سایه نویسی صورت نگرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون و انجام مصاحبیه نیمه ساختمند با 15 نفر از سایه نویسانی صورت گرفت که به طور مستقل، در ازای دریافت وجه برای مشتریانشان پایان نامه می نوشتند. بعد از تجزیه وتحلیل داده ها، شش مضمون اصلی «تقلا برای بقا»، «سرخوردگی تمام عیار»، «دانشگاه در چنبره فساد»، «عصیان علیه دانشگاه»، «تجربیه احساسی پارادوکسیکال»،و «تصور از سایه نویسی» به دست آمد. این مضامین بیانگر دلایل، انگیزه ها و تصورات سایه نویسان از سایه نویسی و بسترهای شکل گیری و گسترش این پدیده در نظام دانشگاهی ایران است. درنهایت پیشنهادهایی برای سیاست گذاری مناسب در این زمینه ارائه شده است.
۴۳۹.

فهم پدیده قاچاق کالا از منظر کنشگران موسوم به شوتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
کنشگری اقتصادی مبتنی بر قاچاق کالای شوتی در دهیه اخیر به یکی از موضوعات مسئله مند در ایران تبدیل شده است؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر شناخت دلایل و بسترهای بروز و تداوم این پدیده از منظر کنشگران موسوم به شوتی و پیامدهای آن در زندگی آنان است؛ به همین منظور این پژوهش با استفاده از روش نظرییه زمینه ای انجام شده است. جامعیه هدف آن، کنشگران موسوم به شوتی ساکن شهر پلدختر در استان لرستان است که حداقل سه سال سابقیه مبادرت به قاچاق کالای شوتی داشته و در زمان تحقیق به این کار اشتغال داشته اند. نمونیه تحقیق شامل 14 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و براساس معیار اشباع نظری برگزیده شده اند. داده های تحقیق با استفاده از تکنیک مصاحبیه نیمه ساختاریافته گردآوری شده و تحلیل داده ها ازطریق کدگذاری مطابق با روش استراوس و کربین انجام گرفته است. یافته های تحقیق مشتمل است بر شرایط علّی: دشوارزیستی، ناامنی شغلی و در تکاپوی معاش بودن؛ شرایط زمینه ای: ساختاری شدن قاچاق، توسعه نیافتگی اقتصادی و شرایط مداخله گری همچون شبکیه تسهیل گر، فایده مندی شوتی و عرفی شدن قاچاق است که قاچاقچیان کالای شوتی با اتخاذ راهبردهایی نظیر سازمان دهی گروهی، قانون شکنی، مشارکت ناهم تراز بدان مبادرت کرده اند و با پیامدهایی همچون نابسامان شدگی خانواده، در کرانیه خطر زیستن، تجربیه طرد اجتماعی و ارتقای سطح معیشت در زندگی آنان همراه بوده است. به طورکلی می توان گفت که این گونیه کنشگری اقتصادی دال بر گره خوردگی معیشت بخشی از نیروی کار کشور با قاچاق خرد کالاست
۴۴۰.

دانشگاه فرهنگ؛ چگونه دانشگاه و جامعه به هم پیوند می خورند؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۱۵
این مقاله تحلیلی از موقعیت کنونی نهاد دانشگاه در ایران از نظر چگونگی پیوند آن با جامعه است. در دهه های اخیر فرایندهای بروکراتیک شدن و تجاری شدن فشارهای گوناگون ساختاری و سیاسی به نهاد دانشگاه آورده است تا این نهاد را در خدمت هدف های تجاری و سیاسی قرار دهد. در این مقاله می کوشم تا جنبه ها و جلوه های گوناگون این فشارها را نشان دهم و پیامدهای مخرب آن برای عملکردهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی را برملا کنم. این چالش ها و فشارها صرفاً محدود به نهاد دانشگاه در ایران نیست و دیگر جوامع هم با آنها درگیرند. با استناد به پژوهش های موجود این جنبه جهانی را توضیح می دهم؛ اما تأکیدم بر نهاد دانشگاه در ایران است. برای مواجهه با این چالش ها استدلال می کنم که برای تقویت پیوند نهاد دانشگاه با جامعه نیازی نیست بر کارکردهای تجاری و سیاسی دانشگاه تکیه کنیم، بلکه اگر این نهاد به همان کارکردهای تاریخی و سنتی اش یعنی پرورش افراد تحصیل کرده و کارآمد اجتماعی بپردازد و در خدمت ارزش های فرهنگی مدرن باشد که این نهاد از درون آنها برآمده است می تواند پیوندی ارگانیک با جامعه برقرار نماید. دو الگوی دانشگاه حمایتی و دانشگاه هویتی را از هم متمایز می سازم و استدلال می کنم که دانشگاه حمایتی نمی تواند پیوند محکمی و ساختاری با جامعه برقرار سازد و ما نیازمند دانشگاه هویتی هستیم که به هویت مدرن خود وفادار باشد. برای این منظور مروری تاریخی به تحولات نهاد دانشگاه در ایران می کنم و نشان می دهم با رویکرد خدماتی و حمایتی کردن دانشگاه، پیوند این نهاد با جامعه تقویت نشده است و نمی تواند تقویت شود. تشدید بر خدماتی کردن نهاد دانشگاه موجب تضعیف بیشتر آزادی و استقلال نهاد دانشگاه می شود و عملاً کیفیت آموزش و پژوهش دانشگاهی لطمه دیده و فاصله این نهاد هم از جامعه کم نمی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان