"مقاله حاضر تلفیقی است از یک پایاننامه و یک پژوهش که هر دو به شیوه تحلیل محتوا با موضوع بررسی روابط میانفردی زن و مرد در مجموعههای تلویزیونی ایرانی انجام شدهاند.
عنوان پایاننامه که ارائه نتایج آن بخش اول این مقاله را دربرمیگیرد «بررسی روابط میانفردی (بین زن و مرد) در مجموعههای تلویزیونی با من بمان و مسافری از هند» است و عنوان پژوهشی (که بخش دوم همین مقاله است) «بررسی مقوله عشق در مجموعههای تلویزیونی دردسر والدین، جوانی، و شبدهم» است.
گرچه ویژگی مشترک تمام این مجموعهها طرح مقولات عاطفی میان زنان و مردان درگیر داستانهاست و انتظار میرود چهرهای لطیف، فداکار، مهرورز، منطقی، جویای عاطفه و متین از زنان و مردان (بهخصوص زنان ترسیم شود، نتایج هر دو پژوهش برخلاف انتظارات؛ مجموعههای یادشده زنان را غیرمنطقیتر، عجولتر، هیجانزدهتر با سبک ارتباطی ناخوشایندتر و کمتحملتر نشان میدهند. از سوی دیگر مردان با صفات شخصیتی بیشتر مثبت، ارتباط کلامی محبتآمیز و گفتار عاشقانه بیشتر تصویر شدهاند.
نکته جالب آنکه جذابیت فیزیکی افراد بهخصوص زنان عمدهترین عامل شکلگیری روابط میانفردی بوده است.
"
"
در این مقاله نویسنده به سلطه قدرت بر زبان و فرهنگ میپردازد که از این طریق علایق، ارزشها، تجربهها و رفتار اقشاری که خارج از خط فکری غالب جامعه قرار میگیرند ناشناخته مانده و نادیده گرفته میشود.
بخش اول این مقاله به بررسی نظریههای ارتباطی فمینیسم اختصاص یافته است که به طور خاص بر زبان به عنوان ابزاری که تصاویر، تجربهها و علایق مردانه را مورد تاکید قرار داده و تصاویر، تجربهها و علایق زنانه را نادیده گرفته است تمرکز دارد.
در بخش دوم «نظریه گروه خاموش» مورد بررسی قرار میگیرد که تصویرسازی ناقص از فرهنگ را که تنها بخشی از اعضا را توصیف میکند، مشکوک میداند. قدرت مردان در تصویرسازی تجربهها، برابر با قدرت ساخت واقعیت است. کسانی که این جهان را از طریق برجسته کردن تجربهشان تصویرسازی میکنند، مصونیت دارند و آنچه مهم تلقی میکنند شهرت مییابد، اما تجربه کسانی که شناخته شده نیستند یا فراموش شده و یا به دلیل تصویرسازی نکردن مهم تلقی نمیشود در نتیجه، گروههایی که در زندگی فرهنگی دارای پایگاه حاشیهای هستند، از داشتن واژگانی برای تعریف یا بیان تجربههایشان محرومند.
از سویی برخی نظریهپردازان گروه خاموش از غلظت انتقادهایی که در بخش قبلی از مردان صورت میگرفت، میکاهند. آنان عقیده دارند زنان همیشه سرکوب نمیشوند، بلکه اغلب تمایل کمتری به نشان دادن خود در زمینههای معین دارند.
در نظریه گروه خاموش رسانهها به عنوان ابزار پرقدرت ایدئولوژی غالب معرفی میشوند و گفته میشود اگر چه بسیاری ـ نه همه نهادهای فرهنگی ـ ایدئولوژی غالب را حمایت میکنند، اما رسانهها به طور ویژهای در ارائه ایدئولوژی گروههای غالب به صورت بهنجار، شایسته و طبیعی توانایی دارند.
"
این پزوهش با رویکرد انسان شناسی به بررسی فرآیند بلوغ در میان دو اجتماع شهر اراک به منظور کشف تاثیر تفاوت های فرهنگی بر فرآیند بلوغ پرداخته است. فرآیند بلوغ توسط پژوهشگران رشته هایی چون روان شناسی، روان پزشکی، زیست شناسی و مردم شناسی مورد بررسی قرار گرفته است که در آن احساسات همراه مرحله بلوغ مانند اضطراب، ترس و ... و شیوه برخورد فرهنگ فرد با مسئله ارتباط پیدا می کند. اما در مقابل این دیدگاه نظریه جبرگرایی زیستی قرار دارد که منشا احساسات همراه بلوغ را ناشی از فعل و انفعالات شیمیایی خاص این مرحله می داند...
"دو منطقه اصلی فرهنگی با امکان تقسیم به مناطق کوچک تر در نواحی شمال شرقی و جنوبی ایران وجود دارند که بقایای یکی از قدیمی ترین سازمان های دولتی و شهری در ایران شرقی را در محوطه هایی با 10 تا 12 هکتار وسعت و جمعیتی برابر با 2000 تا 3000 نفر در خود جای داده اند.
یکی از مناطق وسیع فرهنگی شرق ایران دشت سیستان و حوضه رودخانه هیرمند است. مراکز اصلی این منطقه شهر سوخته در سیستان ایرانی و موندیگاک در کنار رودخانه ارغنداب بوده است. در کلیه این نقاط و طی نیمه اول هزاره سوم پ.م. تثبیت شکل های دولتی دقیقی در ترکیب جوامع دیده می شوند.
در حالی که پیدایش اشیای دوران آغاز ایلامی در محوطه هایی چون سیلک و تپه یحیی نشان از تحول رشد فرهنگ محلی بوده، در گروه دیگری از محوطه ها، مانند شهر سوخته و تپه حصار، فرهنگ محلی نفوذ خود را همچنان حفظ کرده است. این وضعیت بیشتر در نقاطی مانند منطقه هیرمند و یا مناطق کوه پایه ای شرقی البرز که دارای جمعیت بیشتری بوده اند مشاهده می شود.
شهرهای فلات ایران نیز مانند شهرهای میان رودانی معمولا دارای معابد و ساختمان های بزرگ و زیبایی بوده اند. کاوش های اخیر نشان داده اند که پرستش گاه ها در ایران نیز چون میان رودان در روی مصطبه ها و با خشت در روی خرابه های قدیمی ساخته می شده اند که بقایای آن ها را در زیر ساختمان های جدیدتر می توان دید. در حالی که بناهای زیگورات مانند در ایران به صورت گسترده دیده نمی شود، معابد پیدا شده در آلتین تپه، ترنگ تپه و موندیگاک را می توان جزو این گروه از بناهای دنیای ایرانی محسوب کرد که همگی مربوط به نیمه دوم هزاره چهارم و یا نیمه اول هزاره سوم پ.م. یعنی زمانی که نخستین شهرها در استپ های هیرمند و قره قوم در حال شکل گیری بوده اند، می باشند."
اگرچه آشپزی را سازوکار آماده سازی خوراک های گوناگون با بهره گیری از روش ها و فنون و ابزار مختلف برای دستیابی به طعم و مزه مطلوب و قابلیت گوارش بهتر دانسته اند، لکن آشپزی مفهومی فراتر از دستور پخت و پز غذاها را دربرمی گیرد. بسیاری از عناصر جغرافیایی- تاریخی و اجتماعی در شکل گیری فرهنگ آشپزی و نظام تغذیه ای هر جامعه ای نقش دارد.
این مقاله به بررسی تاثیرات استفاده از اینترنت بر دیدگاه جهانینگری و نسبینگری هنجاری دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز میپردازد. در پژوهشی که مبنای این مقاله است از روش تحقیق پیمایشی استفاده شده و دادههای مورد استفاده از طریق پرسشنامه محققساخته جمع آوری شده است. نمونه آماری مورد مطالعه شامل 283 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تبریز در رشتههای مختلف تحصیلی است. یافتههای این مقاله تاثیرات استفاده از اینترنت بر نسبینگری هنجاری دانشجویان مورد مطالعه را مورد تایید قرار داده، اما بین دیدگاه جهانینگری دانشجویان کاربر و غیرکاربر تفاوت معناداری مشاهده نشده است. همچنین بین افراد مورد مطالعه با وجود تفاوت در جنسیت، سطح تحصیلات، قومیت و تاهل، میزان استفاده از اینترنت تفاوت معناداری نشان نمیدهد.
" عشایر، یکی از جوامع سهگانه ایران میباشند که برای هویت ملی ایران افتخار آفرین بودهاند. سر سلسلههای بسیاری از حکومتهای ایران، ازجمله قاجاریه، زندیه، افشاریه و ... از ایلات بودند، که قرنها بر ایران حکومت کردند. در اینجا ضمن تفکیک دو جامعهی روستایی و عشایری، به بررسی ساخت اجتماعی ـ سنتی و ردههای قدرت در آنها پرداخته و با تعریف ردهبندی سنتی آنها، شیوه انطباق ردههای قدرت براین ردههای ساختی را مورد بحث قرار میدهیم.
از درون این ردهها، جنگجویان ویژهای گزینش میشدند که وظایف نبرد مسلحانه را عهدهدار بودند. شیوهی ساخت اجتماعی آنها و انطباق با ردههای قدرت بهگونهای بوده است که در مدت سه روز میتوانستند تمامی نیروهای جنگی خود را وارد کارزار نمایند. در روش سنتی، مالکیت شخصی بر مرتع عشایری حاکم نبوده، بلکه مرتع متعلق به کلیه اعضای دامدار طایفه بود. در سال 1342 که نظام اصلاحات ارضی بدون مطالعه و آگاهی از نظام سنتی ـ عشایری، به ملی کردن منابع طبیعی پرداخت، عشایر که دام خود را در معرض نابودی میدیدند به مخالفت با آن برخاستند و جنگ تمام عیاری بین حکومت مرکزی و بسیاری از ایلها درگرفت که به شکست عشایر انجامید. سرپرستان و فرماندهان عشایری، یا کشته شدند یا از قدرت خلع گردیدند و سرانجام به فروپاشی نظام سنتی منجر شد، که به اختصار در این مقاله آمده است. "
" یکی از مهمترین ویژگیهای جهان امروز، افزایش دایم سطح وابستگی و هویتی است، که باید آن را حاصل یک فرایند دو سویه دانست: از یک سو جهانی شدن، که به خصوص در بعد فرهنگی برای از میان بردن فرهنگهای کوچک و پیرامونی تلاش زیادی میکند و از سوی دیگر، مقاومتهای محلی که به صورتهای مختلف در برابر حرکت نخستین مشاهده میشود. در این حال، گونههای زیستی شهرنشینی، روستانشینی و کوچنشینی با قرار گرفتن در این فرایند دو سویه، رابطه انسان را با محیط زندگیاش به سرعت دگرگون میکنند و این رابطه را بیش ازپیش در چارچوبهای سیاسی(به مفهوم روابطی از قدرت) در میآورند.
در مقالهی حاضر، با تکیه بر یک نمونه ایرانی، رابطه دو الگوی معیشتی شهری و عشایری مورد بررسی قرار گرفته، و ضمن روشن کردن بحث در چارچوبی نظری، به پیآمدهای حاصل از این رابطه در سطح محلی پرداخته است. در این خصوص به مشکلاتی توجه شده است که در تبیین هویت ملی و کاربردی شدن برنامههای مرکزی در سطح محلی مربوط میشود. استان لرستان و شهر خرمآباد از این لحاظ موقعیتی آرمانی دارند که با تکیه بر دادههای به دست آمده در آنها، موضوع به بحث گذاشته شده است."
معمولا برای تفکیک و بازشناخت اقوام و ملل گوناگون، به بررسی و تحلیل ارزشهای آنان مثل دین و مذهب، زبان و ادبیات، آداب و سنن و حتی نژاد و پیشینه تاریخی میپردازند. یکی از بارزترین نمودهای عینی و ذهنی شناسایی و تمییز اقوام و ملل، «پوشاک» آنان است. هنوز در کشور ما تحقیقات علمی و تحلیلهای روششناختی مناسبی در زمینه پوشاک انجام نگرفته است. این مقاله سعی دارد با اشارهای کوتاه به سرفصلهای اساسی در این زمینه، باب بحث و تفحص در ابعادی چون نمادهای پوشاک، زبان پوشاک و ادبیات آن، نشانهشناسی و هویتپردازی به خصوص هویتسازیهای ملی و قومی همراه با پوشاک را، باز کند. باید توجه داشت که مقاله حاضر رویکردی نشانهشناختی را در این روابط مد نظر داشته است.