"پژوهش به معنای کشف حقیقت، یافتن پاسخ مناسب برای مجهولات و گام گذاشتن در وادیهای ناشناخته برای دستیابی به محصولاتی است که از یکسو اذهان جستجوگر پژوهندگان را اقناع کند و از سوی دیگر نیازهای موجود را پاسخ گوید. ورود به عرصه پژوهش در موضوعات مورد نیاز رسانه، با توجه به تنوع نیازها، پژوهشگران را با طیف گستردهای از موضوعات روبرو میکند که غالباً میان رشتهای هستند. یک سر این طیف به رسانه بازمیگردد با سرفصلهایی مانند: شناخت رسانهها، به مثابه واسطه، با دریافتهای متنوعی که در این زمینه وجود دارد، جایگاه و نقش مخاطب در عرصههایی چون نظرات، افکار، تأثیر و غیره و نیز نحوه تعامل رسانه با مخاطبان. در سر دیگر این طیف، موضوعات گوناگون تخصصی با جایگاه و شأن خاص خود قرار دارند.
اندیشیدن، پژوهش کردن و نوشتن در حوزه رسانه و ارتباطات، به ویژه رادیو و تلویزیون، در کشور ما پیشینهای طولانی ندارد. بررسی کوششهای ارجمندی که در این زمینه انجام شده اولاً در عرصه انتقال علوم و تجربیات و ثانیاً در جهت بومیسازی، حاکی از مسیر دشواری است که تا کنون طی شده و نیز نشانگر راه درازی که در پیشرو داریم.
انتقال دانش به داخل کشور بسیار ارجمند و کارساز است اما در واقع پیمودن بخشی از راه به شمار میرود. آنچه این گام را تکمیل میکند اولاً انطباقِ آن با نیازهای داخل کشور، زمینههای فرهنگی و ساختارهای ملی و ثانیاً درونیسازی دانش به گونهای که به تدریج جوانههای آن در اذهان اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی شکوفا شود.
رسانههای جدید، چه به لحاظ دانش و چه از نظر فناوری، از غرب به کشور ما وارد شدهاند. اگر چه این رسانهها در زادگاه اصلی خود، در وجه غالب، کارکرد خبری و سرگرمی دارند، ما در کشور خودمان، با توجه به انتظاراتی که به ویژه پس از انقلاب در گزارههایی مانند «دانشگاه عمومی سراسری» در مورد رسانه ملی منعکس شده است، به کارکردهای دینی، فرهنگی و آموزشی در کنار سرگرمی و اطلاعرسانی میاندیشیم.
هرچند وجود مؤلفههای گوناگون و ابعاد مختلف اندیشیدن، پژوهش کردن و نوشتن را در این حوزه با دشواریها و حساسیتهای بسیاری روبرو میکند، این دشواری چیزی از ضرورت و اهمیت آن نمیکاهد، زیرا به کارگیری محصولات فناوری جدید اگر همراه با نیازها و اندیشههای بومی و با دقت و مراقبت نباشد، موجب سیطرة فناوری و کاهش اختیار انسان خواهد شد.
ضرورت دستیابی به محصولاتی علمی و پژوهشی منطبق با نیازهای بومی و متناسب با باورها و آرمانها که ضمن استفاده از تازهترین دستاوردهای علمی بشری در سراسر جهان برآمده از کوشش اندیشمندان و پژوهشگران ماست، تحمل دشواریها را آسان میکند و راه پیشرفت را میگشاید.
فصلنامه پژوهش و سنجش در طی سالهای فعالیت خود، همواره کوشیده است تا با طرح موضوعات موردنیاز رسانه ملی و درج مقالات علمی و پژوهشی به بومیسازی در این حوزه کمک کند، و در این راه دست کمک به سوی همه پژوهشگران، اندیشمندان و نویسندگان دراز میکند.
در این شماره از فصلنامه موضوعات متنوعی در حوزه رسانه و ارتباطات با گرایش رادیو و تلویزیون درج شده است؛ محتوای رسانههای محلی، بررسی محتوا و دیدگاههای مخاطبان نسبت به برنامههای رادیو و تلویزیون، سواد رسانهای و نظرسنجی اینترنتی در مقایسه با نظرسنجی حضوری برخی از موضوعات ارائه شده در این شماره است. "
"مقاله حاضر، برگرفته از تحقیقی با همین نام است که از سوی نگارنده، در سال 1383 به روش پیمایشی انجام شده و هدف آن سنجش میزان رضایت روستاییان از برنامههای تلویزیونی مربوط به مسائل روستایی و کشاورزی بوده است.
نویسنده ابتدا مروری بر جایگاه تلویزیون در رشد و توسعة روستایی و کشاورزی دارد و سپس ویژگیهای برنامههای تلویزیونی اثربخش را در زمینة توسعه و ترویج روستایی برمیشمرد. در بخش ارائة یافتههای پژوهش نیز تأثیر متغیرهای سن، جنس، شغل، میزان تحصیلات، وضعیت اقتصادی، محل سکونت و مدت تماشای تلویزیون بر میزان رضایت از برنامههای تلویزیونی سازمان جهاد کشاورزی، در شش استان مورد بررسی قرار میگیرد.
در این میان عواملی چون مشارکت نداشتن روستاییان در تولید برنامههای مربوط به روستا، یکنواختی قالب برنامهها، وجود پارازیتهای مفهومی در برنامهها و نزدیک نبودن موضوع برنامهها به مسائل واقعی زندگی روستاییان، از علل نارضایتی مخاطبان روستایی از برنامهها شناخته شده و در مقابل، احترام به فرهنگ و سنن روستایی در برنامهها و نیاز مخاطبان به فراگیری مطالب جدید، از عوامل جلب مخاطبان روستایی به برنامهها شمرده شده است.
در پایان نیز عوامل مؤثر بر اثربخشی برنامههای تلویزیونی مربوط به حوزة کشاورزی و ترویج مشارکت مردمی، ذکر شدهاند.
"
" پژوهش حاضر سعى دارد دیدگاه دانشجویان دانشگاه هاى اصفهان و شهرکرد را نسبت به برنامه هاى شبکه 4 سیماى جمهورى اسلامى ایران مورد بررسى قرار دهد. این تحقیق در دو دانشگاه اصفهان و شهرکرد که تفاوت هاى محسوسى از نظر اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و جغرافیایى دارند، انجام شده است. جامعه مورد بررسى کلیه دانشجویان دانشگاه هاى اصفهان و شهرکرد هستند که در سال تحصیلى 83ـ 1382 مشغول به تحصیل بوده اند.
به این منظور، متغیرهایى از جمله میزان رضایت دانشجویان در دانشگاه از برنامه هاى شبکه 4، ارزیابى محتواى علمى برنامه ها توسط دانشجویان، میزان استفاده دانشجویان از برنامه هاى این شبکه و... تعریف و با روش تحقیق پیمایشى و تهیه پرسشنامه اطلاعات جمع آورى گردید. اطلاعات جمع آورى شده با تکنیک هاى توصیفى و تحلیلى بررسى شدند و از آزمون «کاى اسکور» جهت تعیین معنى دارى رابطه متغیرها استفاده گردید.
پس از تجزیه و تحلیل نتایج مشخص شد که دانشگاه محل تحصیل در دیدگاه دانشجویان نسبت به برنامه هاى شبکه 4 تاثیرى ندارد. حاصل بررسى دیدگاه دانشجویان و میزان رضایت آن ها از شبکه 4 سیما نشان داد که دیدگاه مثبتى از عملکرد شبکه 4 سیما وجود ندارد و این فقدان رضایت و نگرش مثبت در نهایت منجر به رویگردانى آنان از این منبع و رجوع به منابع اطلاعاتى دیگر است. همچنین نتایج نشان داد که دانشجویان اصفهان بیش تر از شبکه 4 سیما جهت رفع نیاز علمى خود استفاده مى کنند. همچنین دانشجویانى که این شبکه را یکى از منابع اطلاعاتى خود جهت رفع نیازهاى علمى در کنار دیگر منابع اعلام کرده اند، دیدگاه نسبتاً بهترى راجع به این شبکه دارند و سرانجام نتایج نشان مى دهد که دانشجویان مقاطع بالاتر محتواى علمى این شبکه را ضعیف تر ارزیابى نموده اند که این امر به ارضا نشدن نیاز دانشجویان مقاطع بالاتر تحصیلى از طریق این شبکه علمى مربوط مى شود.
"
این مقاله با ارایه دیدی اکتشافی - پژوهشی آسیب های اینترنتی را با استفاده از تجربه های کاربران محیط مجازی و همچنین با رجوع به معیارهای اجتماعی ایران مفهوم سازی می کند تا در نتیجه به تعریف جدیدی از آسیب های اجتماعی - اینترنتی برسد. سپس مقاله سعی می کند تا بر اساس این تعریف انواع آسیب های اجتماعی نوین را بر اساس ارتباط و عدم ارتباط تجربی و مفهومی با سایت های اینترنتی دسته بندی و شناسایی شوند. در نهایت این مقاله تغییرات هویتی نسل های جدید ایران را به مثابه متغیر وابسته به تعدد مراجعه به دنیای مجازی مورد مطالعه نظری قرار خواهد داد تا یک مجموعه نظری قابل استفاده برای مطالعه آسیب های اینترنتی فراهم آید.
جنگ ها از جمله رویدادهای هویت سوز و در عین حال هویت سازند و جنگ تحمیلی هشت ساله علیه کشورمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. از سوی دیگر هویت نیز محصول این همانی شناخت از سوی خویش و دیگری است و می تواند به این همانی یا انطباق تصاویر ذهنی تحویل شود. در این چارچوب، تصاویر هنری از جمله تصاویر سینمایی امکان ها و محمل هایی برای بازنمایی، و روایت رویدادها و مفاهیم به مثابه منابع و مولفه های هویت ساز به شمار می روند و می توانند به خودیابی جوامع کمک کنند. ژانر سینمای جنگ در جامعه ما نیز عمدتا در پی روایت و بازپرداخت جنگ تحمیلی به منزله رویدادی هویتساز است و می کوشد تا آن را به پاسخ پرسش از کیستی ما وارد نماید. بر این اساس مقاله حاضر به تحلیل روایت سینمایی ابراهیم حاتمی کیا از جنگ تحمیلی به مثابه روایتی عرفانی و معنوی پرداخته و سعی دارد تا نمادها و چارچوب های زمانی و مکانی آن را در برداشتی که با چارچوب های هویتی انقلاب اسلامی ملازم است بازخوانی کند.
" این مقاله تلاش مى کند ضمن طرح نظریه ها و دیدگاه هاى مربوط به شکل گیرى و پیشبرد جامعه اطلاعاتى و شرایط جدیدى که اطلاعاتى شدن فرهنگ، اقتصاد و سیاست در عرصه جهانى پدید آورده است به ارزیابى نقش و عملکرد رسانه هاى نوین بپردازد و نحوه تعامل و رقابت آنها را با رسانه هاى سنتى، مورد بررسى قرار دهد. ادعاى اصلى مقاله، آن است که بر خلاف تصور شیفتگان موج جدید رسانه اى، چالش میان دو نسل رسانه اى مزبور، به حذف رسانه هاى سنتى و جایگزینى رسانه هاى نوین که دستاورد تکنولوژزى هاى جدید ارتباطى و اطلاعاتى هستند، منجر نخواهد شد.
تاکید مقاله بر آن است که جامعه اطلاعاتى، بیش از هر چیز، تحولى شگرفت در زمینه ابزارها و امکانات ارتباطى و اطلاع رسانى ایجاد کرده که حامل فرصت ها و تهدیدهایى براى رسانه هاى همگانى و وضعیت کنونى جوامع در حال گذار از جمله ایران است و بر این اساس هیچ یک از دو رویکرد شیفتگى یا دفع در قبال تکنولوژى هاى نوین ارتباطى، نه مطلوب است و نه منطقى. بنابراین رسانه هاى سنتى پیش از آنکه راه حذف را بپیمایند، تحول نقش ها و کارکردها را تجربه خواهند کرد و در این مسیر از دستاوردهاى تکنولوژى هاى جدید، بهره خواهند گرفت. تکنولوژى کامپیوتر و اینترنت مى تواند براى روزنامه نگاران تا حدى، استقلال سیاسى و اقتصادى در وراى فشارهاى حرفه اى در آغاز هزاره سوم به همراه بیاورد. اینترنت، هم زمان بررسى ها و تحقیقات را براى روزنامه نگاران حرفه اى کاهش مى دهد و هم مکان و فاصله را کوچک و کوتاه مى سازد و به همین دلیل پیگیرى و تعقیب مسائل و دستیابى به افراد مورد نظر را براى آنها آسان تر مى سازد و محدودیت هاى سیاسى را کمرنگ تر مى کند. بنابراین اگر به دستاوردهاى رسانه هاى نوین به عنوان فرصت نگریسته مى شود مى توان از ظرفیت آنها در جهت پیشبرد امر توسعه و تامین عدالت اطلاعاتى و کاهش شکاف هاى معرفتى بهره جست و رسانه را در مسیر انسانى تر کردن شرایط زیست بشر به کار گرفت.
"
"در این مقاله، در ابتدا نگاهى کوتاه به سیر تحول ارتباطات میان فرهنگى در جهان قبل از فن آورى هاى نوین اطلاعاتى - ارتباطى (ICT) مى شود و با تاکید بر نقش جبر و اختیار در ارتباطات میان فرهنگى نشان داده مى شود که نظام ارتباطات میان فرهنگى تا قرن 13 میلادى به صورت چند قطبى بوده و از قرن چهاردهم، عصر سلطه «یک قطبى» آغاز و با تحولاتى چند، به دوران جهانى شدن یا به تعبیر هربرت مارشال مک لوهان، به دوران زندگى انسان در دهکده جهانى رسیده است. عصرى که اگر چه محصول یک فرآیند تاریخى است، اما در آن، اجراى پروژه هاى ارتباطى علیه فرهنگ هاى دیگر سهل تر شده است.
مقاله در ادامه، این دیدگاه را مطرح مى کند که اگر چه شکل گیرى اصطلاح «امپریالیسم فرهنگى»، محصول نظام تک قطبى با مرکزیت امریکا و به وجود آمدن اصطلاح «تهاجم فرهنگى»، حاصل تحولات عصر دهکده جهانى است، اما آن چه «تهاجم فرهنگى» نامیده مى شود، تفاوت هاى عمیقى با «تهاجم نظامى» دارد.
مقاله ضمن تبیین برخى از تفاوت هاى مذکور، کوشش مى کند که نشان دهد وضعیت حاضر، یک دوره در حال گذر است و طى چند دهه آینده، ویژگى هاى دهکده جهانى تغییر خواهد کرد و عصر جدیدى آغاز خواهد شد که نویسنده به دلیل مشابهت نسبى ویژگى هاى آن با سازو کار حاکم بر بازارهاى سنتى مشرق زمین، طى مقالات متعدد خود آن را «بازار پیام» نامیده است.
آخرین بخش مقاله اختصاص به توصیف برخى ویژگى هاى ارتباطات میان فرهنگى در بازار پیام، به ویژه تحولات سخت افزارى و نرم افزارى مربوط به زبان دارد و نگاهى به آسیب شناسى ایران در بازار مذکور خواهد نمود.
"