فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۱۰۱ تا ۳۰٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
ساختار اجتماعی عشایر ایران
حوزههای تخصصی:
" عشایر، یکی از جوامع سهگانه ایران میباشند که برای هویت ملی ایران افتخار آفرین بودهاند. سر سلسلههای بسیاری از حکومتهای ایران، ازجمله قاجاریه، زندیه، افشاریه و ... از ایلات بودند، که قرنها بر ایران حکومت کردند. در اینجا ضمن تفکیک دو جامعهی روستایی و عشایری، به بررسی ساخت اجتماعی ـ سنتی و ردههای قدرت در آنها پرداخته و با تعریف ردهبندی سنتی آنها، شیوه انطباق ردههای قدرت براین ردههای ساختی را مورد بحث قرار میدهیم.
از درون این ردهها، جنگجویان ویژهای گزینش میشدند که وظایف نبرد مسلحانه را عهدهدار بودند. شیوهی ساخت اجتماعی آنها و انطباق با ردههای قدرت بهگونهای بوده است که در مدت سه روز میتوانستند تمامی نیروهای جنگی خود را وارد کارزار نمایند. در روش سنتی، مالکیت شخصی بر مرتع عشایری حاکم نبوده، بلکه مرتع متعلق به کلیه اعضای دامدار طایفه بود. در سال 1342 که نظام اصلاحات ارضی بدون مطالعه و آگاهی از نظام سنتی ـ عشایری، به ملی کردن منابع طبیعی پرداخت، عشایر که دام خود را در معرض نابودی میدیدند به مخالفت با آن برخاستند و جنگ تمام عیاری بین حکومت مرکزی و بسیاری از ایلها درگرفت که به شکست عشایر انجامید. سرپرستان و فرماندهان عشایری، یا کشته شدند یا از قدرت خلع گردیدند و سرانجام به فروپاشی نظام سنتی منجر شد، که به اختصار در این مقاله آمده است. "
گرایش های بین فرهنگی الگوهای زیستی شهری - عشایری در یک نمونه ایرانی
حوزههای تخصصی:
" یکی از مهمترین ویژگیهای جهان امروز، افزایش دایم سطح وابستگی و هویتی است، که باید آن را حاصل یک فرایند دو سویه دانست: از یک سو جهانی شدن، که به خصوص در بعد فرهنگی برای از میان بردن فرهنگهای کوچک و پیرامونی تلاش زیادی میکند و از سوی دیگر، مقاومتهای محلی که به صورتهای مختلف در برابر حرکت نخستین مشاهده میشود. در این حال، گونههای زیستی شهرنشینی، روستانشینی و کوچنشینی با قرار گرفتن در این فرایند دو سویه، رابطه انسان را با محیط زندگیاش به سرعت دگرگون میکنند و این رابطه را بیش ازپیش در چارچوبهای سیاسی(به مفهوم روابطی از قدرت) در میآورند.
در مقالهی حاضر، با تکیه بر یک نمونه ایرانی، رابطه دو الگوی معیشتی شهری و عشایری مورد بررسی قرار گرفته، و ضمن روشن کردن بحث در چارچوبی نظری، به پیآمدهای حاصل از این رابطه در سطح محلی پرداخته است. در این خصوص به مشکلاتی توجه شده است که در تبیین هویت ملی و کاربردی شدن برنامههای مرکزی در سطح محلی مربوط میشود. استان لرستان و شهر خرمآباد از این لحاظ موقعیتی آرمانی دارند که با تکیه بر دادههای به دست آمده در آنها، موضوع به بحث گذاشته شده است."
پوشاک و هویت قومی و ملی
حوزههای تخصصی:
معمولا برای تفکیک و بازشناخت اقوام و ملل گوناگون، به بررسی و تحلیل ارزشهای آنان مثل دین و مذهب، زبان و ادبیات، آداب و سنن و حتی نژاد و پیشینه تاریخی میپردازند. یکی از بارزترین نمودهای عینی و ذهنی شناسایی و تمییز اقوام و ملل، «پوشاک» آنان است. هنوز در کشور ما تحقیقات علمی و تحلیلهای روششناختی مناسبی در زمینه پوشاک انجام نگرفته است. این مقاله سعی دارد با اشارهای کوتاه به سرفصلهای اساسی در این زمینه، باب بحث و تفحص در ابعادی چون نمادهای پوشاک، زبان پوشاک و ادبیات آن، نشانهشناسی و هویتپردازی به خصوص هویتسازیهای ملی و قومی همراه با پوشاک را، باز کند. باید توجه داشت که مقاله حاضر رویکردی نشانهشناختی را در این روابط مد نظر داشته است.
هویت ملی از دیدگاه شهید مطهری
حوزههای تخصصی:
" هویت ملی، مجموعهای از گرایشها و نگرشهای مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویتبخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور، بهعنوان یک واحد سیاسی، است. هویت ملی دارای عناصر سازنده گوناگونی چون ارزشهای ملی، دینی، فرهنگی، جامعهای، انسانی، و در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، زبانی و غیره است.
هویت ملی ایرانی نیز به انحای مختلف، دارای ابعاد و عناصر فوق هستند؛ اما مهمترین مسایل آن، وجود دو عنصر اسلامیت و ایرانیت و تاثیرپذیری آن از فرهنگ غربی است. لذا، در تاریخ معاصر ایران، چالش و بحران در عناصر هویت ملی ایرانی در این دو مولفه اساسی و رابطه آن با فرهنگ غربی بود.
استاد مطهری، بهعنوان یک روشنفکر دینی و آسیبشناس مذهبی، که دردهای جامعه را از زاویه دینی مورد شناسایی و ارزیابی قرار میداد، به طرح دیدگاههایی درباره هویت ایرانی پرداخته و از میان عناصر متفاوتی که به هویت ایرانی شکل داده است، به مذهب اولویت و اصالت بخشیده و عواملی چون جغرافیا، نژاد، زبان، سنن، فرهنگ و سایر عناصر هویتی را در درجه دوم اهمیت قرار داده است.
از نظر ایشان مهمترین عامل هویتیابی ایرانیان، گرایش آنان به دین اسلام میباشد، چرا که اسلام بواسطه خصوصیات معنوی خود، توانست به ایرانیان هویت جدیدی اعطا کند و به ایرانی بودن نیز معنای جدیدی بدهد. "
گزارش: همزیستی فرهنگها: تجربه گذشته و چشم انداز آینده
حوزههای تخصصی:
سرمقاله: شتاب، توقف و واپس رفتن
حوزههای تخصصی:
نذر و هویت اجتماعی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در مقاله حاضر ضمن بیان جایگاه نذر به لحاظ مفهومی و نظری در مردم شناسی دینی، به بیان وضعیت آن به عنوان یکی از اعمال و رفتارهای دینی در میان مردم مسلمان ایران پرداخته می شود. علاوه بر این، شناسایی سهم و نقش آن، در تمایز بین زنان و مردان در انجام مراسم دینی و در نهایت تبیین هویت یابی زنان از طریق انجام آن،مورد نظر است. برای بیشتر زنان ایرانی به دلیل اعتقاد دینی یا آگاهی از ارزش های اجتماعی معطوف به نذر در مقایسه با مردانی که به این سنت دینی باور دارند ولی به گونه ای متفاوت از زنان عمل می کنند یا زنانی که به ادای نذر به عنوان یک وظیفه دینی یا امر اجتماعی باور نداشته و در نتیجه در مراسم دینی مشارکت عمده و فعالی ندارند، موقعیت خاصی فراهم می سازد. فرایند نذر موجب و منشا تمایزدهی آنها از دیگران (زنان و مردان بی توجه به نذر) می شود. این معنی را می توان با تاکید بر نذرهای زنان و مردان در مراسم دینی نشان داد. با وجود اینکه بسیاری از نذورات و وسایل مورد استفاده در مراسم دینی برای این منظور به طور مشترک برای زنان و مردان مورد استفاده قرار گرفته ، ولی بعضی از آنها ویژه مراسم و مناسک دینی مردان و برخی دیگر مختص زنان است. با ملاحظه طبقه اجتماعی، زمان، مکان، جنسیت و موقعیت فرهنگی و اجتماعی زنان و مردان، استفاده متفاوت از نذورات برای این گروه اجتماعی،?هویت آفرین نیز است.
"
بررسی روند تغییرات توسعه یافتگی استانهای کشور (دوره زمانی 1382-1365)
حوزههای تخصصی:
سواد رسانه ای و زندگی در عرصه عمومی نوین
حوزههای تخصصی:
دوستی، بینا ذهنیت و همبستگی
مقایسه میزان پرخاشگری نوجوانان معلول جسمی - حرکتی با نوجوانان عادی
حوزههای تخصصی:
"بازنمایی تصویر زن در رسانههای عربی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"بررسی وضعیت زنان در رسانههای جهان عرب موضوع مقاله دکتر علی عبدالرحمن عواض استاد ارتباطات دانشگاه شارقه است. وی این مقاله را در کنفرانس زن و رسانه ارائه کرد که در سال 2002 در امارات متحده عربی با شرکت استادان و پژوهشگرانی از کشورهای مختلف عربی برگزار شد. نویسنده در این مقاله ابتدا به بررسی ادبیات موضوع میپردازد و طی آن نتایج پژوهشهای انجام شده را در این حوزه مرور میکند آنگاه با طرح این پرسش که آیا تصویر یکسانی از زن عرب در رسانهها وجود دارد و یا با تنوع رسانهها و مناطق این تصویر نیز متفاوت است؟ میکوشد با بهرهگیری از پژوهشهای گوناگون به بررسی رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری بپردازد و نقش آنها را در بازنمایی چهره واقعی زن عرب و بلکه زن مسلمان توضیح دهد.
وی با توجه به نقش مهم تبلیغات بازرگانی، چگونگی حضور زن را در آن مورد بررسی قرار میدهد و نقش ایفاشده را در بیشتر موارد منفی میداند و خواستار تصحیح نگاه به این مقوله میشود. به نظر وی این نقش زن را تا حد یک شیء همچون لوازم منزل و دیگر کالاهای تبلیغشده تنزل میدهد و او را از هویت و شخصیت انسانی خود دور میکند. آنگاه به بحث در مورد محتوای رسانههای خاص زنان میپردازد و توجه افراطی به مسایلی مانند مد لباس، آرایش و زیبایی، تجملگرایی و … و نیز نادیده گرفتن مسایل اصلی، دیدگاهها، مشکلات و واقعیتهای مربوط به زنان را مورد بررسی قرار میدهد و نقش رسانهها را در واژگون نشان دادن چهره زنان و نیز ساختن الگوهای نامناسب برای آنان باز مینماید.
وی همچنین به بررسی وضعیت زنان شاغل در رسانهها میپردازد و نشان میدهد حضور آنان نتوانسته است به تأثیر جدی در ارائه چهره مناسب از زنان در رسانهها منتهی شود.
نویسنده در پایان پیشنهادهایی برای بهبود کار رسانهها در مورد زنان ارائه میدهد و آنها را به آشنایی بیشتر با مسایل واقعی جامعه و خودداری از نسخهبرداری صرف از رسانههای غربی فرا میخواند.
"
تحلیل اجتماعی سرقت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برگرفته از پژوهش نگارنده در زمینه مطالعه جامعه شناختی سرقت در ایران است . پیش فرض این تحقیق مبنی بر اینکه میزان وقوع سرقت در سطح استانهای ایران دارای تفاوتهای قابل ملاحظه ای با یکدیگر می باشند بر طبق شواهد آماری موجود مورد تایید قرار گرفته است . بر همین اساس ، مهمترین سوال تحقیق ، عبارت است از اینکه مهمترین عوامل اجتماعی تبیین کننده نوسانات میزان سرقت کدامند ؟ و سهم هر عامل چقدر است ؟ ...
نگاه: معصومیت های بزک شده، روی دکه فرهنگ
منبع:
آزما دی ۱۳۸۳ شماره ۳۳
حوزههای تخصصی: